مقدمه
پس از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی و عدم توفیق آمریکا برای به انحراف کشاندن و مصادره انقلاب، لجاجت آشتی ناپذیری بدلیل از دست رفتن منافع خود از خویش نشان داده است و این لجاجت و دشمنی در سه دهه بگونه های مختلف ظهور و بروز کرده است .در طول چند سال اخیر برای بحران سازی در بحث برنامه هسته ای صلح آمیز جمهوری اسلامی ایران، تلاش بی وقفه ای برای استفاده از این ابزار غیر قانونی آغاز کرده و در طول یک ماه گذشته با اجرای تحریم خرید نفت ایران با مساعدت کشورهای اروپایی و هم چنین تحریم بانک مرکزی از سوی آمریکا تلاش مذبوحانه خود را به اوج رسانده است.در مقابل اتخاذ چنین رویکردی ازسوی غرب مقام معظم رهبری بحث اقتصاد مقاومتی را مطرح و آن را به عنوان یک روش مهم و استراتژیک در تغییر مسیر حرکت اقتصادی کشور عنوان کردند.

نکته جالب توجه در این میان آن است که با اتخاذ چنین رویکردی، عملاً گلوله های رها شده غرب به سوی نظام جمهوری اسلامی بی اثر می شود. ایشان در این باره فرمودند: “ما چند سال پیش «اقتصاد مقاومتى» را مطرح کردیم. همه‌ى کسانى که ناظر مسائل گوناگون بودند، می توانستند حدس بزنند که هدف دشمن، فشار اقتصادى بر کشور است. معلوم بود و طراحى‌ها نشان میداد که اینها میخواهند بر روى اقتصاد کشور متمرکز شوند. اقتصاد کشور ما براى آنها نقطه‌ى مهمى است. هدف دشمن این بود که بر روى اقتصاد متمرکز شود، به رشد ملى لطمه بزند، به اشتغال لطمه بزند، طبعاً رفاه ملى دچار اختلال و خطر شود، مردم دچار مشکل شوند، دلزده بشوند، از نظام اسلامى جدا شوند؛ هدف فشار اقتصادى دشمن این است، و این محسوس بود؛ این را انسان میتوانست مشاهده کند.[۱]“

این سخنان مقام معظم رهبری بر ضرورت طراحی مدل اقتصاد مقاومتی عملاً تاکیدی براین نکته است که مسیر عبور تحریم ها از اقتصاد مقاومتی می گذرد، نکته ای که باید از سوی مسوولان و طرح ریزان اقتصادی کشور مورد توجه قرار گیرد تا بتواند آخرین حربه های غرب برای مقابله با نظام جمهوری اسلامی ایران را با شکست روبه رو کند

تعریف اقتصاد مقاومتی
منظور از اقتصاد مقاومتی ، یک اقتصاد فعال و پویاست نه یک اقتصاد منفعل و بسته چنانکه مقاومت برای دفع موانع پیشرفت و کوشش در مسیر حرکت به سمت جلو تعریف می‌شود. و با تفکر اقتصاد ریاضتی تفاوتهایی دارد گر چه برخی تفاوتی بین اقتصاد مقاومتی و ریاضت اقتصادی قائل نیستند و یا تصور می­کنند که اقتصاد ریاضتی یکی از شاخه های اقتصاد مقاومتی است اما این دو اصطلاح کاملاً متفاوت بوده و ارتباطی به یکدیگر ندارند .

ریاضت اقتصادی  یک طرح یک طرفه است و از ناحیه دولتها به مردم تحمیل می­شود  هدف اصلی ریاضت اقتصادی کاهش هزینه‌ها است و رفع کسری بودجه­ی دولت، و به همین دلیل دولتها به کاهش و یا حذف ارائه برخی خدمات و مزایای عمومی دست می­زنند. این طرح که به منظور مقابله با کسری بودجه توسط برخی دولت‌ها انجام می­شود گاهی اوقات به افزایش میزان مالیات و افزایش دریافت وام‌ها و کمک‌های مالی خارجی  نیز می­‌انجامد.

اینکه بر اقتصاد و شرایط بحران زده یک کشور ریاضت و سختی تحمیل شود، در ظاهر کار خوشایندی به نظر نمی­رسد، اما ، می­تواند به بازیابی درازمدت اقتصاد کمک کند. در صورتی که اقتصاد مقاومتی، اقتصادی است که برای یک ملت، حتی در شرایط فشار و تحریم، زمینه رشد و شکوفایی را فراهم می کند.[۲]بنابراین اقتصاد مقاومتی و ریاضت اقتصادی دو مفهوم جداگانه و مستقل از هم است که به هیچ عنوان منجر به بروز یکدیگر نخواهند شد.

چرا اقتصاد مقاومتی

صهیونیست جهانی بدلیل مخالفت های ذاتی با جمهوری اسلامی در بازه زمانی بعد از انقلاب مخالفتهای خود را به انحای مختلف نشان داده است و در حقیقت حیات سیاسی خود را با اعتلای جمهوری اسلامی در تضاد می­بیند و به همین دلیل ،روشها و شیوه­های مختلف و متنوعی را به منظور ناکارآمدی نظام جمهوری اسلامی بکار برده است . درک صحیح از تهاجم و تخاصم اقتصادی باعث شده که در چند سال گذشته تاکیدات مقام معظم رهبری روی حوزه اقتصاد باشد که در نامگذاری سال ها این موضوع منعکس شده است ، ایشان می فرمایند:” ما چند سال پیش «اقتصاد مقاومتى» را مطرح کردیم. همه‌ى کسانى که ناظر مسائل گوناگون بودند، میتوانستند حدس بزنند که هدف دشمن، فشار اقتصادى بر کشور است. معلوم بود و طراحى‌ها نشان می­داد که اینها می­خواهند بر روى اقتصاد کشور متمرکز شوند. اقتصاد کشور ما براى آنها نقطه­ى مهمى است. هدف دشمن این بود که بر روى اقتصاد متمرکز شود، به رشد ملى لطمه بزند، به اشتغال لطمه بزند، طبعاً رفاه ملى دچار اختلال و خطر شود، مردم دچار مشکل شوند، دلزده بشوند، از نظام اسلامى جدا شوند؛ هدف فشار اقتصادى دشمن این است، و این محسوس بود؛ این را انسان می­توانست مشاهده کند.” [۳]بنابراین شرایطی که امروزه در محیط اقتصادی شاهدیم ناشی از فشار تمام عیار و آشکار در اثرگذاری بر روی مقدرات اقتصادی توسط آمریکا و هم پیمانانش است که در این مسیر نقش محوری را صهیونیسم دارد. در واقع هدف در اقتصاد مقاومتی آن است که بر این فشارها و ضربه‌های اقتصادی از سوی نیروهای متخاصم که سد راه پیشرفت جامعه است، غلبه کنیم.

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در ۲۲ بهمن ۵۷ تاکنون بیش از سی و سه سال سپری شده و در این بین ایالات متحده تنها در حد فاصل پیروزی انقلاب تا ۱۳ آبان ۵۸ (تسخیر لانه جاسوسی) یعنی کمتر از یک سال ایران را تحریم نکرده و پس از آن به انحاء مختلف آمریکا تحریم علیه ایران را گسترش و ادامه داده­است.با نگاهی مختصر به این واقعیت پی می­بریم که دیگر ملت ایران حدود سه ده است که توسط آمریکا و برخی از همپیمانانش مورد تحریم و محاصره اقتصادی واقع شده است.. در مجموع تقویم تحریم‌های آمریکا علیه ایران را می‌توان در شش دوره کلی تقسیم بندی کرد:

دوره اول دوره اشغال لانه جاسوسی (از ۱۹۷۹ تا ۱۹۸۱)

دوره دوم دوران دفاع مقدس (از ۱۹۸۱ تا ۱۹۸۸)

دوره سوم دوران سازندگی (از ۱۹۸۹ تا ۱۹۹۲)

دوره چهارم دوره کلینتون و اعلام استراتژی مهار دوجانبه (از ۱۹۹۳ تا ۲۰۰۱)

دوره پنجم پس از واقعه ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱

و دوره ششم آغاز قطعنامه‌های شورای امنیت از سال ۲۰۰۶ تاکنون.[۴]

 اکنون در این برهه از زمان آمریکا با تقویت همین حربه در صدد افزایش فشار در حوزه اقتصاد ملی ایران است  تا شاید با این روش از درون فشار های مردمی را افزایش دهد . اقتصاد مقاومتی یعنی تشخیص حوزه های فشار و متعاقباً تلاش برای کنترل و بی اثر کردن و در شرایط آرمانی تبدیل چنین فشارهایی به فرصت ، که قطعا باور و مشارکت همگانی و اعمال مدیریت های عقلایی و مدبرانه پیش شرط و الزام چنین موضوعی است. اقتصاد مقاومتی کاهش وابستگی ها و تاکید روی مزیت های تولید داخل و تلاش برای خوداتکایی است. بعد از اعلام صریح رهبری انقلاب برای  اتخاذ متد اقتصاد مقاومتی به منظور مقابله رسانه های غربی و صهیونیستی تا کنون خبرها و گزارش های خود در خصوص ایران را به دو موضوع بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در خصوص اقتصاد مقاومتی و فعالیتهای هسته ای ایران اختصاص دادند . این اظهارات نشان از انفعال دشمن در اتخاذ این تصمیم است.

واقع‌بینی یا عقلانیت سیاسی می‌گوید اگر سیاستی ۳۰ سال ادامه یابد اما نتیجه‌ای حاصل نشود نشان دهنده شکست آن سیاست است، شکستی که ایالات متحده و متحدان غربی‌اش حاضر به پذیرش آن نیستند. به بیان دیگر، این تحریم‌ها، آرزوی واضعان آن را بر آورده نکرده است.


 


[سه شنبه 3 اردیبهشت 1392 ]  [7:39 PM]  [مهدی گردالی]

چرا اقتصاد مقاومتی یک ضرورت است؟
چرا امروز دشمن تهاجم گسترده‌ی اقتصادی را در دستور کار خود قرار داده است؟ آیا دشمن زودتر از ما به نقطه‌ضعف ما پی برده است؟ آیا تحریم‌‌‌های اقتصادی توانسته است بر اقتصاد خانوارهای ایرانی تأثیر منفی داشته باشد؟ آیا فشار اقتصادی بر مردم می‌‌‌تواند منجر به تغییرات فرهنگی و عقیدتی شود؟


چرا امروز دشمن تهاجم گسترده‌ی اقتصادی را در دستور کار خود قرار داده است؟ آیا دشمن زودتر از ما به نقطه ضعف ما پی برده است؟ آیا تحریم‌‌‌های اقتصادی توانسته است بر اقتصاد خانوارهای ایرانی تأثیر منفی داشته باشد؟ آیا فشار اقتصادی بر مردم می‌‌‌تواند منجر به تغییرات فرهنگی و عقیدتی شود؟ و اینکه چرا در نظام اسلامی اقتصاد، بعد از اعتقاد، مهم‌‌‌ترین رکن قیام و مقاومت علیه ظالم و استقلال سیاسی محسوب می‌‌‌شود؟
 
اقتصاد سیاسی مقاومتی
 
اقتصاد مقاومتی یک بحث تئوریک محض مختص دانشگاه و حوزه نیست، بلکه بیشتر اقتصاد کاربردی (Applied Economy) است. اقتصاد مقاومتی یک شعار نیست، یک واقعیت اقتصادی است که شاخص‌‌‌های آن ریشه در عمل دارد، نه حرف.
 
این دیدگاه جدید به اقتصاد را می‌‌‌توان با واژه‌ی Resistive economy به مجامع علمی معرفی کرد و حتی در مفهوم دقیق‌‌‌تر، می‌‌‌توان از واژه‌ی اقتصاد سیاسی مقاومتی (Political Resistive Economy) استفاده کرد و برای ارزیابی آن شاخص‌‌‌های اقتصاد سیاسی تعریف و استخراج نمود، زیرا این واژه یک مفهوم اقتصاد سیاسی است تا یک مفهوم اقتصادی و به دنبال راه‌حل‌‌‌های اقتصاد سیاسی می‌‌‌باشد که در عمل و کاربرد بتواند مبتنی بر اقتصاد اسلامی، نه تنها بر بحران‌‌‌های ایجادشده در عرصه‌ی اقتصاد سیاسی فائق آید، بلکه مسیر اقتصاد را در جهتی قرار دهد که آمادگی و آینده‌نگری لازم نیز اتخاذ شده باشد.
 
القای تفکر اقتصاد مقاومتی یک تدبیر هوشمندانه است تا مدیران ارشد اقتصادی را از غفلت ایجادشده در بخش اقتصاد برهاند. اقتصاد مقاومتی مکمل جهاد اقتصادی است.
 
اقتصاد مقاومتی مبتنی بر اقتصاد اسلامی
 
بر اساس نظر شهید محمدباقر صدر، اسلام دارای مکتب اقتصادی است و نیازی به تقلید از تفکرات انحرافی نیست. بر این اساس، مبنای اقتصاد مقاومتی باید مبتنی بر اقتصاد اسلامی باشد تا بتوان علاوه بر در امان ماندن از بحران‌‌‌های اقتصاد سرمایه‌‌‌داری، مانند بحران نظام بانکداری و نرخ بهره، بحران بدهی و اعتبار و بحران‌های جمعیتی، از ظرفیت‌‌‌های اقتصاد اسلامی نیز بهره‌ی کافی برد و تحت تأثیر تغییرات فرهنگی‌ـ‌اجتماعی ناشی از اقتصاد سرمایه‌‌‌داری قرار نگرفت.
 
همچنان که مقام معظم رهبری نیز تأکید نمودند، مبارزه با اقتصاد سرمایه‌‌‌داری به معنای حرکت به سمت سوسیالیسم نیست. علاوه بر شناخت و رفع نقاط ضعف و بهبود نقاط قوت اقتصاد ملی، یک جنبه‌ی اقتصاد مقاومتی می‌‌‌تواند جلوگیری از گرایش اقتصاد جمهوری اسلامی به تفکرات سرمایه‌‌‌داری و سوسیالیستی است.
 
 
اقتصاد مقاومتی راه‌حل تحریم اقتصادی
 
اقتصاد مقاومتی را نمی‌‌‌توان صرفاً مقاومت اقتصادی دانست، بلکه ایجاد امنیت و ثبات در اقتصاد و عدم تزلزل در برابر شوک‌‌‌های خارجی اقتصادی یا همان استقلال اقتصادی از شاخصه‌‌‌های بارز اقتصاد مقاومتی است. دشمن در طول چند دهه‌ی اخیر، تمام ابزارهای مبارزه با تفکر جمهوری اسلامی را امتحان کرده است، اما ابزاری که همیشه در کنار ابزارهای دیگر بوده مبارزه‌ی اقتصادی است که امروز تبدیل به آخرین و مؤثرترین ابزار دشمن شده است.
 
ضعف اقتصاد ایران در وابستگی به اقتصاد تک‌محصولی نفت راه‌حل تحریم نفتی را پیش پای غرب قرار می‌‌‌دهد. نفت که می‌‌‌توانست ابزار فشار ما بر غرب باشد امروز ابزار فشار غرب بر اقتصاد ایران شده است و اینجاست که جای خالی اقتصاد مقاومتی احساس می‌‌‌شود. اقتصاد مقاومتی به دنبال پیش‌بینی مشکلات این‌چنینی و ارائه‌ی راه‌حل لازم می‌‌‌باشد.
 
اقتصاد مقاومتی مختص زمان تحریم و جنگ نیست، بلکه یک چشم‌انداز بلندمدت پیش روی اقتصاد ایران است، زیرا اقتصاد ایران در سایه‌ی تفکر جمهوری اسلامی همیشه آماج حملات دشمنان خواهد بود. اقتصاد مقاومتی به معنای ریاضت اقتصادی نیست، بلکه مفهوم شکوفایی اقتصاد و رفع مشکلات موجود در زیربخش‌های اقتصادی برای جلوگیری از امتیازدهی به دشمنان و بهبود سطح رفاه عموم مردم است.
 
اقتصاد مقاومتی لازم است در زیربخش‌‌‌های اقتصادی وارد شود، به خصوص در بخش کالاهای استراتژیک وارداتی و صادراتی. حوزه‌ی فعالیت اقتصاد مقاومتی را می‌‌‌توان به 2 بخش داخلی و خارجی تقسیم‌بندی نمود، زیرا هر قدر که اقتصاد ایران در خارج نیاز به اقتصاد مقاومتی دارد، در داخل نیز در مقابل مفسدان اقتصادی و سیاسی و رانت‌‌‌خوارن نیاز به اصلاح امور اقتصادی‌ـ‌سیاسی دارد.
 
مطمئناً اقتصاد مقاومتی در مقابل اقتصاد سرمایه‌‌‌داری و مبتنی بر اقتصاد اسلامی است. خاستگاه اقتصاد اسلامی نیز قلب انسان‌‌‌هاست و زمانی اقتصاد اسلامی در جامعه جاری می‌‌‌شود که ابتدا مسئولین و مدیران ارشد در باطن خویش اقتصاد اسلامی را بپذیرند و این تفکر را در عمل به بخش‌‌‌های مختلف جامعه القا کنند.
 
اقتصاد مقاومتی، اجباری در مقابل نقطه‌ضعف‌‌‌های اقتصادی
 
دشمن به دلیل ضعف درونی و استراتژیک نمی‌‌‌تواند سیستم اقتصادی جمهوری اسلامی را به طور کامل مختل کند، اما بر روی نقاط ضعف و اجزای ناقص این سیستم اصرار و تأکید می‌‌‌کند و پیشرفت‌‌‌هایی نیز داشته است. از جمله بخش‌‌‌هایی که اقتصاد مقاومتی می‌‌‌تواند در آن‌ها وارد شود و از ضعف‌‌‌های اساسی اقتصاد ایران محسوب می‌‌‌شود می‌‌‌توان به این موارد اشاره کرد:
 
وابستگی به درآمدهای حاصل از اقتصاد تک‌محصولی و صادرات نفت خام، شکاف طبقاتی و فقر نسبی، فساد اقتصادی و اداری، عدم شایسته‌سالاری علمی، ضعف نظام بانک‌داری، پولی و سیستم ارزی کشور، عدم توجه به تغییر هرم جمعیتی و سالخوردگی جمعیت، بوروکراسی عریض و طویل دولتی، فضای کسب‌وکار و بیکاری تحصیل‌‌کرده‌‌‌ها، وجود سرمایه‌‌‌های سرگردان که ناشی از دستوری بودن نرخ ارز و نرخ بهره است، قاچاق کالا به داخل و خارج، عدم نظارت دقیق بر چرخه‌ی توزیع کالا به صورت عمده‌فروشی و خرده‌فروشی در کشور، ضعف حمل‌ونقل ریلی به عنوان زیربنای توسعه‌ی اقتصادی، عدم توجه به سرمایه‌‌‌های اجتماعی و سرمایه‌‌‌های نمادین در کشور اشاره نمود.
 
در ساختن شاخص برای اقتصاد مقاومتی باید رفع این مشکلات مبنا و اساس قرار گیرد. این مشکلات اقتصادی که جامعه را با مشکلات فرهنگی و اجتماعی بسیاری مواجه خواهد نمود و همچون گذشته، با شوک درمانی نیز رفع نخواهد شد، ناشی از پیروی ناآگاهانه از اقتصاد سرمایه‌داری است که در درون خود خلأهای استراتژیک احساس می‌‌‌کند.
 
مقام معظم رهبری مردمی کردن اقتصاد را از الزامات اقتصاد مقاومتی ذکر فرموده‌اند، اما با این نظام پولی، بانکی و ارزی و نرخ بهره‌ی 20 درصد، آیا مردم وارد فعالیت تولیدی و اقتصادی خواهند شد یا به فکر افزایش اندوخته در بانک و استفاده از سود 20 درصد یا نوسانات قیمت در بازار خواهند بود؟ بانک‌‌‌های جمهوری اسلامی ایران، همانند بانک‌‌‌های غربی، سود و رشد مبتنی بر ایجاد بدهی و اعتبار کاذب را هدف فعالیت خود قرار داده‌اند و این مسیر همچون مسیر بانک‌‌‌های غربی محکوم به توقف است.
 
کاهش وابستگی به درآمدهای نفت و گاز به مفهوم کنار گذاشتن نفت و گاز از اقتصاد ملی نیست، بلکه به معنای جلوگیری از خام‌فروشی نفت و جلوگیری از ایجاد رانت برای افرادی است که با درآمدهای حاصل از نفت و گاز ارتباط نزدیک دارند.
هدف اقتصاد مقاومتی توجه به این جنبه‌‌‌های اقتصادی است که دشمنان اشراف کامل به آن‌ها دارند و در تیر آخر تحریم، دست به تحریم نفتی و بانکی زده‌‌‌اند. سخن آخر اینکه «اقتصاد مقاومتی»، به معنای چرخش 180 درجه از اقتصاد امروزی نیست، اما پیروی کامل از آن را نیز به همراه ندارد. (*)



 


[سه شنبه 3 اردیبهشت 1392 ]  [7:37 PM]  [مهدی گردالی]

دکتر «مهدی زریباف» تاکتیک‌های مقابله با تحریم‌های ضد ایرانی را بررسی کرد؛

مختصات اقتصاد مقاومتی
اقتصاد مقاومتی شامل چه قلمروهایی می‌شود و در روابط اجتماعی و انسانی چه تأثیراتی می‌گذارد؟ آیا نگاه ما به اقتصاد مقاومتی باید اقتضایی باشد؛ که دوره‌ی خاص خودش را دارد؟ آیا برای کشور ما که نفت بر اقتصادش سیطره دارد، کارایی دارد؟ دکتر «مهدی زریباف» در گفت‌‌و‌گوی اختصاصی با «برهان» به این سؤالات پاسخ می‌دهند.


آیا تاکنون درباره‌ی «مختصات یک اقتصاد مقاومتی»، بررسی کارشناسی صورت گرفته است؟ واقعیت این است، اگر چه این روزها اغلب مسئولان در رسانه‌ی ما از واژه‌ و ادبیات اقتصاد مقاومتی به‌عنوان تنها راه‌کار خروجِ اقتصاد ایران از چالش‌های اخیر، نام می‌برند اما متأسفانه هیچ دستورالعمل واقعی‌ از اقتصاد مقاومتی توسط مراکز مطالعاتی‌ـ‌پژوهشی و حتی دستگاه‌های دولتی و غیردولتی ارائه نشده است! حال سؤال این است که مختصات اقتصاد مقاومتی چیست؟ چه دستگاه‌هایی وظیفه‌ی طراحی‌، تدوین و اجرای آن ‌را دارند؟ و ...
 
«دکتر مهدی زریباف»  رئیس مرکز مطالعات و مبانی مدل‌های اقتصادی در گفت‌گویی به بررسی این موضوعات می‌پردازد.
 
به نظر شما منظور از اقتصاد مقاومتی که مقام معظم رهبری فرموده‌اند چیست؟ به عبارت دیگر ماهیت اقتصاد مقاومتی چیست و چه سؤال‌هایی در این رابطه مطرح است؟
 
برای پاسخ‌گویی به این سؤال ابتدا باید تصوری از اقتصاد داشته باشیم که منظور ما از اقتصاد چیست و دوم تصوری از مفهوم مقاومت؛ در نهایت از ترکیب این 2 می‌توانیم تصویر سومی ارائه کرده و راجع به آن بحث کنیم.
 
موضوع بعدی این است که چرا این مسئله هم‌اکنون در جامعه‌ی ما مطرح شده‌ است و نسبت این مفهوم و عبارت با اقتصاد اسلامی یا با عبارت‌های نظیر اقتصاد عدالتی و اقتصاد جهادی و عبارت‌های مختلف دیگر چیست؟ آیا این‌ها مغایر یک‌دیگرند یا متابع و مکمل یک‌دیگر می‌باشند؟
 
بحث بعدی اینکه اقتصاد مقاومتی شامل چه قلمروهایی می‌شود و در روابط اجتماعی و انسانی چه تأثیراتی می‌گذارد؟ آیا نگاه ما به اقتصاد مقاومتی باید اقتضایی باشد؛ که دوره‌ی خاص خودش را دارد یا دائمی؟ و مناسب با ساختارهای چه کشورهایی است؟ آیا برای کشور ما که نفت بر اقتصادش سیطره دارد، کارایی دارد؟
 
وقتی بحث از اقتصاد مقاومتی می‌کنیم، تصور ما از اقتصاد، نوعی از اقتصاد اسلامی است؛ یعنی اقتصادی که ریشه در جهان‌بینی توحیدی دارد و مقوله‌های مادی، معیشت و معنویت را در یک تفسیر و یک الگوی خاص دنبال می‌کند. به طور حتم این الگو نه الگوی سوسیالیستی و نه الگوی سرمایه‌داری است.
 
آنچه که از روایات و آیات ما استنتاج می‌شود، این است که اقتصاد در مفهوم اندیشه‌ی اسلامی یک مفهوم و یک مقوله‌ی توازنی هم در مقوله‌ی مادی و هم در مقوله‌ی معیشت است. در تفکر اسلامی هر تلاشی برای ایجاد توازن در معیشت، امری اقتصادی محسوب می‌شود. این توازن، قلمروهای مختلفی دارد. ما در دنیایی زندگی می‌کنیم که مبادله در آن وجود دارد و در این مبادله، هزینه، منافع و درآمد وجود دارد.
 
از این رو در تفکر اسلامی اقتصاد برابر است با: توازن در زندگی و معیشت. اقتصاد از این حیث، نوعی بی‌نیازی است؛ یعنی بایستی به کمک توازن‌ها نیازها را رفع کنیم.
 
این تصوری است که بنده از اقتصاد در مفهوم اسلامی آن می‌شناسم که ریشه‌هایش در جهان‌بینی الهی، فطری و توحیدی است و اما در مورد مقاومت اولین مفهومی که قابل برداشت است این است که ما در جهانی زندگی می‌کنیم که در عرصه‌های مختلف دشمن وجود دارد که یکی از آن عرصه‌ها، فعالیت اقتصادی است. به عبارت دیگر در یک میدان رقابتی، تعاملی و تخاصمی قرار داریم که باید جهت نیل به اهداف این فضا را مدیریت کنیم؛ از این رو وقتی می‌گوییم «اقتصاد مقاومتی» یعنی اینکه ما می‌خواهیم از حیثیت و هویت خودمان در مقابل دشمن یا رقیب دفاع کنیم و هر الزامی را که این مقاومت و دفاع نیاز دارد، بایستی وارد برنامه‌ریزی و استراتژی‌های اقتصادی خود کنیم؛ این معنای اقتصاد مقاومتی است.
 
در چنین فضایی قاعدتاً هم دشمن بیرونی وجود دارد و هم دشمن داخلی و از طرف دیگر امکانات بیرونی و داخلی نیز فراهم است. سؤال اینجاست که چگونه باید این دو را در کنار هم قرار داد تا حیثیت، هویت، معیشیت و زندگی اقتصادی را تأمین کرد؟ این را اقتصاد مقاومتی نام می‌نهیم؛ یعنی اقتصادی که این نوع مؤلفه‌ها را به خوبی می‌فهمد و جامعه را بر اساس آن مدیریت می‌کند. اقتصاد مقاومتی بیگانه با اقتصاد اسلامی نیست؛ بلکه می‌توان گفت که یک نوع مکمل اقتضایی آن است که به ضرورت زمان فعلی ما باز می‌گردد که در شرایط فعلی تحریم، ضرورت آن دو چندان است.


با توجه به اینکه اوج تخاصم اقتصادی غرب ضد ایران در تحریم‌ها تبلور یافته است، به نظر شما آیا با لغو تحریم‌ها، لزوم اتخاذ راهبرد اقتصاد مقاومتی از بین می‌رود؟
 
قاعدتاً تا زمانی‌که دشمن داریم، اقتصاد مقاومتی هم لازم داریم؛ به این معنا، این راهبرد همیشگی است. اگر دشمن هم نداشته باشیم، رقیب در منافع داریم که در این‌ صورت شکل آن تغییر می‌کند. ترک اقتصاد مقاومتی مانند این است که انسان تمامی دستگاه‌های ایمنی و امنیتی خود را به کنار بگذارد و از آن استفاده نکند.
 
از این رو، همیشه نیازمندیم که نوعی واکسیناسیون را نسبت به توانمندی‌های آینده به جامعه تزریق کنیم تا در مقابل حوادث خود را مصون‌ نماییم؛ به تعبیری شاید بتوان گفت که اقتصاد مقاومتی یک نوع «اقتصاد صیانتی» نیز است؛ اما قاعدتاً استراتژی‌ها، مدل‌ها و شکل‌های آن متناسب با زمان تغییر می‌کند، به طوری که به عنوان مثال اقتصاد مقاومتی را می‌توان تعبیر دیگری از اقتصاد عدالت محور و اقتصاد جهادی دانست که قاعدتاً مبانی آن باید با همان آموزه‌های اسلامی منطبق باشد.
 
در مورد اقتصاد تهاجمی که به تازگی یکی از دانشجویان در حضور رهبر معظم انقلاب مطرح کردند، نیز به همین صورت است؟
 
اقتصاد تهاجمی هم یک نوع استراتژی جدید است؛ در واقع شما می‌توانید از هر استراتژی استفاده کنید. یک موقع سیاست تهاجمی و گاهی هم سیاست دفاعی؛ اما قاعدتاً دفاع و حمله هر دو برای یک هدف استفاده می‌شوند و آن پیروزی و حفظ نظام است؛ البته این هم یک نگرش است که بگوییم یک اقتصاد اسلامی و یک اقتصاد عدالتی داریم، ولی تاکتیک‌های آن بنا به ضرورت‌های زمانی تغییر می‌کند. به عنوان مثال در حال حاضر در شرایطی زندگی می‌کنیم که غرب در محور اقتصاد با ما دشمنی دارد پس نیازمند اقتصاد مقاومتی هستیم یعنی اقتصادی که مبنایش تلاش و حرکت از درون است و تلاش می‌کند تا با استفاده از امکانات موانع را تبدیل به فرصت کند.
 
در اینجا بحث از قلمرو تفکرها و اندیشه‌هاست. بحث این است که شما بتوانید به کمک آموزه‌ها و استراتژی‌ها، اولین اصل اسلامی و قرآنی که حفظ استقلال کشور است را انجام دهید و باید طوری حرکت نمود تا استقلال اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی به وسیله‌ی این نوع استراتژی یا مدل اقتصادی تأمین شود و جامعه را در مقابل دشمن صیانت کند. قرآن می‌فرماید اقتصادی را طراحی کنید تا تسلط کفار را از بین ببرد. باید اقتصاد مقاومتی مختصاتی را دارا باشد تا بتوانیم از خودمان دفاع کنیم؟ به طور مثال در مقابل رفتار غربی‌ها مبنی بر خرید نکردن کالاهای ما، جلوگیری از مبادلات ارزی، ما نیز اهرم‌هایی داریم؛ ما نیز می‌توانیم اجازه‌ی صدور نفت خلیج‌فارس از تنگه‌ی هرمز را ندهیم.
 
البته نبرد ما با غرب صرفاً اقتصادی نیست؛ بلکه جنبه فرهنگی و سیاسی هم دارد، اما می‌توانیم از اهرم اقتصادی هم استفاده و در چارچوب تفکر اقتصاد مقاومتی از کیان کشور حفاظت کنیم. در این زمینه باید امکانات، محدودیت‌ها، فرصت‌ها و چالش‌ها را خوب بررسی و به یک استراتژی ملی تبدیل کرد به طوری که وظیفه‌ی هر شخص و نهادی مشخص باشد.
 
در مواقع مناسب نیز باید دشمن را شدیداً متضرر کرد. به عنوان مثال فرض کنید با تاکتیکی بتوانیم ارزش دلار را صفر کنیم یا اینکه ارز غالب کشور را که دلار است، تغییر دهیم و یا اینکه ال سی‌های ارزی را به ریالی تبدیل کنیم. این اقدام‌ها مصادیقی از اقتصاد مقاومتی است. پس یک بخش، مقابله با دشمن و رقیب بیرونی است و یک بخش دیگر تقابل با دشمن درونی است که به صورت رانت‌خواری، پول‌شویی، فقر و تبعیض ظاهر می‌شود؛ بنابراین با دو بخش روبه‌رو هستیم؛ یکی مقابله با ضعف درونی و یک بخش هم مقابله با دشمن بیرونی.
 
از دیگر دشمنان درونی یأس، ناامیدی و نادانی است. به طور مثال فرض کنید 10میلیارد بودجه برای فوتبال کشورمان اختصاص یافته است. آیا باید این را به بازیکنان فوتبال تخصیص دهیم که هیچ ثمری برای کشور ندارند یا باید خرج نیروی انسانی شود که می‌تواند سبب عزت ملی شود و برای کشور مدال کسب کند. این همان اقتصاد مقاومتی است. تخصیص منابع چگونه اتفاق بیفتد؟ امکانات چگونه توزیع شود؟ توزیع ثروت چگونه صورت گیرد؟ این مسائل، تماماً مسائل اقتصاد مقاومتی است. آیا باید منابع کشور را در اختیار کسانی بگذاریم که هیچ نسبتی با انقلاب ندارند و حاضر نیستند هیچ زحمت و رنجی را برایش بکشند؟ یا در اقتصاد مقاومتی نگاه‌مان به قشر محروم باید باشد؟ اینکه امام فرمودند افتخار ما در جمهوری اسلامی این است که رفع فقر و محرومیت کنیم، آیا غیر از بحث اقتصاد مقاومتی است؟
 
در بخش دشمن خارجی به عنوان مثال 6 ماه پیش گفته شد که نفت ایران را تحریم می‌کنیم. ما ملاحظه کردیم که ایران پیش‌دستی کرد و خودمان نفت نفروختیم که این یک نوع تاکتیک است؛ بنابراین مسائل زیادی مطرح است که می‌توان اندیشمندان را دعوت کرد و با تشکیل اتاق فکر به صورت هماهنگ حرکت کرد. باید به گونه‌ای حرکت کرد تا مسئله‌ای نافی دیگری نباشد. باید بین اقتصاد و سیاست‌ ما توازن حاکم شود و بین این دو و فرهنگ جامعه نیز توازن برقرار گردد. امکان ندارد که شعار اقتصاد‌ جهادی داده شود؛ ولی روحیه‌ی جهادی در مردم وجود نداشته باشد و مردم مصرف‌گرا باشند.
 
به نظر شما چه عواملی باعث شد تا اقتصاد مقاومتی مطرح شود؟
 
به نظر بنده عوامل بسیاری در شکل‌گیری این مسئله تأثیرگذار بوده است. این مسائل از قبل هم بود و فقط نیاز به یک فریادگر داشت که این کار را رهبری با هوشمندی انجام داده‌اند و جبهه‌ها را روشن کرده‌اند؛ البته گاهی نیازها و فشارها نیز انسان را به فکر می‌اندازد. به هر حال وقتی که تحریم‌ها در قبال ما اتفاق می‌افتد، به ناچار ما را به فکر وا می‌دارد.
 
ما دوره‌ی جنگ را سپری و تجربه کرده‌ایم. بعد از جنگ اقتصاد رفاه را در پیش گرفتیم. دنبال اقتصاد بی‌رویه‌گری رفتیم که نتیجه‌اش مصرف‌گرایی شد. به هر حال می‌توانستیم از سرمایه‌ی فکری و مدیریتی جنگ استفاده کنیم. شاید اگر از آن‌ها استفاده می‌کردیم هم‌اکنون وابستگی به درآمدهای نفتی نداشتیم؛ که در حال حاضر قطع این وابستگی ما را به زحمت می‌اندازد. این مقاطع زمانی فرصت‌هایی بود که از دست داده‌ایم.
 
بحث اقتصاد بدون نفت و درآمدهای نفتی را رهبری 20 سال است که مطرح کرده‌اند؛ اما اقتصاد ما بالای 60 درصد وابسته به نفت است، این یعنی اینکه نگرش‌مان نسبت به اقتصاد غیرمقاومتی بوده است: «مصرف‌گرا، رفاه زده، عافیت طلبانه و غیرعادلانه» البته اعتقاد بنده این است که اگر تمام استراتژی‌ها را بر اساس عدالت طراحی کنیم، همه‌ی این موارد با هم اصلاح می‌شود، یعنی اگر با منطق عدالت، اقتصاد را دنبال کنیم تمامی مؤلفه‌های پراکنده در درون و بیرون با هم همسان و یک‌پارچه و قابل مدیریت می‌شود و جامعه هم با ما همراه می‌گردد.
 
ما مردمی داریم که به راحتی می‌توان آن‌ها را ساماندهی نمود و غیرت ملی و دینی آن‌ها را تحریک کرد و برای رسیدن به افق‌های بالاتر آن‌ها را مقاوم‌سازی کرد و به وسیله‌ی مردمی‌سازی اقتصاد، مسئله‌ی اقتصاد مقاومتی را ساماندهی نمود. به طور مثال از مردم می‌خواهیم در مصرف، صرفه‌جویی را دنبال کنند و روی تولید، حداکثر تلاش را داشته باشند تا کار به جای ثروت، ارزش شود. این مردمی‌سازی اقتصاد است. می‌توانیم با گسترش تعاونی‌ها به شکل منطقی، با حاکمیت عامل سرمایه مقابله کرد. در این رابطه مجلس باید قوانینی وضع نماید.


متأسفانه در حال حاضر قوانین تجاری کشور ما براساس حاکمیت عامل سرمایه است و براساس حاکمیت عامل کار نیست. باید بین بازدهی‌های اقتصادی و ارزش‌های افزوده‌ی بین کار و سرمایه توازن برقرار شود. مسئله‌ی بعدی بحث نظام بانکی است که هیچ نسبتی با اسلام ندارد و به هیچ‌وجه در مسیر حل مشکلات جامعه نیست. نظام بانکی فقط برای یک عده‌ای سهام‌دار خاص پول‌سازی می‌کند. آیا باید سازوکار نظام اقتصادی به این شکل باشد و بانک‌ها نهاد انتفاعی باشد؟ آیا باید در کشورمان پول ارزش ذاتی داشته باشد؟
 
در شرایط کنونی و در کوتاه مدت که نمی‌توان کار تئوریک چندانی انجام داد، بایستی حداقل اقتصاد را مقاوم سازی نمود و بین نظام تولید و الگوی مصرف توازن برقرار کرد. بایستی کالاها را طبقه‌بندی کرد و آن‌هایی که غیر ضروری هستند را از دایره‌ی تولید و مصرف حذف کرد. چرا باید ایران خودرو 1000میلیارد از دولت کمک دریافت کند؟ مگر چه نیاز ضروری از جامعه‌ی ما را تأمین می‌کند که منابع کشور صرف آن شود؟ این‌ها مسائل مرتبط با مقاوم‌سازی‌ها می‌شود. اگر توانستیم اقتصاد مقاومتی را به مدلی هماهنگ تبدیل کنیم، در آن صورت می‌توان به کمک مدل در مورد سیاست‌ها، تصمیم‌گیری‌ها و عملکردها قضاوت و بررسی کرد که در این مدل هر نهاد و شخصی چه وظایفی دارد.
 
باید اقتصاد مقاومتی تعریف شده و مؤلفه‌ها و قلمروهایش تعیین گردد. به عنوان مثال در حوزه‌ی مبادله چه کار شود که مردم با هم منصفانه رفتار کنند؟ آیا قیمت‌هایی که در جامعه وجود دارد عادلانه است؟ معیارهای قیمت‌های عادلانه چیست؟ در حوزه‌ی تولید آیا باید هر چیزی را تولید نمود؟ چه چیزهایی برای تولید اولویت دارد؟ چگونه باید تولید نمود؟ منابع چگونه باید تخصیص پیدا کند؟ آیا تولید ارزش است یا ارزش نیست؟ این‌ها مسائلی است که باید مبتنی بر اسلام پاسخ داده شود؛ البته در کوتاه مدت مواردی روشن است که به راحتی می‌توانیم در مورد روش صحیح آنان استدلال نماییم. به طور مثال آیا باید از حقوق کارمند کم کنیم یا باید مالیات سنگین از اتومبیل‌هایی که از خارج از کشور می‌آید بگیریم؟
 
اینکه در اقتصاد عدالت‌محور چه چیزهایی اسلامی است. به طور قطع همه می‌دانند اسلام با زندگی تجمل‌گرایانه مخالف است. اگر در تهران 300 هزار خانه‌ی خالی وجود دارد که عمدتاً متعلق به ثروتمندان است؛ باید مالیات سنگین از آن‌ها گرفت.
مهم این است که در فهم اقتصاد مقاومتی و در مدل‌سازی اسیر اندیشه‌های غربی نشویم و بپذیریم که دشمن و دوستان نادان اقتصادی داریم. پس اقتصاد را باید طوری پایه‌گذاری نمود که جامعه از گذرگاه نادانی دوستان و دشمنی دشمنان به سلامت عبور کند. در اقتصاد مقاومتی باور خیلی مهم است که این باور در مسئولان به وجود نیامده که باید به سمت اقتصاد مقاومتی رفت.
 
به عبارت دیگر باید اول فرهنگ مدیران تغییر کند. در حال حاضر که اقتصاد مقاومتی مطرح است آیا وزارت‌خانه‌هایی که با این مسئله مرتبط هستند در راستای اقتصاد مقاومتی گام برداشته‌اند؟ چند پروژه‌ی مطالعاتی در مورد اقتصاد مقاومتی در حال انجام است؟


 
اقتصاد مقاومتی برنامه‌ای همه‌جانبه است و تمام مردم و مسئولین وظیفه دارند و باید به وظایفشان عمل کنند و نباید خیلی یک‌جانبه موضوع را دید؛ اما نکته‌ی مهم طبق عقل و روایات این است که به هر حال فرهنگ و باور مسئولین مقدم بر باور مردم است یعنی اگر بنا باشد مسئولان شعار اقتصاد مقاومتی دهند ولی خودشان به آن اعتقاد نداشته باشند پس بهتر است بحث را ادامه ندهیم.
 
چگونه می‌توان باور نسبت به اقتصاد مقاومتی را در مسئولین به وجود آورد؟
 
این خلأ را می‌توان از راه مطبوعات و رسانه‌ها پر کرد. به هر حال رهبر به عنوان ارشد مسئولان هستند و هنگامی که ایشان موضوعی را مطرح می‌کنند وظیفه‌ی آن‌هاست که اطاعت کنند و اگر سرپیچی کردند، آن‌ها را باید مقابل رهبر قرار داد یعنی باید جامعه ببیند که فلان مسئول یا مجلس یا دولت مخالف دستور رهبر هستند. در این صورت مردم هم تکلیفشان را نسبت به آن‌ها می‌دانند؛ البته اگر بخواهیم باور را در مسئولین به وجود بیاوریم می‌توانیم از تشویق، توصیه، تهدید، فشار و چالش ایجاد کردن استفاده کرد. رهبر نماینده‌ی ملت هستند و وقتی شعاری را می‌دهند، توقع‌ها و انتظارهایی دارند و حتماً شدنی است و اگر کسانی باور ندارند، کنار بروند.
 
کسی باید در رأس امور قرار گیرد که باور داشته باشد. اصولاً وقتی یک فعلی اتفاق نمی‌افتد، 3 دلیل دارد:
 
«یا اعتقاد نداریم و نمی‌خواهیم؛ یا اعتقاد داریم و می‌خواهیم ولی نمی‌دانیم موضوع چیست و سوم اینکه می‌خواهیم و می‌دانیم موضوع چیست، ولی نمی‌توانیم اجرا نماییم چون ابزار یا امکانات یا فرصت آن را نداریم.»
 
با گروه اول نمی‌توان مماشات کرد. برای اینکه کسی که اعتقاد به اقتصاد مقاومتی و اسلامی ندارد باید با یک فرآیند سیاسی، فرهنگی، فشار و جبر و آگاه سازی و بیداری مردم کنار برود؛ اما یک موقع فردی اعتقاد دارد، اما نمی‌داند که باید چه کاری انجام دهد، در اینجا باید تئوری‌پردازی کرد و نظریه و فکر داد و علمش را در اختیار قرار داد. کسی هم که اعتقاد دارد و می‌داند چه کار باید کند ولی نمی‌تواند کاری پیش ببرد، در اینجا باید امکانات و لوازم تحققش را فراهم کرد؛ پس باید براساس آن، نیروها را تقسیم‌بندی کرد که یک بخشی از مخاطب شما مسئولین هستند و بخشی دیگر مردم.
 
بنده فکر نمی‌کنم ایرانی‌ای وجود داشته باشد که علی‌رغم ضعف اعتقادات دینی، مملکتش را دوست نداشته و اعتقادی به اقتصاد مقاومتی نداشته باشد. عموم مردم، وظایف خود را نمی‌دانند. باید آن‌ها را آموزش داد. این کار نهادهای پژوهشی و اندیشکده‌هاست. باید برای ارتقای دانایی مردم استراتژی تدوین کرد تا همسو و توانمند شوند و بتوانند با احیای خود، با آفات دشمنان مقابله کنند یا می‌توان طبق طبقات جامعه هدف‌گذاری کرد. به طور مثال چه پیامی باید به مسئولین داده شود؟ چه پیامی برای حوزه‌های علمیه باید طراحی گردد؟ به دانشگاه‌ها چه پیامی باید داده شود؟ و این همان تلاش است و به طور قطع اگر تلاش شما برای رضای خداوند باشد، جواب می‌دهد.
 
در کل می‌خواهم بگویم که آن باور هم استراتژی می‌خواهد. در پایان باید بگویم که ما به یک مدل مفهومی اقتصاد مقاومتی احتیاج داریم که بحث اول‌مان بود. فاصله‌ی ما با اقتصاد مقاومتی، با اقتصاد تهاجمی، با اقتصاد اسلامی و عدالتی بسیار زیاد است. متأسفانه یا خوشبختانه امکانات جامعه خیلی زیاد است ولی کمترین توجه به این اقتصاد می‌شود. به هر حال موضوع هر کدام از این اقتصادها انسان و اراده‌های انسانی است.
 
ما می‌توانیم با هدایت دادن به انگیزه‌ها، آرمان‌ها و ایمان مردم ایران حرکت را آغاز نماییم و به یک معنا باید عنصر ابتکار، خلاقیت، توانمندی و ارزش‌های انسانی را وارد محور اقتصاد مقامتی و از اینجا مدل را طراحی نماییم یعنی تکیه مان را روی اراده و ایمان و خواست و توانمندسازی انسان‌ها در جامعه که به نظرم تحول عظیمی رخ می‌دهد، قرار دهیم.




 


[سه شنبه 3 اردیبهشت 1392 ]  [7:35 PM]  [مهدی گردالی]

در چند ساله اخیر شاهد سخنرانی های متعدد مقام معظم رهبری در مورد مسائل اقتصادی بودیم. اگر مروری بر نام گذاری سال های اخیر از سوی مقام معظم رهبری داشته باشید به راحتی می توان میزان اهمیت مسائل اقتصادی را در دیدگاه ایشان دریافت.  

   ایشان در سخنرانی خود در جمع زائران حرم رضوی در نوروز سال 87 با اشاره به این مسئله تصریح کردند: در این سالها، برای جلوگیری از رشد و قدرت یافتن نظام اسلامی، هر کاری که توانستند کردند. اگر شما تصور کنید ضربه‌ای می‌توانستند بزنند و نزدند، خطاست؛ هر کار می‌توانستند کردند؛ هر کار نکردند، چون نمی‌توانستند. در مقابل جنگ تحمیلی‌شان، تهاجم دزدانه‌شان، تحریم اقتصادیشان، جنگ روانیشان، تبلیغاتشان، هیاهو و جنجال و قرشمال‌بازیهایی که علیه جمهوری اسلامی در دنیا به راه انداختند، در مقابل همه، جمهوری اسلامی به پشتیبانی این ملت بزرگ و رشید، محکم ایستاد. ایستاد، نه فقط به معنای این‌که توانست خود را نگه دارد و نابود نشود، بلکه به معنای این‌که روز به روز بر قدرت خود افزود.

   حضرت آیت الله خامنه ای در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به ضرورت تدوین یک مدل اقتصادی مستقل برای توسعه کشور ادامه دادند: ممکن است بعضی از صاحبنظران و به اصطلاح تئوریسین‌های اقتصادی بگویند: آقا نمی‌شود؛ اگر بخواهید به پیشرفت اقتصادی دست پیدا کنید، ناچار باید فاصله‌ی طبقاتی را قبول کنید و بپذیرید! اینجاست که ما عرض می‌کنیم «نوآوری». نباید خیال کنیم که نسخه‌های اقتصادی غرب، آخرین حد دستاورد بشری است؛ نه، این هم یک نسخه‌ای است، دوره ای دارد؛ آن دوره طی می‌شود و فکر تازه و فکر نویی به میدان وارد می‌شود؛ بگردید آن فکر نو را پیدا کنید؛ شاخص باید این باشد. ما می‌خواهیم کشور ثروتمند بشود؛ ما می‌خواهیم سرمایه‌گذاری در بخشهای تولیدی در کشور عمومیت پیدا کند. امروز ثروتمندان زیادی در کشور ما هستند که برخوردار از ثروتند؛ این ثروت را می‌توانند در سرمایه‌گذاریهای سودمند و افتخارآفرین به کار بزنند؛ هم برای خودشان سود دارد، هم برای مردم سود دارد و هم مایه‌ی رضای خدا می‌شود؛ سرمایه‌گذاری ثروتمندان در کارهایی که به تولید کشور و به افزایش محصول در درون کشور ـ با بهره‌دهی بالا ـ منتهی می‌شود، یک عبادت و یک ثواب است. این راه باز است؛ می‌توانند سرمایه‌گذاری کنند، تولید ثروت کنند؛ مدیریت کشور هم مراقبت کند که همه‌ی طبقات برخوردار بشوند و طبقات ضعیف هم بتوانند از فرصتها استفاده کنند تا از ضعف خارج بشوند؛ همه توانایی پیدا بکنند. ما در این سی سال خیلی جلو رفتیم. تا اینجا دشمن ما مغلوب شده است؛ تا این ساعت و این روز دشمنان ملت ایران ـ یعنی شبکه‌ی شیطانی صهیونیسم و رژیم مستکبر امریکا ـ از ملت ایران شکست خورده‌اند.

   رهبر معظم انقلاب بعدها مدل اصلی برای اقتصاد کشور را مدل اقتصاد مقاومتی عنوان کردند و در جمع کارآفرینان کشور در ماه مبارک رمضان سال 89 به تشریح این مساله پرداختند.ایشان در این دیدار با اشاره به ضرورت توجه به مدل جدیدی از اقتصاد به نام اقتصاد مقاومتی تصریح کردند: ما باید یک اقتصاد مقاومتىِ واقعى در کشور به وجود بیاوریم. امروز کارآفرینى معناش این است. دوستان درست گفتند که ما تحریمها را دور میزنیم؛ بنده هم یقین دارم. ملت ایران و مسئولین کشور تحریمها را دور میزنند، تحریم‌کنندگان را ناکام میکنند؛ مثل موارد دیگرى که در سالهاى گذشته در زمینه‌هاى سیاسى بود که یک اشتباهى کردند، یک حرکتى انجام دادند، بعد خودشان مجبور شدند برگردند، یکى یکى عذرخواهى کنند. چند مورد یادتان هست لابد دیگر. حالا جوانها نمیدانند. در این ده بیست سال اخیر، از این کارها چند بار انجام دادند. این دفعه هم همین جور است. البته تحریم براى ما جدید نیست، ما سى سال است تو تحریمیم. همه‌ى این کارهائى که شده است، همه‌ى این حرکت عظیم ملت ایران، در فضاى تحریم انجام گرفته؛ بنابراین کارى نمیتوانند بکنند. خب، ولى این دلیلى است براى همه‌ى مسئولان و دلسوزان کشور که خود را موظف بدانند، مکلف بدانند به ایجاد کار، به تولید، به کارآفرینى، به پر رونق کردن روزافزون این کارگاه عظیم؛ که کشور ایران حقیقتاً امروز یک کارگاه عظیمى است. همه خودشان را باید موظف بدانند.

   از آن هنگام تا کنون ایشان در دیدارهای مختلف بارها بر ضرورت پیگیری این مساله و طراحی مدلی بر اساس ایده اقتصاد مقاومتی تاکید کرده اند. از جمله ایشان در دیدارسالانه خود با دانشجویان در ماه مبارک رمضان سال 90 با اشاره به سخنان دانشجویان در خصوص مبحث تشکیل گروه‌های مطالعاتی و تحقیقاتی در زمینه‌های مختلف از جمله اقتصادمقاومتی ،ای طرح را بسیار جالب برشمردند.

   حضرت آیت الله خامنه ای در همان دیدار بر ضرورت توجه بیشتر همراه با برنامه‌ریزی سه قوه برای تحرک بیشتر و تحقق اهداف سال جهاد اقتصادی به ویژه طراحی اقتصاد مقاومتی تاکید کردند.

این سخنان مقام معظم رهبری بر ضرورت طراحی مدل اقتصاد مقاومتی عملا تاکیدی براین نکته است که مسیر عبور تحریم ها از اقتصاد مقاومتی می گذرد،نکته ای که باید از سوی مسوولان و طرح ریزان اقتصادی کشور مورد توجه قرار گیرد تا بتواند آخرین حربه های غرب برای مقابله با نظام جمهوری اسلامی ایران را با شکست روبه رو کنند.

 

منبع : سایت فارس نیوز


[سه شنبه 3 اردیبهشت 1392 ]  [7:32 PM]  [مهدی گردالی]