
کتاب حماسه حسینی در یک نگاه
شهید مرتضی مطهری قدسسره که با دغدغه خاص به بررسی موضوعات اسلامی میپرداخت، نسبت به حادثه عاشورا حساسیت و عنایت فوقالعادهای داشت.
گر چه در این باره تألیف و اثری مکتوب توسط خود استاد نیست، اما گویا آنچه در نظر داشته بر قلم جاری کند، در سخنرانیهای خود اظهار نموده است.
«حماسه حسینی» عنوان سه جلد کتاب از استاد شهید است.
این مجموعه مشتمل بر سخنرانیها و یادداشتهای ابتدایی و غیر تفصیلی استاد مطهری است که از حدود سال 1347 تا 1356 شمسی ایراد و نوشته شده و تاکنون بیش از سی نوبت به چاپ رسیده است.
این کتاب با عنوان «الملحمةُ الحسینیه» به عربی ترجمه شده و به نام مترجم تصریح نشده است(1). (2)
«حماسه حسینی» تاریخنگاری نیست، بلکه تحلیل تاریخ است و در آن به جنبه درسآموزی و الگوگیری از قیام امام حسین علیهالسلام و لزوم پیراستن آن از تحریفات تکیه و تأکید شده است.
از آنجا که استاد مطهری خود عهدهدار فراهم کردن این کتاب نشده و فرصت تجدید نظر در مطالب آن را نیافته و مطالب آن را به تدریج گفته و نوشته بود، مسامحاتی در آن یافت میشود.
با این وصف نکاتی جدید و ارزشمند در کتاب وجود دارد که میتوان آن را در شمار کتابهای مهم قلمداد کرد(3).
دو چهره حادثه کربلا
حادثه کربلا دو صفحه بینظیر دارد؛ صفحه سفید و نورانی و صفحه تاریک و سیاه و ظلمانی.
به اعتقاد استاد مطهری صفحه تاریک آن: «از نظر تنوع جنایت بیمانند است.
حدود بیست و یک نوع پستی و لئامت در آن رخ داده که حتی در جنگهای صلیبی و آنچه اروپائیها در اندلس مرتکب شدند به پای آن نمیرسد.
اگر فقط به این صفحه نگاه کنیم فقط باید شعر مرثیه بگوییم و بس.
صفحه دیگر آن حماسه و افتخار و نورانیت، تجلی حقیقت، انسانیت و حقپرستی است و بشریت حق دارد در برابر آن به خود ببالد.
جنبه حماسی این حادثه صد برابر بر جنبه جنایی آن میچربد.
جنایت این است که فقط یک صفحهاش [آن هم جنایات آن را [بخوانند و آن را از نظر هدف منحرف نمایند.
امام حسین علیهالسلام یک مکتب است و پس از مرگش زندهتر میشود، بنی امیه گمان میکرد حسین علیهالسلام را کشت و تمام شد، ولی بعد فهمید که مرده حسین مزاحمتر است.
تربت او کعبه صاحبدلان است و باز تصمیم گرفتند قبرش را خراب کنند، اما هرگز موفق نشدند نام و یاد و مکتب او را از بین ببرند. از نظر اسلام، شهادت امام حسین علیهالسلام از دیدگاه فردی و اجتماعی موفقیتآمیز بود.»(4)