Җجوک هایه زیباҖ

1-یارو دستش شكسته بوده، میره دكتر، دستشو گچ می گیرن
یارو از دكتر می پرسه: آقای دكتر! بعد از اینكه گچ دستمو باز كنم آیا می تونم سنتور بزنم؟
دكتر می گه: البته، حتماً.
یارو می گه: چه عالی! چون قبلاً نمی تونستم!

2-از یه یارو  میپرسن میدونی اگه ۱۰ تا کله و ۴۰ تا پاچه را با هم بریزی تو یه دونه دیگ، از کجا باید بفهمیم کدوم پاچه مال کودوم کله است؟
میگه اینکه کاری نداره کف پاش رو قلقلک میکنی میبینی هر کله ای خندید معلوم میشه پاچه مال اون بوده!!

3-غضنفر چند هفته بوده هر روز پشت سر هم می رفته از داروخونه قرص سوسک کش می خریده. یه روز دکتره ازش می پرسه تو چرا اینقدر قرص سوسک کش می خری؟
غضنفر می گه: آخه من هرچی اینا رو پرت می کنم نمیخوره به سوسکها!

4-غضنفر زنگ می زنه فرودگاه و می گه: ببخشید از اینجا تا تهران چقدر راهه؟
کارمنده می گه: یه لحظه...
غضنفر می گه: خب خیلی ممنون! و قطع می کنه!!

5-یارو میره کولر بخره، فروشنده ازش میپرسه: کولر آبی بدم؟
یارو میگه: فرقی نمیکنه، آبی نداری قرمز بده!!

6- خواننده تو عروسي ميگه: خانوما، آقايون، دستا بالا، مي‌خواهيم بريم بندر! ترکه داد ميزنه: كجا آقا ؟ ما تا شام نخوريم هيچ‌جا نميريم!!!

7-یارو توي جبهه بيسيم چي بوده زنگ ميزنه ميگه : آقا 5 تا عراقي دستگير كردم بيايد ببريد ميگن خودت بيار .... ميگه نه شما بياين اينا نميذارن من بيام!!!

8-یارو يک سکه ميندازه هوا، شير مياد، فرار ميکنه !!!

9-یارو ميافته تو چاه، فاميلاش سند ميگذارن درش ميارن !!!!

10-یارو میره حموم، آب جوش بوده با نعلبکی دوش میگیره!





نوشته شده در تاريخ دوشنبه 20 تیر 1390  توسط ابراهيم ابراهيمی