جمعه های انتظار

جمعه های انتظار / جمعه های بیقراری
افسران - آقا اجازه . . .

آقا اجازه! خسته ام از این همه فریب،
از های و هوی مردم این شهر نا نجیب.

آقا اجازه! پنجره ها سنگ گشته اند،
دیوارهای سنگی از کوچه بی نصیب.

آقا اجازه! باز به من طعنه می زنند
عاشق ندیده های پر از نفرت رقیب.

«شیرین»ی وجود مرا «تلخ» می کنند
«فرهاد»های کینه پرست پر از فریب!

آقا اجازه! «گندم» و «حوا» بهانه بود،
«آدم» نمی شویم! بیا: ماجرای «سیب»!

باشد! سکوت می کنم اما خودت ببین..!
آقا اجازه! منتظرند اینهمه غریب....

 


[سه شنبه 23 دی 1393 ]  [9:33 PM]  [حسین بقال]

نام: م ح م د.

پدر: امام حسن عسكرى(ع).

مادر: نرجس.

القاب: حجت، خاتم، صاحب الزّمان، قائم، منتظَر، و از همه مشهورتر مهدى.

شكل: چون ستاره درخشان نورانى، و داراى خالى سياه بر گونه راست.

زاد روز: شب نيمه شعبان 255، هنگام طلوع فجر.

زادگاه: شهر سامراء.

غيبت صغرى: از سنّ پنج سالگى به مدّت 69 سال.

نمايندگان: چهار نفر از شخصيّتهاى شيعه به نامهاى:

1 ــ ابو عمرو، عثمان بن سعيد بن عمرو عمرى اسدى، وكيل و نماينده پيشين امام هادى و امام عسكرى عليهما السّلام.

2 ــ فرزند او، ابو جعفر، محمد بن عثمان بن سعيد، در گذشته304.

3 ــ أبوالقاسم، حسين بن روح بن ابي بحر نوبختى، در گذشته326.

4 ــ ابوالحسن على بن محمد سمرى، در گذشته329.

محل اقامت نامبردگان بغداد، و كليّه امور شيعيان و خواسته ها و نامه هاى آنان به وسيله اين چهار نفر انجام و ردّ و بدل ميشد; و آرامگاه آنان نيز در بغداد مشهور است.

غيبت كبرى: با در گذشت چهارمين نماينده و سفير آن حضرت از سال 329 آغاز گرديد; و تا به هنگام فرمان الهى مبنى بر اجازه ظهور و قيام آن بزرگوار، همچنان ادامه خواهد داشت.

نمـايندگان و وظـيفه مردم در دوران غيبت كبرى: كسي كه فقيه خويشتن دار، مخالف هواى نفس، و فرمانبر امر خداوند باشد، او نماينده امام زمان است; و بر ديگران لازم است از او پيروى كنند; زيرا اينگونه افراد از طرف امام بر مردم حجّت اند، و امام از طرف خداوند بر آنان حجت باشد.

هنگام ظهور: آنگاه كه منادى حقّ از جانب آسمان ندا دهد: حقّ با آل محمّد است. نام مهدى بر سر زبانها افتد; مردم دلباخته او شوند; و از كسى جز او سخن نگويند.

محل ظهور: مكّه معظّمه.

محل بيعت (تعهّد مردم در پيروى از امام): مسجدالحرام، ميان ركن و مقام.

نشانى: فرشتهاى از بالاى سر او فرياد ميزند: اين مهدى است، او را پيروى كنيد.

يادگار أنبياء: انگشتر سليمان در انگشت او، عصاى موسى در دستش، و بطور خلاصه آنچه خوبان همه دارند او تنها دارد.

ياران: سيصد و سيزده نفر (به عدد اصحاب بدر)، افرادى باشند كه هسته مركزى زمامدارى او را تشكيل دهند; و در حقيقت كارگردانان اصلى قيام مهدى(ع)، و كارگزاران درجه اوّل انقلاب جهانى اسلام خواهند بود كه از اطراف جهان به دور حضرتش گرد آيند.

روش حكومتى: بر اساس قرآن و سيره پيامبر(ص) و امام اميرمؤمنان(ع).

شعاع و دامنه حكومت: سراسر جهان را فرا گيرد; و زمين را از عدل و داد پر كند در حالى كه از جور و ستم پر شده باشد.

مركز حكومت: مسجد كوفه، مركز خلافت و حكومت جدّ بزرگوارش على(ع).

چگونگى پيروزى بر دشمنان: همانند پيروزى جدّ عالى مقامش پيامبر اكـرم(ص) بر كافران و مشركـان، خداوند او را با گـروههاى منظّم هزار نفرى از فرشتگان يا سه هزار نفرى كه از آسمان فرود آمدند يا پنج هزار نفرى كه داراى نشان مخصوص بودند مدد داد; و نيز در جبهه هاى جنگ ياريش كند، آنچنان كه مؤمنان را در حال شكست در بدر و ديگر جبهه هاى فراوان و روز تاريخى حنين يارى و پيروز فرمود و در جنگ احزاب، رعب و وحشت در دل كفار و مشركان فرو ريخت.

مدت زمامدارى: روايات كه اكثراً مربوط به اهل تسنّن است در اين باره به اختلاف سخن گفته، امّا به عقيده شيعه خدا آگاه است.

وزير و معاون: عيسى(ع) از آسمان فرود آيد و به عنوان وزير با حضرتش همكارى نمايد.

بركات حكومت و رهبرى او: درهاى خير و بركت از آسمان به روى مردم گشوده شود; عمرها به درازا كشد; مردم همه در رفاه و بي نيازى بسر برند; شهرها همه بر اثر آبادانى و سرسبزى به هم پيوسته گردند، آنچنان كه مسافران را به برداشتن توشه نيازى نخواهد بود; و اگر زنى يا زنانى تنها از مشرق به مغرب روند كسى را با آنها كارى نباشد.


[سه شنبه 23 دی 1393 ]  [9:32 PM]  [حسین بقال]

آمـده ام با پرونـده ای چرڪیـن!

تا شرمندگی ام را ببارم.

تا اجابت را التماس ڪنم.

تا دستم را بگیری میان ایـن همه ـهیچ.

یڪ سو دست خالی مـن است و سویی دیگر فیض بیڪران تو♥●•٠·˙

▓الهی اِذا لم اتضرِّعُ الیڪ فتِرحِمُنی فمـَن ذالّذی اتضرُّع الیه▓

جوشنی میخواهم ڪه تار و پودش از جنس تو باشـد!

◄◄◄ قاصـ☀ــدڪـ نوشت:می ڪوبم ڪوبه ی ایـن در را و آنقـدر [الغوث الغوث] میخوانم تا در آغوش ڪبریایی ات آرام گیرم...


[سه شنبه 23 دی 1393 ]  [9:31 PM]  [حسین بقال]

ܓ☀

آنـــ مـــرد در بـــارانـــ ...

بـــرفـــ ...

آفـــتـــابـــ ...

گـــرمـــا ...

ســـرمـــا ...

تـــابـــســـتـــانـــ ...

زمـــســـتـــانـــ ...

صـــبـــح ...

ظـــهـــر ...

عـــصـــر ...

شـــبـــ ...

نـــیـــامـــد!

نـــیـــامـــد!!

بـــرایـــ آمـــدنشـــ دعـــا كــنــیـــمـــ ...

[❤ الــلــهم عجــل لولیکــــــ الــفــــرج ❤]


[سه شنبه 23 دی 1393 ]  [9:30 PM]  [حسین بقال]

آدم آفریده شد....
آدم گناه کرد....
آدم رانده شد....
آدم دعا کرد....
دعا کرد....
و منتظر ماند......
منتظر ماند....

و هنوز هم آدم دعا می کند و منتظر می ماند.
اما این بار این انتظار خیلی طولانی شده
غنچه ها باز شدند و پژمرده شدند
روزها و فصل ها از پی هم گذشتند
جمعه ها یکی پس از دیگری آمدند و رفتند اما خبری از یار نشد.
توی این لحظه های بی قراری اشک چشمانم نگران است
چشمانم هنوز منتظر است منتظر روزهای با تو بودن
آقا جان پس کی می آیی ؟

اما با این حال همچنان ندایی می گوید:
لحظه ی دیدار نزدیک است.


[سه شنبه 23 دی 1393 ]  [9:30 PM]  [حسین بقال]

خوراک انسان همانند دانه ای است که در زمین کشاورزی به بار می نشیند. اگر حلال و پاکیزه باشد، اثر آن در قلب  فرماندة بدن  آشکار خواهد شد و از همة اعضا و جوارح چنین آدمی جز نیکی نخواهد تراوید. در مقابل، اگر الگوی آن خوراک، پلید و حرام باشد، قلب را کدر و تیره خواهد کرد.

پی آمدهای لقمة حلال

همان گونه که گفته شد غذا، بر روی جسم و روح انسان اثر می گذارد. اسلام نیز با کنکاش در هر دو موضوع به انسان ها می گوید که غذای طیب و حلال بخورند. برای نمونه، خداوند فرموده است:

«ای مردم! از آن چه در زمین، حلال و پاکیزه است، بخورید و از برنامه های شیطان پیروی نکنید که دشمن آشکاری است.»

هم چنین بارها انسان را از خوردن مال حرام باز می دارد، آن جا که می فرماید: «آنان که ربا می خورند، برنخیزند مگر مانند آن که به وسوسه و فریب شیطان، دیوانه و بی خرد شده باشند. اینان چون در مال حرام غوطه ورند، می گویند: معامله و ربا فرق ندارد؛ حال آن که خداوند، داد و ستد را حلال و ربا را حرام کرده است. هر کس پس از آن که پند و اندرز کتاب خدا به او برسد، از این کار حرام دست بردارد، خدا از گذشتة او درمی گذرد و فرجام کارش با خدا است و کسانی که از این کار زشت خود دست نکشند، اهل جهنم اند و در آن جا جاوید خواهند ماند.»
۱٫ رشد معنوی انسان ها

قرآن مجید در سورة قصص، هنگام بیان داستان کودکی موسی(علیه السلام)می فرماید:

«ما از پیش، شیر همه ی زنان شیرده را بر او حرام کرده بودیم. خواهرش گفت: ایا می خواهید شما را به خاندانی راهنمایی کنم که سرپرست این کودک باشند؟ خانواده ای که خیرخواه این کودکند؟»

این ایة کریمه در ظاهر می گوید ما شیر زنان شیرده را بر موسی(علیه السلام) حرام کردیم تا بدین وسیله او را به مادرش برگردانیم. پیام باطنی این ایه، آن است که اگر قرار است موسی(علیه السلام) در اینده، صاحب ید بیضا شود؛ بساط فرعون و فرعونیان را برچیند و در کوه طور با خدای خود سخن گوید، باید از همان آغاز، لقمة حلال بخورد.
۲٫ نورانی شدن قلب

لقمة حلال، درون انسان را نورانی می کند و در پرتو این نور، وی به کارهای خیر روی می آورد و همین مسأله به خوشبختی او در دنیا و آخرت می انجامد. پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) در این باره فرموده است:

«هر کس از دست رنج خود و مال حلال بخورد، خداوند درهای بهشت را به رویش می گشاید تا از هر دری که می خواهد، وارد شود و در شمار پیامبران خواهد بود و مزدی هم پای ایشان خواهد گرفت.»
۳٫ استغفار فرشتگان

کسانی که مال حلال می خورند، از استغفار فرشتگان آسمانی برخوردار خواهند شد. پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله)فرموده است: «کسی که غذای حلالی بخورد، فرشته ای بالای سرش می ایستد و برایش استغفار می کند تا آن گاه که وی از خوردن غذا فارغ شود.»
پیامدهای لقمه ی حرام

پیش از پرداختن به روایات اسلامی، شایسته است اشعاری را در بیان پیامدهای شوم غذای حرام بیاوریم. شیخ بهایی(رحمة الله علیه) می فرماید:

لقمه نانی که باشد شبهه ناک در حریم کعبة ابراهیم پاک

گر به دست خود فشاندی تخم او ور به گاو چرخ کردی شخم او

ور مه نو در حصادش داس کرد ور ز سنگ کعبه اش دستاس کرد

ور به آب زمزمش کردی عجین مریم ایین، پیکری از حور عین

ور بُدی از شاخ طوبی آتشش ور شدی روح القدس هیزم کشش

ور تنور نوح بندد مریمش ور دم عیسی بود آتش دمش

ور تو برخوانی هزاران بسمله بر سر آن لقمه ی پر ولوله

عاقبت خاصیتش ظاهر شود نفس از آن لقمه تو را قاهر شود

در ره طاعت، تو را بی جان کند خانة دین تو را ویران کند

درد دینت گر بود ای مرد راه! چارة خود کن که شد دینت تباه
۱٫ حرام خواری، برکت زندگی را از بین می برد

هر کس که بدنبال لقمه حلال نباشد خداوند نظر خود را از وی برگردانده و برکات خود را از زندگی وی بر می دارد.
۲٫ انسان را از نعمت راز و نیاز با خدا محروم می کند

پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) فرمود: «عبادت کردن هم زمان با حرام خواری همانند بنا کردن ساختمان در شن زار است.»

این سخن بدان معناست که ساختمانی که شالودة محکمی ندارد، به زودی خراب می شود و صاحبش از آن بی بهره می ماند. به همین ترتیب، عبادت کسی که از حرام پرهیز نمی کند، بی فایده خواهد بود.
۳٫ دعای فرد حرام خوار مستجاب نمی شود

یکی از دلایل اصلی پذیرفته نشدن دعا، لقمة حرام است. پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) فرمود: «کسی که یک لقمة حرام بخورد، تا چهل شبانه روز، نمازش پذیرفته نمی شود و دعایش مستجاب نمی گردد.»
۴٫ سنگ دلی و سیاهی قلب

یکی دیگر از پیامدهای مهم لقمة حرام، سنگ دلی و سیاهی قلب است، به گونه ای که دیگر هیچ پند و اندرزی در او اثر نمی کند و سخت ترین رنج های دیگران، دل او را به درد نمی آورد.

در تاریخ عاشورا می خوانیم که امام حسین(علیه السلام) به لشکر عمر سعد فرمود: «شکم هایتان از حرام پر شده و بر دل هایتان مهر خورده است؛ دیگر حق را نمی پذیرید و به آن گوش نمی دهید.»

این نکتة تاریخی گویای آن است که لقمة حرام، قلب را تیره و تار می کند. در این حالت، فرد از پذیرش حق و تسلیم شدن در برابر آن خودداری می کند و از هیچ جنایتی روی گردان نیست.
۵ پیدایش گناهان

لقمة حرام با از بین بردن نورانیت دل، انسان را در روی آوردن به بزه کاری، گستاخ می سازد. اگر ناهنجاری های اجتماعی در جامعه وجود دارد، ریشه های آن به لقمه های نامشروع برمی گردد.

 

منبع:پایگاه حوزه

[سه شنبه 23 دی 1393 ]  [9:29 PM]  [حسین بقال]
 
 
 
 
 
افسران - پوستر تولید ملی | همه به تولیدات داخلی رو بیاورند

امروز باید همه رو بیاورند به سمت مصنوعات و تولیدات داخلی؛ این باید یک فرهنگ شود.
مقام معظم رهبری

 


[سه شنبه 23 دی 1393 ]  [9:28 PM]  [حسین بقال]
تعداد کل صفحات : 7 ::      1   2   3   4   5   6   7