komayle2014
 
 
 

رواج بی‌حیایی در فیس بوک

فیس بوک (facebook) شرکت طراح و مجری وب گاه فیس بوک است که در 4 فوریه 2004 راه اندازی شد. این وب گاه به ظاهر شبکه‌ اجتماعی مجازی است که از این طریق مردم می‌توانند با دوستان خود ارتباط داشته باشند و عکس، فیلم، صوت و ... را به اشتراک بگذارند.

این وب‌گاه به صورت رایگان به کاربران خود در سراسر جهان خدمات می‌دهد. فیس بوک قصد گرفتن ناموس، شرف و عزت ایرانی – اسلامی را دارد و جوانان غافل از این نیت‌های شوم به راحتی خود را در معرض اهداف و خواسته های آنان قرار می‌دهند. طراحان فیس بوک بسیار تلاش کرده‌اند تا صفحات جذاب با قابلیت های بسیار را برای جذب مخاطبان بیشتر طراحی کنند.

فیس بوک محلی برای به چالش کشیدن باورهای اعتقادی و مذهبی و تغییر فرهنگ و هویت یک ملت شده است. در فیس بوک با طرح سوالات و مطالب شبهه ناک که از سوی یک جریان خاص و به صورتی کاملا هدفمند انجام می‌شود، سعی دارند تفکرات غلط را در قالب آزادی بیان به کاربران خود القا کنند بدون اینکه هیچ مرز و حد و حدودی برای آن در نظر بگیرند. برخی افراد ساده لوح با به اشتراک گذاشتن آمار و اطلاعات شخصی اجازه می‌دهند که دیگران به راحتی پا به حریم خصوصی و شخصی آنان بگذارند و از این آمار و اطلاعات در جهت منافع خود استفاده کنند. چرا جوانان ما باید در سایتی اطلاعات محرمانه خود را بگذارند که نمی‌دانند با چه هدفی و به چه منظوری طراحی و اجرا می‌شود و چه اثرات جبران ناپذیری بر زندگی، جامعه، فرهنگ، اعتقادات و باورهای آنان می گذارد؟ با این روش طراحان فیس بوک با استفاده از راهی بسیار ساده و آسان حریم‌ها و حرمت‌ها را می‌شکنند و افراد اجازه می‌دهند وارد حریم شخصی یکدیگر شده و بدون توجه به عواقب ناشی از این بی‌حیایی‌ها کاری کنند که اهداف پشت پرده دشمنان را به سرعت جلو ببرند. کسانی هم که بنا به دلایل اعتقادی و فرهنگی در فیس بوک عضو نیستند برچسب عقب ماندگی می‌خورند و از جمع دوستانه کنار گذاشته می‌شوند.

رواج بی حیایی و بی بندو باری از جمله موارد بارز در فیس بوک است که آسیب‌های زیادی را بر خود فرد و به تبع آن بر جامعه خواهد گذاشت. وجود عکس‌های مبتذل زنان در فیس بوک نشان از بی غیرتی مردان دارد. وقتی مردی تصویر مادر، خواهر یا همسر خود را بدون هیچ غیرت و نگرانی در فیس بوک به اشتراک می‌گذارد تا دیگران ببینند هیچ تعصبی از اینکه محارم وی در میان عموم چگونه ظاهر شوند و یا مورد تعرض قرار بگیرند ندارد.

در فیس بوک با طرح سوالات و مطالب شبهه ناک که از سوی یک جریان خاص و به صورتی کاملا هدفمند انجام می‌شود، سعی دارند تفکرات غلط را در قالب آزادی بیان به کاربران خود القا کنند بدون اینکه هیچ مرز و حد و حدودی برای آن در نظر بگیرند

این بی غیرتی و نداشتن تعصب نسبت به محارم ابتدا در فیس بوک اتفاق می‌افتد و به مرور در شخص ریشه دوانیده و وی را نسبت به آنچه که در جامعه رخ می‌دهد بی تفاوت می‌کند حتی به مرحله‌ای می‌رسد که به خاطر این اتفاق احساس سربلندی، افتخار و غرور هم ‌می‌کند. به عنوان مثال زن و شوهر عکس‌های کاملا شخصی و نیمه برهنه خود را در فیس بوک می‌گذارند تا دیگران نیز شاهد لذات جنسی کاملا شخصی و محرمانه آنان باشند.

گاهی اوقات هنگام حضور در فیس بوک عکس‌ها و تصاویری را می‌بینید که متعلق به کسانی است که در اجتماع با چهره‌های متفاوت‌تری حاضر می‌شوند و همین تضاد می‌تواند موجب ایجاد بدبینی در مورد کسانی شود که در هر شرایطی به یک صورت در اجتماع حاضر می‌شوند. به عنوان مثال وقتی یک خانم با حجاب در جامعه و در میان دوستان حاضر می شود ممکن است وی را با چهره‌ای نه چندان مناسب در فیس بوک ببینند و این دوگانگی شخصیت را به همه کسانی که حجاب خود را حفظ می‌کنند تعمیم دهند.

دختران با گذاشتن عکس‌های نیمه برهنه خود سعی دارند غریزه جنسی پسران را تحریک کنند تا از این طریق مخاطبان بیشتری را به سمت خود جلب کنند. برخی نیز معتقدند هرچه برهنه‌تر متمدن‌تر. و با افتخار سر خود را بالا می‌گیرند و در دانشگاه و محیط های اجتماعی ظاهر می‌شوند و جسم خود را به جوانان عرضه می‌کنند و تازه با بی شرمی و بی‌حیایی به همکلاس‌ها، همکاران و کسانی که در اجتماع با آنان مراوده دارند توصیه می‌کنند عکسهایشان را در فیس بوک ببینند. جوانان با به اشتراک گذاشتن عکس‌های خود در صدد جلب و جذب افراد بیشتری به خود هستند اما شاید زمانی به عواقب ناشی از پخش تصاویر و عکس‌های خود پی ببرند که خیلی دیر شده باشد و به هیچ وجه نتوانند جبران مافات کنند. در برخی موارد دیده شده که افراد سودجو تصویر شخص مورد نظر خود را بر روی یک بدن برهنه طراحی می‌کنند و در فیس بوک می‌گذارند تا به اهداف شوم خود دست پیدا کنند.

جوانان با به اشتراک گذاشتن عکس‌های خود در صدد جلب و جذب افراد بیشتری به خود هستند اما شاید زمانی به عواقب ناشی از پخش تصاویر و عکس‌های خود پی ببرند که خیلی دیر شده باشد و به هیچ وجه نتوانند جبران مافات کنند. در برخی موارد دیده شده که افراد سودجو تصویر شخص مورد نظر خود را بر روی یک بدن برهنه طراحی می‌کنند و در فیس بوک می‌گذارند تا به اهداف شوم خود دست پیدا کنند

اگر کاربران بدانند که در اثر ورود در فیس بوک چه بر سر اطلاعات شخصی و حریم خصوصی آنها وارد می‌شود و چه خسارات جبران ناپذیری به آنان خواهد رسید، ممکن است در وهله اول از به اشتراک گذاشتن اطلاعات شخصی خود اجتناب کنند اما بهتر است کاربران فیس بوک بدانند با ورود به این شبکه به پایه گذاران آن اجازه می‌دهند هرگونه اطلاعاتی که می‌خواهند از کامپیوتر کاربر دریافت کنند. آنها حتی قادرند فرد مورد نظر را ردیابی کرده و موقعیت او را شناسایی کنند. بنابراین توصیه می‌شود به منظور حفظ امنیت اطلاعات شخصی و در امان ماندن از هرگونه سوء استفاده از این اطلاعات از همین الان تصمیم بگیرند که ارتباط خود را برای همیشه با فیس بوک قطع کنند. اگر کاربران بدانند که خرید و فروش اطلاعات شخصی و محرمانه آنان چه سودی عاید این شبکه غیراخلاقی می‌شود به صورت جدی‌تری به قطع ارتباط با فیس بوک فکر می‌کنند.


[سه شنبه 15 بهمن 1392 ]  [10:08 AM]  [کمیل باقری]

چت های خاموش و جنسی!

 چت را همه ما تجربه کرده ایم. یاهو،  گوگل و حال  اسکایب، وایبر، تانگو،  واتساپ و... راه های بیش از یک چت ساده را پیش رویمان قرار داده اند.

ضریب نفوذ اینترنت روز به روز در کشور ما در حال افزایش است، طبق آخرین آمار امروز بیش از 45 میلیون نفر ایرانی به اینترنت دسترسی دارند در حالی که 29 میلیون نفر آنان را جوانان تشکیل می دهند.

هم اکنون ضریب نفوذ اینترنت در جهان در هر 100 نفر 39 نفر است و این آمار در ایران 61 نفر است. و همچنین میزان ضریب نفوذ تلفن در دنیا 81 نفر و در ایران 91 نفر است. با افزایش دسترسی کاربران به اینترنت برنامه های گوناگونی نیز ارتباطات افراد با یکدیگر را تسهیل می کنند. شاید زندگی مجازی برخی از ما این روزها شلوغ تر و پرشور تر از زندگی روزمره مان باشد. ساعت آنلاین بودن برخی افراد به کمک  تبلت ها و تلفن های همراه به 24 ساعت می رسد! به ویژه شبکه های اجتماعی و برنامه های ارتباطی اینترنتی در این زندگی آنلاین سهم ویژه ای را دارند. روزی جامعه شناسان و روان شناسان نگران پیامدها و آسیب های ارتباط میان فردی ضربه خورده از پیامک ها بودند که رابطه ها را منحصر به یک پیام چند خطی کرده اند اما این روزها زندگی شخصی افراد در لایه های درونی تر مجازی نسبت به زندگی اجتماعی حقیقی آنها خزیده است.

این زندگی انفرادی را فیس بوک،گوگل پلاس و ایستاگرام از یک طرف، تانگو و وایبر و اسکایپ از طرف دیگر به انحصار خود در آورده اند.

اما انفرادی شدن زندگی اجتماعی افراد و رفتن در لاک خود در میان خانواده در کنار اعتیاد اینترنتی، تنها ایراد ناشی از این زندگی آنلاین نیست بلکه نوع کاربری و رابطه با افراد در فضای مجازی در بیان بهتر نوع فرهنگ زیست مجازی افراد ایرادی است که قسمتی از دومین جرائم اینترنتی کشور که عنوان غیر اخلاقی را یدک می کشد به این موضوع بر می گردد.

در برنامه های جدید حریم خصوصی را تنها افراد دیگر نقض نمی کنند بلکه این خود کاربر است که این حریم را نقض می کند افراد با در اختیار قرار دادن عکس های خصوصی و ...  که گاه هم خلاف عرف و شرع می باشند افراد سو استفاده گر و غرض ورز را وارد زندگی خود می کنند و باز این آغاز چت هایی خاموش و جنسی است

برخی از کلیک ها و لایک های این روزهای کاربران اینترنت در صورت عدم وجود فیلتر شکن به صفحه پیوندها ختم خواهد شد پرنوگرافی آنلاین جدا از جامعه جهانی در ایران نیز رشد و کلیک های مخصوص خود را دارد. ابن غیر از دام های و برخوردهای ناگهانی افراد با لینک های غیر اخلاقی است که چون دام هایی پیش پای کابران قرار می گیرند. پورنوگرافی های آنلاین این روزها محدود به چند سایت نیست بلکه ابعاد پنهان  و خفیف تری نیز دارد.

این روزها چت ها و برنامه های مکالمه فارغ از یک سایت و یا مسنجر یاهو و گوگل تاک گستره وسیعی روی تلفن های همراه اندروید دارد . چت هایی که نه تنها محدودیتهای قبلی را ندارد بلکه می تواند هر چه بیشتر مخاطبان خود را دچار آسیب کند.

چت ها در گذشته دارای آسیب های گوناگونی بودند به جز اتلاف وقت، اعتیاد اینترنتی  و کلاهبرداری ها، روابط پنهان را نیز در میان مکالمات خود داشتند اما حال این آسیب ها در برنامه های جدید شکل های متنوع و گسترده تری به خود گرفته اند. حال شما در برنامه تانگو فقط مکالمه نمی کنید بلکه عکس، مکان حضور  و عکس های خود را هم پیش روی مخاطب قرار می دهید. حتی فراتز از این دیگر خود را محدود به چت نوشتاری نخواهید کرد بلکه تصویر و صدای شما هم ابزاری راحت برای چت های طولانی است.

اگر در چت های گذشته فردی فقط با اسم و عکسی کوچک از خود، به استقبال دیگران در برنامه های چت و اتاق های گفتگو می رفت، و بعضا افرادی هم از این وضع سو استفاده کرده و کلاهبرداری می کردندحال می توان با اطلاعاتی پیش از این میزبان دیگران بود.

اما فارغ از این چت های سو استفاده گرایانه، چت های دوستانه نیز با برنامه های جدید آسیب های خود را بیشتر نمود می دهند.

در گذشته که روابط نامشروع محدود به چت با کامپیوتر های خانگی و لب تاب ها انجتام میشد توسط خانواده بیشتر قابل کنترل بود و خود استرس فضای محیطی خانه مانعی بر سر راه یک ارتباط چند ساعته بود اما حال برنامه چت ها روی گوشی هایی است که کاملا شخصی شده و جز فرد هیچ کس نمی تواند روی آن نظارتی داشته باشد. چت های که در ظاهر خاموش اما ساعت ها مکالمه را در آرشیو خود ذخیره دارند.

درنگاه دیگر بعد از گذشت از فرم چت ها این محتوای آنها است که آسیب های فرهنگی، اجتماعی و خانوادگی را در پی دارد

آسیب محتوایی چت ها در ادامه و فرزند نامشروع آسیب های فرهنگی جامعه است در جامعه ای که مرز روابط محرم و نامحرم باریک شده است و الگوی رفتاری دو جنس مخالف تغییر کرده اند چت راهی برای گسترش و سهولت این آسیب ها می باشد.

در فرهنگ چت این روزها غیر از نوع و میزان آن چهارچوب و قیدی برای موضوع چت هم وجود ندارد. در فضای اینترنت بزرگترین آسیب بی هدف و برنامه  وارد شدن به فضای مجازی است  که بعد ها انواع اعتیاد اینترنتی را برای کاربر فراهم می آورد حال هم چنین چت هایی بین دو جنس مخالف، آن هم در حالت خاموش گاهی رنگ و بوی جنسی می گیرد شاید متن چت ها در ظاهر چنین اشاراتی را در خود نداشته باشد اما با گذر متن کلمات در بطن اینگونه پیام ها پر از آن چیزی که شاید چون محتوای برخی از فیلم های سینمایی بتوان در برای آن اصطلاح سکس پنهان را به کاربرد.شاید دو طرف گفتگو هم آن را درک نکنند اما پیام های غیر مستقیم در حال اثر گذاری خود هستند.

چت ها در گذشته دارای آسیب های گوناگونی بودند به جز اتلاف وقت، اعتیاد اینترنتی  و کلاهبرداری ها، روابط پنهان را نیز در میان مکالمات خود داشتند اما حال این آسیب ها در برنامه های جدید شکل های متنوع و گسترده تری به خود گرفته اند

در برنامه های جدید حریم خصوصی را تنها افراد دیگر نقض نمی کنند بلکه این خود کاربر است که این حریم را نقض می کند افراد با در اختیار قرار دادن عکس های خصوصی و ...  که گاه هم خلاف عرف و شرع می باشند افراد سو استفاده گر و غرض ورز را وارد زندگی خود می کنند و باز این آغاز چت هایی خاموش و جنسی است. برنامه های مکالمه جدید امکاناتی خاصی دارند از جمله شما می توانید کسانی را که از این برنامه استفاده می کنند را تا چند کیلومتری خود پیدا کنید. این عامل تقویت کننده پیامدهای ضد اجتماعی و فرهنگی است . این استفاده نادرست از چت و فرهنگ ضعیف ما در استفاده از اینگونه برنامه ها است که می تواند نه تنها مشکلات اجتماعی و فردی را برایمان به وجود آورد بلکه می تواند مشکلات خانوادگی را هم در پی داشته باشد. آشناهایی های بی مقدمه و فراهم کردن محیط ایجاد اینگونه روابط بارها مسیر خانواده ها را عوض کرده و بذر بی اعتمادی را میان دو زوج پراکنده کرده است و مقصر در این راه کسی جز مایی که در این برنامه ها پچهارچوب برای خود تعریف نکرده ایم، نخواهیم بود. نباید برای جلوگیری از این آسیب ها دولت برخوردهای سلبی  و فیلترینگ را مد نظر قرار دهد بلکه کاربران خود باید نحوه و میزان حضور در برنامه های گفتگو و اتاق های چت را مطابق با فرهنگ ملی و دینی دنبال کنند و نگذارند این برنامه ها با فرهنگ وارداتی خود عواقبی را برای فرد و خانواده به دنبال داشته باشد.


[سه شنبه 15 بهمن 1392 ]  [10:04 AM]  [کمیل باقری]

دلیل اصلی فیلتر وی چت

کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه دلایل فیلتر شدن «وی‌ چت» را چنین عنوان کرد: به دلیل اینکه نرم ‌افزار وی ‌چت علاوه بر جمع‌ آوری کلیه اطلاعات موجود در گوشی‌ های کاربران و رصد ارتباطات اعضاء، حریم خصوصی آنها را نقص نموده و در عین حال این نرم افزار عامل انتشار بسیاری از محتواهای مجرمانه غیراخلاقی و مستهجن که برای نوجوانان ضررهای جبران ناپذیری را به ‌دنبال دارد.

اخیرا وزیر ارتباطات توضیحاتی را در خصوص علت فیلتر شدن شبکه اجتماعی وی ‌چت ارائه کرده است. واعظی نوشته است: در دو سه روز گذشته در ارتباط با وی‌چت سوالات متعددی از من شده است.  اول اینکه وی‌ چت یک شبکه چینی هست و با تصمیم هفته گذشته کمیته تعیین مصادیق این سایت فیلتر شده و ارتباطی به من به عنوان وزارت ارتباطات ندارد. دوم؛ دلیلی که می ‌آوردند این است که به حریم خصوصی افراد وارد شده است؛ به طوری که در کشورهایی که شبکه‌ های مجازی و چت زیاد فعال است، از این شبکه استقبال نشده است. گویا کمیته تعیین مصادیق با بخشی از استفاده از وی‌ چت مشکل داشته و با بقیه موارد مشکلی نداشته است.

امیدواریم در آینده بتوان از نرم ‌افزاری استفاده کرد که به طور هوشمند این کار را انجام دهد. مثلا اگر شبکه‌ ای فعالیت مثبت هم دارد بتوان استفاده کرد و فقط بخش‌ های مشکل ‌دار فیلتر شود.

از دیگر سو کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه دلایل فیلتر شدن «وی‌ چت» را چنین عنوان کرد: به دلیل اینکه نرم ‌افزار وی ‌چت علاوه بر جمع‌ آوری کلیه اطلاعات موجود در گوشی‌ های کاربران و رصد ارتباطات اعضاء، حریم خصوصی آنها را نقص نموده و در عین حال این نرم افزار عامل انتشار بسیاری از محتواهای مجرمانه غیراخلاقی و مستهجن که برای نوجوانان ضررهای جبران ناپذیری را به ‌دنبال داشته و به خاطر آسیب‌ های اجتماعی بسیار زیادی که برای جامعه در بر داشته و دارد و همچنین به لحاظ اینکه ایجادکنندگان این نرم افزار در خارج از کشور قرار داشته و به هیچ وجه پاسخگوی تخلفات خود و شکایات خانواده های زیان دیده نبوده و نیستند؛ بنابراین کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه در اجرای درخواست‌های متعدد خانواده های آسیب دیده ناچار به فیلتر و مسدود سازی نرم افزار مذکور گردیده است.  بهتر است کاربران از سایر نرم افزارهای مشابه داخلی برای جایگزینی ارتباطات صوتی، متنی و تصویری و ویدئوی و کم ‌هزینه استفاده کنند.

بر اساس این گزارش، فیلتر شدن «وی ‌چت» پنجشنبه - 28 آذر ماه - در جلسه شورای کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه بدون رای منفی به تصویب رسید. طبق ماده 22 قانون جرایم رایانه ‌ای، این کارگروه با عضویت نمایندگانی از سه قوه قضائیه، مجریه و مقننه ( شامل 6 وزیر از دولت، دو نماینده مجلس شورای اسلامی و به ریاست دادستان کل کشور ) تشکیل جلسه می ‌دهد.

به دلیل اینکه نرم ‌افزار وی ‌چت علاوه بر جمع‌ آوری کلیه اطلاعات موجود در گوشی‌ های کاربران و رصد ارتباطات اعضاء، حریم خصوصی آنها را نقص نموده

 چت خطرناک است؟!

 گمنامی، سرعت ارتباط و سیال بودن از جمله علل گرایش به چت است که در روابط جنسیتی و دوستیابی جوانان پیامدهایی به دنبال دارد. فضای مجازی چت ‌روم‌ های اینترنتی به وسیله‌ ای برای پرکردن اوقات فراغت جوانان مبدل شده که مرزهای تازه ‌ای در شکل‌ گیری ارزش‌ ها پیش روی آنهاست. کارکرد غالب چت برای کاربران ایرانی جنبه فراغتی و سرگرم کننده داشته که در اشکال مثبت و منفی تسهیل کننده و جبران کننده نیازهای ارتباطی آنها در دنیای واقعی است.

اگرچه در فضای چت، مرزبندی ‌های جنسیتی روز به روز ضعیف ‌تر می‌شود، اما با این حال در بیشتر موارد جذابیت های جنسیتی در روابط دنیای مجازی بیش از پیش حایز اهمیت است. مجاورت طولانی با فضای مجازی می‌تواند به فرهنگ‌ پذیری یک طرفه و تاثیرپذیری افراطی از هنجارها و ارزش ها انجامیده و با تقویت پدیده جهانی شدن تعلقات ملی و سنتی کابران را تحت تاثیر قرار دهد.

این رابطه غیرحقیقی پیامدهایی چون کاهش سرمایه‌ های اجتماعی، انزوا و بریدگی از مشارکت های محسوس و عینی را در بر داشته است. فضای غالب در محیط چت ‌روم‌ ها، گفتگوهای دوستانه جوانان غیرهمجنس است که با نیت ارضای کنجکاوی، آشنایی، سرگرمی، شیطنت و ماجراجویی است. بیش از 50 درصد از کاربران چت‌ روم‌ ها گفته‌ اند بیشتر دوست دارند با افراد متنوع و ناشناس چت کنند و کمتر از یک سوم تمایل خود را به افراد آشنا بیان داشته‌ اند. بررسی پیام ‌های مبادله شده در چت‌ روم ‌های ایرانی از تناقض، ابراز احساسات ناپسند و.... حکایت دارد.


[سه شنبه 15 بهمن 1392 ]  [10:03 AM]  [کمیل باقری]

سریال‌ های ماهواره‌‌ای و مسمومیت خانواده‌ها!

در حال حاضر پنج سریال «روزگار تلخ»، «حریم سلطان»، «عشق ممنوع»، «عمر گل لاله» و «عشق و جزا» تمام اوقات شبانه‌روز تماشاگرانی را كه به ماهواره یا شبكه‌های غیررسمی ایرانی دسترسی دارند، پر كرده است.

داستان همه این سریال‌ها قصه‌های یك‌خطی پیرامون عشق و نفرت میان یك مثلث عاشقانه كه به مدد توانایی تیم فیلمنامه‌نویسی وارد حاشیه‌های جذاب‌تر از متن شده‌اند و با آب‌بندی در ملودرام عاطفی و خانوادگی شخصیت‌ها، شماره تعداد قسمت‌های سریال را به بیش از 100رسانده‌اند؛ رۆیایی كه هنوز در تلویزیون ایران اتفاق نیفتاده است.

تحلیل عمیق و خواندنی "مریم صبری" دارای دکترای مردم‌ شناسی در سی‌ و هفتمین شماره ماهنامه مدیریت ارتباطات با عنوان «سریال‌ های ماهواره ‌ای و مسمومیت ایدئولوژیک خانواده ایرانی» یکی از مطالب حوزه رسانه این ماهنامه است.

وی در تحلیل خود ضمن بررسی وضعیت کنونی تسلط و قدرت رسانه ‌ها در سطح جهان، به ارائه راه‌ حل‌ هایی در مواجهه با حاکمیت ماهواره‌ ها پرداخته و با تأکید بر اینکه پیدا کردن مقصر و عامل هجمه نیست بلکه باید قربانی را بیشتر محافظت و جذب کرد، موضوع را از ابعاد جامعه‌ شناسانه و روان شناسانه مورد بررسی قرار داده است.

بخش‌هایی از آن را می‌خوانید:

- رسانه‌های تصویری مثل ماهواره با برنامه ‌های تفریحی و سرگرم‌ کننده در درازمدت باعث یکسان ‌سازی سلیقه قشرهای عظیم جامعه و ایجاد شکاف ‌های جدید طبقاتی و تعمق آنها می‌ شود.

دهه 60 زمانی بود که این سریال‌های خانوادگی پا به عرصه رسانه ملی گذاشت. محصولات چشم‌بادامی‌ها و اروپایی‌ها؛ سریال‌هایی از ژاپن و آلمان، خوراك شبانه‌روزی تلویزیون را تأمین و مخاطبان را سرگرم می‌كردند

- از پیامدها و معضلات برنامه‌های ماهواره‌ای می‌توان به افول فرهنگ، رشد روزافزون بی‌سوادی عمومی به علت تماشای بی‌حد این برنامه‌ها، عدم تمرکز و تفکر نسبت به موضوعات و مطالب مختلف، کاهش دادوستدهای عاطفی و اجتماعی در روابط انسان‌ها با یکدیگر، رنگ‌باختگی ارزش‌های انسانی و باورهای مذهبی و نمادهای ملی و میهنی و در نتیجه خطر سقوط فرهنگ اجتماعی اشاره کرد. 

- دهه 60 زمانی بود که این سریال‌های خانوادگی پا به عرصه رسانه ملی گذاشت. محصولات چشم‌بادامی‌ها و اروپایی‌ها؛ سریال‌هایی از ژاپن و آلمان، خوراك شبانه‌روزی تلویزیون را تأمین و مخاطبان را سرگرم می‌كردند. از جمله این سریال‌ها می‌توان به «سال‌های دور از خانه»، «داستان زندگی»، «جنگجویان كوهستان»، «ارتش سری»، «كارآگاه كاستر»، «درك»، «ركس» و... اشاره کرد.

- در حال حاضر پنج سریال «روزگار تلخ»، «حریم سلطان»، «عشق ممنوع»، «عمر گل لاله» و «عشق و جزا» تمام اوقات شبانه‌روز تماشاگرانی را كه به ماهواره یا شبكه‌های غیررسمی ایرانی دسترسی دارند، پر كرده است. داستان همه این سریال‌ها قصه‌های یك‌خطی پیرامون عشق و نفرت میان یك مثلث عاشقانه كه به مدد توانایی تیم فیلمنامه‌نویسی وارد حاشیه‌های جذاب‌تر از متن شده‌اند و با آب‌بندی در ملودرام عاطفی و خانوادگی شخصیت‌ها، شماره تعداد قسمت‌های سریال را به بیش از 100رسانده‌اند؛ رۆیایی كه هنوز در تلویزیون ایران اتفاق نیفتاده است.

- از بعد جامعه‌شناسی ازجمله کاراکترهای این سریال‌ها این است که «پدیده لذت‌جویی نفسانی» را تبلیغ می‌کند. در همین راستا «اخلاق تعدیل‌شده»ای به‌طور فراگیر به خورد مخاطب داده می‌شود که مشابهتی با اصول اسلامی ندارد.

- از بعد روان‌شناسی فراگیر بودن رسانه موجب می‌شود چنین دیدگاه‌هایی در ناخودآگاه جامعه پایه‌ریزی شود و در آینده‌ای نه چندان دور تبعات دیگری نیز داشته باشد. شاید جامعه امروز ما از این لذت‌جویی و بی‌عدالتی افراطی مصون است، اما تضمینی نیست که نسل نوجوان که با این چنین ارزش‌های وارداتی رشد می‌کند کماکان بر ارزش‌های گذشتگان قدم بگذارد. نسل آینده آماج ایدئولوژی‌ای قرار گرفته که جامعه ایرانی در 10سال آینده تاوان این حملات را خواهد داد. در سیاست شبکه‌های فارسی زبان حتی گزینش نام سریال‌ها نیز با سیاست تخریبی/تبلیغاتی همراه است. مثلاً نام سریال حریم سلطان «قرن با شکوه» است؛ عنوانی کاملاً تاریخی، اما وقتی همین سریال برای مخاطب داخلی آماده می‌شود، می‌بینیم که عنوان حریم سلطان برای آن برگزیده می‌شود. از طرفی زمان تعیین شده برای پخش این سریال‌ها به گونه‌ای است که عمده مردم در ایران فارغ از مشغله کار هستند و هرگز آن را از دست نمی‌دهند. 

از بعد جامعه‌شناسی ازجمله کاراکترهای این سریال‌ها این است که «پدیده لذت‌جویی نفسانی» را تبلیغ می‌کند. در همین راستا «اخلاق تعدیل‌شده»ای به‌طور فراگیر به خورد مخاطب داده می‌شود که مشابهتی با اصول اسلامی ندارد

- سینما و تلویزیون به دلیل این‌که می‌توانند فرآیند اقتدار و نفوذ فرهنگ قدیمی‌تر (سنتی) و نظام کنترل اجتماعی را سست کنند با آسیبی تحت عنوان «فردگرا شدن» شخص که معلول وضعیت‌های جدید (مدرن) می‌باشد همراه است. در این وضعیت خواست و تمایلات لذت‌جویانه جنسی و اقتصادی فرد، جدا از آرزوها و تمایلات گروه خانوادگی‌‌اش رسمیت یافته و مورد توجه قرار می‌گیرد. در واقع در اینجا رسانه‌ها به ویژه تلویزیون با پرداختن به فرد و تمرکز بر آن به نوعی موجب سست شدن این نگرش و نیز افزایش بی‌سازمانی خانوادگی شده‌اند.


[سه شنبه 15 بهمن 1392 ]  [9:44 AM]  [کمیل باقری]

نقش ميناچي در مناقشات حسينيه ارشاد

مروري بر اختلافات مرحوم ميناچي و استاد مطهري و نقش وي در ايجاد اختلاف بين شريعتي و مطهري حضرت آیت الله خامنه ای: «استاد مطهري مؤسس حسینیه ارشاد بودند» / استاد مطهری: «سهم من هم از سهم آقاي همايون بيشتر است و هم از سهم آقاي ميناچي تا چه رسد به دکتر علي آبادي!»

 در خبرهاي اول هفته آمد که «ميناچي، مدير حسينيه ارشاد و وزير تبليغات و جهانگردي دولت موقت مهدي بازرگان درگذشت.» در تکميل اين خبر "حبيب الله پيمان"، در گفت و گو با ايرنا با تاييد خبر درگذشت ميناچي اظهار داشت: «وي از مدت‌ها قبل دچار عارضه قلبي شده بود و در يکي از بيمارستان هاي تهران بستري بود.»
خبر مرگ دکتر ناصر ميناچي بار ديگر مباحثي را در ذيل تاريخ و عملکرد حسينيه ارشاد در رسانه‌ها مطرح ساخته و جريان‌هاي ملي - مذهبي و همسوي با نهضت آزادي تلاش کردند تا نقش محوري تاسيس و مديريت حسينيه ارشاد را به نام مرحوم ميناچي ثبت نمايند.
برخي رسانه ها نيز غرض ورزانه و با تحريف تاريخ از فرصت ايجاد شده بهره برده و چنين نوشتند: «حسينيه ارشاد به سال 1343 توسط محمد همايون، ناصر ميناچي و عبدالحسين علي‌آبادي به قصد فعاليت‌هاي مذهبي تاسيس شد. مرتضي مطهري از ابتدا در جريان تشکيل اين موسسه بود و از همان ابتدا همکاري خود را آغاز کرد. اولين کار چاپي نشريه کتاب «محمد خاتم پيامبران» بود که مطهري قسمت هجرت تا وفات را به واسطه آشنايي‌اي که با محمد تقي شريعتي داشت به پسر وي علي شريعتي سپرد. بعدها با گسترش اختلاف‌هاي بين ميناچي و مطهري و نيز پيشرفت خيره کننده‌ شريعتي، مطهري حسينيه را در اواخر سال 1349 ترک کرد و از اين به بعد موسسه با سخنراني‌هاي آتشين دکتر شريعتي به راه خود ادامه داد. حسينيه ارشاد به مکاني در قلب تهران براي حضور نسل نوانديش مخالف رژيم و نيز برخي مذهبيون قشري تبديل شده بود که شريعتي در آن مکان به هر کار و تلاشي دست مي‌زد و برخي شخصيت‌هاي روحاني براي مقابله با رونق روزافزون حسينيه ارشاد ، مسجد قبا را در نزديکي آن راه اندازي کردند که با حمايت برخي چهره‌هاي فرهنگي پهلوي نيز روبرو شد.»
اما در کنار اين ادعاها، نظرات ديگري نيز وجود دارد که در مورد تاسيس و اداره حسينيه ارشاد ديدگاه متفاوتي دارند. در ذيل اين بحث يکي از مهمترين مباحث آن دوره يعني چرايي جدايي استاد مطهري از حسينيه ارشاد و در ادامه اختلافات استاد مطهري و مرحوم شريعتي مطرح است که باز هم نقش پر ابهام آقاي ميناچي در آن قابل مشاهده است.در همين راستا خاطرات استاد "سيد هادي خسروشاهي"  که خود در شکل‌گيري و فعاليت‌هاي حسينيه ارشاد نقش داشته و از نزديک با موسسين و فعالين آن روزگار حسينيه ارشاد آشناست، مي‌تواند خواندني باشد. اين خاطرات حاصل گفتگوي تفضيلي مجله شاهد ياران با استاد است که خلاصه اي از آن انتخاب گرديده که مي‌تواند در بر دارنده بخشي از حقايق نهضت اسلامي ملت ايران در دهه 40 و50 باشد.همچنين در اين راستا مي‌توان به بخش‌هايي از خاطرات حضرت آيت الله خامنه‌اي رهبر معظم انقلاب اسلامي اشاره کرد که حقايق کمتر شنيده شده‌اي از نقش کليدي استاد شهيد مرتضي مطهري در تاسيس و راه‌اندازي حسينيه ارشاد و روابط صميمانه استاد مطهري و مرحوم دکتر شريعتي و نقش اختلاف برانگيزان در ايجاد کدورت بين اين بزرگوار را در خود جاي داده است که مي‌تواند در بازخواني مناقشات حسينيه ارشاد بسيار مفيد باشد.
نقش شهيد مطهري در ايجاد و تأسيس حسينيه ارشاد چه بود؟
استاد خسروشاهي: نقش ايشان در تأسيس و پيدايش حسينيه ارشاد، در هر زمينه اي بسيار تعيين کننده بود. از لحاظ مالي کساني که براي تأسيس ساختمان آنجا کمک هاي مالي مي‌کردند، غالباً از بازاري هاي مريد آقاي مطهري بودند. البته بازاري ها در آن ايام دو دسته بودند. عده اي گمان مي‌کردند چون آقاي مطهري در دانشکده الهيات تدريس مي‌کنند، وابسته به دولت هستند و وجوهات شرعيه را به ايشان نمي‌پرداختند، اما تجار روشنفکري هم بودند که تعدادشان هم کم نبود و از برنامه‌هاي شهيد مطهري حمايت مالي مي‌کردند و به ايشان در تأسيس حسينيه ارشاد مدد مي‌رساندند. متأسفانه اخيراً ديدم که آقاي ميناچي در خاطرات خود ادعا کرده است که مؤسسين حسينيه ارشاد، او و آقاي همايون و آقاي دکتر علي‌آبادي بوده اند که اين ادعا نادرست و در واقع جفا به شهيد مطهري و تاريخ است. البته آقاي همايون از نظر مالي کمک‌هاي قابل توجهي کرد، اما منحصر دانستن بناي حسينيه ارشاد به توان مالي و مديريتي آقاي ميناچي و آقاي همايون خلاف واقعيت است و افراد بسياري در اين امر شرکت داشتند که اگر دفاتر مالي آن زمان را هنوز نگه داشته باشند، با مراجعه به آنها مي‌توان نقش واقعي افراد را کاملاً مشخص کرد.
البته آقاي ميناچي حقوقدان و فعال بود و به اصطلاح راه بلد بود و چاره کارها را مي‌دانست، اما اين که مي‌خواهد موفقيت ها را به خود و آقاي همايون منتسب کند، تحريف تاريخي است که شاهدان آن هنوز زنده اند و حاضرند که گواهي بدهند. شهيد مطهري مؤسس اصلي و باني فکري و علمي حسينيه ارشاد بودند که به هيچ وجه قابل مقايسه با فعاليت هاي مالي نيست و قطعاً در مرتبه بالاتري قرار مي‌گيرد. مضافاً بر اين که همان گونه که قبلاً هم عرض کردم، بسياري از تجار، به اعتبار شهرت و مرتبت علمي و ديني و اخلاقي آقاي مطهري بود که به حسينيه ارشاد کمک مي کردند. شهيد مطهري براي تبيين اهداف حسينيه ارشاد و دستيابي به آنها، لحظه اي از پاي ننشستند و انصافاً زحمات بسياري را متحمل شدند. خود ايشان در دستخطي که نزد من موجود است خود را مؤسس اصلي مي دانند و مي‌نويسند: «مواردي که آقاي ميناچي بدون مشورت کار کرده است و مي‌کنند: اول اينکه قرار بود من جزو هيئت علمي مؤسس باشم، از اول ما را خارج کرد در حالي که عملاً و واقعاً من مؤسس بودم. سهم من هم از سهم آقاي همايون بيشتر است و هم از سهم آقاي ميناچي تا چه رسد به دکتر علي آبادي...» (مرحوم مطهري 17 مورد مي‌شمارند من همه آنها را نقل نمي کنم)
بي ترديد پول و ساختمان نمي‌تواند مؤسس يک جريان باشد، بلکه فکر و انديشه و علم است که جريان ساز است و اين مجموعه به طور انحصاري و خاص از آن شهيد مطهري بود.
به نظر شما اصولاً پايه ريزي حسينيه ارشاد به چه منظور بود؟
استاد خسروشاهي: شهيد مطهري معتقد بودند که هيچ عملي، بويژه عمل سياسي اجتماعي، بي آن که بر پشتوانه‌هاي نظري متکي باشد، به نتيجه نمي رسد، به همين دليل پيوسته سعي در تنوير افکار جوانان داشتند و تشکيل حسينيه ارشاد هم، عمدتاً در جهت تحقق همين آرمان بوده است. البته ايشان اهل جنجال و غوغا و خودنمايي و تظاهر نبودند و بيشتر مي خواستند کار فکري و عملي انجام دهند و اين نکته را در نامه هايي که من از ايشان دارم، صريحاً نوشته اند.
رونق کار حسينيه ارشاد را تا چه ميزان حاصل برنامه ريزي هاي شهيد مطهري مي‌دانيد؟
استاد خسروشاهي: قطعاً برنامه ريزي هاي ايشان در اين زمينه نقش اول را داشت. در اين راستا شهيد مطهري شخصيت‌ها و افرادي را به حسينيه ارشاد دعوت کردند که تا آن زمان، حداقل در تهران شناخته شده نبودند. نمونه بارز آنها آقاي فخرالدين حجازي، آقاي دکتر شريعتي و پدرشان استاد محمدتقي شريعتي بودند. اينها همه بر اساس دعوت شهيد مطهري و سخنراني در حسينيه ارشاد شهرت و اعتبار عام کسب کردند. شهيد مطهري با آقاي فخرالدين حجازي در مورد بعضي از رفتارهاي او اختلاف نظر داشتند و آقاي حجازي از حسينيه ارشاد رفت، اما در مورد دکتر شريعتي، شهيد مطهري حسينيه ارشاد را ترک گفتند و به مسجد الجواد رفتند.
علت اين تکدرها را چه مي دانيد؟
استاد خسروشاهي: خيلي سربسته مي گويم من که تقريباً در جريان کل امور بودم، مي‌دانستم که شهيد مطهري از همکاري با آقاي فخرالدين حجازي و آقاي دکتر شريعتي تا حدود زيادي رضايت داشتند، اما در مديريت حسينيه ارشاد معدود افرادي بودند که به «اسلام بدون روحانيت» اعتقاد داشتند و از سويي هم عملاً مي خواستند بر آنجا تسلط داشته باشند و از اين رو، مي‌خواستند افراد را رو در روي آقاي مطهري قرار دهند تا خود «يکه تاز» ميدان معرفي شوند!
به نظر شما رابطه شهيد مطهري و دکتر شريعتي چگونه بود؟
استاد خسروشاهي: من بارها شاهد مراودات دوستانه و محبت آميز و نزديک ميان آقاي مطهري و دکتر شريعتي بويژه در سفر حج بودم. رابطه شريعتي با آقاي مطهري اگر نگويم «مريدي و مرادي» بايد بگويم پيوند استاد و شاگردي بود. به اعتقاد من دکتر شريعتي به هيچ وجه کسي نبود که بخواهد در مقابل شهيد مطهري بايستد و يا به اصطلاح «دکان» باز کند، زيرا که نه مطهري و نه شريعتي اهل «دکان» نبودند، بلکه بعضي‌ها حسينيه ارشاد را «دکان دو نبش» خود کرده بودند و عملاً باعث فتنه ها و تعطيلي حسينيه شدند.
مطالبي که دکتر شريعتي در دفاع از روحانيت اصيل نوشته است و من آنها را جمع آوري و در رساله اي چاپ کرده ام، مبين اعتقاد قلبي او به روحانيون و روحانيت واقعي است و چنين فردي، قطعاً اسلام را بدون روحانيت، تعريف نمي‌کند. اما در مديريت حسينيه ارشاد اصل کساني بودند که به «اسلام منهاي روحانيت» اعتقاد داشتند. اما اين که از ابتدا بر چنين اعتقادي بودند و مخفي مي‌کردند و يا بعدها به اين اعتقاد رسيدند، آن را نمي‌دانم! در مجموع بعضي از مديران حسينيه ارشاد تلاش مي‌کردند با هاي و هوي و سر و صدا و اين گونه رفتارهاي نمايشي، وجهه اي کسب کنند و افراد را به آنجا بکشانند که در کوتاه مدت موفق هم شدند، ولي در دراز مدت با رفتن شهيد مطهري و نهايتاً دکتر شريعتي، حسينيه ارشاد تعطيل شد. آقاي مطهري به کار عميق و بنيادي علمي معتقد بودند و علاقه اي به رفتارهاي نمايشي و ايجاد هيجانات کاذب نداشتند. و اين را به صراحت در نامه هايي که از ايشان در اختيار من قرار دارد، نوشته‌اند.
در سفرهاي حج که از سوي حسينيه ارشاد برنامه ريزي شد، شما چه نقشي داشتيد؟ خاطراتي از آن سفر را بيان کنيد.
استاد خسروشاهي: من عضو هيئت علمي کاروان حج بودم و به دعوت شهيد مطهري اين مسئوليت را پذيرفتم و طبعاً در طول سفر و شب و روز با ايشان و دکتر شريعتي و صدر بلاغي و ديگر دوستان همراه بودم. اين سفرها فرصتي بود که با فضايل علمي، وارستگي، پاکي و بي آلايشي ايشان بيشتر آشنا شوم.
در بازگشت از يکي از اين سفرها بود که با دکتر شريعتي در مورد برخي از اظهاراتش صحبت کردم. از جمله اينکه اگر «علامه مجلسي» در مواردي هم اشتباه کرده باشد، چرا کليت روحانيت را زير سئوال مي بريد؟ و اين مسائل را مطرح مي کنيد؟ مخصوصاً از تعبير «آخوند جماعت» که گاهي در گفته هاي ايشان بود انتقاد کردم. او گفت «اين حرف هاي من در واقع واکنشي است به حرف هاي... که حتي زحمت شنيدن سخنراني هاي مرا هم به خود نمي دهد. و از اين و آن در اين باره سئوال مي کند و کار توهين را به جايي رسانده که اخيراً بالاي منبر گفته که يک نفر برود درباره پدر و مادر من پرس و جو کند! اگر با من هم خصومت دارند، چرا از موي سپيد پدرم خجالت نمي کشند؟ من که با او طرف نمي شوم و مجبورم سراغ رؤسايش بروم.» البته من اين استدلال دکتر را نپذيرفتم، اما معتقد بودم که برخي گفتارهاي بي منطق از طرف مقابل، چنين مشکلاتي را ايجاد مي کرد که بي ترديد به نفع هيچ يک از دو طرف نبود.
دکتر شريعتي اشتباهات خود را مي پذيرفت؟
استاد خسروشاهي: بله و با کمال شجاعت. اما نکته مهم اينجاست که بسياري از مشايخ ما، اشتباهات بسيار بزرگتري هم در آثارشان داشتند که اگر دکتر شريعتي يکي از آنها را مرتکب مي شد، «مهدورالدم» محسوب مي گرديد. يعني خيلي ها بوده‌اند و هستند که قصدشان خدمت بوده، اما اشتباه هم کرده‌اند، از جمله دکتر شريعتي، اما اين اشتباهات در حد هجمه‌هايي که از سوي برخي از روحانيون به او شد، نبود. دکتر شريعتي اگر لجاجت و پافشاري در صحت همه گفته ها و نوشته‌هايش داشت، به شخص من نمي‌گفت اشکالاتي را که در آثارش وجود دارد، پيدا و به ايشان عرضه کنم تا آنها را اصلاح يا حذف کند (اين گفته صريح ايشان به اينجانب در يکي از سفرهاي حج بود.) و البته من آن زمان نه آمادگي براي اين کار را داشتم و نه وقت کافي. در همين راستا دکتر شريعتي به استاد محمد��ضا حکيمي وصيت مي‌کند و از او خواهش مي‌نمايد که در آثارش، هرجا که خلاف واقع ديدند، اصلاح کنند. (متن دستخط مرحوم شريعتي به استاد حکيمي نزد اينجانب موجود است و من به ايشان قول داده بودم که آن را تا ايشان زنده اند در مجله خود چاپ نکنم. ولي بعدها دوستان متن نامه را چاپ کردند که لابد با اجازه خود آقاي حکيمي بوده است.)
همکاري شما و شهيد مطهري در حسينيه ارشاد چگونه بود؟استاد خسروشاهي: من همکاريم را با حسينيه ارشاد از زماني شروع کردم که جلسات آن در زير چادر بزرگي در «چالهرز» برگزار مي شد. بعد هم شهيد مطهري از من براي نوشتن مطالبي در کتاب «محمد(ص) خاتم پيامبران» و شرکت در هيئت هاي علمي سفرهاي حج حسينيه ارشاد دعوت کردند. من تا زماني که شهيد مطهري در حسينيه ارشاد حضور داشتند، با همکاري با حسينيه ادامه دادم، ولي بعد از اين که ايشان رفتند، ديگر با آن مؤسسه همکاري نکردم.
چرا با دکتر شريعتي همکاري را ادامه نداديد؟ آيا با او اختلافي داشتيد؟
استاد خسروشاهي: دوستي من با دکتر شريعتي از سال 1335 آغاز شد و تا آخر همچنان باقي بود، اما متأسفانه صفاي خاصي که اوايل در مؤسسان حسينيه ارشاد وجود داشت، ديگر در آنجا حاکم نبود و دشمنان و منافقان توانستند در بعضي از مسئولان حسينيه ارشاد رسوخ کنند و عملاً شهيد مطهري و دکتر شريعتي را مخالف با هم جلوه دادند و تلاش هاي حضرت آقاي خامنه اي، آقاي رفسنجاني، شهيد باهنر، آيت الله طالقاني و مهندس بازرگان هم براي رفع مشکلات به ثمر نرسيد و نهايتاً حسينيه تعطيل شد.
علل کناره گيري شهيد مطهري از حسينيه ارشاد را بيان کنيد.
استاد خسروشاهي: غير از آشفته کردن فضاي حسينيه ارشاد و طرح مسائل فرعي، ظاهراً آقاي ميناچي وجوه شرعيه را نيز بدون نظارت يک فرد روحاني دريافت مي‌کرد که اين عمل، حتي اگر آن وجوه، صرف فعاليت هاي حسينيه ارشاد هم شده باشد، عمل مذمومي است و ايشان صلاحيت انجام اين کار را نداشته است. با اينکه آقاي ميناچي اخيراً در خاطرات خود اين نکته را به اصطلاح تکذيب کرده است! اما نمي‌دانم که مرا تکذيب کرده يا شهيد مطهري را؟ من اين تکذيبيه را اگر در روزنامه چاپ مي‌شد پاسخ نمي‌دادم، همانطور که دروغ ها و اتهامات ايشان را بر ضد خودم در روزنامه اطلاعات و غيره در گذشته پاسخ ندادم. ولي چون اين تحريف در کتاب «تاريخچه حسينيه ارشاد» آمده است، مجبورم باز قسمتي از دستخط خود استاد شهيد مطهري را در اين زمينه نقل کنم که در ضمن آن، دلايل عدم امکان همکاري با آقاي ميناچي نيز آمده است.
استاد شهيد مي نويسند: «پول وجوهات رقم‌هاي عمده بدون اطلاع گرفته مي‌شود!» آيا آقاي ميناچي پاسخ دارد؟ وي مدعي مي‌شود که وجوهات خود را به نجف اشرف مي فرستاده است، ولي معلوم نيست که وجوهات مردم را حتي بدون اطلاع مرحوم مطهري که وکيل همه مراجع بود، چرا دريافت نموده است؟
از ديگر عوامل کناره گيري شهيد مطهري، علاقه بعضي از مسئولان حسينيه به ايجاد سر و صدا و هياهو بود که به کلي با خردورزي، تعمق و متانت شهيد مطهري تناقض داشت. در مجموع حسينيه ارشاد از اهدافي که به خاطر آن توسط شهيد مطهري پايه ريزي شده بود، دور افتاد و تبديل به ساختماني براي سخنراني هاي مهيج و خودنمايانه شد.
ناديده گرفتن شخصيت علمي شهيد مطهري تا بدان پايه رسيد که حتي در سفرهاي حج که آقايان شريعتي، صدر بلاغي و ديگران به ايراد سخنراني مي‌پرداختند، نامي از شهيد مطهري که سخنراني‌هاي بسيار تأثيرگذار و جامعي داشتند، برده نمي‌شود و آقاي ميناچي در خاطرات خود، تنها از آقاي صدربلاغي و سپس آقاي شاهچراغي و آقاي نوراني نام مي برد و از اينجانب هم که در مسجد مدينه به دو زبان ترکي (استانبولي) و عربي به مدت دو روز سخنراني کردم و بعد پليس ممانعت کرد، نام نمي‌برد و به اين نکته که آقايان را به دانشگاه اسلامي مدينه و رابطه العالم الاسلامي و شخصيت هاي برجسته بلاد ديگر آشنا کردم، اشاره اي ندارد. (عکس هاي شخصيت هايي چون امير جماعت اسلامي پاکستان، عباس مدني از الجزاير، ابراهيم جوب از سنگال و ديگران در مراسم مختلف حسينيه ارشاد در حال سخنراني موجود است که همگي به دعوت من در آن جلسات شرکت کرده بودند.)
شما کتاب «تاريخچه حسينيه ارشاد» خاطرات آقاي ميناچي را به عنوان يک مورخ محقق چگونه ارزيابي مي‌کنيد؟
 استاد خسروشاهي: من در يک جمله کوتاه نمي‌توانم بگويم که کتاب فوق در واقع «دفاع از خويشتن است!.» و مشکل نخستين آقاي ميناچي چه در حسينيه ارشاد و چه در وزارت ارشاد (که من هم در آن دوران نماينده حضرت امام خميني(ره) در وزارت بودم) «محور ديدن خويشتن» است. او وقتي با انتقادي روبرو مي‌شود، داد و فرياد بر مي‌آورد که مسلماني نيست! ولي اگر خود هزار و يک تهمت و افترا را به ديگران روا دارد، عين مسلماني است! به هر حال ايشان از خود دفاع مي‌کند و ما از حقيقت و تاريخ واقعي و فرق اين دو براي اهل خرد روشن است.
***
ديدگاه حضرت آيت الله خامنه‌اي در مورد نقش مطهري در  حسينيه ارشاد ارشاد
حضرت آيت الله خامنه‌اي که وي نيز از فعالين فرهنگي دوران آغاز به کار حسينه ارشاد بوده و از مدعويني است که بارها در آنجا به سخنراني پرداخته و از نزديک با متوليان و مسئولين حسينه ارشاد دوست و همکار بوده است، در مورد نقش استاد شهبد مرتضي مطهري و مناقشات ايجاد شده در باب مديذيريت حسينيه ارشاد چنين اظهار نظر مي کنند:
«…. اما مسئلة شرکت ايشان[استاد مطهري] در حسينية ارشاد نبايد گفت «شرکت»، بايد گفت «مؤسس». ايشان مؤسس ارشاد است.آن وقتي که در تهران جلسات مذهبي درست و حسابي و منظمي نبود، چند نفر به فکر افتادند که يک کار اين جوري بکنند. عنصر اصلي هم آقاي مطهري بود و آقاي همايون که باني مالي آنجا بود جزو پيش قدمان اين کار بودند.چند نفري نشستند و يک محلي را در يک مقداري بالاتر از محل کنوني حسينيه، زميني بود آنجا را در نظر گرفتند و چادري زدند و ديوار مختصري دورش کشيدند واين شد حسينيه ارشاد و از گويندگان دعوت کردند.از جمله کساني که دعوت شد آقاي محمدتقي شريعتي بود که آن وقت ايشان آمده بود تهران و ساکن شده بود. سال ۴۵ بود که ايشان يکي دو سالي بود در تهران بود و سخنراني مي‌کرد.از ايشان، آقاي مطهري دعوت کردند و خيلي هم ترويج کردند. ايشان در آنجا سخنراني کردند. و خود آقاي مطهري هم در سال ۴۶ در آنجا سخنراني داشتند.
مطهري و دعوت از شريعتي براي حضور در حسينيه ارشاد
در سال 46 که کتاب «محمد خاتم پيامبران» مطرح شد و به مناسبت آن کتاب، آقاي مطهري از عده‌اي خواستند که مقاله بنويسند، از جمله[آنها] مرحوم دکتر شريعتي بود.دکتر هم تازه دو سه سال بود که از فرانسه برگشته بود. ابتدا مشهد بود و در آنجا با گمنامي معلمي مي‌کرد. آقاي مطهري ايشان را ديده بود و خيلي از او خوشش آمده بود. يک جوان خوب که خيلي هم هوشمند و با استعداد و نکته‌سنج و عميق بود. انصافاً يک کسي مثل آقاي مطهري از يک شخصي مثل مرحوم شريعتي طبعاً خيلي خوشش آمده و از ايشان هم خواسته بود که يک چيزي بنويسند. يک مقاله مفصلي مرحوم دکتر نوشت از «هجرت تا وفات پيغمبر» و همچنين بخشي از «سيماي محمد(ص)» را که من در جريان اين تبادل مقاله بودم. يعني دکتر مشهد بود و آقاي مطهري تهران بود. من هم مي‌رفتم مشهد و برمي‌گشتم قم. گاهي در تبادل اين مقاله‌گيري و مقاله دهي به صورت پيغام يک دو دفعه‌اي قرار گرفتم. مرحوم مطهري وقتي که مقالات دکتر را ديد خيلي خوشش آمد مخصوصاً از مقاله «سيماي محمد (ص).»
ايشان به من گفت که من سه بار اين مقاله را خوانده‌ام. از بس ايشان خوشش آمده بود از قلم شيرين و شيواي مرحوم دکتر. موجب شد که ايشان از دکتر دعوت کند که سخنراني هم بيايد و دکتر گاه‌گاهي مي‌آمد حسينيه، سخنراني مي‌کرد خيلي کم. تا سال 49 آمد و رفت دکتر از اين سال در حسينيه ارشاد به دو ماه يک بار يا سه ماه يک بار رسيد که ايشان مي‌آمد و يک سخنراني مي‌کرد.
 نقش ميناچي در حذف آقاي مطهري از حسينيه ارشاد
در سال 49 يک مسئله پيش آمد، بين آقاي مطهري و آقاي ميناچي. و آن به اين صورت بود که آقاي ميناچي که به عنوان مدير داخلي حسينيه انتخاب شده بود عملاً دست آقاي مطهري و ديگران را از همه کارهاي داخلي حسينيه کوتاه کرده بود. انتخاب سخنراني، انتخاب مجلس، جلسات گوناگون و چاپ و نشر.آقاي مطهري مي‌گفت خب،  نمي‌شود ما يک مؤسسه را به‌وجود آورده‌ايم مردم اينجا را متعلق به ما مي‌دانند، ما ندانيم اينجا کي سخنراني مي‌کند يا مثلاً چه موقع کتابش مي‌خواهد چاپ بشود يا چه مطالبي گفته مي‌شود. استاد مطهري جزو هيأت امناء سه نفره بود. و در مقابل، ميناچي به اعتراض‌هاي ايشان اعتنايي نمي‌کرد و اين بود که عملاً آقاي مطهري فريادش به جايي نمي‌رسيد تا اينکه اختلافات بين اينها بالا گرفت. ما مشهد بوديم. آن وقت تابستان بود که آقاي مطهري مشهد آمده بود. مرحوم دکتر هم مشهد بود، آقاي شريعتي پدر دکتر هم مشهد بود. در يک جلسه که همه ما جمع بوديم قرار شد که به مسئله حسينيه رسيدگي بشود و دو تا جلسه مفصل چهار پنج ساعته نشستيم در مشهد و راجع به مسائل حسينيه بحث کرديم.

آقاي دکتر قرار بود که کلاس‌هاي 15 روز يک‌بار «اسلام‌شناسي» را تشکيل بدهد. آقاي مطهري به دنبال آن اختلافات که با آقاي ميناچي داشتند به عنوان اعتراض حسينيه نرفتند.يادم مي‌آيد که آقاي مطهري به‌عنوان اعتراض گفتند: «تا وقتي که ايشان خودسرانه در حسينيه کار بکند، من نمي‌توانم در حسينيه باشم و من عملاً کناره‌گيري خودم را از حسينيه اعلام مي‌کنم تا همه بدانند که من نيستم. »در حسينيه با اينکه برنامه هم داشت، ايشان هفتم، هشتم محرم بود اعلام ��رد که من حسينيه نمي‌آيم و رفت از حسينيه بيرون. با رفتن آقاي مطهري حسينيه از روح واقعاً خالي مي‌ش��.تعبير مرحوم دکتر اين بود. گفت که: «وقتي آقاي مطهري گفت من نمي‌��يم من ديدم که همه آرزوهاي من تمام شد، همه چيز براي من تمام شده بود. ديگر هيچ براي من معني نداشت.» يعني آقاي دکتر عميقاً ارادت داشت و واقعاً خودش را مريد آقاي مطهري مي‌دانست و با رفتن آقاي مطهري حسينيه واقعاً از روح تهي مي‌شد. براي اينکه اين اعتراض کامل بشود و آقاي ميناچي به خواسته‌هاي مرحوم مطهري توجه بکند، بقيه سخنراني‌هايي که در حسينيه برنامه گذاشته بودند برنامه‌هايشان را حذف کردند.
بنده هم گفتم من هم نمي‌آيم. آقاي هاشمي رفسنجاني هم گفتند که من هم نمي‌آيم و حتي آقاي محمد تقي شريعتي هم نيامدند و همه برنامه را کنسل کردند. خود دکتر هم گفت من هم کنسل مي‌کنم و من نمي‌آيم، يعني همه قبول داشتند و اين حقانيت مطلب مطهري را نشان مي‌دهد.... و من تأکيد بر روي اين مسئله دارم که من خودم در مشهد با آقاي [محمدتقي]شريعتي صحبت کردم. ايشان گفتند که من مي‌روم و علي را نمي‌گذارم که برود.يعني آنچنان روشن و واضح بود دليل مخالفت آقاي مطهري، که همه قبول کردند. هيچ‌کس نبود که قبول نداشته باشد حرف ايشان را، که يک حرف منطقي و حق بود.بعد که اينطور شد حسينيه عملاً بايکوت شد، منتها بعد دوستان براي اينک چراغ حسينيه خاموش نشود و به کل در ماه محرم و صفر برنامه‌هايش تعطيل نشود گفتند هفته‌اي يکبار آقاي باهنر يک سخنراني اينجا بکند. يک کار رقيق مستمر که مانند جوي آب باريکي بود آن اجتماع. و آن سخنراني‌هاي متنوع ديگر نبود.
اقدام رندانه ميناچي براي دعوت از شريعتيآقاي ميناچي همانطور که گفتم بسيار مرد مدير و زرنگ و باهوشي است. ايشان زمينه را طوري آماده کرد براي کلاس‌هايي که گفتم و اشاره کردم و دکتر را قانع کرد که اين کلاس‌هاي امروز ضروري است و اگر تعطيل بشود آسمان به زمين مي‌آ‌يد و زمين به آسمان مي‌رود.در مشهد در آن جلسات (که صحبت شد) دوستان گفتند که خب دکتر اين کلاس‌ها را حالا شروع کند تا آن وقت مسئله حسينيه حل بشود. دکتر هم قبول کرد. دکتر ميناچي و ديگران مرحوم دکتر را محاصره کردند که نه دير مي‌شود و دين از دست مي‌رود! اين بود که ايشان کلاس‌ها را شروع کرد و عملاً‌آن طرحي که راجع به حسينيه بود متوقف شد و آقاي مطهري هم ديگر با حسينيه آشتي نکرد.وقتي ديدند حتي حاضر نيستند که به نظر ايشان اندک توجهي بکنند، ديگر نرفت سراغ حسينيه و موجودي را که محصول خودش بود، به‌وجود آورده بود مجبور شد که رها کند و ترک کند.البته خب، حسينيه رونق داشت و مرحوم دکتر مي‌رفت. جلسات 15 روزه بود و بعد هفتگي شد منتها حسينيه ديگر فردي شده بود و فقط قائم به شخص دکتر شريعتي بود. که اگر يک روز دکتر سرماخوردگي داشت و نمي‌توانست بيايد حسينيه هم ديگر نبود و اين يک نقيصه بزرگي بود که کوشش مي‌کردند که اين نقيصه را برطرف کنند. حتي يک‌بار آمدند پيش من و با يک حرف‌هاي خاصي من را وادار کردند از مشهد آمدم يکي دو تا سخنراني اينجا کردم و 28 صفر همان سال. بعد ديدم آقايان واقع حقايق را به ما نگفته بودند که ماه‌ها حسينيه به اين شکل مي‌گذشت. البته بعدها مرحوم دکتر خودش آمد مشهد با بنده صحبت کرد و گفت برويم حسينيه را اداره کنيم. يک طرحي هم ريخته شد. بعد من موافقت کردم به اينکه با دوستان همکاري داشته باشيم. شايد حدود بيست‌ ساعت يا بيشتر بنده با آقاي هاشمي و باهنر و آقاي شريعتي چهارنفره در جلسات مستمري نشستيم در تهران، صحبت کرديم طرحي براي حسينيه ريختيم. طرح بسيار خوبي بود روي کاغذ ترسيمش کرديم و فقط يک کلمه بله از طرف آقاي ميناچي لازم بود که دکتر گفت اين بله را من از ايشان مي‌گيرم. ايشان رفت بله را بگيرد، خودش هم نيامد. و ما ديديم که همه زحمات ما هدر رفت.من رفتم مشهد و آقايان هم مشغول کارهايشان شدند. البته بعدها دکتر گله مي‌کردکه چرا شما نيامديد؟

گفتيم ما که آمديم قرار بود که شما بله بگيريد از آقاي ميناچي. غرض،‌ ماجراي آقاي مطهري و کناره‌گيري ايشان از حسينيه اينها بود و البته صحبت زياد هست ولي بعضي هم ظالمانه و بي‌رحمانه در اين مورد تحريف حقيقت کرده‌اند...
چه کساني آتش بيار اختلاف مطهري و شريعتي شدند؟
مرحوم شريعتي مريد آقاي مطهري بود، يعني مريد علمي و فکري آقاي مطهري بود و اين رامن خودم از مرحوم شريعتي شنيده بودم و شايد بارها شنيده بودم. او در پي اختلاف با آقاي مطهري نبود کما اينکه آقاي مطهري هم درپي اختلاف به معناي شخصي با مرحوم شريعتي نبود. البته چرا، اختلاف فکري داشتند و يک سري اعتراض‌هايي را مرحوم مطهري بر شريعتي داشت که آن اختلاف‌ها در اواخر برملا هم شده بود و آن ايرادها را ايشان گاهي در اينجا مي‌گفتند. اما آن نقطه‌اي که آن اختلاف بروز کرد آن نقطه، نقطه‌اي بود که سال 49 آشکار شد و از آنجا اختلافات پديد آمد که الان فرصت پرداختن به آن نيست.و اما گروهک‌ها از هرچيز استفاده مي‌کنند. اين دليل برچيزي نمي‌تواند باشد. خط مستقيم فکري آقاي مطهري خطي بود که هميشه مورد اعتراض و نفرت گروهک‌ها بود. هرکسي با آقاي مطهري در مي‌افتاد و مخالف مي‌شد يقيناً گروهک‌ها به او اظهار علاقه مي‌کردند. ما داشتيم کساني را که مخالف آقاي مطهري بودند و ضد دکتر شريعتي.همين گروه منافقين را که امروز شما ملاحظه مي‌کنيد که شايد دم از علاقه‌مندي به شريعتي هم بزنند، ‌اينها کساني بودند که شريعتي را تخطئه مي‌کردند. يعني اينها مي‌گفتند که وجود شريعتي به عنوان يک سوپاپ اطمينان است،‌ يک دريچه اطمينان است، حسينيه ارشاد در جهت خواست‌هاي دستگاه است، و اگر شريعتي اين سخنراني‌ها را نداشته باشد و نيايد و اين حرف ها را نزند ما موفقيت‌هاي بيشتري خواهيم داشت، به اين دليل با شريعتي بسيار مخالف بودند.اگر اسم بياورم افرادي را که در اين زمينه با من حرف زدند، شايد شما خيلي تعجب کنيد که البته الان دليلي ندارد که من از آن افراد اسم بياورم. کساني هم بودند در نقطه مقابل، از آن پولدارهاي درجه يک تهران که از ملک و آب و زمين و کارخانه و باغ، همه را با هم داشتند. شريعتي‌ با اين چيزها مخالف بود، در سخنراني‌هايش هم مشخص است. اينها هم به خاطر مخالفت با آقاي مطهري با شريعتي گرم مي‌گرفتند. بنابراين شما ملاحظه مي‌کنيد که دو گروهي که از نظر ظاهر با هم اختلاف دارند به خاطر دشمني با مطهري با شريعتي گرم مي‌گرفتند و دم از استناد و انتساب به شريعتي مي زدند، پس منشاء بهره‌برداري گروهک‌ها يا جريان‌ها سياسي و فکري گوناگون از مرحوم شريعتي مي‌تواند تا ميزان زيادي مخالفت با شخص مطهري و با افکار او باشد...»

 


[سه شنبه 15 بهمن 1392 ]  [9:39 AM]  [کمیل باقری]

احتمال گشايش سفارتخانه کدام آمريکا؟!

بايد به نگراني بسياري از دلسوزان انقلاب که تاريخ چندين دهه خيانت، ظلم و تعدي آمريکا به حقوق ملت ايران از پيش و پس از انقلاب اسلامي را به ياد دارند، احترام گذاشت

سفر دو روزه رئيس‌جمهور کشورمان، حسن روحاني به دهکده داووس که به مدد برگزاري ۴۴ دوره مجمع جهاني اقتصاد در آن، اکنون از بسياري از شهرها و کشورهاي دنيا مشهورتر شده است، حاوي دستاوردها، بازتاب‌ها، واکنش‌ها و تأملاتي است. دکتر روحاني در مصاحبه با تلويزيون «RTS» سوئيس در پاسخ به پرسش خبرنگار درباره امکان بازگشايي سفارت آمريکا در تهران گفت: «چنين اقدامي غيرممکن نيست.» اين جمله رئيس‌جمهور در حالي براي نشان دادن حسن‌نيت دولت جديد براي برقراري رابطه احترام‌آميز با تمام کشورهاي دنيا ـ به غير از رژيم صهيونيستي که از نظر نظام اسلامي ايران به رسميت شناخته نمي‌شود ـ اعلام شد که به دليل وجود زمينه‌هايي در نوع روابط ايران ـ‌آمريکا و همچنين اعلام مواضع اخير سخنگوي کاخ سفيد و جان کري وزير خارجه آمريکا که بيشتر بوي تهديد ايران از آنها استشمام مي‌شد، به‌گونه‌اي ديگر در رسانه‌هاي ارتباط‌جمعي به‌ويژه داخلي بازتاب پيدا کرد. و اين در حالي بود که رئيس‌جمهور در حاشيه اجلاس داووس در گفت‌وگو با «سي‌ان‌ان» به عمق و ريشه‌داري بي‌اعتمادي ايران به آمريکا اشاره و تأکيد کرد: «ما از تهديدات نمي‌هراسيم. زبان تهديد در مورد ايران بي‌اثر است.»

اينگونه است که بايد به نگراني بسياري از دلسوزان انقلاب در داخل که تاريخ چندين دهه خيانت، ظلم و تعدي آمريکا به حقوق ملت ايران از پيش و پس از انقلاب اسلامي را به ياد دارند، احترام گذاشت و در راستاي اين احترام و روشن‌تر شدن ابعاد اين مسئله از رئيس‌جمهور محترم پرسيد: احتمال بازگشايي سفارت کدام آمريکا در تهران غيرممکن نيست؟ آمريکايي که به اذعان رئيس‌جمهور بي‌اعتمادي ايرانيان به آن به دليل دفتر قطور سوابق خيانتبارش به ملت ايران ريشه‌دار و عميق است يا آمريکايي که مسئولانش با مبناي تحليلي غلط مبني بر اينکه جمهوري اسلامي ايران تحت تأثير و فشار تحريم‌هاي اعمالي غرب به‌ويژه آمريکا از موضع هسته‌اي خود عقب‌نشيني کرده است و به گمان خود فرصت را براي اعمال فشارهاي بيشتر مغتنم مي‌شمارند و در برداشتي غلط و يک سويه و خارج از قاعده مذاکرات سياسي از توافق ژنو ۲، جي‌کارني سخنگوي کاخ سفيد مدعي مي‌شود: «ايران در توافق نهايي بايد بخش مهمي از زيرساخت‌هاي هسته‌اي خود را برچيند.» حال آن که به قول ظريف وزير خارجه جمهوري اسلامي ايران، اساساً در ��يچ بندي از توافقنامه جمله يا کلمه‌اي دال بر ب��چيدن يا انهدام هيچ بخشي از فرايند صنايع صلح‌آميز هسته‌اي ايران که با اتکا به دانش بومي به دست آمده، وجود ندارد.

آيا به نظام سياسي کشوري که رئيس دستگاه ديپلماسي‌اش ـ جان کري ـ بار ديگر با استفاده از ادبيات نخ‌نماي تهديد به حمله نظامي عليه ايران متوسل شده و معتقد است که اگر ايران به توافقات خود عمل نکند، گزينه نظامي آمريکا آماده و مهياست تا هر آنچه را لازم است انجام دهد، مي‌توان اعتماد کرد. اين سخنان در حالي صورت گرفته که روحاني در داووس گفت که با اجراي توافق ژنو در هفته جاري و قدم‌هاي بعدي و رفع تحريم‌ها، روابط ايران با حوزه اروپا کاملاً به حالت عادي بازخواهد گشت. او همچنين تأکيد کرد که تعاملات ايران و آمريکا در ماه‌هاي گذشته وارد مرحله جديدي شده است و براي نخستين‌بار، سياستمداران دو کشور براي حل اختلافات در موضع هسته‌اي با هم مذاکره، تبادل نظر و حتي اتخاذ تصميم کرده‌آند.

لذا ضمن احترام به مساعي ديپلماتيک رئيس‌جمهور و تيم همراه در نشست داووس لازم است از باب يادآوري نکاتي درباره«دغدغه ملت در نحوه مواجهه با شيطان بزرگ» اشاره شود:

۱ـ اينکه مقام معظم رهبري با رهيافت «نرمش قهرمانانه» براي اتمام حجت به داخلي‌ها و خارجي‌ها درخصوص مذاکره و غيرقابل اعتماد بودن آمريکا پنجره جديدي را به روي ديپلماسي کشور گشود، به معناي اين نيست که از خدعه، فريب، تاريخ سراسر خيانت و ظلم غرب به ايران اسلامي غفلت شود، بلکه بايد بدانيم که هنوز هم با دشمنان ملت ايران در حال مذاکره بر سر حقوق ملت هستيم.

۲ـ اگرچه آغوش گشودن براي شرکت‌ها و غول‌هاي بزرگ تجاري و نفتي با دادن تخفيف ويژه و تغيير قراردادها از سوي رئيس‌جمهور مطرح شده، اما بايد متوجه باشيم که اشتياق آنها به بازار ناب و پرسود ايران در شرايط کم‌رونقي اقتصاد دنيا بسيار بيشتر از ماست. لذا مراقبت باشيم در مذاکرات تجاري با آنها از خطوط قرمز نظام و منافع ملت به ثمن بخس نگذريم.

۳ـ تحليل محتواي دوباره سخنان روحاني و مواضع مسئولان آمريکايي يک نگراني بزرگ براي ملت انقلابي ايران عزيز توليد مي‌کند و آن اين است که گويي آمريکايي‌ها مبناي تحليل غلط خود را بسيار درست و جدي گرفته‌اند که ايران به دليل فشار تحريم‌ها بر سر ميز مذاکره حاضر شده است و به همين دليل با زير پا گذاشتن تمام اخلاقيات و عرفيات سياسي، با ادبيات زور قرون وسطايي و خاص فرهنگ «کابوي» آمريکايي با جمهوري اسلامي ايران سخن مي‌گويند و زبان به تهديد مي‌گشايند. در حالي که ما اعتقاد داريم مقاومت جانانه و استوار ملت در طول بيش از يک دهه گذشته سبب شد آنها به فکر مذاکره براي گشودن بن‌بست سياسي‌اي که در آن گرفتار شده بودند بيفتند. لذا انتظار داريم رئيس‌جمهور ايران همان‌طور که با معيار اعتدال به فکر اجتناب از افراط و تندروي در پيگيري حقوق ملت در عرصه سياست خارجي است، با معيار شچاعت انقلابي نيز از پرستيژ بين‌المللي کشور در مقابل ياوه‌گويان دفاع نمايند و صراحتاً به مذاکره‌کنندگان غربي بفهمانند جمهوري اسلامي ايران با آمريکا و غربي مذاکره مي‌کند که با زبان تکريم با ملت ايران سخن بگويد و نه زبان تهديد. آمريکايي که مطابق با توافقنامه عمل کند نه برداشت‌هاي هرمنوتيکال دل‌خواهانه از طرح اقدام مشترک. آمريکاي که بايد با شکست طرح ژنو۲ که از ماه‌ها پيش تدارک ديده بودند، ولي به دليل لغو دعوت ايران به محاق رفت، به وزن جهاني، منطقه‌اي ايران پي برده باشد.

 


[سه شنبه 15 بهمن 1392 ]  [9:39 AM]  [کمیل باقری]

آرایش و خودآرایی به بهانه شوهرداری

کمترین مرحله شکر این است که با آن نعمتی که خداوند به ما بخشیده، گناه نکنیم . پیشگیری کنید برای جلوگیری از آفت غفلت در ابتدای ازدواج به دو نکته توجه داشته باشید یکی اینکه تحت تاثیر رودربایستی تسلیم گناه نشوید. دوم اینکه به خاطر علاقه و محبتتان به همسرتان از او تاثیر منفی نگیرید.

خیلی از متدینین و مومنین در دوران نوجوانی به اوج باورهای مذهبی می رسند و رابطه ی بسیار زیبایی با خالق خود پیدا می کنند. در فضای معنوی مناجات با خدا و عشقبازی با اهل بیت غرق می شوند.حساب ایام الله را دارند و از اعمال شب جمعه بگیر تا اعتکاف و... همه را مو به مو رعایت می کنند شب قدر که از خود بیخودند .نه تحت فشار غریزه دست از پا خطا می کنند و نه کسی امیدی به خطا کردنشان پیدا می کند .تا اینکه زمان ازدواج و عاشقی فرا می رسد .ازدواجی که قرار است ضامن نصف دین باشد و مستوجب هزاران پاداش الهی ،در تقدیرشان رقم می خورد و عشقی پدید می آورد که با وجود همه ی الطافش  احیانا کمی از دقتها و مراقبتها می کاهد و مومن روشن دل را از آنهمه مو شکافی های عارفانه در فضای مذهبی غافل می سازد .

عشقی از راه می رسد که هر چند پاک است و الهی ،با هیجانهای روحی و انقلابهای عاطفی اش حواس عاشق را از نماز اول وقت پرت می کند و جای نماز شب را تنگ می کند. اشکال کار اینجاست که این عشق حلال به همان اندازه که موجب ارتقاء درجات معنوی بنده نزد خدای تعالی می شود ،موجب حرص و طمع شیطان نیز می گردد.شیطانی که تا یک سال قبل هیچ توفیقی برای راه پیدا کردن در اندیشه و قلب جوان مومن پیدا نمی کرد اکنون یک فرصت طلایی برای نفوذ پیدا کرده است .فرصتی که شاید در هیچ برهه ی زمانی دیگری در زندگی مومنین حاصل نشود . بنا بر روایات، دینداری در جوانی با ارزشتر از هر دوره ی دیگری از زندگی است و این دوران ابتدایی ازدواج نیز گل ایام جوانی است . اگر مومن بتواند در این مقطع از زندگی، خود را حفظ کند و تسلیم شیطان نشود ،علاوه بر آنکه پاسخی محکم برای این سوال نکیر و منکر که می گویند جوانی ات را در چه راهی خرج کردی ،پیدا می کند،نزد خدای خود نیز بسیار عزیز می شود. نشانه های نفوذ شیطان در این دوران  نشانه های نفوذ شیطان چیزی جز گناه نیست . وقتی به کسی علاقمندیم ،طرز فکر ،سلیقه و انتخابهای او را هم می پسندیم و کم کم مانند او می شویم.به همین دلیل بهترین اقدام در جهت حفظ دینداری ،انتخاب همسر متدین است و سپس به یاد خدا بودن .با کمی تفکر می توانیم یاد خدا،یاد مرگ ،یاد روز قیامت و زندگی جاوید در دنیای ابدی را در دلمان زنده کنیم .این تفکر ها مقاومت ما را در برابر وساوس عاطفی بیشتر می کند گناه به هر دلیلی که باشد و هر نتیجه ای که در بر داشته باشد ،نشانه ی موفقیت شیطان است .وقتی تازه دامادی که تا دیروز نسبت به بد حجابی خواهرش حساسیت نشان می داد ، امروز حاضر می شود با همسر آرایش کرده اش در خیابان قدم بزند ، ضعف خود در برابر شیطان  را که شاید از قدیم در وجود او بوده اما مجال خودنمایی پیدا نمی کرده است، را نشان می دهد.  تازه عروسی که تا دیروز تار مویش را نامحرم نمی دید و جز کرم ضد آفتاب آن هم بدون مواد روشن کننده ،چیزی در محضر نامحرم استفاده نمی کرد اما اکنون به  بهانه ی شوهر داری در محضر برادر شوهر هم آرایش قابل توجهی دارد ،در دام شیطان افتاده و او را به خود مسلط نموده است . آیا شکرگزاری در برابر نعمت عشق و ازدواج و خانواده دار شدن و... نباید موجب رعایت بیشتر حرام و حلال الهی و تقویت ایمانمان شود؟ کمترین مرحله شکر این است که با آن نعمتی که خداوند به ما بخشیده،گناه نکنیم .پیشگیری کنیدبرای جلوگیری از آفت غفلت در ابتدای ازدواج به دو نکته توجه داشته باشید یکی اینکه تحت تاثیر رودربایستی تسلیم گناه نشوید . دوم اینکه به خاطر علاقه و محبتتان به همسرتان از او تاثیر منفی نگیرید. رودر بایستی با همسر عامل اصلی گناه می شود.بسیاری از اوقات رودربایستی با همسر یا خانواده او که در بدو ازدواج زیاد است ،باعث گناه یا ترک عادات خوبی همچون نماز اول وقت می شود. اگر همسر و یا خانواده ی همسرتان طوری رفتار می کنند که از خواندن نماز اول وقت در حضورشان خجالت می کشید و یا مثل عادت سابقتان که در مسجد نماز می خواندید ،اکنون از رفتن به مسجد شرم می کنید ،اشتباه مسلم از سوی ایشان است .اصلا توصیه نمی کنیم که سخنرانی کنید و حدیث بگویید و بحث  کنید .این گونه امر به معروف و نهی از منکر  درجات و مراتبی دارد و از هر کسی ساخته نیست . بسیاری از اوقات استفاده نادرست از این روشها موجب نتیجه ی عکس می شود و خود فرد عامل را نیز پشیمان می سازد .اما توصیه می کنیم بدون آنکه به کسی بی احترامی کنید با حفظ ادب و مهربانی و به دور از ریا و خود نمایی ،بر عادت خوب خودتان پا فشاری کنید .آنها هم به زودی عادت خواهند کرد و قطعا بر احترامشان به شما افزوده می شود هر چند ابتدائا عکس این مطلب را جلوه دهند. این همان امر به معروف و نهی از منکری است که وظیفه شماست .خشک نباشید بلکه انعطاف پذیری را در خودتان تقویت کنید. اگر شوخی کردند ،آن را تمسخر فرض نکنید.مومن سوءظن نمی کند و لبریز از تواضع است .اتفاقا بد نیست که خودتان هم شوخی کنید و به شوخی های آنها هم لبخند بزنید اما به دینداری خودتان هم کما فی السابق ادامه دهید . توجه داشته باشید به هیچ وجه با شعار دادن ،خودتان را تابلو نکنید و برای مچ گیری کردن از خودتان تحریکشان نکنید که تا یک اشتباه کوچک مرتکب شدید برایتان دست بگیرند و علم کنند.تاثیر پذیری منفی از همسر همیشه هم دلیل همه ی تغییرات منفی و عقب نشینی های دینی ،رودربایستی و ترس از ضایع شدن نیست ،بلکه بسیاری از اوقات هم نتیجه تاثیر پذیری در فضای عاطفی است .

وقتی به کسی علاقمندیم ،طرز فکر ،سلیقه و انتخابهای او را هم می پسندیم و کم کم مانند او می شویم.به همین دلیل بهترین اقدام در جهت حفظ دینداری ،انتخاب همسر متدین است و سپس به یاد خدا بودن .با کمی تفکر می توانیم یاد خدا،یاد مرگ ،یاد روز قیامت و زندگی جاوید در دنیای ابدی را در دلمان زنده کنیم .این تفکر ها مقاومت ما را در برابر وساوس عاطفی بیشتر می کند. وقتی مقاومت نشان دادیم آنکه تاثیر می پذیرد طرف مقابل است .پس با کمی مقاومت در برابر شیطان ،رضایت خداوند و بهشت جاوید را به خود و همسرتان هدیه کنید .


[سه شنبه 15 بهمن 1392 ]  [9:38 AM]  [کمیل باقری]

انقلاب اسلامی، دستاوردها، چالش‌های پیش رو و رسالت کنونی ما

 
جمهوري اسلامي به رغم محدوديت‎ها، تحريم‎ها، فشارهاي خارجي و سياست مشغول‎سازي ايران توانست محکم و استوار برجاي بماند و خدمات ارزشمندي به ملت ايران ارائه دهد.

جهان در قرن بيستم، تحولات گسترده، متضاد، تأثيرگذار و در عين حال خيره كننده‎اي را شاهد بود. جنگ‎هاي جهاني، انقلاب‎ها، تعارضات و درگيري‎هاي ميان جوامع، بخش قابل توجهي از تحولات قرن گذشته را به خود اختصاص دادند. برخي از اين رخدادها با تمام اهميتشان دامنه اثر محدودي از خود به جاي نهاده و برخي پويايي جريانات دروني خود را حفظ نموده و گستره كلاني از ساختارها و فرآيندهاي نظام بين‌المللي را تحت تاثير قرار دادند. وقوع انقلاب اسلامي در كنار فروپاشي اتحاد جماهير شوروي از جمله حوادثي است كه تاثير فوق العاده و شگفت‎آوري در وراي مرزها و نظام بين‌المللي برجاي گذارده و علاوه بر پیامدهای داخلی خیره‎کننده و غیرقابل انکار، عناصر دروني نظام بين‌المللي را به شكل عميقي تحت تاثير قرار داده اند.

انقلاب اسلامي ايران آغاز بروز تحولاتي جدي و مهم نه تنها در داخل كشور بلكه در منطقه و جهان شد و بسياري از معادلات سياست‌مداران جهان را برهم زد و خواب ابرقدرتها را آشفته ساخت. از اين رو تلاش براي از هم پاشي نظام نوپاي جمهوري اسلامي ايران از سوي دشمنان متعدد آن به سرعت آغاز شد، هرچند كه همه اين تلاش‌ها ناكام ماند و ملت بزرگ و سلحشور ايران اسلامي با سلاح ايمان، وحدت و همدلي تحت رهبري مدبرانه رهبر كبير انقلاب امام خميني(ره) و خلف صالحش توانست موانع و مشكلات را از پيش روي بردارد و سرافراز و استوار به پيش رود. اکنون که در آستانه سی و پنجمین سالگرد پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی قرار داریم، در این نوشتار به بررسی اجمالی دستاوردها، فرصت‎ها، چالش‎های پیش رو پرداخته خواهد شد.

 

دستاوردهاي انقلاب

نظام جمهوري اسلامي ايران پس از استقرار و طي حيات 35 ساله خود، به رغم محدوديت‎ها، تحريم‎ها، فشارهاي خارجي و سياست مشغول‎سازي ايران از طریق انواع توطئه‎ها، توانست محکم و استوار برجاي بماند و خدمات ارزشمندي به ملت ايران ارائه دهد. برکات انقلاب اسلامی برای آحاد جامعه و همه ملل آزاد جهان آشکار بوده و بیان کامل آن در این مقال نمی‎گنجد و به مجموعه کتاب‎های چندجلدی نیاز دارد. خدمات و فعاليت‎هاي نظام جمهوري اسلامي در ابعاد داخلي از گستره بسيار وسيعي برخوردار است كه مي‌توان در چند حوزه آنها را تقسيم بندي كرد:

 

الف- دستاوردهاي سياسي

از جمله مهم‏ترين دستاوردهاي سياسي انقلاب اسلامي، سرنگوني حكومت استبدادي شاهنشاهي و برقراري نظام مردمي جمهوري اسلامي و همچنين رهايي از سلطة استعماري بيگانگان و كسب استقلال و تحول در اصول و رفتارهاي سياست خارجي كشور است. تا قبل از پيروزي انقلاب اسلامي، حاکميت کشور چه در داخل و چه خارج از آن، به معناي واقعي کلمه به رسميت شناخته نمي‌شد؛ چرا که همه برنامه‌هاي کشور توسط اربابان خارجي رژيم ستم شاهي طراحي و تدوين شده و براي اجرا دراختيار رژيم قرار مي‌گرفت، بدون آنکه رژيم پهلوي خود دخالتي در تشخيص و تبيين آنها بر اساس مصالح و منافع ملي داشته باشد. در حقيقت در آن دوران اين حاکميت بيگانگان بود که در ايران رسميت داشت، نه حاکميت ايراني بر ايران. انقلاب اسلامي با پايان بخشيدن به حاکميت بيگانگان در امور داخلي کشور، استقلال در تصميم‌گيري و اجرا را در عرصه‌هاي مختلف سياسي، اقتصادي، فرهنگي و… به ارمغان آورده و دست اجانب و بيگانگان را براي هميشه از دخالت در امور داخلي ايران کوتاه کرد. مهمترین دستاوردهای سیاسی داخلی انقلاب اسلامی عبارتند از:

1- سرنگونی رژیم منحوس پهلوی به عنوان عامل دست نشانده آمریکا

۲- رهایی همه جانبه کشور از وابستگی به غرب

3- ایجاد حکومت جمهوری اسلامی و تدوین قانون اساسی بر پایه فقه شیعی

4- رجوع به آراء عمومی در تعیین سرنوشت کشور به میزان تقریبی سالانه یک انتخابات

5- مقابله علمی با تز جدایی دین از سیاست و مشروعیت بخشی به ولایت فقها در عصر غیبت

6- افزایش همبستگی ملی از طریق مقابله با تحرکات تفرقه افکنانه و تجزیه طلبانه

 

ب- دستاورد‏هاي اقتصادي

انقلاب اسلامي در حوزه اقتصادي با وجود تمامي مشکلات و موانع زيادي که با آن مواجه بوده است، دستاوردهاي قابل قبولي به همراه داشته است که مي‏توان شاخصه محوري آن را در گام نهادن در مسير استقلال، قطع وابستگي و تکيه بر توانمندي‏هاي خود و باور به ايجاد تحول و پيشرفت دانست. در شرايطي که اقتصاد کشور در رژيم ستمشاهي کاملاً وابسته به غرب و قدرتهاي بزرگ بود و وابستگي شديدي به نفت داشت، پس از پيروزي انقلاب اسلامي، سياست كشور به سوي استقلال و كاهش وابستگي به نفت و فروش ضابطه مند آن در چارچوب منافع کشور متمايل گرديد. مهم‌ترین دستاوردهای اقتصادی انقلاب اسلامی عبارتند از:

1- پایه‌ریزی اقتصاد مبتنی بر احکام و قوانین اسلامی

2- مقابله با مفاسد اقتصادی و مالی

3- زمینه سازی برای استقلال اقتصادی کشور از طریق کاهش وابستگی ها

4- بسترسازی جهت توسعه و آبادانی کشور با رفع موانع در زیرساختهای اقتصادی

5- مقابله با فقر و بیکاری و تبعیض از طریق حمایت از محرومین

6- اولویت بخشی به توسعه مناطق محروم کشور

7- خودباوری و خوداتکایی در بخش تولیدات صنعتی و کشاورزی

8- مقابله با فرهنگ مصرف گرایی و اشرافی گری

در اينجا ما در صدد ارايه اعداد و ارقام نيستيم و معتقديم نگاهي به وضعيت اقتصادي کشور، پيش از انقلاب و پس از آن به خوبي گوياي پيشرفت و تحولات مثبت در اين عرصه است البته اين به معناي ناديده گرفتن مشکلات و نارسايي‏ها در بخش اقتصادي نبوده و اقتصاد کشور ما تا رسيدن به نقطه قابل قبول فاصله دارد اما در عين حال، اقدامات و کارهاي بزرگي که انجام گرفته، نبايد در لابلاي برخي از مشکلات ناديده گرفته شود. متأسفانه شاهديم که آشفتگي اقتصادي اخير و گراني و تورم‏ها که بخشي از آن‏ها ناشي از تحريم‏ها بوده و برخي ريشه در سوء مديريت‏ها دارد بر اقتصاد کشور سايه افکنده است که با تدبير و برنامه‌ريزي منطقي و برخورد با اخلال گران اقتصادي و ترسيم اقتصاد مقاومتي
و تکيه و حمايت از توليد داخلي، بر طرف شدن اين مشکلات دور از دسترس نيست.

 

ج- دستاورد‏هاي علمي و فناوري

از نمونه‌های بازر دستاوردهای انقلاب اسلامی ایران در طول تاریخ پربرکت انقلاب اسلامی، جایگاه بالای علمی است كه هر روز بر اوج افتخارات آن افزوده می شود. علم و فناوري مقدمه اساسي و بنيادين توسعه پايدار و پيش‎نياز ضروري پيشرفت و اعتلاي كشورها است. امروزه اصلي‎ترين مؤلفه توانمندي كشورها را مي‎توان علم و فناوري دانست كه در مقايسه با ساير توانمندي‎ها مانند اقتصاد، توانمندي‎هاي سياسي و نظامي، بهره مندي از مواهب طبيعي و غيره به مراتب بيشتر در كانون توجه دولت‎ها قرار دارد.

از جمله شاخص‌های پیشرفت یا عقب‌ماندگی هر کشوری، وضعیت تولید علم در آن است که توسط پایگاه‌های معتبر علمی جهانی در بازه‌های زمانی خاصی منتشر می‌شود. انتشار نتایج این پایگاه‌ها در چند سال اخیر، حاکی از پیشرفت و رشد شتابدار تولید علم در ایران است؛ طوری که سرعت رشد علم در ایران 11 برابر متوسط رشد جهانی برآورد شده است (نشریه‌ی تخصصی «نیوساینتیست» انگلیس). از لحاظ علمي ايران بعد از انقلاب رشد چشمگيري در بسياري از زمينه‏ها داشته است به گونه اي که کشور ما در سال‎های اخیر از نظر جايگاه توليد علم، همواره در بین 15 کشور برتر جهان بوده است.

بر اساس آمار سال 2013 میلادی، در بین 30 کشور نخست در نظام استنادی اسکوپوس، تنها کشور مالزی با رتبه‌ی 24 از مجموع کشورهای اسلامی قرار دارد و در بین 30 کشور نخست در نظام استنادی ISI به جز ایران و ترکیه نامی از کشورهای اسلامی مشاهده نمی‌شود. بر اساس آمارهای ارائه‌شده در گزارش پایگاه اطلاعات علمی تامسون رویترز (ISI)، رتبه‌ی علمی ایران در پانزده سال گذشته در سطح جهانی به ‌سرعت افزایش یافته است. ایران در سال 1998 (پانزده سال پیش) در رتبه‌ی 52 تولید علم جهان قرار داشت که در همین فاصله، با 33 رتبه رشد، تولید علم ایران به رتبه‌ی 19 ارتقا یافته است.

دستيابي به فناوري‏هاي نوين و استراتژیک «هسته‎اي»، «نانو تکنولوژی»، «سلول‏هاي بنيادي»، «هوافضا» و «پزشکی» نمونه‏اي از اين دستاوردهاست که اين ارتقاي سطح علمي و تلاش برآمده از توان داخلي کشور و تکيه بر نيروي جوان، خشم و کينه بسياري از دولت‏هاي غربي را بر انگيخته است و يکي از دلايل اعمال فشارها و تحريم‏ها بر عليه کشور ما همين جايگاه علمي کشور و تلاش براي پيشرفت و توسعه است.

آنچه بر عيار دستاوردهاي انقلاب اسلامي مي‏افزايد و ارزش آن را دو چندان مي‏کند، توجه به اين نکته است که همه اين دستاوردها و پيشرفت‏ها با وجود همه دشمني‏ها و تحريم‏ها و فشارهاي قدرت‏هاي بزرگ، بر عليه ايران اسلامي صورت گرفته است و حرکت رو به رشد انقلاب اسلامي نشان داد که اين فشارها و تحريم‏ها در عزم و اراده ملت و دولت ايران براي پيمودن راه پيشرفت و توسعه، هيچ گونه خللي ايجاد نخواهد کرد و آنها را براي رسيدن به قله‏هاي پيشرفت مصمم‏تر خواهد نمود.

 

د- دستاوردهاي فرهنگي-  اجتماعی

بدون ترديد انقلاب اسلامي در درجة اول يك انقلاب فرهنگي بود كه در مقابل فرهنگ وارداتي غرب ايستاد و چهرة نامأنوس اين فرهنگ را كه نتيجه‌اي جز استثمار و عقب‌ماندگي جهان سوم نداشته است آشكار ساخت. عمومي شدن آموزش در سطح جامعه و ارتقاي سطح علمي دانش آموختگان در كشور، تنها بخشي از دستاوردهاي انقلاب در بخش فرهنگي است. تا پيش از انقلاب بيش از 75% مردم ايران بي سواد بودند. اما پس از پيروزي انقلاب با تشكيل نهضت سوادآموزي و جهاد سازندگي و با تحت پوشش قرار گرفتن بسياري از روستاها و مناطق محروم از امكانات آموزشي و علمي، اين وضعيت با ارتقاء كمي و كيفي چشم گيري مواجه گرديد. همچنين از ديگر دستاوردهاي اين بخش مي‌توان به بازيابي جايگاه و نقش واقعي زنان ايراني اشاره كرد كه رژيم گذشته با رواج ارزش‌هاي غربي، زنان مسلمان ايران را در معرض خودباختگي فرهنگي و از دست دادن هويت مذهبي قرار داده بود. مهمترین دستاوردهای فرهنگی و اجتماعی انقلاب اسلامی عبارتند از:

1- مقابله با فرهنگ منحط ضد دینی و اسلامی شاهنشاهی

2- مقابله با موج فساد علنی و رواج بی بند و باری غربی

3- ترویج فرهنگ معنوی اسلامی و قرآنی

4- احیای شعائر الهی و احکام اسلامی نظیر امر به معروف و نهی از منکر

5- بازسازی نقش مساجد و رواج فرهنگ نماز، نماز جماعت و نماز جمعه

6- استقلال فرهنگی با تکیه بر خودباوری فرهنگی و هویت بومی اسلامی و ایرانی

7- احیای شان و منزلت معنوی زن در اجتماع

8- ارتقاء سطح سواد و علم در کشور با مبارزه با بی سوادی

9- تحول در نظام آموزشی و محتوای کتب درسی مدارس و دانشگاهها

10- رواج فرهنگ عمومی ایثار، شهادت و تحول روحی ملی

11- مقابله با فساد اجتماعی و اخلاقی اعم از مشروب خواری ها، فاحشه خانه ها، هنر مبتذل، موسیقی حرام، قمارخانه‌ها و ...

12- مقابله با استفاده ابزاری از زنان در زمینه‌های مختلف

13- تلاش برای کاهش فاصله طبقاتی و مظاهر آن

14- مقابله با تبعیض و محرومیت با توزیع عادلانه امکانات و فرصت‌ها

 

ه - دستاوردهاي نظامي

قبل از انقلاب برنامه‎هاي نظامي شاه موجب شده بود هزينه‎هاي نظامي ايران به ناگاه سير صعودي پيدا كند. بودجه نظامي كشور بسيار بالا رفته بود و پيش خريده‎هاي شاه، فروشندگان را هم به تعجب وا ميداشت. خريد تجهيزات توسط رژيم شاهنشاهي نيازمند آموزش فني نيروها و آشنايي و بهره گيري بهينه از اين تسليحات بود، لذا شمار زيادي از متخصصان، تكنسين‎ها، مستشاران نظامي و فروشندگان تسليحاتي به ايران گسيل مي‌شدند و افسراني از ايران به كشورهاي خارجي فرستاده مي‌شد. در اواسط سال 1356 بالغ بر ۳۱ هزار مستشار آمريكايي در ايران به سر مي‌بردند كه اين تعداد در سال 1357 به ۴۵ هزار نفر رسيد. حضور اين افراد باعث گرديد كه آمريكايي‎ها حق هرگونه ابتكار و خلاقيت را از نيروهاي داخلي سلب كرده و اداره امور ارتش را رأسا بر عهده گيرند، به طوری که به نيروي نظامي ایران حتي اجازه نمي‎دادند به قطعات دست بزند و كل سيستم در اختيار آمريكا بود.

بعد از پيروزي انقلاب شرايط متحول شد و تحولات چشمگيري خصوصا در مقطع دفاع مقدس پديد آمد، جنگ تحميلي واقعيت‎هايي را تحميل مي‎كرد كه نتيجه آن شكل‎گيري صنايع دفاعي بود. توليد بسياري از سلاح‎هايي را كه قبل از انقلاب نه توليد مي‌شد و نه اجازه توليد آن را مي‎دادند، از رهگذر جنگ و تحريم اقتصادي و با طراحي مهندسي معكوس در داخل شكل گرفت. هر قدر فشارها بيشتر شد، خودباوري صنعت دفاعي بيشتر متبلور گرديد. هم اكنون جمهوري اسلامي از بزرگترين توان و قدرت بازدارندگي موشكي برخوردار است كه از يك طرف تماما بومي است و از سوي ديگر تحت اختيار نيروهاي داخلي قرار دارد و با هزينه اندك اين همه امكان فراهم شده است.

شاید محسوس‎ترین دستاوردهای نظامی پس از انقلاب، در عرصه صنایع موشکی باشد. از همان زماني كه موشك‎هايي از سوي رژيم مخلوع بعثي به سوي شهرهاي كشورمان سرازير شد و مردم ايران جواب دادند «موشك جواب موشك»؛ اين حس در متخصصان صنايع دفاعي كشور پديد آمد كه بايد به اين خواسته به حق مردم پاسخ گويند كه با عنايات خداوند متعال اين صنعت بسيار پيچيده به همت متخصصان داخلي شكل گرفت. نكته جالب اينكه متخصصين شاغل در صنايع موشكي، صنايع موشكي ايران را به علت كاملا بومي بودن “Made in SHIA” (ساخت شیعه) مي‎گويند.

 

و- احياي هويت شيعي

وضعيت پيروان و مذهب اهل‌بيت(ع) در جهان، پيش و پس از انقلاب اسلامي قابل مقايسه نيست. اين تفاوت فاحش در تمامي زمينه‌ها به چشم مي‌خورد؛ چه به لحاظ آمار و ارقام، چه به لحاظ افتخار هويت شيعي و چه از جهت پايبندي به اصول و احكام شيعي. با دقت در سرگذشت و انگيزه‌هاي كساني كه در سه دهۀ اخير به مكتب اهل‌بيت(ع) گرويده‌اند، درمي‌يابيم كه اكثر قريب به اتفاق آنان تحت تأثير انقلاب اسلامي و بويژه شخصيت امام خميني(ره) بوده‌اند. گذشته از مستبصران، انقلاب اسلامي باعث شد كه شيعيان جهان – از تمامي فرقه‌ها – هويت شيعي خود را باز يافته و به آن اعتزاز كنند. آنچه باعث شده است كشورهايي كه تا حال،‌ خود را نسبت به وجود مذهب تشيع و پيروان آن بي‌اعتنا نشان داده يا تجاهل مي‌كردند، اكنون براي اين گروه حسابي جداگانه باز كنند، بي‌شك انقلاب اسلامي مردم ايران و خون صدها هزار شهيدي است که در راه خدا اهدا گرديد.

انتقال شيعيان از حاشيه به مركز ثقل جهان اسلام، گرايش محققين و اسلام شناسان به شناخت بيشتر تشيع، گرايش غير مسلمانان و حتي مسلمانان اهل سنت به مكتب تشيع، ايجاد روحيه انقلابي و در واقع الگوبرداري از انقلاب اسلامي در مقابله با استكبار جهاني و پيدايش امواجي از اسلام سياسي در ميان شيعيان كه خواهان بخشي يا تمام قدرت و حكومت هستند، از جمله ديگر دستاوردهای انقلاب اسلامي مي‌باشد.

 

ز- دستاوردهای خارجی

در بعد خارجی، انقلاب ايران به چند قرن خمودگي و انحطاط جامعه و تمدن اسلامي خاتمه داده و موجبات بيداري و احياگري اسلامي را با محوريت بازگشت به ايدئولوژي و مكتب اسلام فراهم آورد، به گونه اي كه بازار همه ايسم‎هاي وارداتي را كساد نموده و نوعي شيفتگي بازگشت به افكار و انديشه‌هاي اسلامي را به وجود آورد. چنانچه پس از اين انقلاب، دولت‎هاي كشورهاي اسلامي به درجات متفاوت احساس كرده‎اند كه براي بقاء خود نيازمند نوعي مشروعيت ديني و مردمي هستند و هر دولت به شكلي براي رفع اين نياز واكنش نشان داده است. بنابراين امروزه نهضت‌هاي آزاديبخش غير اسلامي در جهان اسلام رنگ باخته و در عوض نهضت‌هاي اسلامي اصولگرا به سرعت رشد كرده، قدرت‌ يافته و در واقع حرف اول را در تحولات سياسي- اجتماعي معاصر منطقه مي‌زنند.

انقلاب اسلامي بر کشورهای منطقه كه عموماً پايگاه مردمي نداشته و وابستگي جدي به غرب و بويژه آمريكا داشتند، بطور كلي اثر و بازتابي منفي داشت. به عبارت ديگر هر دولتي كه در اثر اين تحول در ايران براي آينده خود احساس خطر بيشتري كرده است، بازتاب منفي انقلاب اسلامي بر آن دولت بيشتر بوده و عكس‎العمل‎هاي فوري اين دولت‌ها را نيز مي‎توان بر همين اساس تعبير كرد. جالب آنكه در هر كشوري كه از اكثريت شيعيان برخوردار بوده و يا داراي اقليت نسبتاً چشمگيري از شيعيان بوده است، به خاطر هراس از شورش و خيزش مردمي، عكس‎العمل اين دولت‎ها تندتر بوده است، بطوريكه مثلاً رژيم بعثي عراق كه بر ملتي عمدتاً شيعه حكومت مي‎كرد، با خصومتي وصف‌ناپذير با انقلاب اسلامي برخورد كرد و نهايتاً جنگي بيرحمانه را بر اين نظام نوپا تحميل نمود كه نه تنها طولاني‎ترين جنگ قرن بيستم شناخته شد بلكه خسارات جاني و مالي هنگفتي هم براي هر دو ملت برجاي گذارد. عمده‎ترین دستاورد‌های انقلاب اسلامی در عرصه خارجی (منطقه‎ای و فرامنطقه‎ای) عبارتند از:

1- خروج ایران از سلطه ابرقدرت‌ها و استکبار جهانی

2- تحقیر قدرت‌های پوشالی به ویژه امریکا و شکست نظام دو قطبی

3- شکست سیاست‌های امریکا با رهایی ایران از ژاندارمی منطقه

4- اثبات توانایی قدرت اسلام و شیعه در اداره جامعه

5- بیداری ملت‌های ستمدیده جهان و احیای جنبش‌های ضد استکباری

6- ارائه الگوی حکومتی مردم سالاری دینی و نفی ایدئولوژی‌های سوسیالیستی و لیبرالیستی

7- احیای قدرت جهان اسلام و تلاش برای همگرایی در بین کشورهای اسلامی

8- خروج ایران از کشورهای حامی صهیونیزم و اشغالگران قدس

9- بیداری ملت‌های منطقه علیه سیاست‌های استکباری و مزدوران آنها

10- جهانی‌سازی مبارزه با رژیم اشغالگر قدس

11- افشاگری علیه سیاست‌های اختلاف افکنانه میان شیعه و سنی و تلاش برای وحدت آن دو

12- احیای جنبش‌های اسلامی و حرکت‌های مردمی علیه سلطه جویی غرب

13- تبدیل به قدرت منطقه‌ای موثر بجای جایگزینی در معادلات منطقه‌ای قدرتهای جهانی

14- محو ذهنیت شکست ناپذیری رژیم صهیونیستی

 

فرصت‎هاي پيش روي انقلاب

فرصت‌ها به معناي وجود زمينه يا شانس مطلوب در محيط بيروني براي فرد، سازمان و يا كشوري كه از طريق بهره‌برداري آن، مي‌توان به نتايج يا عوايد قابل توجهي دست يافت. همچنين فرصت‌ها شرايطي مي‌باشند كه به كشورها اين توانايي را مي‌دهد كه با بهره‌گيري صحيح از آنها، اهداف ملي خود را كسب و تهديدات را دفع نمايند.

با گذشت 35 سال از پيروزي انقلاب اسلامي ايران، شاهد تداوم تاثيرپذيري ملتها از انقلاب اسلامي هستيم. رشد اسلام‌گرايي در خاورميانه و رشد آزادي‌خواهي در ديگر نقاط جهان جملگي ارتباط مستقيمي با حيات پوياي ايران اسلامي دارند. اين در حالي است كه ايالات متحده آمريكا و برخي كشورهاي غربي در طول سال‎هاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي سعي داشتند به هر نحو ممكن مانع از انتقال پيام پويايي آن به ديگر نقاط دنيا شوند. در حال حاضر، هر روز شاهد هستيم بر وزن فرصت‎هاي موجود در اطراف ايران افزوده مي‎‏شود. با پايداري موفق انقلاب اسلامي ايران، جريان‌ها و جنبش‎هاي اسلام‎گرايانه در سرتاسر خاورميانه روح تازه‎اي يافته‎اند و عملا رخوت به وجود آمده پس از رشد جريان كماليسم در تركيه و ناصريسم در مصر جاي خود را به تحركي غيرقابل توقف داده است. مسلما نقطه گذار خاورميانه از رخوت، انقلاب اسلامي ايران بوده است.

امروزه شاهد هستيم كه سخت ترين مخالفان ايران در اروپا و آمريكا نسبت به قدرت تهران سر تعظيم فرود آورده‎اند و علي رغم تهديدات و فشار طيف افراطي سياستمداران غربي، كليت جريان‎هاي سياسي در اين مناطق پذيرش ايران قدرتمند و زندگي موثر و تعامل آميز با آن را تنهاترين راه ممكن در برابر خود مي‌دانند. در يك جمع‌بندي از قوت‎هاي جمهوري اسلامي مي‌توان گفت جمهوري اسلامي ايران يكي از كشورها و قدرت‌هاي تأثيرگذار در منطقه خاورميانه است. در بررسي كشورها از لحاظ تأثيرگذاري و تأثيرپذيري، ايران در ردي�� كشورهايي كه زياد تأثيرگذار است ولي از نظام بين‌الملل كمتر تأثير مي‌پذيرد، قلمداد مي‌گردد. مهمترين فرصت‎هاي جمهوري اسلامي ايران در عرصه بين‌المللي عبارتند از:

1- مردمی بودن و حمايت مردم از نظام و انقلاب و حاكميت

2- پيشرفت‌های ايرانيان در تمامي عرصه‌هاي علمي، فناوري، نظامي و اقتصادي

3- افول هژمونی آمریکا در منطقه و جهان در پي شكست راهبردهاي آمريكا در منطقه و گسترش تنفر مردم

4- آینده جمعیت و جایگاه مسلمانان در جهان

5- بحران‌های اقتصادی جهانی و افزايش قيمت و تقاضای جهانی انرژي

6- ناکارآمدی سازمان‎های بین المللی

7- پتانسیل‌های قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران

8- بیداری اسلامی در کشورهای منطقه خاور میانه

9- ضعف و چالش در اركان رژيم صهيونيستي

10- ارتقاء وجهه و جايگاه عزتمند بين‌المللي جمهوري اسلامي ايران

11- توان ضربه متقابل و قدرت بازدارندگي در مواجهه با انواع تهديدات

 

تهدیدها و چالش‎هاي پيش روي انقلاب

بدون شک هر کشوری پس از هر انقلابی که در آن صورت می‎گیرد، با چالش‎هایی مواجه می‎شود و کشور ایران هم از این امر مستثنی نیست. انقلاب اسلامي را آسیب‎هایی از درون و بیرون تهديد مي‎كنند كه مي‎تواند منجر به افول آن گردد. مشكلاتي كه همراه و درون انقلاب مي‎باشد، «آفت»‌هاي انقلاب، و مشكلاتي كه از بيرون انقلاب و انقلابيون را تهديد مي‎كند، «موانع» انقلاب شناخته مي‎شود. آنچه در پي مي‌آيد مروري بر گوشه‌هايي از آفت‎ها و موانعي است كه انقلاب اسلامي را تهديد مي‎كند و توجه به آن‎ها بر همه دلسوزان اين نهال مقدس و حافظان آن لازم و ضروري است.

1- تشکیک در اصل ولایت مطلقه فقیه و تضعيف جایگاه رهبري: يكي از راهبردهاي دشمن براي براندازي انقلاب، تضعيف رهبري و كم اهميت جلوه دادن جايگاه آن است. مقابله با اصل نظريه ولايت فقيه نيز از شگردهاي دشمنان انقلاب است. مادامي كه خدشه‌اي به اين اصل وارد نيامده، براندازي انقلاب ناممكن خواهد بود. از اين رو، دشمنان انقلاب نسبت به این اصل مترقی قانون اساسی، تشكيك و حملات خود را متوجه اساس ولايت فقيه كردند. گاهي نيز در راستاي اين هدف، حمله به نهادهاي وابسته به رهبري را در دستور كار خود قرار مي‌دهند.

2- تضعيف انديشه و روحيه انقلابي: دشمنان انقلاب، انقلابي‎گري را به هرج و مرج معنا مي‌كنند تا راهي براي شماتت انقلابيون داشته باشند. در حالي كه، انقلابي‎گري يعني حفظ روحيه عصيان نسبت به زشتي‌ها و اخلاق ناپسندي كه موجب سقوط انسان و اجتماع در ورطه خودخواهي و ابتذال و پشت پازدن به اصول مي‌شود. دشمنان انقلاب خواستار آرامش و سكونند تا در غفلت ناشي از آن، هواپرستي را حاكم كنند.

3- بي تفاوتي مردم نسبت به سرنوشت اجتماعي خويش: از نقاط بسيار مهم و سرنوشت‎ساز نظام اسلامي حضور گسترده و پرشور مردم در انتخابات مهم است كه دشمنان و بلندگوهاي آنان مترصدند تا كمرنگي حضور مردم وكاهش آمار شركت‎كنندگان را به ناميدي مردم و برگشتن آنان از جمهوري اسلامي و مسئولين تعبير و تفسير كنند. علاوه بر آن دشمنان از وقوع چنين سستي بهره‎گيري مي‌كنند نااهلان و نامحرمان نيز سوء استفاده نموده و در مراكز قدرت جاي گرفته و به استحاله نظام و تغيير بافت ارزشها و باورهاي مردم خواهند پرداخت. شور و نشاط خود را هميشه حفظ نمايند.

4- وجود روحانیت متحجر و مقدس‌نما و روحانی‌نمایان: در میان روحانیت هم افرادی یافت می‌شوند که یا به واسطة وابستگی و یا انحراف، تیشه به ریشة اسلام می‌زنند. خطر آنان برای اسلام و روحانیت، کمتر از دشمنان نیست، بلکه ضربات آنان مؤثرتر و خطرناکتر است. بایستی حوزه‌های علمیه با دقت و هوشیاری مراقب نفوذ و حضور این گروه از روحانیت - اگرچه اندک هستند - باشند. برخی با ادعای ولایت، با اساس ولایت مخالفت می‌کنند و مشی آنان بخصوص در مواقع خطر مانند تهاجم همه‎جانبه آمریکا و جنگ تحمیلی، عدم همراهی با ملت است.

5- ابتذال فرهنگي: از ديگر عوامل آسيب‎زا براي انقلاب اسلامي مي‌توان به استفاده از هنر، سينما و تئاتر اشاره نمود كه از طريق توليد انواع فيلم‌ها و سريال‎هاي تلويزيوني و انتقال آن به كشور تأثيرات سويي را بر رفتارهاي اجتماعي جوانان گذاشته است. مطبوعات و كتاب‌ها نيز براي ترويج فرهنگ غربي مورد استفاده قرار گرفته‎اند. چاپ و نشر اشعار، مقالات و رمان‎هاي مختلف براي ترويج پوچ‎گرايي و نيز زير سؤال‎بردن مباني نظام سياسي جمهوري اسلامي ايران و سياست‌هاي فرهنگي آن در سطح گسترده‎اي مورد استفاده مخالفان نظام جمهوري اسلامي قرار گرفته است و نقش بسزايي در تهاجم فرهنگي غرب براي تضعيف باورهاي اسلامي و انقلابي داشته است.

 6- ترويج ملي گرايي در برابر اسلام خواهي: دشمنان انقلاب، از طرح‌ها و برنامه‌هايي حمايت مي‎كنند كه ايران منهاي اسلام را بزرگ بنمايد و به ويژه نسل جوان را به افتخارات پوچ شاهنشاهي ظالمانه علاقه‎مند كند و از عظمتي كه اعتقاد به اسلام براي او به وجود آورد، بيگانه سازد. اين كه ايراني خداجو و دين گرا باشد، خوشايند دشمنان ما نيست؛ چرا كه همين مسير به طور منطقي ايراني را به اسلام و محبت اهل بيت و شيعه علي بودن و بالاخره، پيروزي انقلاب اسلامي مي‎كشاند. از اين رو، طراحي دشمن بدان سمت مي‎رود كه القا كند ايراني فاقد هويت است: زماني اسكندر بر آنها تجاوز كرد، دوراني اعراب مسلط شدند، ايامي چنگيز بر آن‌ها تاخت، سال‎هايي تيمور بر آن‌ها يورش برد و در همه اين احوال، ايراني سر تسليم فرود آورد و در مقابل مهاجم خاضع شد و دورويي كرد و اعتقاد قلبي خود را بروز نداد و به چاپلوسي حكام پرداخت و همراه آنها شيوه اجحاف و ارتشا را پيش گرفت. بدين ترتيب دشمن مي‌خواهد اين گونه نتيجه‎گيري كند كه توجه به اسلام و انقلاب اسلامي در ميان ايرانيان از همان نوع اقدامات توأم با دورويي است كه در طول تاريخ، ايرانيان از خود بروز داده‎اند و گواه آن را نيز، بزرگ نمايي برخي از تخلف‌ها و مفاسدي مي‌گيرد كه خواه ناخواه در هر جامعه اي به چشم مي‌خورد و در روزگار ما نيز وجود دارد.

7- ترويج قوميت‌گرايي: دشمن، از جدا كردن فرد و جامعه ايراني از هويت اسلامي مأيوس شده بود، حيله اي ديگر انديشيد و آن سوء استفاده از وجود قبايل و طوايف مختلف ايراني، و ريشه دار قلمداد كردن و اصيل خواندن برخي اختلافات بين آن‌ها بود. دشمن آن اختلافات را مايه اميد خود قرار داد تا با تحريك و تشويق و تشديد آن‌ها، درگيري عظيم و كشتاري خانمان سوز و بنيان برانداز را شكل دهد كه در انتهاي آن نه از انقلاب اثري، و نه از اسلام پيامي، و نه از ايران نشاني باقي بماند! چه شادماني‌ها كه دشمن از بروز درگيري‌هاي قومي و سياسي در برخي استان‌ها يا شهرستان‌ها از خود بروز نداد و چه تفسيرها كه بر جزئيات آن درگيري‌ها ننهاد و چه عوامل و علل تصنعي كه براي آن نتراشيد و چه حمايت‌ها كه از گسترش آن‌ها نكرد!

8- رخنه فرصت طلبان و افراد غير صالح در مراكز قدرت: در هر انقلابي گروهي هستند كه به انقلاب ايمان و اعتقاد ندارند، ولي حفظ و دستيابي به منافع شخصي يا گروهي، آنان را وا مي‌دارد تا در تار و پود انقلاب و حتي، تا آنجا كه زمينه به آن‌ها اجازه دهد، در سطوح بالاي انقلاب رخنه كنند. بديهي است كه پس از دستيابي به قدرت، در فرصت‌هاي مناسب لطمات و ضربات كوبنده خود را بر پيكر انقلاب، نظام و رهبري وارد خواهند كرد. علاوه بر اين، علاقه‌های خانوادگی، گروهی و رفاقت‎ها گاه بر مصالح عمومی و مصالح نظام، غالب می‌شود.

9- ترکيب جمعيتي جوان: ایران اسلامی قریب به 20 میلیون نیروی جوان دارد. این جمعیت ظرفیت بالقوه‎ای برای کشور محسوب می‎‏شود اما اگر نیازهای این قشر به ویژه اشتغال، مسکن و ازدواج رفع نگردد، می‎تواند چالشی برای هر کشوری محسوب گردد.

10- مهاجرت استعدادهاي علمي و سرمايه‎داران به خارج از کشور: نداشتن برنامه اي همه جانبه براي جلوگيري از مهاجرت تحصيل‎كردگان و متخصصان، و نيز مشخص نبودن مرزهاي «تعهد» و «تخصص» موجب ظهور پديده فرار مغزها به كشورهاي ديگر جهان مي‌شود. اين امر از يك سو، انقلاب را از توانايي‌هاي افراد متخصص محروم مي‌كند و از سوي ديگر، به ابزاري در دست دشمنان براي جوسازي عليه انقلاب مبدّل خواهد شد.

11- اختلاف‎افكني بین شیعه و سنی: اختلاف‌انگیزی، از جمله مواردی بود که در سال‎های قبل از انقلاب اسلامی، همواره مورد نظر دشمنان قرار داشت و بعد از پیروزی انقلاب نیز در تلاشند تا از این رهگذر، وحدت امت اسلام را دستخوش تفرقه و شکاف نمایند. در سال‎هاي اخير با رشد جريان‎هاي تكفيري در منطقه، دشمن در صدد است چنين رويكردهاي افراطي را در ايران نيز گسترش دهد.

12- مخالفت با اسلام ناب تحت عنوان آزادی و دمکراسی: اسلام ناب، همواره سد راه استکبار جهانی در سلطه به کشورها و استعمار ملتها بوده است. سردمداران کفر جهانی با اطلاع دقیق از این امر، دو تلاش را همزمان به عمل آورده و می‌آورند. یک جهت تلاش آنان، مخالفت با اصل اسلام و کنار زدن آن از فکر و عمل فردی و اجتماعی مسلمانان است و جهت دیگر تلاش آنان، درست کردن صورتی از اسلام «اسلام اموی و آمریکایی» و جا زدن آن به عنوان «اسلام» است. در هر دو جهت تلاش استکبار، روشنفکران وابسته، یکی از حلقه‌ها و ابزارهای اصلی این توطئه هستند.

13- خودرأیی و خارج از مقررات و قانون عمل کردن: قانون شکنی از سوی هر کسی باشد، قبیح و زشت است بویژه اگر از طرف کسانی باشد که برای عمل به قانون و گستردن آن در جامعه منصوب یا انتخاب شده‌اند. قانون شکنی و قانون گریزی منتهی به خودرأیی و استبداد، رانت‌خواری و بی‌عدالتی و رابطه‌گرایی می‌شود و این خطری است برای انسجام و اعتماد جامعه و مدیران آن، آن هم در نظامی که محبت و اعتماد متقابل مردم و مسئولین مهمترین عامل پیشرفت و ��وفقیت است.

14- خروج از ساده‌زیستی و گرایش به اشرافیگری: مسئولین نظام و مدیران جمهوری اسلامی ایران، می‌بایستی با حفظ مشی ساده‌زیستی و پرهیز از اشرافیگری و تجمل‌گرایی و تشریفات‌زدگی، اعتبار و اعتماد مدیریتی نظام را در میان مردم حفظ کنند. مردم، مسئولان و مدیران نظام را خدمتگزار و تشنه خدمت می‌دانند و با حضور و شعور و رأی خود، همواره بر این مسأله تأکید داشته‌اند. خطر بزرگی برای نظام مدعی عدالت است که مدیران آن بسوی تجمیع ثروت با استفاده از رانتها و امکانات مدیریتی بروند و از مردم فاصله طبقاتی بگیرند و از احساس دردها و مشکلات مردم، دور بمانند.

15- بی‌صبری در برابر کمبودها: تودة مردم، عموماً از لحاظ اقتصادی در برابر تغییرات آسیب‌پذیرند و بسیاری از آنان در تأمین مایحتاج ضروری دچار مشکلات و تنگناهایی می‌باشند. از یک سو بر مسئولین نظام اسلامی و ثروتمندان و کارخانه‌داران و بازاریان است که نسبت به رفع این تنگناها و مشکلات اقدام نمایند - چه به صورت درازمدت و حل معیشت مردم و چه در کوتاه‌مدت با رفع نیازهای ضروری آنان - و از سوی دیگر بر مردم انقلابی و مسلمان است که با صبر و تحمل سختی‌ها و کاستی‌ها، مسئولان را در سیاستگذاری و برنامه‌ریزی و امکان خدمت‌رسانی، یاری نمایند و با بی‌صبری‌های احتمالی، راه را برای سوءاستفاده‌کنندگان هموار نسازند.

16- اختلاف و تضعیف دستگاه‌ها و قوای دیگر کشور: تمامی نهادهای کشور که در قانون اساسی پیش‌بینی و برای انجام وظایفی مأمور شده‌اند، بایستی با قوت بتوانند کارهای خود را انجام دهند. تضعیف هر یک از این نهادها به اخلال در روند پیشرفت کشور منتهی خواهد شد. این تضعیف به هر علت و بهانه‌ای که باشد، اختلاف و تنازع بین دستگاه‌های متولی اداره کشور و مدیران را باعث خواهد شد و بایستی از آن جلوگیری شود. مدیران اولین کسانی هستند که می‌بایستی در برابر زمزمه‌ها و نفوذیهای اختلاف‌انداز، مقاومت نمایند و یکپارچگی و انسجام و وحدت مدیریت را در کشور حفظ نمایند.

 

رسالت كنوني ما

دشمنان انقلاب اسلامی كه از رويارويي مستقيم با اين انقلاب نااميد گشته‏اند، در جهت ايجاد و تقويت آفات و تشديد آسيب‏هاي وارده به انقلاب از هيچ اقدامي دريغ نخواهند كرد و به اين ترتيب اين وظيفه دوستداران و مسئولين نظام است كه هر چه دقيق تر نسبت به شناخت اين آسيب‏ها اقدام نموده، و با بهره‎گیری از فرصت‎ها در صدد مقابله و علاج آن‏ها باشند و حساسيت ويژه‏اي در اين زمينه به خرج دهند و بدانند و آگاه باشند كه هيچ انقلابي بدون مبارزه مستمر و دائم با آفات و آسیب‎های آن نمي‏تواند هميشه از جايگاه مقتدري برخوردار بوده، موفقيت‏ها و دستاوردهای آن تضمين گردد.

ماهيت انقلاب اسلامي صرفا «دفع كننده تهديدات» نيست بلكه تهديدات را به فرصت تبديل مي‎كند. حتي در مرتبه اي بالاتر شاهد «فرصت سازي» دست اندركاران انقلاب در فضاي خاورميانه و جهان هستيم. تهديدات موجود در اطراف ايران به اندازه‌اي سبك و كم وزن هستند كه به هيچ عنوان قدرت رقابت با فرصت‌ها را ندارند. سازماندهي و مديريت بهينه اين فرصت‌ها نيازمند حفظ «نگرش انقلابي» و «رويكرد ديني» نسبت به مسائل جاری داخلی، منطقه‎ای و بين‌المللی است. نگرشي كه رمز اصلي بقاي انقلاب اسلامي در جهان امروز محسوب مي‌شود. نكته ديگري كه بايد در اين راستا نسبت به آن توجه کرد، آمادگي ايران جهت عكس‎العمل همه جانبه نسبت به هرگونه تعرضي عليه نظام جمهوري اسلامي است.

با توجه به تحولات داخلي و تلاش‌هاي صورت گرفته در كشور در سايه رهبري حكيمانه مقام معظم رهبري، نظام اسلامي در مرحله نويني از تثبيت اقتدار و موقعيت خود در دهه چهارم از عمر خود در عرصه داخلي و بين‌المللي قرار گرفته است، لذا توجه به مؤلفه‌هاي زير در حصول به اين موفقيت ضروري است:

1- توجه به ارزش‌هاي نظام اسلامي به ويژه تبعيت از ولي‌فقيه و توجه به هشدارها و توصيه‌هاي مقام معظم رهبري

2- تمهيد توان‌ها و ظرفيت‌هاي دروني جهت رفع آسيب دشمنان داخلي

3- پرهيز دولتمردان از حاشيه‌سازي‌ها وایجاد چالش‌ها و اختلافات داخلي

 4- همراهي و مساعدت ملي با مسئولان نظام در قوای سه گانه و سایر نهادها و سازمان‎ها

5- تحكيم و تأمين زيرساخت‌هاي لازم براي مقابله با جنگ نرم دشمنان در عرصه‌هاي مختلف

6- توجه به آسيب‌هاي اجتماعي و برنامه‌ريزي هدفمند براي مقابله رفع آنها

7- پيگيري تحقق اهداف متعالي انقلاب در عرصه‌هاي تحقق عدالت اجتماعي و مبارزه با فساد و تبعیض

8- توجه به برنامه‌هاي دشمن براي دامن‌زدن بر اختلافات قومي، مذهبي و سياسي داخلي

9- برنامه‌ريزي هوشمندان براي مقابله و حذف عوامل و گردانندگان داخلي جنگ نرم دشمن

 

منابع:

1- مرتضي منطقي، «جنگ جهاني سوم»، فصلنامه نامه پژوهش، سال اول، ش ۲ و ۳، پاييز و زمستان ۱۳۷۵.

2- احمد مقتدري، «انقلاب اسلامي، پيامدها و بازتاب ها»، ماهنامه بصائر، سال اول، ش ۴ و ۵، دي و بهمن ۱۳۷۳.

3- سيدمصطفي تقوي مقدم، تحليلي بر اسلامي كردن دانشگاه‌ها، تهران، دارالحديث، ۱۳۷۵.

4- مرتضي مطهري، بررسي اجمالي نهضت‌هاي اسلامي در صد ساله اخير، قم: مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی.

5- منوچهر محمدي، انقلاب اسلامي در مقايسه با انقلاب‌هاي فرانسه و روسيه، قم: نشر معارف، 1388.

6- محمد پزشكيان و ديگران، انقلاب اسلامي و چرايي و چگونگي رخداد آن، دفتر نشر معارف، چ هجدهم، تابستان ۱۳۸۱.

7- اسماعيل شفيعي سروستاني، تهاجم فرهنگي و نقش تاريخي و روشنفكران، تهران، كيهان،۱۳۷۲.

8- سايت‌هاي نويد شاهد، فارس، باشگاه انديشه، جهان نيوز.

 


[سه شنبه 15 بهمن 1392 ]  [9:35 AM]  [کمیل باقری]

اختلاف جهان اسلام به سود کیست؟

 
در شرایط اختلاف جهان اسلام بر اثر اقدامات جریان های تندرو تکفیری، رژیم اسرائیل به دنبال توطئه دیگری علیه فلسطینیان است؛ توطئه کوچاندن فلسطینیان از سرزمین اصلی خود

خاورمیانه و شمال آفریقا از سال 2010 تحولات سریع و غیرمنتظره ای را پشت سر گذاشته و این رویدادها تاثیرات مهمی بر تمامی مسائل منطقه ای داشته است. سقوط بن علی در تونس و حسنی مبارک در مصر به عنوان شرکای اصلی و قابل اطمینان رژیم اسرائیل بیش از پیش چهره روابط قدرت و منطقه را دگرگون ساخت. در این بین، موضوعاتی همچون به قدرت رسیدن اخوان در مصر و به تبع آن حمایت از حماس در غزه، بر انزوای روز افزون رژیم صهیونیستی در منطقه افزود. بنابراین ایالات متحده و رژیم صهیونیستی از فضای به وجود آمده به دنبال مسیری بودند که کمترین خطری منافع اسرائیل را تهدید نکند.، اما در کنار جریان بیداری اسلامی، اتفاقات دیگر نیز در منطقه با هدایت مستقیم یا غیرمستقیم آمریکا، اعراب ارتجاعی و رژیم صهیونیستی افتاد که زمینه تضعیف محور مقاومت منطقه را فراهم نمود:

1- با شروع بیداری اسلامی، بسیاری از کشورهای منطقه در جبهه هایی درگیر شدند که انتظار آن را نداشتند. این حوادث که ریشه در فعال شدن جریان تکفیری منطقه با برنامه ریزی آمریکا، اسرائیل و عربستان دارد، زمینه انحراف نهضت بیداری اسلامی و نیز درگیرسازی کشورهای آرام همچون عراق را فراهم کرد و رژیم اسرائیل را در حاشیه امن قرار داد.

2- ارتش سوریه و عراق که همواره تهدیدی بالقوه برای ارتش صهیونیستی بودند، در فرآیند این تحولات از حالت تهدیدآمیز بودن برای اسرائیل خارج شدند. ارتش عراق پس از حمله آمریکا به این کشور، به بهانه مبارزه با تروریسم و جنگ افزارهای کشتار جمعی، عملا منحل شد و اکنون که در حال بازسازی خود در دوران بعد از صدام است، به سبب اقدامات گروه های تکفیری در عراق، درگیر مسائل داخلی یعنی مقابله با تکفیری ها در استان الانبار است و برای مدتی مجالی برای پرداختن به موضوعات دیگر را ندارد.

ارتش سوریه که زمانی در صف مقدم مقابله با اسرائیل بود پس از خروج از لبنان با توطئه ترور رفیق حریری، هم اکنون در اوضاع خوبی به سر نمی برد. این ارتش پس از آغاز بحران سوریه، در جریان مقابله با تروریست های تکفیری دچار فرسایش جدی شده است و برای بازسازی خود احتیاج به زمان دارد.

با این وجود همچنان ایران و سوریه و در کنار این دو کشور، حزب الله لبنان تنها بازیگران تأثیرگذار منطقه ای هستند که در پی احقاق حقوق مردم مظلوم فلسطین به صورت عادلانه اند. از همین رو حمایت همه جانبه مالی، نظامی و اطلاعاتی آمریکا، عربستان و اسرائیل از مخالفان سوری، و عدم تمایل به یافتن راه حلی برای پایان بخشیدن به منازعات در سوریه، به طور ویژه در راستای تضعیف یکی از حلقه های این محور مقاومت در منطقه، یعنی سوریه، و در نتیجه به حاشیه رانده شدن دیگر حلقه هاست.

رژیم صهیونیستی و آمریکا در ادامه تضعیف محور مقاومت اقدام به دور نمودن حماس از محور مقاومت کردند که تا حدودی توانستند به کمک کشورهای عربستان، قطر و اردن به این امر نائل آیند. حمایت حماس از مخالفان بشار اسد، خروج دفتر سیاسی حماس از دمشق و انتقال آن به دوحه، نتیجه مستقیم سیاست تفرقه در محور مقاومت بود.

در چنین شرایطی است که به نظر می رسد توطئه جدیدی علیه ملت مظلوم فلسطین در حال شکل گیری است. این توطئه بهره بردای از شرایط اختلاف جهان اسلام برای دور کردن فلسطینیان از سرزمین اصلی خود و افزایش دامنه اشغالگری رژیم صهیونیستی است.

عربستان به همراه دیگر کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس متعهد به اجرای توطئه غربی- صهیونیستی برای کوچاندن آوارگان فلسطینی و اسکان آنان در مناطقی جدید شده است. در همین راستا منابع آگاه می گویند نشست هایی به همین منظور البته به میزبانی عربستان با حضور نمایندگانی از آمریکا، کانادا و کشورهای اروپایی در حال برگزاری است.

در این نشست ها، کشورهای عربی، کانادا و استرالیا به عنوان مناطقی که آوارگان فلسطینی باید به این مناطق کوچانده شوند، مطرح شده اند. البته آوارگان مد نظر در این نشست ها، آن دسته از آوارگانی هستند که در اردوگاه های لبنان و سوریه زندگی می کنند. آنچه امروز در اردوگاه یرموک واقع در نزدیکی دمشق در سوریه با آن مواجه هستیم، بخشی از توطئه غربی- عربی- صهیونیستی با عنوان "اسکان آوارگان فلسطینی" است. جنایات گروه های تروریستی در اردوگاه یرموک تاکنون منجر به کشته شدن و کوچ شمار زیادی از آنان شده است. گروه های تروریستی که شمار زیادی از فلسطینیان این اردوگاه را ربوده و به گروگان گرفته اند، از سوی عربستان و قطر حمایت مالی می شوند.

در ادامه این طرح خبرها حکایت از آن دارد که اقدامات تروریستی گروه داعش در استان الانبار عراق به نوعی وارد آوردن فشارهای سیاسی و امنیتی بر مقامات این کشور جهت الحاق استان الانبار عراق به کشور اردن است. این طرح در راستای طرح نیل تا فرات رژیم صهیونیستی که با مدیریت آمریکا در حال اجراست و قرار است رژیم حاکم بر اردن سرنگون شده و کشور مستقل فلسطینی در کشور اردن تشکیل شود و استان الانبار عراق نیز به واسطه همجواری با کشور اردن به آن ملحق شود و به کشور آینده فلسطین تعلق بگیرد.

به نظر می رسد که این اقدامات مقدمه تغییر نقشه جغرافیای خاورمیانه به نفع آمریکا و رژیم صهیونیستی است و آمریکا تمام تلاش خود را به کار گرفته تا با تجزیه سایر کشورها، سرزمین وسیعی را در اختیار گرفته و آن را در اختیار رژیم صهیونیستی قرار دهد تا به این وسیله بتواند تسلط بهتری بر منابع و ثروت‌های خاورمیانه پیدا کند.

در پایان خاطر نشان می شود که طرح‌های تجزیه‌طلبانه و توسعه‌طلبانه رژیم صهیونیستی همه کشورهای خاورمیانه را تحت تاثیر قرار می‌دهد و آمریکا در تلاش است علاوه بر اجرای این طرح ها با روی کار آوردن و به قدرت رساندن جریان های آمریکایی در کشورهای خاورمیانه با آسودگی خاطر بیشتری اقدام به عملیاتی کردن طرح‌های خود در خاورمیانه برای گسترش قلمرو رژیم صهیونیستی کند./

 


[سه شنبه 15 بهمن 1392 ]  [9:33 AM]  [کمیل باقری]

برنامه حجاب شبکه من و تو با حضور ارمیا

شبکه من و تو می خواهد متفاوت تر ظاهر شود و ارمیا نقش اول را در اینباره بازی خواهد کرد!

همیشه شبکه های  ماهواره ای به دنبال این هستند که اباحه گری را ترویج کنند، بی قید و بندی و عریانی را اما اینبار می خواهند شما حجاب داشته باشید. شاید ظاهر قضیه اینچنین به نظر برسد اما این فقط ظاهر آن است.

ارمیا دختری که حضورش در شبکه من و تو برنامه اکادمی گوگوش بی حواشی نبود دختر محجبه ای که می گفت شوهرش که یک آلمانی مسلمان شده است مشوق او بوده و گفته است حجاب و خوانندگی با هم مغایرتی ندارند و او می تواند در حالی که حجاب خود را حفظ می کند بخواند و این اول داستانی جدید برای شبکه ای است که در اکادمی گوگوش هم مثل همیشه دنبال ترویج اباحه گری و لذت گرایی صرف خود بوده است و قطعه ای از پازل آن است.

اما این هدف با ارمیا در برنامه اکادمی باقی نماند و حال قرار است این فرد که طرفدارانی هم پیدا کرد، کمک این شبکه در ادامه این پروژه باشد به همین منظور من و تو برنامه ای را با موضوعات خاص کلید زده است که پخش قسمت اول آن نیز شروعی خاص داشت در اولین قسمت این برنامه در رابطه با حجاب و خوانندگی با حضور نفر اول اکادمی موسیقی گوگوش،‌ ،وی  به بیان مسائلی از دیدگاه خودش در رابطه با حجاب پرداخت.او دفاع و ترویج از همان خط عقاید خود را ادامه داد اینکه می توان با حجاب خواند اما چرا شبکه بهایی نشین من و تو حجاب را به مخاطبان خود هدیه می کند؟

استحاله در نقشه راه این جنگ مقصد نیست، بلکه محل گذار به سمت بی قیدی کامل است شبکه من و تو اصلا عجله ای برای گرفتن ارزش های یک زن ایرانی و مسلمان از او ندارد

فارسی وان، زمزمه، جم و من  و تو  می خواهند سبک زندگی خانواده ها و افراد ایرانی را تغییر دهند آنهم نه در 10 درجه بلکه در 180 درجه! خیانت، شراب خواری، بی قیدی و لاابالی گری، رقص، ارتباطات نامشروع همه و همه آنچه است که این شبکه ها روی آن تمرکز دارند و این امری مسلم است که خانواده های ایرانی این موارد را تاب نخواهند آورد. البته فارسی وان زود از تب و تاب خود افتاد و برای همین شبکه ای چون من و تو سعی کرده است این نقصان را برطرف کند و با بیان نرم و گام به گام این مسائل، شما تغییر درجه به درجه به سمت 180 درجه متغایر ارزش های فعلی شما را دنبال می کند. او در ابتدا قبح زدایی و بعد  یک فرد را قبح گرا می کنند! این همان برنامه فراماسونری و صهیونیست ها در روند بردن جوامع به سمت ارزش های خود است و یا روند طی کردن پله های فراماسونری به سمت راس یک هرم سازمانی خود. من و تو در کنار برنامه های قبح زدای خود و تزریق ارزش های غربی، حال مخاطب خاص تری را که با این سرعت با او جلو نمی رود، مد نظر قرار داده است. پروژه ای که از دو منظر، خاص و تخصصی می باشد از منظر اول تمرکز بر روی بانوان که خود نقطه نیل جامعه به سمت سعادت یا شقاوت هستند این جمله از امام خمینی را به یاد بیاورید که فرمود "از دامن زن، مرد به معراج می رسد" و حال این شبکه این نسخه را معکوس دنبال می کند که صادق هم می باشد. در واقع بانوان و سعی در تغییر سبک فکری و زندگی آنها نوعی سرمایه گذاری است که شبکه ها برای جنگ نرم می کنند - آیا رسانه ملی چنین کرده است و برنامه ای نوشته شده دارد؟ –  از منظر دوم نیز خاص بودن آن در هدفی و نقشه ای است که برای استحاله این قشر از جامعه مد نظر قرار داده اند. یک زن ایرانی در وهله اول خیانت، ارتباط ناشروع و ... را قبول نمی کند اما باید آن را گام به گام جلو برد  یک بانوی ایرانی شاید با این شبهه کمی جا بخورد اینکه آیا نمی توان با حجاب کارهای زیادی کرد زن ها که این روزها بیشتر در اجتماع اند و می خواهند باشند برای انها بهترین توجیه این است که با حجاب خیلی از کارها را می شود انجام داد و چه بهتر که یک نفر این کارها را برای زنی که می خواهد اجتماعی شود تعریف کند و برای او فرهنگ سازی کند و یا برای حرکت های هنجارشکن او توجیه بتراشد، من و تو زود این کار را می کند. یک زن می تواند حجاب داشته باشد و بخواند! رسانه ملی چنین کاری را شروع کرده است؟

اما برای زنان  علاوه بر خوانندگی تغییر سبک زندگی، سبک رفتاری، سبک پوشش برنامه هایی است که در آینده باید منتظر آن از این شبکه ها باشید مطمئن باشید شما می توانید حجاب داشته باشید و با نامحرم ارتباط برقرار کنید تا دیگر نیت جنسی به وجود نیاید! آرایش کنید تا مرتب باشید!

استحاله گام اول و مهم در میان گام ها برای یک چنگ نرم است استحاله در نقشه راه این جنگ، مقصد نیست بلکه محل گذار به سمت بی قیدی کامل است شبکه من و تو اصلا عجله ای برای گرفتن ارزش های یک زن ایرانی و مسلمان از او ندارد بلکه زنی که امروز می خواند آن هم با حجاب، فردا با حجاب با پسری دوست خواهد شد، در کاباره خواهد رفت، شراب خواهید نوشید و........ و در آخر خیانت می کند و دیگر محلی از اعراب از حجاب برای او نمی ماند، ارمیا زمانی قاری قرآن مدرسه بود و حالا خواننده محجبه آکادمی گوگوش! در واقع کشتن حیا در یک زن مقدمه کشتن حجاب او و انداختنش در دل ضد ارزش های دیگر است حال شاید بهتر بتوان متوجه شد که چرا ارمیا سوژه می شود؟!در واقع این شبکه به این نتیجه رسیده است که کشتن حیا در یک زن مقدم بر حجاب اوست زیرا زنی که حیا ندارد با حجاب و بی حجاب آماده ادامه پذیرش و تاثیر از سایر برنامه های من و تو خواهد شد. دیگر برنامه ها هم در کنار قبح زدایی چنین کاری می کنند برنامه بفرماید شام شاید انتظارندارد از فردا ایرانی ها در مهمانی های خود شراب سر میزها بیاورند اما سبک زندگی غربی در چینش خود سبک زندگی را عوض می کند و کم کم شراب را هم مهمان خواهد کرد این پروژه نزدیک نیست اما برای یک رسانه کاری حرفه ای محسوب می شود. اما برای زنان محجبه علاوه بر خوانندگی تغییر سبک زندگی، سبک رفتاری، سبک پوشش برنامه هایی است که در آینده باید منتظر آن از این شبکه ها باشید مطمئن باشید شما می توانید حجاب داشته باشید و با نامحرم ارتباط برقرار کنید تا دیگر نیت جنسی به وجود نیاید! آرایش کنید تا مرتب باشید! و...مواظب سایر برنامه ها باشید شاید در نگاه اول برای شما شبهه های ایجاد شده منطقی باشد و راه حل آسانی به نظر برسد اما همه حرف این شبکه ها این نیست شما می توانید زن باشید اما مفهوم خانواده، مادر،عفاف را باید زیر کنترل تلویزیون خود بگذارید حال ریسور خود را روشن کنید!


[سه شنبه 15 بهمن 1392 ]  [9:30 AM]  [کمیل باقری]

دستاوردهاي انقلاب اسلامي ايران از ديروز تا امروز

 
طي عمر پر برکت انقلاب اسلامي؛ دستاوردهاي نظام از چنان گستردگي و تنوعي برخوردار بوده که امروزه نه تنها صاحبنظران بي‌طرف، بلکه دشمنان قسم خورده اين مرز و بوم نيز بر عظمت آن اذعان داشته و به کارآمدي بالاي آن اعتراف دارند.

 ترديدي نيست که شأن و شايستگي‌هاي مردم ايران به عنوان پايه گذار يکي از قديمي‌ترين تمدن هاي جهان و خردمند ترين انسانهايي که بي هيچ تعصبِ غير منطقي و جاهلانه، آخرين، برترين و کامل‌ترين دين آسماني را برگزيده‌اند، بسيار بالاتر از چيزي است که هم اکنون به آن دست يافته اند، چرا که نه تنها برترين اصول و ارزشهاي معنوي و اجتماعي به آنها تعلق دارد، بلکه خداوند به يمن فضيلت‌هاي انساني مردم اين خِطه، نعمت را بر آنان تمام داشته و همگام با اعطاي مسئوليت پرچمداري نهضت بيداري جهان اسلام و مبارزه با استکبار، ظرفيت‌هاي لازم براي الگوسازي و رشد و شکوفايي مادي و معنوي را نيز در اين سرزمين، به وديعه نهاده است.

در بُعد مادي؛ برخورداري از منابع طبيعي فراوان و استثنايي مانند؛ نفت و گاز و انواع مواد معدني، فرصتهاي کشاورزي، فرصت هاي مختلف براي رشد و توسعه صنعتي، دسترسي به انواع راه‌هاي هوايي، زميني و دريايي و امکان تبديل شدن به مرکز مبادلات تجاري و غير تجاري منطقه، ظرفيت هاي متنوع و متعدد براي توسعه گردشگري و مهمتر از همه اين موارد، بهره‌مندي از وجود دانشمندان و نخبگان متعهد و متخصص و جوانان مومن، خلاق، با انگيزه و مستعد که بارها توانايي‌هاي خود را براي فتح قله هاي علمي دنيا و در دست گرفتن پرچم عزت و افتخار و توليد علم و دانش اثبات نموده‌اند، تنها بخش اندکي از فرصت‌هايي است که در اختيار مردم ايران اسلامي قرار گرفته است.

شکي نيست که از نظر معنوي نيز؛ برترين جايگاه در سطح جهان به ايران اسلامي تعلق دارد و لذا جامعه مؤمن، ولايي و متعهد ايراني مي‌تواند با اتکاء به عنايت الهي و بهره بردن از داشته‌هاي استثنايي خود، برجسته‌ترين نقش در احياء مجدد ارزشهاي انساني و هدايت معنوي جهان به سوي تکامل و تعالي را بر عهده داشته باشد و بي‌شک برخورداري از اين عناصر، بويژه مولفه‌هاي معنوي مانند؛ ولايت فقيه و ارزشها و مباني مستحکم اعتقادي و ديني است که نگراني‌هاي استکبار در مورد موقعيت و دستاوردهاي آينده انقلاب اسلامي را مضاعف ساخته است.

اين مفهوم بدان معناست که استمرار حرکت به سوي ايجاد دولت، جامعه يا کشور و در نهايت تمدن نوين اسلامي که بزرگترين آرمان انقلاب اسلامي به شمار مي‌رود، نمي‌تواند بدون توجه به مؤلفه‌هاي معنوي و ارزشهاي فرهنگي محقق و به استفاده درست از ظرفيتهاي مورد اشاره منجر گردد و اين در حاليستکه هم‌اکنون با تشديد چالشهاي موجود در نظام سرمايه‌داري و شکست الگوهاي غربي و شرقي که تمرکز بر مادي‌گرايي از اصول اساسي آنها به شمار مي‌رود، ناتواني اين مدلها به اثبات رسيده است و متقابلاً با بروز انقلاب شکوهمند اسلامي و تحکيم پايه‌هاي اعتقادي و ارتقاء سطح دانش معنوي جامعه، نگاه جهانيان بيش از پيش به سوي اسلام ناب محمدي(ص) معطوف گشته است.

به عبارت ديگر، طي عمر پر برکت انقلاب اسلامي؛ دستاوردهاي جهشي متکي به معنويت اين نظام الهي از چنان گستردگي و تنوعي برخوردار بوده که امروزه نه تنها انديشمندان و صاحبنظران بي‌طرف غربي و شرقي، بلکه دشمنان قسم خورده اين مرز و بوم نيز بر عظمت آن اذعان داشته و به کارآمدي بالاي آن اعتراف دارند.

به عنوان مثال «پاتريک سييل» تحليلگر مسائل خاورميانه در ميدل ايست آنلاين ضمن تأکيد بر اينکه ايران در حال تبديل شدن به يک دموکراسي درخشان است، مي‌نويسد: «اين کشور تحت حاکميت روحانيون، هم‌اکنون يکي از آزادترين، مدرن‌ترين و منسجم‌ترين کشورهاي خاورميانه محسوب مي‌شود.»[۱] و انديشکده نومحافظه کار «امريکن اينتر پرايز» نيز در گزارشي ضمن هشدار به مسئولين آمريکايي در مورد جايگاه آتي ايران به عنوان مرکز توازن قدرت در منطقه و تاکيد بر اينکه انقلاب اسلامي در حال تثبيت دستاوردهاي خود مي باشد، اعلام مي‌کند: «مهمتر از همه اينکه، ظاهراً آمريکا آماده است تا برتري ايران در منطقه را به رسميت بشناسد.»[۲]

البته بيان دستاوردهاي مورد نظر به معناي دستيابي کامل به تمام اهداف مورد انتظار نيست چرا که اولاً طي اين سالها دشمنان اسلام از هيچ کوششي براي جلوگيري از پيشرفت انقلاب اسلامي فروگذار نکردند و با اجراي صدهها توطئه خُرد و کلان از جمله: بلوکه کردن دارائيها و تحريم که در سالهاي اخير شدت يافته، بمب گذاري و تخريب و ترور، ايجاد شورش‌هاي خياباني و کودتاي نوژه، جنگ تحميلي، بمباران زيرساختهاي اقتصادي و مراکز صنعتي، شبيخون فرهنگي، نسبت دادن اتهامات مختلف و اعمال فشار سياسي و امثال آن تمام توان خود را معطوف توقف و يا کند نمودن حرکت کشور در مسير اهداف انقلاب نموده اند و ثانياً به تعبير رهبر فرزانه انقلاب در پاره‌اي از موارد مانند؛ عدالت اجتماعي و اخلاق فردي و عمومي، عملکرد مردم و بخصوص مسئولين نيز خالي از نقص و اشکال نبوده و همين مسئله سبب شده تا استفاده بهينه از ظرفيتهاي موجود ميسر نگردد.

شرايط کشور قبل از انقلاب اسلامي:

براي درک بهتر دستاوردهاي کشور در ابعاد مختلف، لازم است مروري گذرا داشته باشيم به شرايط کشور در آن روزگار، شرايطي که مي‌تواند براي ارائه قضاوت بهتر و دقيق‌تر در مورد عظمت دستاوردهاي انقلاب اسلامي در مقايسه وضعيت فعلي کشور با وضعيت قبل از انقلاب و نيز ساير کشورهاي همسطح، موثر واقع شود.

به عنوان مثال؛ تا قبل از انقلاب اسلامي، ايران در عرصه توليد و علم و دانش فاقد جايگاه جهاني بوده و توليدات صنعتي و تکنولوژيکي آن نيز بسيار محدود و عمدتاً در حد مونتاژکاري خلاصه شده بود. ساختار حکومتي و سياسي کشور نيز تا ۲۰۰ سال قبل از انقلاب، در بدترين شرايط ممکن قرار داشته و به تعبير رهبر معظم انقلاب اسلامي (دامه برکاته)[۳]، طي اين مدت، ايران کشوري بود که نه تنها در مورد نظام بين المللي هيچگونه نقشي بر عهده نداشت، بلکه با دخالت علني دول غربي و شرقي در امور مهمي مانند؛ عزل و نصب شاهان ايران (از جمله پهلوي اول و دوم)، عملاً امکان تصميم گيري در اداره امور داخلي نيز از حکام وقت سلب شده بود.

در اين دوران بي کفايتي و ناکارآمدي حکومت‌ها به قدري آشکار بود که در جريان حوادثي مانند؛ جنگ جهاني اول و دوم و جنگهاي بين ايران و شوروي، علاوه بر تحميل قراردادهاي ننگين ترکمنچاي و گلستان، بخشهاي زيادي از شهرهاي جنوبي، شمالي و غربي و حتي پايتخت کشور بدون کمترين مقاومت از طرف دولت وقت، تحت اشغال بيگانگان قرار گرفت.

در همين ايام روساي جمهور سه کشورآمريکا، انگليس و شوروي به خود اجازه مي‌دهند تا بدون هماهنگي و اطلاع قبلي دولت ايران وارد تهران ‌شوند و بر سر تقسيم غنائم جنگ جلسه مشترک برگزار ‌کنند، بدون اينکه کمترين ارزشي براي نظام حکومتي کشور قائل شوند و حتي پس از اطلاع شاه از حضور آنها در پايتخت و درخواست ملاقات، با چنان تکبر و نخوتي با ميزبان بي‌اطلاع خود برخورد مي‌کنند، که وي با سرافکندگي تمام، محل را ترک مي‌کند.

به اين موارد بايد ساير دخالتهاي حقارت آميز نظام سلطه از جمله؛ تحميل قانون شرم‌آور کاپيتولاسيون و يا کودتاي ۲۸ مرداد و همچنين غارت و چپاول منابع طبيعي و ساير منافع ايران توسط بيگانگان و دست نشاندگان حکومت را نيز افزود، مواردي که بيانگر اوج ذلت و سرسپردگي حکام مرعوب حاکم بر کشور بوده است.

وضعيت اقتصادي ايران، قبل و بعد از پيروزي انقلاب اسلامي:[۴]

پس از بروز انقلاب اسلامي، کارشکني‌هاي بيگانگان سبب شد تا درآمدهاي نفتي کشور به شدت کاهش يابد، به‌گونه‌اي که بعد از انقلاب اسلامي، توليد نفت کشور از ۶ ميليون بشکه در روز به ۴ ميليون و صادرات آن از ۵/۵ ميليون بشکه به ۴/۲ ميليون بشکه در روز کاهش مي‌يابد و متقابلاً ميزان مصرف داخلي با افزايش بيش از سه برابري مواجه و بتدريج از نيم ميليون بشکه به ۶/۱ ميليون بشکه در روز مي‌رسد.

در آن ايام؛ فشارها در حدي بود که به رغم تلاشهاي فراواني که براي رفع اين مشکل انجام پذيرفت، در سال ۱۳۶۵ از تنها منبع درآمد کشور يعني نفت، فقط ۶ ميليارد دلار عايد کشور شد و با رشد تدريجي بهاي نفت، اين مقدار در سال ۱۳۸۶ به۷۰ ميليارد دلار افزايش يافت و مجدداً پس از تحريمهاي اخير با کاهش شديد تا حد ۵۷ ميليارد دلار مواجه شد که بخش عمده آن در بانکهاي خارجي بلوکه شده است.

به اين ترتيب در مقطعي از تاريخ انقلاب، سطح درآمد سرانه حاصل از فروش نفت که قبل از آن ۷۰۰ دلار بود، به ۱۲۰ دلار رسيد و اين در حالي است که ارزش جهاني هر دلار که در آخرين سال ماقبلِ انقلاب برابر ۳۰۰ ين ژاپن بود، پس از انقلاب به علت آشفتگي وضعيت اقتصادي جهان، به‌تدريج تا حد ۱۰۰ ين کاهش يافت، يعني علاوه بر بحران‌هاي تحميلي به کشور و کاهش توليد و صادرات نفت، ارزش واحد پول پايه در مبادلات نفتي نيز بشدت تنزل يافته و کسري درآمد کشور مضاعف گرديد.

اين وضعيت در حالي شکل گرفته بود که اولاً درآمد ارزي کشور تا حدود يک پانزدهم کاهش حقيقي داشته، يعني اگر در سال ۱۳۸۶ مبلغ ۷۰۰ ميليارد دلار درآمد ارزي داشتيم، با ۲۴ ميليارد دلار دريافتي در رژيم گذشته برابر بوده و اين در شرايطي ‌است که در آن سال تنها ۷۰ ميليارد دلار از محل صادرات نفت درآمد کسب کرده‌ايم[۵] و ثانياً هزينه مقابله با صدها توطئه خُرد و کلان مانند؛ جنگ، به ايران تحميل شده بود و ثالثاً جمعيت در حال افزايش کشور که از ۳۵ ميليون نفر قبل از انقلاب به بيش از ۷۵ ميليون نفر بالغ گرديده بود، اينک به منابع و امکانات جديد نياز داشت و رابعاً همگام با ارتقاء سطح آگاهي مردم و رشد تکنولوژي و گسترش دستاوردهاي انقلاب، دامنه توقعات و تنوع انتظارات جامعه نيز بشدت افزايش يافت.

طبيعي است بروز اين وضعيت، موانع و مشکلات زيادي را در مسير دستيابي به اهداف انقلاب اسلامي ايجاد و فرصتهاي فراواني را در جهت رشد و پيشرفت جامعه از مسئولين کشور سلب نمود، رهبر معظم انقلاب (دامه برکاته) در اين رابطه در سخنراني‌هاي مختلف از جمله؛ در بخشي از خطبه‌هاي نماز جمعه تهران در تاريخ ۱۴/۱۱/۹۰، ضمن تاکيد و يادآوري توطئه‌ها و خباثتهاي دشمنان انقلاب و با اشاره به برخي فرصت‌طلبي‌ها و کم‌کاري‌هاي رخ داده در نظام اداري و اجتماعي کشور، در مورد دستاوردهاي کسب شده مي‌فرمايند: «همه اين پيشرفت‌هاي علمي و اجتماعي و فني در شرايط تحريم اتفاق افتاده است؛ اين خيلي مهم است. دروازه‌هاي علم را، دروازه‌هاي فناوري را بر روي ما بستند، راهها را مسدود کردند، محصولات مورد نياز ما را به ما نفروختند و ما اينجور پيشرفت کرديم»[۶]

بيان اين نکته نيز خالي از لطف نيست که بر خلاف تصور عوام، عليرغم تمام مشکلات مورد اشاره و فراز و فرودهاي فراوان بخش اقتصادي، در نهايت وضعيت اقتصادي کشور پس از انقلاب از رشد متوازن و پرشتابي برخوردار بوده و با اينکه به علت پيشرفت تکنولوژي‌هاي نوين، ن��ازها و خواسته هاي زندگي مردم متحول و دچار تعدد و تنوع قراوان شده است، اما طي اين مدت، قدرت خريد مردم به طور نسبي افزايش يافته است، به طوريکه در قياس با حقوق دريافتي يک کارمند ديپلمه دولت که در سال ۵۶ بين۷۰۰ تا ۱۰۰۰ تومان بود، هم‌اکنون اين مقدار به حدود ۱ ميليون و ۲۰۰ هزار تومان رسيده است.

با توجه به توضيحات فوق؛ از آنجا که در نظام جمهوري اسلامي ايران، معنويت و ارزشهاي اخلاقي و اسلامي، اصلي‌ترين عامل کسب موفقيت شناخته مي‌شوند، لذا ابتدا به بيان دستاوردهاي انقلاب اسلامي در اين حوزه مي‌پردازيم و سپس موفقيت‌هاي کسب شده در ساير عرصه‌ها را مورد بررسي قرار خواهيم داد.[۷]

دستاوردهاي معنوي و فرهنگي:

بصيرت افزايي و ارتقاء معنويت در کشور يکه از بزرگترين و مهمترين دستاوردهاي انقلاب اسلامي به شمار مي‌رود، اين موضوع از آن جهت حائز اهميت است که پس از انقلاب اسلامي، همگام با رشد کمي و کيفي هيئت‌هاي مذهبي، براي اولين بار واژه‌هايي مانند؛ ايمان، تقوا، وحدت، ايثار و شهادت و موضوعاتي مانند؛ حج دانش‌آموزي و دانشجويي يا مراسم اعتکاف و امثال آن در جامعه مورد توجه جدي آحاد مردم به‌ويژه جوانان قرار گرفت، به عنوان مثال؛ افزايش تعداد جوانان معتکف[۸] از۶۰ هزار نفر در سال ۱۳۸۶ به۷۵۰ هزار نفر در سال۱۳۹۱، نمونه بارزي از تحول معنوي در جامعه به‌شمار مي‌رود و اين مورد نمونه‌اي است که قبلاً هرگز در کشور مصداق نداشته است.

بررسي تنوع و حجم انتشارات در موضوعات مختلف، توسعه و افزايش شبکه هاي تلويزيوني و راديويي جمهوري اسلامي در داخل کشور و آنسوي مرزها، احداث و توسعه فرهنگسراها و مراکز فرهنگي و هنري، برگزاري دهها و بلکه صدها نمايشگاه داخلي و بين المللي کتاب، افزايش ميزان مطالعه در بين مردم، افزايش کمي و کيفي آثار نمايشي بويژه در بخش فيلم و کسب موفقيتهاي جهاني در اين زمينه و مهمتر از همه، ارتقاء بينش و آگاهي‌هاي عمومي و اجتماعي در سطح جامعه، از مهمترين گام‌هاي فرهنگي جمهوري اسلامي به شمار مي روند.

دستاوردهاي سياسي:

رهايي از سلطه نظام استکباري و استقرار نظام جمهوري اسلامي و استقلال کشور؛ اولين دستاورد سياسي مبتني بر اراده مردم، پس از سقوط و حذف رژيم ستم شاهي و نقطه آغازين مشارکت جامعه در اداره امور حکومتي و در واقع اولين گام از مراحل ايجاد نظام مردم سالاري ديني محسوب مي‌شود و اين دستاورد با احياي روحيه خودباوري در ميان توده‎هاي مردمي و توجه جدي به حقوق سياسي و اجتماعي زنان و احياء شأن و منزلت معنوي جامعه، استحکام بيشتري يافت.

ارتقاء و رشد سطح آگاهي و بالندگي سياسي مردم و مشارکت در حوزه ‎هاي گوناگون سياسي و برگزاري بيش از ۳۵ انتخابات در۶ موضوع مختلف از جمله؛ انتخابات تعيين نوع نظام حکومتي، انتخابات قانون اساسي، انتخابات مجلس خبرگان، انتخابات رياست جمهوري، انتخابات مجلس شوراي اسلامي و انتخابات شوراهاي اسلامي شهر و روستا، بيانگر اوج مشارکت مردم در اداره امور حکومتي و دستاورد استثنايي ديگري است که کمتر کشوري از آن برخوردار است.

اگرچه فعاليت‌هاي بيش از حد و افراط گونه سياسي، معمولاً همراه با شبه بوده و در رديف توطئه بيگانگان مي‌گنجد، اما در عين حال توسعه مطبوعات و افزايش روزنامه‌ها در ايران از تعداد انگشت شمار موجود در قبل از انقلاب، به بيش از ۲۶۳۵ نشريه و افزايش احزاب از يکي دو حزب قبل از انقلاب به حدود۲۵۰ حزب و گروه سياسي، موضوع ديگري است که در کنار ۱۷هزار سازمان مردم نهاد(NGO) هرگز در کشور سابقه نداشته است و بيانگر گستردگي دامنه آزادي‌هاي سياسي در ايران معاصر است.

با ظهور انقلاب اسلامي نه تنها روح تازه‌اي در کالبد اسلام و شيعه دميده شد، بلکه تمام اديان الهي جان تازه‌اي گرفتند و اميدها براي احياء مجدد معنويات در جهان قوت گرفت، بنابراين عزت يافتن اسلام و ساير اديان آسماني در دنياي تاريک بردگي نوين که انسانها به‌تدريج به اسارت سرمايه‌داران درآمده بودند، دستاورد سياسي و معنوي ديگري است که در حوزه سياست خارجي بايد مورد توجه قرار گيرد.

علاوه برآن؛ اثبات اصل «نه شرقي، نه غربي» به عنوان يک اصل عملي و ممکن و احياي اسلام سياسي به عنوان يک مدل قابل اتّکا در جهان معاصر و به موازات آن، ارتقاي سطح اميد و آگاهي سياسي در ملل جهان و جهان اسلام، تحوّل در نظام بين‎الملل (بر هم زدن موازنه‎ قدرت به نفع مستضعفين جهان)، تأثير بر نهضت‌هاي مردمي جهان و کمک به بيداري اسلامي و همچنين به چالش کشيدن سلطه آمريکا در عرصه بين‌المللي و افزايش نفوذ و اقتدار جهاني و منطقه‎اي ايران، نيز ستودني است.

در اين رابطه؛ جيمز ريچارد کارشناس روابط بين الملل در مصاحبه با خبرگزاري فارس چنين اظهار مي‌کند: «ايران قدرت اول منطقه و بازيگر بسيار فعال و تاثيرگذار در سطح جهان است و قدرت و نفوذي که ايران در کشورهاي منطقه دارد، آمريکا ندارد، که اين نشان از ديپلماسي فعال ايران در بيش از ۳۰ سال گذشته بوده است»[۹]

دستاوردهاي علمي:

يکي از افتخارات غرور آفرين جمهوري اسلامي ايران، رشد روز افزون و حضور فعال کشور در عرصه‌هاي علمي است، پيشرفت در اين زمينه بقدري با سرعت انجام شده است که تا سال ۱۳۹۱ بيش از ۲۶۱۹۶ اختراع[۱۰] در کشور ثبت شده است، همچنين پژوهشگران ايراني از نظر پژوهشي با ثبت ۸۵۱۳ مقاله علمي، در رديف شانزدهم توليد علم و در زمره دانشمندان و پژوهشگران ممتاز جهان قرار گرفته اند.

دستيابي به فن آوري و دانش کامل چرخه سوخت هسته‌اي و قرار گرفتن در رديف پنج کشور برتر جهان در اين زمينه و همچنين ورود موفقيت آميز و همزمان با ساير کشورهاي پيشرفته به عرصه علوم جديد مانند: نانو تکنولوژي که رتبه هفتم جهاني را به خود اختصاص داده و ساير علوم جديد از جمله؛ ليزر، ميکرو الکترونيک، ورود به علم ساخت روبات و کسب موفقيتهاي جهاني در مسابقات روبوتيک، توسعه سخت‌افزاري و ساخت ابر رايانه، توسعه نرم افزاري و بهره برداري گسترده از علوم رايانه‌اي در کشور و کسب ۳۶۲ مدال در المپيادهاي مختلف علمي جهان، بخش ديگري از دستاوردهاي انقلاب اسلامي است، که در کشور سابقه قبلي نداشته است.

افزايش بي‌سابقه ظرفيت دانشگاه‌ها از ۱۵ واحد دولتي به ۶۱۵ واحد (۱۱۵واحد دولتي ۵۰۰ واحد غير دولتي) و افزايش تعداد دانشجويان از حدود ۱۷۵ هزار در قبل از انقلاب به بيش از ۴ ميليون۲۰۰ هزار دانشجو[۱۱] در بعد از انقلاب اسلامي، افزايش تعداد مدارس از ۴۷ هزار به ۱۹۴ هزار واحد براي پاسخگويي به رشد دويست درصدي دانش آموزان و مقابله با بيسوادي و ارتقاء سطح سواد از ۳۵% با سواد ابتداي انقلاب به ۸۸% در حال حاضر و کسب جوايز بين‌المللي در اين زمينه، از مهمترين مصاديق پيشرفت و توسعه يافتگي در مسير نهضت نرم‌افزاري به‌شمار مي‌رود.

دستاوردهاي بخش سلامت:

افزايش تعداد پزشکان از ۱۵ هزار نفر به بيش از ۱۱۱۰۰۰ نفر و رفع کامل نياز کشور به جذب پزشک خارجي و همچنين تغيير و تبديل کشور به قطب منطقه‌اي توريسم سلامت و پذيرش و درمان بيماران خارجي در انواع بيماري‌ها و همچنين دستيابي به دانش کشت سلولهاي بنيادين، قرار گرفتن در رديف کشورهاي برتر پيوند کليه و درمان بيماري‌هاي چشمي، کسب تجارب ارزشمند براي مقابله با انواع عوارض و بيماريهاي ناشي از عوامل شيميائي، بخشي از مهمترين دستاوردهاي نوين بخش پزشکي کشور است.

کسب رتبه نخست توليد دارو در سطح خاور ميانه، توليد ۹۷% از داروهاي مورد نياز و و صادرات دارو از جمله داروهاي بيوتکنولوژي، خود کفايي در ساخت انواع واکسن، ريشه‌کني فلج اطفال و ساير بيماريهاي فراگير، پوشش واکسيناسيون از۳۰% به ۱۰۰%، افرايش تعداد بيمارستانها و مراکز درماني، توسعه بهداشتي کشور و موفقيت در اولويت به پيشگيري بر درمان و در نهايت افزايش اميد به زندگي از ۵۷ سال به ۷۴ سال و کاهش مرگ و مير کودکان زير يک سال سال از بيش ۱۲% در سال ۵۷ به کمتر از ۵/۱% و کاهش مرگ و مير مادران از ۵۴/۲% به ۲۴/۰% در بعد از انقلاب، از ديگر دستاوردهاي علمي در شاخه پزشکي محسوب مي‌شود که مي‌توان از آن به‌عنوان انقلاب پزشکي نام برد.

دستاوردهاي صنعتي:

رشد صنعت در کشور به قدري سريع و پرشتاب بود که علاوه بر احداث شهرک‌هاي صنعتي متعدد در حاشيه شهرهاي کشور، ساخت مجموعه‌ها توليدي در روستاهاي نيز به يک برنامه مستمر تبديل شده است، علاوه بر افزايش تعداد کارخانجات بايد به محصولات متنوعي که در اين مجموعه‌ها توليد و در بسياري از موارد به خارج از کشور صادر مي شود هم اشاره نمود .

ساخت هواپيما و بالگرد سبک و نيمه سنگين(شخصي و عمومي) و همچنين ساخت کشتي و توليد انواع قايق که براي اولين بار در تاريخ کشور رخ داده است، افزايش قابل توجه توليد فولاد از نيم ميليون تن قبل از انقلاب به ۳۸ ميليون تن در سال و کسب رتبه ۱۴ جهاني، افزايش توليد سيمان از ۳/۶ ميليون تن به حدود ۸۰ ميليون تن، افزايش توليدات معدني از ۲۰ ميليون تن به ۲۲۰ ميليون تن، افزايش و توسعه توليد و صادرات خودرو با انواع خودروهاي سبک و سنگين، افزايش و توسعه انواع کارخانجات لوازم خانگي و صنعتي و دهها مورد مشابه، از ديگر افتخارات صنعتي کشور به شمار مي روند.

افزايش و توسعه پالايشگاهها و مراکز پتروشيمي و ساخت بيش از ۴۰ کارخانه بزرگ نفت و گاز و پتروشيمي در سه دهه گذشته، بخش ديگري از اقدامات زير بنايي انقلاب اسلامي است که در مجموع باعث شده تا ميزان خودکفايي کشور در صنعت نفت از ۴% به ۸۰% ارتقاء يافته و توليدات پتروشيمي نيز از۴ ميليون تن در سال ۵۷ به ۳۸ ميليون تن در بعد از انقلاب برسد.

علاوه بر اين؛ ساخت انواع نيروگاههاي بادي، گازي، فسيلي و ساخت اولين نيروگاه هسته‌اي در بوشهر و اولين نيروگاه انرژي‌هاي زيرزميني در اردبيل و قرار گرفتن جمهوري اسلامي ايران در رديف چهارمين کشور سازنده سد و ارائه انواع خدمات فني، عمراني و تخصصي در زمينه‌هاي مختلف به ساير کشورها نيز، برگ زرين ديگري از کتاب پر افتخار انقلاب اسلامي است.

در مجموع اين رويکرد مبارک باعث شده تا نسبت حجم صادرات نفتي به غير نفتي از ۲% قبل از انقلاب اسلامي، به بيش از ۴۵% در شرايط فعلي رسيده و توازن نسبي براي صادرات ساير اقلام ايجاد شود.

دستاوردهاي بخش نظامي:

ساخت انواع سلاحها و تجهيزات نظامي از جمله: ساخت انواع هواپيما و جتهاي جنگنده مافوق صوت رادارگريز (مانند؛ صاعقه و آذرخش)، آموزشي (مانند؛ پرستو، درنا، سيمرغ، شفق، تندر)، خودکفايي در توليد و ساخت انواع هواپيماهاي بدون سرنشين مدرن، ساخت انواع بالگرد(مانند، بالگردهاي شاهد، شباويز ۲۰۷۵ و۲۰۶۱ و بالگرد ضد تانک ۲۰۹۱) و تعمير انواع هواپيما و بالگرد با کسب رتبه پنجم جهاني بخشي از دستاوردهاي صنعت هوايي است.

پيشرفت ايران در زمينه ساخت و توليد انواع موشکهاي بالستيک، دور برد زمين به زمين، زمين به هوا و انواع موشکهاي دريايي (مانند: موشک ماهواره بر سفير، شهاب، سجيل، موشک کروز) بقدري شگفت انگيز بوده، ايران را در رديف معدود کشورهاي دارنده تکنولوژي ساخت موشکهاي فوق دقيق سطح به سطح قرار داده است، همچنين ساخت انواع رادار با بُرد بيش از يک هزار کيلومتر و پرتاب چندين ماهواره با سرنشين و بدون سرنشين به فضا از جمله مواردي هستند که کسب رتبه هفتم جهان در سامانه کامل پرتاب ماهواره و رتبه دوازدهم جهان در طراحي و ساخت ماهواره را براي يازدهمين عضو باشگاه فضايي جهان يعني ايران به ارمغان آورده است.

ساخت زير دريايي، ساخت و تعمير انواع ناو و ناوچه ساخت هاور گرافت(قايقهاي دوزيست) ساخت انواع قايقهاي تندرو و قايق پرنده، ساخت و تعمير انواع زره پوش و تانک و خودکفايي در ساخت انواع تجهيزات و سلاحهاي سبک، نيمه سنگين و سنگين مانند: انواع خمپاره انداز و توپهاي مدرن، انواع سامانه‌ها و سلاحهاي پدافند ضد هوايي و مهمات سبک و سنگين و توسعه صنايع مخابراتي و ساخت انواع بي سيم و تقويت و توسعه صنايع اپتيک و ساخت انواع دوربينهاي معمولي و ديد در شب و صدور برخي از اين محصولات به ۳۲ کشور جهان از ديگر دستاوردهاي صنايع نظامي محسوب مي شوند.

مجموع دستاوردهاي نظامي از جمله مواردي هستند که قبل از انقلاب اسلامي، توليد آنها در کشور سابقه‌ نداشته و مهمتر اينکه بخش قابل توجهي از آنها، صرفاً در انحصار تعداد معدودي از کشورها پيشرفته جهان قرار داشته است.

دستاوردهاي مربوط به زير ساختهاي شهري:

قبلاً نيز اشاره شد که بسياري از پيشرفتهاي کشور، مرهون تلاش دولت و ملت سرافراز ايران اسلامي در سالهاي پس از انقلاب است، به‌طوري‌که پيشرفت‌هاي مربوط به قبل از انقلاب اسلامي چه از نظرتنوع موضوع و چه از نظر وسعت و گستره عمل، بحدي ناچيز بوده که در قياس با وضعيت فعلي کشور و حتي بسياري از کشورهاي همطراز منطقه و جهان، قابل بحث و بررسي نيست.

ايجاد و توسعه شبکه گاز شهري از مهمترين اين مصاديق است که فراگير شدن آن تنها در سايه الطاف الهي در نظام مقدس جمهوري محقق شد، به‌طوري‌که هم‌اکنون سهم ۱ درصدي گاز در سبد انرژي کشور، به حدود ۸۰% رسيده و از مجموعه دو شهر برخودار از شبکه گاز شهري با تعداد ۵۰ هزار انشعاب در قبل از انقلاب اسلامي، در حال حاضر حدود ۷۵۰ شهر با ۵/۱۳ ميليون انشعاب از نعمت گاز برخوردارند و براي اولين بار بيش از ۱۰ هزار روستاها از اين نعمت الهي بهره مي‌برند.

افزايش راه‌هاي اصلي و فرعي کشور از ۳۶ هزار کيلومتر به بيش از ۲۰۰ هزار کيلومتر، توسعه راه آهن از ۴ هزار کيلومتر به نزديک ۲۰ هزار کيلومتر و ساخت اولين مترو کشور در تهران و توسعه و تعميم آن به ساير شهرهاي بزرگ، افزايش فرودگاهها از ۲۲ فرودگاه به حدود ۱۰۰ فرودگاه، افزايش تعداد بنادر و ارتقاء ظرفيت آنها از ۱۰ ميليون تن به بيش از ۱۲۵ ميليون تن، ساخت و توسعه پايانه هاي مسافري و باربري در اکثر شهرها، توسعه ناوگان دريايي از ۲۲۱۷ تن ظرفيت در سال ۵۷ به ۱۷۸۷۶ تن در سال ۸۱ و در اختيار داشتن بزرگترين ناوگان دريايي منطقه دستاوردهاي ديگري است که در عرصه حمل و نقل رخ داده است.

علاوه بر اين؛ افزايش تعداد سدهاي مخزني کشور از ۱۳ سد به حدود ۵۰۰ سد، دستاورد فوق‌‍‌العاده بزرگ ديگري است که بايد از آن به عنوان انقلاب در عرصه آب کشور نام برد، البته در کنار اين اقدامات، گسترش ساير زيرساختها مانند؛ افزايش ظرفيت ورزشگاهها از ۱۶۹ هزار نفر روز به بيش از ۶/۱ ميليون نفر روز را نيز نبايد فراموش کرد.

دستاوردهاي بخش عمومي و اجتماعي:

راه اندازي تلفنهاي همراه در کشور با بيش از ۵۴ ميليون مشترک و ايجاد حدود ۶۰ هزار کيلومتر شبکه فيبر نوري و ارتباط با تعداد زيادي از کشورهاي جهان، توسعه شبکه مخابراتي در اقصي نقاط شهري و روستايي کشور و افزايش تعداد مشترکين تلفني ثابت (خطوط تلفني مشغول به کار) از۸۵۰ هزار اشتراک در قبل از انقلاب به حدود ۲۷۴۷۸۰۰۰ اشتراک درحال حاضر و تعداد روستاهاي برخوردار از شبکه مخابراتي از ۳۱۲ روستا به بيش از ۵۳۰۰۰ روستا و دفاتر خدمات الکترونيک به ۱۰۰۰ روستا که براي اولين بار ايجاد شده، دستاوردهايي است که به بخش فناوري ارتباطات اختصاص دارد[۱۲].

در صنعت برق نه تنها کشور به خودکفايي۱۰۰% رسيده، بلکه با گسترش نيروگاهها و افزايش تعداد توليد از ۱۷ ميليارد کيلو وات ساعت برق، به بيش از ۲۰۰ ميليارد کيلو وات ساعت برق در سال، به يک صادرکننده نيز تبديل شده است. گستردگي قابل توجه شبکه‌هاي ‌انتقال نيرو و افزايش تعداد مشترکين از ۳۳۹۹۰۰۰ مورد در ابتداي انقلاب به حدود ۲۶ ميليون مشترک و برخورداري حدود ۵۳۵۹۸ روستا يعني ۹۹% روستاهاي کشور از نعمت برق، توفيق ديگري است که در اين بخش کسب شده است. لازم به يادآوريست که؛ در حال حاضر تعداد روستاهاي داراي برق از ۴۳۶۷ روستا به بيش از ۵۸۰۰۰ روستا رسيده است.[۱۳]

همچنين توسعه شبکه‌هاي توزيع آب آشاميدني با افزايش انشعابات از۷/۳ ميليون رشته (مشترک) در اوايل انقلاب به ۱۱۹۰۸۶۵۸ مشترک و تعداد شهرهاي برخوردار از شبکه آب بهداشتي از۴۵شهر به بيش از ۱۰۰۰ شهر و از چند صد روستا به حدود ۳۳۲۹۷ روستا در حال حاضر، از مهمترين دستاوردهاي خدماتي نظام اسلامي محسوب مي شود، به‌طوري‌که بيش از ۶۳ ميليون نفر جمعيت کشور از موهبت استفاده از شبکه لو‌له کشي آب آشاميدني بهداشي برخوردار شده‌اند و شبکه فاضلاب نيز بيش از ۲۶۳ شهر با ۲۱ ميليون نفر جمعيت يعني حدود ۴۸۶۳۶۰۰۰ مشترک(رشته) را تحت پوشش خود قرار داده اشت، اين در حالي‌است‌که تعداد شهر‌هاي برخوردار از سيستم فاضلاب در قبل از انقلاب حدود ۱۵ شهر با ۲۸۰۰ مشترک بوده است. علاوه بر اين بايد به افزايش چندين برابري زمينهاي زير کشت ناشي از توسعه سدهاي ساخته شده و تقويت سيستم آبخيز داري نيز اشاره کرد[۱۴].

افزايش مستمري بگيران تأمين اجتماعي از ۸۹ هزار نفر به به حدود ۴ ميليون نفر و بيمه خدمات درماني از ۱۰% به بيش از ۹۵%، اجراي طرح هدفمندي يارانه‌ها، اجراي طرح مسکن مهر، توسعه صنعت توريسم، ايجاد و توسعه تعاونيها، برگزاري انواع نمايشگاه‌هاي بين‌المللي و فراهم نمودن زمينه‌هاي ارتفاء سطح کيفيت زندگي مردم از ديگر دستاوردهاي قابل توجه نظام مقدس جمهوري اسلامي در عرصه اجتماعي و خدماتي است.

دستاوردهاي اقتصادي:

بخش اقتصادي اگرچه بعد از انقلاب بواسطه عداوت‌ورزي دشمنان، با فراز و فرودهاي فراوان مواجه گشته، اما در نهايت با افزايش رشد توليد ناخالص ملي کشور، از ارتقاء کمي و کيفي قابل توجهي برخوردار بوده است، به‌گونه‌اي‌که پس از فراغت از جنگ تحميلي و به دنبال حذف يا کاهش هزبنه‌هاي مربوط به آن، نظام اقتصادي کشور از رشد اقتصادي ۵۶/۵ درصدي در سال ۷۲ به رشد ۰۳/۸ در سال ۸۲ دست يافت و منجر به افزايش قابل توجه ذخيره ارزي در کشور گرديد. همچنين درآمد سرانه به قيمت ثابت نيز از ۷/۴ ميليون ريال در سال ۷۲ به ۵/۶ ميليون ريال در سال ۸۲ رسيد و پس از آن نيز اين روند شتاب بيشتري به خود گرفت و به اين ترتيب در رديف۲۰ کشور برتر جهان قرار گرفت

ايجاد و توسعه بازارهاي بورس و مناطق آزاد تجاري و افزايش صادرات غير نفتي اعم از سنتي، کشاورزي، صنعتي و معدني که در سال ۸۱ به‌ترتيب چهار ميليارد و ۶۰۸ ميليون دلار، يک ميليارد و ۷۳۶ ميليون دلار، دو ميليارد و ۲۱۲ ميليون دلار و ۶۶۱ ميليون دلار بوده، مؤيد رشد مناسب در اين زمينه مي‌باشد.

وزارت بازرگاني اين ميزان را در مقايسه با سال ۵۷ بترتيب ۵/۷ و ۷/۳ و ۵/۱۲ و ۶۰ برابر افزايش اعلام کرده است که البته بايد به اين ميزان رشد قابل توجه سالهاي اخير و همچنين صادرات برق و گاز را نيز اضافه نمود، به اين ترتيب ميانگين رشد سالانه ارزش صادرات کالاهاي غير نفتي در سالهاي ۵۵ تا ۸۱ ده برابر ميانگين رشد سالانه ارزش واردات کالا به کشور اعلام شده است و اين ميزان با برابري نسبي حجم صادرات نفتي و غير نفتي به يکديگر در چند سال اخير به چنين برابر افزايش يافت. همچنين در اين رابطه بايد به افزايش ميزان درخواست سرمايه گذاري خارجي که در يک دهه اخير به چند برابر رسيد و حاکي از شرايط خوب اقتصادي و امنيت سرمايه گذاري در کشور است نيز اشاره نمود.

بنابراين با مجموعه اقدامات زيربنايي انجام شده طي سالهاي انقلاب درآمد سرانه کشور فقط طي ده سال مذکور ده برابر شد، اما متأسفانه اين روند با تحميل فشارهاي اقتصادي و سياسي و تحريمهاي گسترده دولتهاي غربي در سالهاي اخير و عمدتاً در سايه رفتار اقتصادي ناجوانمردانه افراد فرصت طلب، تا حدود زيادي سرعت خود را از دست داد.

دستاوردهاي کشاورزي:

ايران تا سال ۱۳۴۱ از نظر مواد غذاي کاملاً خودکفا و حتي صادر کننده گندم بود، اما متأسفانه اجراي طرح آمريکايي اصلاحات ارضي که با هدف نابودي کشاورزي ايران اجرا شد، سرانجام کشور ما به وارد کننده مواد غذايي از جمله؛ محصول استراتژيک گندم تبديل گرديد، به همين دليل توسعه کشاورزي پيوسته يکي از دغدغه‌هاي اصلي مسئولين جمهوري اسلامي بوده و حضرت امام (ره) و پس از آن مقام معظم رهبري(دامه برکاته) همواره اين نکته را از مهمترين محورهاي توسعه کشور بيان مي کردند.

به همين دليل اين موضوع نيز از نظر مسئولين برنامه ريزي کشور دور نمانده و اگر چه تا رسيدن به وضعيت مطلوب فاصله زيادي وجود دارد، اما توسعه در اين زمينه در حدي بوده که در سال ۱۳۸۶ توليدات کشاورزي از ۲۰ ميليون تن در سال به بيش از ۱۰۰ ميليون تن[۱۵] و توليد مواد پروتئيني از ۳/۳ ميليون تن به بيش از ۱۲ ميليون تن رسيد و پس از آن نيز افزايش چشم‌گيري داشته است. در حدي‌که کشور پس از ۴۰ سال، مجدداً‌ در سال ۱۳۸۳ با توليد ۱۵ ميليون تن گندم به خودکفايي در اين محصول استراتژيک[۱۶] رسيد و در نتيجه اين وضعيت، فرصت صدور گندم در سال ۱۳۸۶ را ممکن ساخت، البته هم‌اينک اين شرايط براي خودکفايي در مورد ساير محصولات کشاورزي مانند؛ برنج و فرآورده گوشتي و دامي مانند؛ انواع گوشت سفيد و گوشت قرمز نيز فرآهم شده است.

افزايش سطح زمينهاي زير پوشش آبياري از طريق احداث سدهاي مختلف و توسعه سيستم آبياري مکانيزه (قطره اي و باراني)، زهکشي کانالهاي آبياري، مکانيزه نمودن کشاورزي، توسعه کشت نيشکر و دانه‌هاي روغني در جهت نيل به خود کفايي کامل و افزايش قابل توجه سيلوهاي نگهداري گندم نيز از مواردي است که دربخش کشاورزي به پيشرفتهاي قابل توجهي دست يافته اند و به همين دليل جمهوري اسلامي براي اولين بار موفق به کسب نشان ملي و منطقه اي سازمان بهره وري آسيا شده است.

در پايان، با جرآت مي توان اظهار نمود که شناخت و آگاهي دشمنان از توانمندي ها و ظرفيتهاي ايران و ايراني براي دستيابي به جايگاه برتر و کسب همين موفقيت ها بوده و هست که نگراني او را در پي‌داشته است و ريشه تمام عداوتهاي بيگانگان را بايد در اين نکته يعني انسجام مردم براي الگوسازي و رشد و پيشرفت همه جانبه کشور جستجو نمود و لذا هرگز نبايد اجازه بدهيم که تبليغات رسانه اي از جمله ماهواره ها و لفاظي‌هاي عوام فريبانه کساني که با هزارن شگرد مانند؛ تحميل جنگ، تحريم، ترور و دهها روش ناجوانمردانه ديگر و با استفاده از تمام ابزار و امکانات نوين فرهنگي، اجتماعي، سياسي، اقتصادي و حتي امنيتي و نظامي تلاش دارند، تا منافع مردم و کشور بزرگ ايران را هدف قرار دهند، ما را فريب داده و از مسير خود منحرف سازد.

و کلام آخر اينکه تداوم اين همه نيز، همچون گذشته تنها و تنها در گرو همدلي، مشارکت عمومي و حضور فعال آحاد مردم در تمامي عرصه هاي سازندگي و توسعه کشور و خنثي سازي توطئه دشمنان ميسر خواهد بود، دشمناني که تمام تلاش خود را معطوف مقابله با اين حرکت تأثيرگذار نموده‌اند.
 

منابع مورد استفاده:

۱- جزوه انديشه تحقق دولت اسلامي کارآمد (تعامل بسيج با دولت)- سال ۱۳۹۱

۲- روزنامه کيهان – تاريخ ۲۶/۱۰/۹۲

۳- روزنامه قدس تاريخ ۲/۲/۸۹

۴- روزنامه همشهري شماره ۳۷۰۴ تاريخ ۱/۳/۸۴

۵- روزنامه جمهوري اسلامي شماره ۷۱۲۶ تاريخ ۱۴/۱۱/۸۲

۶- روزنامه کيهان شماره ۱۷۷۸ تاريخ ۲۷/۷/۸۲

۷- روزنامه شما ، شماره ۴۱۲ تاريخ ۳۱/۲/۸۴

۸- روزنامه اقتصاد شماره ۳۱۲۸ تاريخ ۱/۴/۸۴

۹- دنياي اقتصاد شماره ۶۷۹ تاريخ۱/ ۴/ ۸۴

۱۰- روزنامه کيهان شماره ۱۸۲۴۱ تاريخ۷/ ۳/۸۴

۱۱- روابط عمومي وزارتخانه‌ها و سازمانهاي ذيربط

۱۲- سايتهاي اينترنتي وزارتخانه ها و شرکتهاي خصوصي

 


[۱] – حقايقي در مورد ايران پيشرفتهبا دستاوردهاي غير قابل انکار- به نقل از روزنامه قدس تاريخ ۲/۲/۸۹

[۲] نقل از روزنامه کيهان – تاريخ ۲۶/۱۰/۹۲

[۳] – برداشت از بيانات رهبر معظم انقلاب در مراسم سالگرد رحلت حضرت امام(ره) در تاريخ ۱۴/۳/۹۱

[۴] – بخشي از آمار ارائه شده در اين بخش با استفاده از مطالب کتاب ايران ديروز، امروز، فردا- محسن نصري- نهاد نماينگي مقام معظم رهبري در دانشگاهها نقل شده است.

[۵] – نقل ازجزوه انديشه تحقق دولت اسلامي کارآمد (تعامل بسيج با دولت)- سال ۱۳۹۱

[۶] – بخشي از بيانات رهبر معظم انقلاب در خطبه هاي نماز جمعه تهران در تاريخ ۱۴/۱۱/۹۰

[۷] – بخش قابل توجهي از آمار و ارقام ارائه شده مربوي به سالهال ۸۶ و ۸۷ مي‌باشد

[۸] – خبرنامه دانشجويان ايران – ۱۸/۳/۹۱

[۹] – نشريه اخبار و تحليل – ۴/۹/۸۷

[۱۰] – به نقل از پايگاه اطلاع رساني کانون بسيج اساتيد دانشگاه اصفهان

[۱۱] – خبرگزاري فارس- تاريخ ۷/۲/۹۱ به نقل از وزير علوم، تحقيقات و فناوري

[۱۲] – به نقل از سايت شرکت مخابرات ايران

[۱۳] – نقل از سايت شبکه ايران

[۱۴] – نقل از سايت شرکت آب و فاضلاب

[۱۵] – دولت و حکومت در ايران- شاپور رواساني- صفحه ۲۱۰ تا ۲۱۱

[۱۶] – ايران ديروز، امروز، فردا- محسن نصري- نهاد نماينگي مقام معظم رهبري در دانشگاهها- صفحه ۱۳۳ تا ۱۳۴

 

 


[سه شنبه 15 بهمن 1392 ]  [9:19 AM]  [کمیل باقری]