پیشگویی های آخر الزمان
 
 
 

بدون تردید هر آغازی را انجامی است و هر شروعی را پایان، مگر ذات اقدس پروردگار که آغاز و انجام ندارد. دنیا نیز از این قاعده کلی و فراگیر بیرون نیست، از این رو زمانی بر این دنیا گذشته و زمانی خواهد گذشت که زمان پایان خواهد بود و این قسمت پایانی کتاب زمان را «آخر الزمان» نام نهاده اند.«آخر الزمان» اصطلاحی است که در فرهنگ اغلب ادیان بزرگ دنیا به چشم می خورد و بویژه در ادیان ابراهیمی از برجستگی و اهمیت ویژه ای برخوردار است.

این اصطلاح معمولاً به مدت زمان پایان دنیا و رویدادهایی که ممکن است در آن بخش از زندگی دنیوی به وقوع بپیوندد، گفته می شود که ادیان بزرگ درباره آن پیشگویی هایی کرده و مطالبی ذکر نموده اند.

از جمله صحیفه آسمانی مسلمانان در مواردی فراوان به این بخش از آینده اشاره کرده، پرده از برخی رخدادهای آن زمان برداشته است.

بطور کلی در معارف ارزشمند اسلامی این اصطلاح به دو معنا به کار رفته است:

1 مدت زمانی طولانی که با ولادت آخرین پیامبر الهی آغاز و با شروع قیامت پایان می یابد. و از همین روست که از پیامبر اسلام به عنوان پیامبر آخرالزمان یاد شده است.

2 معنای دوم که تا حدودی از معنای نخست محدودتر است به مدت زمانی که با ولادت حضرت مهدی علیه السلام آغاز شده، زمان غیبت صغری و کبری و همچنین ظهور حکومت جهانی آن حضرت را نیز شامل می گردد.

از مجموع احادیثی که در کتاب های روایی، تفسیر و تاریخ درباره دوران آخرالزمان ذکر شده، دو مطلب اساسی و قابل توجه به دست می آید که گویای این مطلب است که آخرالزمان به دو دوره کاملاً متفاوت تقسیم می شود: دوران نخست زمانی است که در آن فساد اخلاقی و ظلم و ستم همه جامعه های بشری را فرا خواهد گرفت و در دوران دوم که با قیام مصلح جهانی آغاز می شود تمامی فسادها و ظلم ها ریشه کن شده، جای خود را به عدالت خواهد داد و توحید، عدل و رشد عقلی و علمی در سراسر زندگی انسان ها گسترش می یابد.

کلیات عقاید مربوط به آخرالزمان تقریبا در میان فرقه های بزرگ اسلام پذیرفته شده است، ولی اینکه آیا این تحولات آخرالزمان با ظهور مهدی موعود علیه السلام پدیدار خواهد شد و نیز در اینکه مهدی موعود چه کسی است، اختلافاتی وجود دارد.

شیعیان دوازده امامی، حضرت مهدی علیه السلام و حکومت جهانی او را حسن ختام حیاب بشری در دنیا دانسته، بر پایی قیامت صغری و حاکمیت برخی از ائمه را تحت عنوان «رجعت» مهر پایانی طومار زندگی بر زمین ذکر کرده اند، که البته هر دو مجالی وسیع می طلبد و فرصتی دیگر.

پیوند مهدویت با آخرالزمان

تعبیرهایی در روایات وجود دارد که پیوند ناگسستنی مهدویت با آخرالزمان را به روشنی بیان می کند. در ذیل برخی از این روایات را نقل می کنیم:

1 امام صادق علیه السلام از جد بزرگوارشان رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله روایت فرمود که آن حضرت رو به سوی علی علیه السلام نموده، چنین فرمودند: «اَلا اُبَشِّرُکَ اَلا اُخْبِرُکَ؟ قالَ: بَلی یا رَسُولَ اللّه . فَقالَ: کانَ جَبْرَئیلُ عِنْدی آنِفا وَاَخْبَرَنی اَنَّ الْقائِمَ الَّذی یَخْرُجُ فی آخِرِالزَّمانِ یَمْلاَءُ الاَْرْضَ عَدْلاً کَما مُلِئَتْ ظُلْما وَجَوْرا مِنْ ذُرّیَّتِکَ مِنْ وُلْدِ الْحُسَیْنِ؛[1]

آیا تو را بشارت ندهم؟ آیا تو را خبر ندهم؟ عرض کرد: بله یا رسول اللّه . پس آن حضرت فرمود: هم اینک جبرئیل نزد من بود و مرا خبر داد که آن قائمی که در آخرالزمان ظهور می کند و زمین را پر از عدل و داد می نماید، همانگونه که از ظلم و جور آکنده شده باشد، هر آینه از ذریه تو و از فرزندان حسین علیه السلام است.»

2 عبداللّه بن مسعود از رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله نقل می کند که آن حضرت فرمود: «لا تَذْهَبُ الدُّنْیا حَتّی یَلی اُمَّتی رَجُلٌ مِنْ اَهْلِ بَیْتی یُقالُ لَهُ الْمَهْدی؛[2]

دنیا به پایان نرسد مگر اینکه امت مرا مردی رهبری کند که از اهل بیت من است و به او مهدی گفته می شود.»

3 ابان می گوید: «سَمِعْتُ اَبا عَبْدِ اللّه ِ علیه السلام یَقُولُ: «لا تَذْهَبُ الدُّنْیا حَتّی یَخْرُجَ رَجُلٌ مِنّی یَحْکُمُ بِحُکُومَةِ آلِ داوُدَ وَلا یَسْأَلُ بَیِّنَةً، یُعْطی کُلَ نَفْسٍ حَقَّها؛[3]

دنیا به سرانجام نخواهد رسید تا اینکه مردی از تبار من قیام نماید و به حکومت آل داود [که خود علم خواهد داشت[ حکم می کند و از بیّنه سؤال نخواهد نمود و هر صاحب حقی را به حق خویش خواهد رساند.»

4 در حدیث شریف نبوی می خوانیم: «وَلا تَنْقَضِی الاَْیّامُ حَتی یَمْلِکَ رَجُلٌ مِنْ اَهْلِ بَیْتی یُواطِی ءُ اِسْمُهُ اِسْمی؛[4]

روزهای دنیا منقضی نگردد تا اینکه مردی از اهل بیت من [بر زمین [حکومت کند که هم نام من باشد.»

5 عبداللّه بن مسعود می گوید پیامبر خدا فرمود: «لَوْ لَمْ یَبْقِ مِنَ الدُّنْیا اِلاّ یَوْمٌ واحِدٌ لَطَوَّلَ اللّه ُ تَعالی ذلِکَ الْیَوْمَ حَتّی یَبْعَثَ رَجُلاً مِنّی؛[5]

اگر از دنیا بیش از یک روز باقی نمانده باشد، خداوند آن روز را طولانی خواهد کرد تا مردی از خاندان من را برانگیزد.»

6 پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله می فرماید: «یَکُونُ عِنْدَ اِنقِطاعٍ مِنَ الزَّمانِ وَظُهُورِ الْفِتَنِ رَجُلٌ یُقالُ لَهُ الْمَهْدیُّ عَطائُهُ هَنیئا؛[6]

هنگام پایان زمان و آشکار شدن فتنه ها، مردی هست که به او مهدی گفته می شود و بخشش او فراوان است.»

در همه روایات فوق با تعبیرهای مختلف بحث آخر الزمان، و ظهور امام زمان علیه السلام در این دوران مطرح شده است.

علائم و نشانه های آخرالزمان

آخرالزمان دارای نشانه هایی است که در اصطلاح به آن ها «علائم آخرالزمان» گفته می شود.

علاوه بر اصطلاح رایج «علائم آخرالزمان» در فرهنگ مسلمانان، اصطلاح مشابه دیگری است که از آن به «اشراط الساعة» یاد می شود. اگر چه این اصطلاح به علائم وقوع قیامت اختصاص دارد، ولی از بررسی روایاتی که زیر این عنوان در کتاب های حدیثی ذکر شده است به دست می آید که محتوای سخنان، مطالب مشترک فراوانی با روایات آخرالزمان دارد و بسیاری از نشانه ها در هر دو دسته روایات ذکر شده است. البته اصطلاح دوم نزد اهل سنت و اصطلاح نخست نزد شیعیان شایع تر و رایجتر است.

همانگونه که اشاره شد، این دوره دارای ویژگی هایی است که در روایات اسلامی از آن ها یاد شده است. برخی از آن خصوصیات که در آستانه ظهور به خوبی قابل مشاهده است عبارتند از:

1 فراموش کردن دین:

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله آنگاه که به توصیف زندگی مردم در دوران آخرالزمان می پردازد اینگونه می فرماید: «یَأْتی عَلَی النّاسِ زَمانُ... دینُهُمْ دَراهِمُهُمْ وَهَمُّهُمْ بُطُونُهُمْ، وَقِبْلَتُهُمْ نِساؤُهُمْ وَیَرْکَعُونَ لِلرَّغیفِ وَیَسْجُدُونَ لِلدِّرْهَمِ حَیاری سُکاری، لا مُسْلِمینَ وَلا نَصاری؛[7]

برای مردم روزگاری فرا می رسد که... دین و آئین آن ها درهم هایشان است و همت آن ها شکم هایشان و قبله آن ها زنانشان می باشد. رکوع و سجودشان برای مال دنیاست، در حیرت و مستی خواهند بود و نه مسلمانند و نه نصرانی.»

و درباره نشانه های فراموشی دین، به موارد ذیل اشاره شده است:

امام علی علیه السلام فرمودند: «فَاِنَّ عَلامَةَ ذلِکَ اِذا اَماتَ النّاسُ الصَّلاةَ وَاَضاعُوا الاَْمانَةَ وَاسْتَحَلُّوا الْکِذْبَ وَاَکَلُوا الرِّبا وَاَخَذُوا الرِشی وَشَیَّدُوا الْبُنْیانَ، وَباعُوا الدّینَ بِالدُّنْیا وَاسْتَعْمَلُوا السُّفَهاءَ وَقَطَعُوا الاَْرْحامَ وَاتَّبَعُوا الاَْهْواءَ وَاسْتَخَفُّوا بِالدِّماءِ وَظَهَرَتْ شَهاداتُ الزُّورِ وَاسْتُعْمِلَ الفُجُورُ وَقَولُ الْبُهْتانِ وَالاِْثْمُ وَالطُّغْیانُ؛[8]

بدرستیکه نشانه آن هنگامی است که مردم نماز را بمیرانند، امانت را ضایع گردانند، دروغ را جایز شمارند، رباخواری کنند، رشوه بگیرند، بناها را محکم و مرتفع بسازند و دین را به دنیا بفروشند، سفیهان را به کار گیرند، قطع رَحِم نمایند، از هوای نفس پیروی کنند، خون ها را سبک بشمارند، شهادت های دروغ آشکار شود، فحشاء معمول گردد و بهتان و گناه و مرزشکنی رایج گردد.»

2 دنیاپرستی:

از دیگر ویژگی های آخرالزمان، غوطه ور شدن مردم در دنیا و دنیاپرستی است. رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله در این باره فرموده اند: «سَیَأتی عَلی اُمَّتی زَمانٌ تَخْبُثُ فیهِ سَرائِرُهُمْ وَتَحْسُنُ فیهِ عَلانِیَتُهُمْ طَمَعا فِی الدُّنیا، لا یُریدُونَ بِهِ ما عِنْدَ اللّه ِ عَزَّوَجَلَّ رَبُّهُمْ یَکُونُ دینُهُمْ ریاءً لا یُخالِطُهُمْ خَوْفٌ یَعُمُّهُمُ اللّه ُ بِعِقابٍ فَیَدْعُونَهُ دُعاءَ الْغَریقِ فَلا یَسَتَجیبُ لَهُمْ؛(1)

به زودی زمانی بر امت من می آید که در آن زمان درون آن ها پلید می شود ولی ظاهر آن ها به طمع دنیا آراسته می گردد. به آنچه در پیشگاه خداوند است دل نمی بندند، دین آن ها ریا [و تظاهر] است، خوف از خدا به دلشان راه نیابد [و خداوند آن ها را به عذابی فراگیر دچار سازد به این صورت که [آن ها خداوند را همچون آدم غرق شده می خوانند و خداوند دعایشان را مستجاب نمی کند.»

3 فتنه های بزرگ:

از دیگر ویژگی های عصر آخرالزمان، ظهور و بروز امتحانات بزرگ الهی است که بسیاری از انسان های سست ایمان در این آزمایش های الهی مردود و عده ای که ایمان در تمام وجودشان رسوخ کرده، موفق بیرون می آیند.

ابوخالد کابلی از امام سجاد علیه السلام نقل می کند که آن حضرت فرمود: «یا اَبا خالِدٍ! لَتأْتِیَنَّ فِتَنٌ کَقِطَعِ الَّیْلِ الْمُظْلِمِ لا یَنْجُوا اِلاّ مَنْ اَخَذَ اللّه ُ میثاقَهُ اُولئِکَ مَصابیحُ الْهُدی وَیَنابیعِ الْعِلْمِ؛(2)

ای ابا خالد! هر آینه فتنه هایی همچون قطعه های شب تار [در راه است و] فرا خواهد رسید که هرگز کسی [از آن] نجات نخواهد یافت مگر کسی که خداوند از او پیمان گرفته است و ایشان چراغ های هدایت و چشمه ساران دانشند.»

آری کسی که در بارِشِ فتنه، سر ایمان را به سلامت در برد، کاری کارستان کرده است که پیامبر اکرم از آن سوی اعصار و قرون از دیدن ایشان در

شگفت آمده به علی علیه السلام چنین فرمود: «یا عَلِیُّ! اَعْجَبُ النّاسِ ایمانا وَاَعْظَمُهُمْ یَقینا قَوْمٌ یْکُونُونَ فی آخِرِ الزَّمانِ لَمْ یَلْحَقُوا النَّبِیَّ وُحُجِبَ عَنْهُمُ الْحُجَّةُ فَآمَنُوا بِسَوادٍ عَلی بَیاضٍ؛[9]

ای علی! بدان که شگفت آورترین مردم در ایمان و بزرگترین آنان در یقین مردمی می باشند که در آخرالزمان واقع شده اند، پیغمبر را ملاقات نکرده اند و از امام خود محجوبند و همانا به نوشته که خط سیاهی بر صفحه سفید است ایمان آورده اند.»

سیمای زندگی در آخرالزمان

با توجه به ویژگی های فوق می توان سیمای زندگی در آخرالزمان را اینگونه ترسیم نمود:

1 دین در آخرالزمان:

همانگونه که اشاره شد، عوامل فراوانی دست به یکدیگر داده، روز به روز حقیقت تابناک دین را در هاله ای از ابهام فرو می برند. از این رو همواره دین رو به کم رنگ شدن در جوامع می رود و خرافات و انحرافات فراوانی گریبان گیر آن می شود به نحوی که وقتی حضرت مهدی علیه السلام قیام نموده، غبار از چهره دین برمی گیرد، همگی گمان می کنند این دین جدیدی است که آن حضرت ارائه می فرماید.

امیرمؤمنان علی علیه السلام این حقیقت را اینگونه بیان فرموده است:

«اَیُّهَا النّاسُ! سَیَأْتی عَلَیْکُمْ زَمانٌ یُکْفَأُ فیهِ الاِْسْلامُ، کَما یَکْفَأُ الاِْناءُ بِما فیهِ؛[10]

ای مردم! به زودی زمانی بر شما خواهد رسید که اسلام چونان ظرف واژگون شده آنچه در آن است ریخته می شود.»

و همچنین رسول گرامی اسلام می فرماید:

«سَیَأْتی عَلی اُمَّتی زَمانٌ لایَبْقی مِنَ الْقُرآنِ اِلاّ رَسْمُهُ وَلا مِنَ الاِْسْلامِ اِلاّ اِسْمُهُ یُسَمُّونَ بِهِ وَهُمْ اَبْعَدُ النّاسِ مِنْهُ مُساجِدُهُمْ عامِرَةٌ وَهِیَ خَرابٌ مِنَ الْهُدی؛[11]

بر امت من زمانی پیش می آید که از قرآن جز نقش آن و از اسلام جز نام آن باقی نماند، [به ظاهر] مسلمان نامیده می شوند در حالی که بیش از همه مردمان از آن دورند، مساجدشان آباد است ولی از هدایت خالی است.»

2 مردان آخرالزمان:

اگر چه امتحانات خداوند برای زن و مرد یکسان است ولی پاره ای روایات بخصوص درباره مردان آخرالزمان سخن گفته اند که به برخی از آن ها اشاره می شود.

امام صادق علیه السلام فرمود: «...وَرَأَیْتَ الرَّجُلَ اِذا مَرَّ بِهِ یَوْمٌ وَلَمْ یَکْسِبْ فیهِ الذَّنْبَ الْعَظیمَ مِنْ فُجُورٍ، اَوْ بَخْسِ مِکْیالٍ اَوْ میزانٍ اَوْ غَشَیانِ حَرامٍ اَوْ شُرْبِ مُسْکِرٍ کَئیبا حَزینا؛[12]

مردی را می بینی هنگامی که یک روز بر او گذشته و گناه بزرگی انجام نداده است، از قبیل فحشا، کم فروشی، کلاهبرداری و یا شرب خمر، بسیار غمگین و اندوهگین می شود.»

3 زنان آخرالزمان:

خداوند متعال زن را همانند مرد گوهر گرانبهای آفرینش قلمداد کرده است و اوگاه با اختیار و انتخاب خود تا اوج کمالات معنوی صعود می کند و گاهی به پایین ترین درکات سقوط می نماید.

رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله در وصف برخی از زنان آخرالزمان چنین می فرماید:

«کَیْفَ بِکُمْ اِذا فَسَدَ نِساؤُکُمْ وَفَسَقَ شُبّانُکُمْ وَلَمْ تَأْمُرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَلَمْ تَنْهَوْا عَنِ الْمُنْکَرِ. فَقیلَ لَهُ: وَیَکُونُ ذلِکَ یا رَسُولَ اللّه ُ؟ فَقالَ: نَعَمْ وَشَرٌّ مِنْ ذلِکَ؛[13]

چگونه می شود حال شما هنگامی که زن های شما فاسد شوند و جوانانتان فاسق، و شما نه امر به معروف می کنید و نه نهی از منکر. به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله گفته شد که آیا این چنین خواهد شد؟! آن حضرت فرمود: بله و بدتر از آن [نیز خواهد شد].»

و بالاخره سیمای زنان بد در آخرالزمان را با این سخن از امیرمؤمنان علی علیه السلام به پایان می بریم که فرمود: «یَظْهَرُ فی آخِرِ الزَّمانِ وَاِقْتِرابِ السّاعَةِ وَهُوَ شَرُّ الاَْزْمِنَةِ نِسْوَةٌ کاشِفاتٌ عاریاتٌ مَتَبَرِّجاتٌ داخِلاتٌ فِی الْفِتَنِ، مائِلاتٌ اِلَی الشَّهَواتِ، مُسْرِعاتٌ اِلَی اللَّذّاتِ، مُسْتَحِلاّتٌ لِلْمُحَرَّماتِ فی جَهَنَّمَ خالِداتٌ؛[14]

در آخرالزمان و نزدیک شدن قیامت که بدترین زمان هاست زن هایی ظاهر می شوند که برهنه و لخت می باشند، زینت های خود را آشکار می سازند، به فتنه ها داخل می شوند و به سوی شهوت ها می گرایند و به سوی لذت ها می شتابند، حرام های الهی را حلال می شمارند و در جهنم جاودانه خواهند بود.»

نجات یافتگان آخرالزمان

سخن را با کلامی از امیرمؤمنان علیه السلام درباره انسان هایی که در این دوران سخت نجات می یابند به پایان می بریم که آن حضرت فرمود: «وَذلِکَ زَمانٌ لا یَنْجُو فیهِ اِلاّ کُلُّ مُؤْمِنِ نُوَمَةٍ اِنْ شَهِدَ لَمْ یُعْرَفْ وَاِنْ غابَ لَمْ یُفْتَقَدْ، اُولئِکَ مَصابیحُ الْهُدی وَاَعْلامُ السُّری لَیْسُوا بِالْمَساییحِ وَلاَ الْمَذاییعِ الْبُذُرِ اُولئِکَ یَفْتَحُ اللّه ُ لَهُمْ اَبْوابَ رَحْمَتِهِ وَیَکْشِفُ عَنْهُمْ ضَرّاءَ نِقْمَتِهِ؛[15]

و آن زمانی است که از فتنه ها نجات نمی یابد مگر مؤمنانی که بی نام و نشانند، اگر در حضور باشند شناخته نشوند و اگر غایب گردند کسی سراغ آن ها را نمی گیرد. آن ها چراغ های هدایت و نشانه های روشنند. نه مفسده جو هستند و نه فتنه انگیز، نه در پی اشاعه [فحشایند] و نه مردمی سفیه و لغوگو! اینانند که خداوند درهای رحمتش را به سویشان باز می کند؛ و سختی ها و مشکلات را از آنان برطرف می سازد.»

 


[1] ابن ابی زینب، غیبت نعمانی، کتابخانه صدوق، 1366، چاپ اول، ص357، ح1.

[2] الطوسی، ابی جعفر محمد بن الحسن، کتاب الغیبة، مؤسّسه المعارف الاسلامیه، الطبعة الثانی، 1417، ص182، ح141.

[3] الکلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، دارالکتب الاسلامیه، تهران، چاپ چهارم، 1365، ج1، ص397.

[4] الطبرسی الآملی، ابوجعفر، بشارة المصطفی لشیعة المرتضی، منشورات المطبعة الحیدریه، ص258

[5] الطوسی، ابوجعفر، کتاب الغیبة، ص46، روایت 30.

[6] الاربلی، ابوالحسن، کشف الغمه فی معرفة الائمّة، دارالاضواء، ج3، ص260، ح24.

[7] محدث نوری، مستدرک الوسایل، مؤسّسه آل البیت، چاپ اول، ج11، ص379، ح22.

[8] شیخ صدوق، کمال الدین، دارالکتب الاسلامیه، 1359، قم، ج2، ص525، ح47

[9] شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، انتشارات جامعه مدرسین، 1413، ج4، ص366.

[10] سید رضی، نهج البلاغه، نشر امام علی علیه السلام ، خطبه 103

[11] شیخ صدوق، ثواب الاعمال، انتشارات شریف رضی، 1364، ص253.

[12] . الکلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج8، ص40.

[13] حرّانی، حسن بن شعبه، تحف العقول، انتشارات جامعه مدرسین، 1404، ص49.

[14] شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، انتشارات جامعه مدرسین، ج3، ص390؛ طبرسی، رضی الدین، مکارم الاخلاق، انتشارات شریف رضی، ص201.

[15] سید رضی، نهج البلاغه، نشر امام علی علیه السلام ، ترجمه محمد کاظم محمدی محمد دشتی، خطبه 103.

 

منبع:‌پايگاه اطلاع رساني حوزه


[یک شنبه 1 شهریور 1394 ]  [2:02 PM]  [حسین توکلی]

بحث زمان و زمان‌شناسی از موضوعات بسیار مهمی است که خدای سبحان، به زمان و زمانه، سوگند یاد می‌کند و حضرات معصومین (ع) آن را از زوایای مختلف مورد بحث و بررسی قرار می‌دهند و می‌فرمایند: اقلِ خاصیت زمانشناسی اینست که آدمی از توانایی‌های خودش غافل نمی‌شود و زمان را سرمایه الهی می‌داند، و لذا بهره‌مندی از آن را آغاز می‌کند.

در بررسی بحث زمان به موارد ذیل پرداخته می‌شود:

1- تقسیم‌بندی زمان و  اینکه چه میزان در خدمت خدا و به چه میزان در خدمت خلق خدا باشیم.

2- بررسی زمان فردی انسان و ارتباطات و مناجات‌های فردی عبد با خدای سبحان.

3- عدم شناخت زمان و خسارت‌های حاصل از آن.

4- مصادیق آخرالزمان.

مسئله‌ایی که باید به طور اجمالی بدان توجه شود، اینست که زمان، به خودی خود فاسد نمی‌گردد، زیرا زمان امریست که از گردش زمین به دور خورشید حاصل می‌شود، پس فسادناپذیر است، اما کسانی که در ظرف زمان زندگی می‌کنند، مشمول فساد یا صلاح و عدل می‌شوند.

پس آنچه فسادپذیر است، زمانیات است و نه زمان و لذا سید رضی (ره) می‌فرماید:‌ مردم می‌گویند زمانه، زمانه فسادی است، ولی این‌ها خودشان فاسد شده‌اند، نتیجه اینکه زمان، تابع زمانیات است.

به همین دلیل، امام علی (ع) در غررالحکم می‌فرمایند:

1- «قَدْ أَصْبَحْنَا فِی زَمَانٍ عَنُودٍ وَ دَهْرٍ کَنُودٍ یُعَدُّ فِیهِ الْمُحْسِنُ مُسِیئاً وَ یَزْدَادُ الظَّالِمُ فِیهِ عُتُوّاً.»[1] ما به زمانی در آمده‌ایم کینه‌توز و روزگاری ناسپاس، که نیکوکار در آن، بدکار به شمار آید و تبهکار بر سرکشی خود بیفزاید.

در اینجا خود زمان که با علی (ع)‌ ناسازگار نبود، بلکه اهل زمان و مردم آن روزگار با علی ناسازگار بودند و لذا در روایت بعدی می‌فرماید:

2- «إذا استولی الفساد علی الزّمان و أهله ثمّ أحسن الظّنّ رجل برجل فقد غر» [2]

اگر در زمانی نیکی غالب شد و مرتباً خوبی مشاهده گردید، فردی به کسی که تا به حال بدی نکرده و رسوایی از وی مشاهده نشده، بدبین گردد، چنین بدبینی ظلم است؛ یعنی در جامعه‌ایی که همه خوبند و جو غالب بر اساس حسن ظن پایه‌ریزی گردیده، کسی حق بدبینی و سوء ظن به دیگران را ندارد؛ و اگر در زمانی فساد حاکم باشد، حسن‌ظن به افراد، خلاف عقل است. در اینجا نوع روابط انسان‌ها در زمان‌های مختلف فرق می‌کند.

3- در روایت بعدی در غررالحکم امیرالمۆمنین (ع) می‌فرمایند:

«أَنَّکُمْ فِی زَمَانٍ الْقَائِلُ فِیهِ بِالْحَقِ قَلِیلٌ وَ اللِّسَانُ عَنِ الصِّدْقِ کَلِیلٌ وَ اللَّازِمُ لِلْحَقِّ ذَلِیلٌ أَهْلُهُ مُعْتَکِفُونَ عَلَی الْعِصْیَانِ مُصْطَلِحُونَ عَلَی الْإِدْهَانِ فَتَاهُمْ عَارِمٌ وَ شَائِبُهُمْ آثِمٌ وَ عَالِمُهُمْ مُنَافِقٌ وَ [فَارِئُهُمْ] قَارِنُهُمْ مُمَاذِقٌ لَا یُعَظِّمُ صَغِیرُهُمْ کَبِیرَهُمْ وَ لَا یَعُولُ غَنِیُّهُمْ فَقِیرَهُم» [3]

به راستی شما در زمانه‌ایی هستید که گوینده حق در آن اندک و زبان در این زمانه از راستگویی کُند و عاجز است. آن کس که ملازم حق باشد، خوار و ذلیل است، اهل این زمانه گرفتار گناه، و بر دو رویی با یکدیگر کنار آمده‌اند، جوانانشان بدخو و پیرانشان گنه‌کار، دانشمندانشان دو رو و قاری و خواننده‌شان از دین بیرون رفته‌اند. کوچک‌، حرمت بزرگ را ندارد و توانگرشان به نیازمندان کمک نمی‌دهد.

4- امام علی (ع) می‌فرماید: «الْمَرْءُ ابْنُ سَاعَتِهِ [بَیْنَ سَاعَتَیْهِ]» مردم فرزند زمان خود هستند. این کلام شریف را دو جور می‌شود معنی کرد، یکی آنکه انسان باید در هر زمان، مطابق همان روز با مردم سلوک و رفتار کند و با ایشان مدارا نماید. دیگر آنکه مردم، ابن‌الوقت هستند و تابع حق و حقیقت نیستند، بنابراین انسان باید مصلحت کار خود را خود بداند و تابع مردم و اقبال و ادبار آن‌ها نباشد که بنابر اولی، ‌دستوری است تربیتی و اجتماعی و بنابر دومی، مذمت مردم زمانه است.

5- «إذا خبث الزمان کسدت الفضائل و ضرت و نفقت الرذائل»

هنگامی که زمان خبیث شد، فضائل کساد می‌شود و کمیاب می‌گردد و اگر فضیلتی موجود باشد، در فضای مسموم، ضد ارزش محسوب می‌شود و ضرر می‌زند. در چنین جامعه‌ایی، رذیلت و ناپاکی توزیع می‌شود و دروغ و تهمت و رشوه، ارزش محسوب می‌گردد. البته اگر فردی اهل عبرت باشد، از همین زمانه فاسد عبرت می‌گیرد و موعظه‌های زمانش را درک می‌کند.

 

تک تک ساعت چه گوید گوش‌دار

گویدت بیدار باش ای هوشیار

 

6- پیامبر اکرم (ص) می‌فرمایند:‌ «یَأْتِی عَلَی النَّاسِ زَمَانٌ یَذُوبُ فِیهِ قَلْبُ الْمُۆْمِنِ فِی جَوْفِهِ کَمَا یَذُوبُ الْآنُکُ فِی النَّارِ یَعْنِی الرَّصَاصَ وَ مَا ذَاکَ إِلَّا لِمَا یَرَی مِنَ الْبَلَاءِ وَ الْإِحْدَاثِ فِی دِینِهِمْ لَا یَسْتَطِیعُ لَهُ غِیَراً» [4]

زمانی فرا می‌رسد که دل مۆمن مانند مِس آب شده، ذوب می‌شود، زیرا مردم بدعت‌گزاری و نوآوریِ در دین می‌کنند و مۆمن هم قدرت بر تغییر این امور فاسد را ندارد و باید در درون، ذوب شود و بسوزد.

7- در روایت بعدی پیامبر اکرم (ص) چنین می‌فرمایند: «سَیَأْتِی عَلَی النَّاسِ زَمَانٌ تَخْبُثُ فِیهِ سَرَائِرُهُمْ وَ تَحْسُنُ فِیهِ عَلَانِیَتُهُمْ طَمَعاً فِی الدُّنْیَا لَا یُرِیدُونَ بِهِ مَا عِنْدَ رَبِّهِمْ یَکُونُ دِینُهُمْ رِیَاءً لَا یُخَالِطُهُمْ خَوْفٌ یَعُمُّهُمُ اللَّهُ به عقابٍ فَیَدْعُونَهُ دُعَاءَ الْغَرِیقِ فَلَا یَسْتَجِیبُ لَهُمْ.»

زمانی باطن مردم آلوده می‌شود و اکثریت، سوء‌ نیت پیدا می‌کنند، ظاهر آنان زیبا و آراسته به امور دینی ولی باطنشان خبیث است. آن‌ها طمع به امور دنیوی دارند و با این ظاهر آراسته، قصد دنیا را می‌کنند و نه آخرت و خدا را. همه از ترس یکدیگر دینداری می‌کنند و از خدا خوفی ندارند. خدای سبحان همه این‌ها را عقاب می‌کند و دعای این گروه غریق که در اوج اضطرار است اجابت نمی‌شود زیرا الساعه غرق خواهند شد و فریاد آنان بجایی نخواهد رسید (منظور اینست که وقتی فتنه و فساد همه جامعه را فرا گیرد، خداوند دعای کسی را مستجاب نمی‌کند.)

8- پیامبر اکرم (ص) می‌فرماید: «لَیَأْتِیَنَّ عَلَی النَّاسِ زَمَانٌ لَا یُبَالِی الرَّجُلُ به ما یَأْخُذُ مِنْ مَالِ أَخِیهِ به حلالٍ أَوْ حَرَام» زمانی فرا می‌رسد که مردم، توجهی به حرام و حلال بودن مالِ خود ندارند و هر کس در صدد بدست آوردن مال، از برادر واقعی یا برادر دینی خود است.

9- حضرت امیرالمۆمنین (ع) در تحف‌العقول می‌فرمایند: «یَأْتِی عَلَی النَّاسِ زَمَانٌ یَکُونُ النَّاسُ فِیهِ ذِئَابا» زمانی فرا می‌رسد که مردم، همانند گرگان می‌شوند.

10- پیامبر (ص) فرمودند: «یَأْتِی عَلَی النَّاسِ زَمَانٌ وُجُوهُهُمْ وُجُوهُ الْآدَمِیِّینَ وَ قُلُوبُهُمْ قُلُوبُ الشَّیَاطِین» «یَأْتِی عَلَی النَّاسِ زَمَانٌ الصَّابِرُ مِنْهُمْ عَلَی دِینِهِ کَالْقَابِضِ عَلَی الْجَمْرَةِ»

زمانی فرا می‌رسد که انسان‌ها صورت آدمیت دارند، ولی قلوبشان شیطانی است. متدین در این زمان باید مسلح به سلاح ایمان، عمل و بیان باشد و زمانی فرا می‌رسد که اگر کسی در دینش استقامت کند، مثل کسی است که تکیه‌ایی از آتش در دست داشته باشد.

11- پیامبر (ص) می‌فرماید: «یَأْتِی عَلَی النَّاسِ زَمَانٌ- لَا یُبَالِی الرَّجُلُ مَا تَلِفَ مِنْ دِینِهِ إِذَا سَلِمَتْ لَهُ دُنْیَاهُ.»[5] زمانی فرا می‌رسد که برای مردم مهم نیست دینشان از بین می‌رود و فقط سلامت دنیا، امتیازات مادی، شهرت، مقام و موقعیت اجتماعی جلوه‌گر و زیبا نمود می‌کند.

12- در روایت بعدی امیرالمۆمنین (ع) می‌فرمایند: «إِنَّهُ سَیَأْتِی عَلَیْکُمْ مِنْ بَعْدِی زَمَانٌ لَیْسَ فِیهِ شَیْ‌ءٌ أَخْفَی مِنَ الْحَق» بزودی بر شما زمانی بعد از من می‌آید که هیچ چیز مخفی‌تر از حق نیست (این کلام مولی زمانی مطرح می‌شود که ایشان 25 سال سکوت کرده و در این مدت، حق، مخفی بوده است؛ حال چه زمان تیره و آلوده‌ایی را در پیش داریم که بعد از ایشان، مخفی‌ترین چیزها، حق است؟!)

«وَ لَا أَظْهَرَ مِنَ الْبَاطِلِ وَ لَا أَکْثَرَ مِنَ الْکَذِبِ عَلَی اللَّهِ تَعَالَی وَ رَسُولِه» [6] و ظاهرترین امور، امورِ باطل است. در آن زمان هیچ چیز به غیر از دروغ بستن به خدا و پیامبر (ص) رواج ندارد و آنچه را دین نگفته، می‌گویند شارع چنین فرموده و در مورد آنچه را دین بیان کرده، می‌گویند: چنین امری وجود ندارد. «لَیْسَ عِنْدَ أَهْلِ ذَلِکَ الزَّمَانِ سِلْعَةٌ أَبْوَرَ مِنَ الْکِتَابِ إِذَا تُلِیَ حَقَّ تِلَاوَتِه» نزد اهل آن زمان، هیچ کالایی بی‌رونق‌تر از قرآن نیست، هنگامی که حقِ قرآن، تلاوت کردن و بیان حقیقت است.

13- روایت بعدی را امام صادق (ع) از قول پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «سَیَأْتِی عَلَی النَّاسِ زَمَانٌ لَایُنَالُ الْمُلْکُ فِیهِ إِلَّا بِالْقَتْلِ وَ التَّجَبُّرِ، وَ لَا الْغِنی إِلَّا بِالْغَصْبِ وَ الْبُخْلِ، وَ لَا الْمَحَبَّةُ إِلَّا بِاسْتِخْرَاجِ الدِّینِ وَ اتِّبَاعِ الْهَوی»

زمانی فرا می‌رسد که دوستی و محبت‌ها بر  اساس خروج از دین و تبعیت از هوی نفس می‌شود (یعنی اگر دوستی، برادر دینی و دوست دیگرش را امر به معروف و نهی از منکر کند، رابطه رفاقتی آنان بهم می‌خورد و از یکدیگر دل آزرده می‌شود)

14-امام علی (ع)‌ می‌فرمایند: «یَأْتِی عَلَی النَّاسِ زَمَانٌ عَضُوضٌ یَعَضُّ الْمُوسِرُ فِیهِ عَلَی مَا فِی یَدَیْهِ وَ لَمْ یُۆْمَرْ بِذَلِکَ قَالَ اللَّهُ تَعَالَی وَ لا تَنْسَوُا الْفَضْلَ بَیْنَکُم» [7]

روزگاری بر مردم می‌آید که بسیار گزنده است، ثروتمند همه موجودیش را می‌گیرد و برای خود نگه می‌دارد، در صورتی که خدای سبحان دستور به انفاق داده است و فرموده مالِ اضافیِ خود را به مستحق برسان.

15- «یأتی علی الناس زمان لا یقرب فیه إلّا الماحل، و لا یظرف فیه إلّا الفاجر، و لا یضعف فیه إلّا المنصف» [8] زمانی می‌آید که انسان مکار و نقشه‌کش، محبوب جلوه می‌کند و انسان‌های سالم و صادق و منصف در کنار مردم جایی ندارند و هر کس فسق و فجورش بیشتر باشد، نزد مردم محترم‌تر  است.

16- «یأْتی علی الناسِ زمان یکون أَسْعَدَ الناسِ بالدنیا لُکَعٌ ابنُ لُکَع»        

حتماً زمانی بر مردم خواهد آمد که اگر کسی حرف راست بزند، می‌گویند دروغ‌گویی و اگر دروغ بگوید، تصدیقش می‌کنند و به خائنین اعتماد می‌کنند و بر این اساس، چنانچه قسمی هم نخواهند، مرتب برایش قسم می‌خورند. در این زمان خوشبخت‌ترین افراد کسی است که خدا و رسولش را قبول نکند و تمام همش دنیای پست و فرومایه باشد.

17- پیامبر اکرم (ص) می‌فرمایند:‌  «سَیَأْتِی زَمَانٌ عَلَی أُمَّتِی لَا یَعْرِفُونَ الْعُلَمَاءَ إِلَّا بِثَوْبٍ حَسَنٍ وَ لَا یَعْرِفُونَ الْقُرْآنَ إِلَّا به صوتٍ حَسَنٍ وَ لَا یَعْبُدُونَ اللَّهَ إِلَّا فِی شَهْرِ رَمَضَان» [9]

زمانی بر امت من فرا رسد که علما به لباس زیبا شناخته می‌شوند و نه به علمشان و قاریان قرآن به صورت زیبایشان و نه عمل به آن؛ و امت من عبادت نمی‌کنند، مگر در ماه رمضان.

18- رسول اکرم (ص) می‌فرماید:‌

اگر کسی چنین زمانی را درک کند و بر فقر و بی‌چیزی صبر کند، در حالی که می‌تواند غنی باشد؛ و بر بغض و دشمنی مردم که حاصل استقامت او در دینش می‌باشد صبر کند، در حالی که می‌تواند به واسطه بی‌دینی، محبت مردم را جلب کند؛ و می‌تواند از راه نامشروع عزت خود را حفظ کند، ولی به مقامات پایین اجتماع قانع می‌شود؛ و شرع را زیر پا می‌گذارد و صبر بر ذلت خود می‌کند، ثواب 50 نفر از کسانی را که مرا تصدیق کرده‌اند، به او داده می‌شود.

پی‌نوشت‌ها:

[1] غرر الحکم و درر الکلم، ص 495

[2] غرر الحکم و درر الکلم، ص 293

[3] غرر الحکم و درر الکلم، ص 271

[4] بحارالانوار، ج 28، ص 48

[5] بحارالانوار،‌ ج 74، ص 157

[6] بحارالانوار، ج 74، ص 366

[7] بحارالانوار، ج 100، ص 82

[8] بحار الأنوار، ج6، ص 315

[9] بحارالانوار، ج 22، ص454

منبع : تبيان


[یک شنبه 1 شهریور 1394 ]  [1:58 PM]  [حسین توکلی]

1) إذا تقارب الزّمان أنقى الموت خيار أمّتي كما ينتقي أحدكم خيار الرّطب من الطّبق.
وقتى آخر زمان فرا رسد مرگ نيكان امت مرا گلچين مى كند چنان كه شما خرماهاى خوب را از طبق انتخاب مى‏كنيد.
2) إنّ بين يدي السّاعة كذّابين فاحذروهم.
پيش از رستاخيز دروغگويان پديدار ميشوند از آن‏ها حذر كنيد.
3) بادروا بالأعمال ستّا: إمارة السّفهاء و كثرة الشّرط و بيع الحكم و استخفافا بالدّم و قطيعة الرّحم و نشاء يتّخذون القرآن مزامير يقدّمون أحدهم ليغنّيهم و إن كان أقلّهم فقها. ...

فرصت را براى اعمال نيك پيش از آنكه شش چيز رخ دهد غنيمت شماريد، فرماندارى سفيهان و كثرت شرط در كار معامله و فروش منصبها و كوچك شمردن خونريزى و بريدن با خويشاوندان و تازه رسيدگانى كه قرآن را بآواز خوانند و يكى را بامامت وادارند كه براى آنها تغنى كند اگر چه دانش او كمتر باشد.
4) ستكون فتن يصبح الرّجل فيها مؤمنا و يمسي كافرا إلّا من أحياه اللَّه بالعلم.
فتنه‏ها خواهد بود كه در اثناى آن مرد بصبح مؤمن باشد و بشب كافر شود مگر آنكه خدايش به علم زنده دارد.
5) سيأتي على النّاس زمان يخيّر فيه الرّجل بين العجز و الفجور، فمن أدرك ذلك الزّمان فليختر العجز على الفجور.
روزگارى بمردم رخ نمايد كه مرد ميان بيعرضگى و نادرستى مخير شود هر كه در آن روزگار باشد بايد بيعرضگى را بر نادرستى ترجيح دهد.
6) سيشدّد هذا الدّين برجال ليس لهم عند اللَّه خلاق سيكون في آخر الزّمان خسف و قذف و مسخ إذا ظهرت المغازف و القينات و استحلّت الخمر.
اين دين بمردانى كه پيش خدا بهره‏اى ندارند نيرو خواهد گرفت در آخر زمان خسف و قذف و مسخى خواهد بود، هنگامى كه كه رامشگران و آرايشگران‏ پديد شوند و شراب حلال بشمار آيد.
7) سيأتي على أمّتي زمان يكثر فيه الفقراء و يقلّ الفقهاء و يقبض العلم و يكثر الهرج ثمّ يأتي من بعد ذلك زمان يقرأ القرآن رجال من أمّتي لا يجاوز تراقيهم ثمّ يأتي من بعد ذلك زمان يجادل المشرك باللَّه المؤمن في مثل ما يقول.
بر امت من زمانى بيايد كه فقيران فراوان شوند و فقيهان كم شوند و علم بر گرفته شود و آشوب فزونى گيرد آنگاه از پس آن زمانى بيايد كه مردانى از امت من قرآن خوانند كه از گلويشان بالاتر نرود آنگاه از پس آن زمانى بيايد كه مشرك بخدا با مؤمن مجادله كند و سخنانى نظير او گويد.
8) غشيتكم سكرتان: سكرة حبّ العيش و حبّ الجهل فعند ذلك لا تأمرون بالمعروف و لا تنهون عن المنكر
دو مستى شما را خواهد گرفت مستى عيشدوستى و علاقه بنادانى در آن هنگام امر بمعروف و نهى از منكر نكنند.
9) لو تعلمون ما أعلم لبكيتم كثيرا و لضحكتم قليلا:
يظهر النّفاق و ترتفع الأمانة و تقبض الرّحمة و يتّهم الأمين و يؤتمن غير الأمين يحيط بكم الفتن كأمثال اللّيل المظلم‏
اگر آنچه من مى‏دانستم به دانستيد بسيار مى‏گريستيد و كمتر خنده مى‏كرديد، نفاق آشكار شود و امانت بر خيزد و رحمت چيده شود امين را متهم كنند و خيانت‏ گر را امين شمارند و فتنه‏ها چون شب تاريك شما را فرا گيرد.
10) ليأتينّ علي النّاس زمان لا يبالى المرء بما أخذ المال أمن حلال أم من حرام.
روزگارى بمردم رسد كه مرد اهميت ندهد كه مال چگونه به دست آرد، از حلال يا از حرام.
11) ليأتينّ على النّاس زمان لا يبقى منهم أحد إلّا أكل الرّبا فإن لم يأكله أصابه من غباره‏
روزگارى بمردم رسد كه يكى نماند مگر آنكه ربا خورد و اگر نخورد غبار آن بوى رسد.
12) ليأتينّ على النّاس زمان يكذّب فيه الصّادق و يصدّق فيه الكاذب و يخوّن فيه الأمين و يؤتمن الخئون و يشهد المرء و لم يستشهد و يحلف و إن لم يستحلف و يكون أسعد النّاس بالدّنيا لكع بن لكع لا يؤمن باللَّه و رسوله.
زمانى بر مردم رسد كه راست گو را تكذيب كنند و دروغگو را تصديق كنند و امين را خائن شمرند و خائن را مؤتمن پندارند و مرد بى‏آنكه شهادت از او خواهند شهادت دهد و بى‏آنكه قسم از او خواهند قسم خورد و خوشبخت‏ترين مردم فرو مايه پسر فرومايه باشد كه بخدا و پيغمبرش ايمان ندارد.
13) يأتي على النّاس زمان الصّابر منهم على دينه كالقابض على الجمر.
روزگارى بر مردم بيايد كه هر كه خواهد دين خود نگهدارد چنان باشد كه آتش بدست گرفته باشد.
14) يأتي على النّاس زمان المؤمن فيه أذلّ من شاته.
روزگارى بر مردم بيايد كه مؤمن از بزش خوارتر باشد.
منبع : نهج الفصاحه


[یک شنبه 1 شهریور 1394 ]  [1:51 PM]  [حسین توکلی]

در منابع روایی و تاریخی شیعه و اهل سنّت، روایات متعددی درباره پیش بینی های پیامبر اکرم(ص) به طور صریح یا ضمنی درباره بروز فتنه در منطقه نجد نقل شده است که در این نوشته کوتاه به نقل چند روایت از منابع اهل سنّت بسنده میکنیم:

بخاری از عبدالله بن عمر نقل کرده است که رسول خدا(ص) فرمود:
اللهم بارک لنا فی شامنا، اللهم بارک لنا فی یمننا، قالوا : یا رسول الله و فی نجدنا؟ قال: اللهم بارک لنا فی شامنا، اللهم بارک لنا فی یمننا، قالوا : یا رسول الله و فی نجدنا، قال: فأظنه، قال فی الثالثه: هنالک بالزلازل و الفتن، و بها یطلع قرن الشیطان. ( المعرفه و التاریخ ج ۲ ،ص۳۸۸، صحیح بخاری ج۶، ص ۲۵۹۸، کتاب الفتن ح۶۶۸۱، المسند ج۲، ص ۱۱۸، ح ۵۹۸۷ – سنن ترمذی ج۵، ص ۷۳۳، ح ۳۹۵۳ )
خدایا، کشور شام را برای ما مبارک گردان! خدایا، کشور یمن را برای ما مبارک گردان! صحابه گفتند: سرزمین نجد را نیز مبارک فرما، رسول خدا(ص) باز در حق شام و یمن دعای خویش را تکرار فرمود. صحابه گفتند: یا رسول الله، درباره سرزمین نجد نیز دعا کنید؟ پیامبر بار سوم فرمود:

در این سرزمین، آشوبها و فتنه رخ خواهد داد و شاخ شیطان از آنجا سر بیرون می آورد.

همچنین سعید بن منصور در سنن و ابن حنبل در مسند و بخاری در صحیح و ابی یعلی در مسند از ابوسعید خدری از پیامبر گرامی اسلام (ص) نقل کرده اند که فرمود:
یَخرُجُ ناسٌ من قبل المشرقِ و یقرءون القرآنَ لایُجاوِزُ تراقِیَهُم، یَمرُقونَ من الدِّینِ کما یمرق السَّهمُ من الرَّمِیُّه ، لایَعودونَ فیه حتّی یعودَ السَّهمُ الی فُوقِهِ . قیل: ما سیماهم ؟ قال: سِیماهُم التَّحلیقُ. (سنن سعیدبن منصور ج۲، ص۳۷۵، ح۲۹۰۴، مسند ابن حنبل ج۳، ص۶۴، ح ۱۱۶۳۲، صحیح بخاری ج۶، ص۲۷۴۸، ح۷۱۲۳، مسند ابی یعلی ج۲، ص۴۰۸، ۱۱۹۳)


[سه شنبه 30 تیر 1394 ]  [9:21 AM]  [حسین توکلی]

عبد الله بن مسعود ميگويد: رسول خدا صلى الله عليه وآله براى ما فرمود: من شما را ميترسانم از آن هفت فتنه اى که بعد از من بپا ميشود:

1- فتنه اى که در مدينه خواهد شد

2- فتنه اى که در مکه بوجود ميايد

3- فتنه اى که از يمن پيدا ميشود

4- فتنه اى که از شام پيدا خواهد شد

5- فتنه اى که از مشرق بوجود ميايد

6- فتنه اى که از طرف مغرب ظاهر ميشود

7- فتنه بين شام وآن فتنه سفيانى است.

ابن مسعود گويد: بعضى از شما اول آن فتنه را درک ميکنيد، ويک عده اى از اين امت آخر آن رادرک خواهند کرد. وليد بن عباس گويد: فتنه مدينه همان بود که از طرف طلحه وزبير باشد. فتنه مکه همان فتنه ابن زبير بود. فتنه يمن از طرف نجده بپا شد. فتنه شام از طرف بنى اميه بوجود آمد. فتنه مشرق از طرف اين گروه است (وليد بن عباس گويد:) شايد منظور از اين گروه بنى عباس باشد زيرا که سلطنت آنها از طرف مشرق بوده.

منبع:

الملاحم والفتن يا فتنه وآشوبهاى آخر الزمان

سيد على بن موسى ابن طاووس

محمد جواد نجفى


[دوشنبه 29 تیر 1394 ]  [10:29 PM]  [حسین توکلی]