پيغام مدير :
با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، خوش آمديد به سايت من . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وب سايت ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما را در بهتر شدن كيفيت مطالب ياري کنيد.
 
 
9 كاری كه مردها در یک رابطه زناشویی باید بدانند!
نوشته شده در چهارشنبه 27 بهمن 1389 
ساعت : 10:25 AM
نويسنده : مجيد جعفری

9 كاری كه مردها در یک رابطه زناشویی باید بدانند!

بهتر است كه اولین روز آشنایی با همسرتان را فراموش نكنید. مشتاق به نگه داشتن رابطه با همسرتان باشید.

 

 

 

 


بهتر است كه اولین روز آشنایی با همسرتان را فراموش نكنید. مشتاق به نگه داشتن رابطه با همسرتان باشید. شاید نیاز باشد هرازگاهی اولین روز آشنایی‌تان را با هم مرور كنید و یادی از گذشته‌ها كنید.
 

*مهارت داشتن در رابطه جنسی
تنها 30 درصد از زنان از طریق مقاربت جنسی به اوج لذت جنسی می‌رسند. اگر می‌خواهید زندگی زناشویی موفقی داشته باشید بهتر است بدانید از چه راهی می‌توانید اوج لذت جنسی را در همسرتان افزایش دهید و رابطه موفقی داشته باشید. داشتن رابطه‌ای خوب و موفق تاثیر بسزایی در زندگی زناشویی دارید.
 

 * نحوه دست دادن شما
می‌توانید با دست دادن به طرف مقابل خود در یك جلسه مهم یا با فردی كه برای اولین بار با آنها ملاقات می‌كنید، مطالب زیادی را به طرف مقابلتان بگویید. به عبارت ساده‌تر برداشت اول از شخصیت شما، به نوعی با دست دادنتان در ذهن فرد نقش می‌بندد. در واقع مهارت در این كار به نوعی با اعتبار و بهبود كسب و كار شما رابطه دارد.


* پس‌انداز كردن
نیازی نیست كه مدام به شما تذكر داده شود كه با پول‌هایتان چه می‌كنید. شما باید مدیریت كافی برای درآمدتان داشته باشید و بتوانید مقداری از درآمد ماهیانه‌تان را پس‌انداز كنید. حتی اگر نخواهید این مبلغ را در بانك نگهداری كنید.


*اطلاعاتی درخصوص عكس انداختن
این روزها دیگر هیچ بهانه‌ای برای اینكه چرا صحنه‌های جالب و دوست‌داشتنی زندگی‌تان را ثبت نمی‌كنید، ندارید. حتی با در دست داشتن گوشی همراه یا دوربین می‌توان تصاویری را كه برایتان لذت‌بخش است، ثبت كنید. بهتر است درخصوص نحوه كار كردن با دوربین‌ها اطلاعاتی داشته باشید و مانند یك آماتور رفتار نكنید.


* درست كردن آتش
داشتن برخی مهارت‌ها برای سفرهای تابستانی و پیكنیك رفتن امری ضروری است. شاید در یك مسافرت به جنگلی بروید كه نیاز باشد خودتان آتش را فراهم كنید یا اینكه چادر بزنید پس بهتر است نحوه چادرزدن و جمع كردن آن و همچنین روشن كردن آتش زمانی كه دسترسی به كبریت یا هر نوع مواد آتش‌زایی را ندارید، بیاموزید.


*مهارت در نحوه بیان
مهارت صحبت كردن، نحوه بیان و آوردن استدلال نقش مهمی در روابط دارد. شما می‌توانید با بیانی شیرین مشكلات را به راحتی حل كنید. با مهارت در این كار به راحتی می‌توانید مشكلات مربوط را با مدیرتان در میان بگذارید یا اینكه با استدلالی صحیح می‌توانید مدیرتان را برای كاری كه انجام داده‌اید، قانع كنید. بهتر است بدانید مهارت در این كار در ارتقای شما به مراحل بهتر تاثیرگذار است.


*فراموش نكردن اولین روز آشنایی
 بهتر است كه اولین روز آشنایی با همسرتان را فراموش نكنید. مشتاق به نگه داشتن رابطه با همسرتان باشید. شاید نیاز باشد هرازگاهی اولین روز آشنایی‌تان را با هم مرور كنید و یادی از گذشته‌ها كنید.


*داشتن تمركز و انرژی
بهتر است كه شب‌ها سر موقع به رختخواب بروید تا خواب كافی داشته باشید. كم‌توجهی به این مساله باعث می‌شود كه سرموقع به سركارتان نروید و در طول روز در محیط كار فردی خواب‌آلود و كم‌انرژی باشید. به علاوه ممكن است تمركز كافی روی كارهایتان نداشته باشید. پس بهتر است با برنامه‌ریزی دقیقی سروقت بخوابید و انرژی لازم را برای شروع روز داشته باشید.


*انتخاب لباس مناسب
دانستن اینكه چه نوع لباسی را در در چه مكانی بپوشید حاكی از دقت و مهارت شما در این مساله است. در انتخاب رنگ جورابتان كه همرنگ شلوارتان باشد، دقت كنید. همچنین انتخاب كفشی مناسب با لباس‌، انتخاب پیراهن با رنگ مناسب كه متناسب با كت و شلوار باشد و انتخاب كروات و كمربند از نكات ریزی است كه باید به آن توجه شود. شما می‌توانید با انتخابی درست پوشش مناسبی داشته باشید.




 



ساعت : 8:08 PM
نويسنده : مجيد جعفری

اطلاعاتی که بااستفاده از آن نامزدتان را محک میزنید!

ارتباط دختر و پسر در دوران پیش از ازدواج را می توان یکى از چالش‌های امروز جامعه ایران دانست. رابطه ای که خیلی ها معتقدند در دنیای امروز نه می توان آن را ریشه کن کرد و نه می توان آن را آزادانه به حال خود گذاشت.
 
ارتباط دختر و پسر در دوران پیش از ازدواج را می توان یکى از چالش‌های امروز جامعه ایران دانست. رابطه ای که خیلی ها معتقدند در دنیای امروز نه می توان آن را ریشه کن کرد و نه می توان آن را آزادانه به حال خود گذاشت. با این حال، شاید بتوان چگونگی یک رابطه صحیح را برای جوانان ترسیم كرد.
 
 
اما چرا برخى، بر آشنایی پیش از ازدواج اصرار می‌كنند و عده ‌ای آن را برای استحكام ارزش‌های اصیل خانواده مضر می‌دانند؟ آیا روابط پیش از ازدواج میان دختر و پسر به ازدواج لطمه می‌زند یا کمک می‌کند زوج پیش از آغاز زندگی مشترک آشنایی بیشتری با یکدیگر پیدا كنند؟ این درست که کشش درونى به جنس مخالف کاملا طبیعى است، اما نکته مهم این است که آیا این ارتباط، نیازهاى روحى و روانى را برطرف می ‌كند یا اینکه بر مشكلات می‌افزاید؟
 
 
یک رابطه سالم
دکتر سیدسعید صدر، روان‌پزشک و استاد دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی که سال ها در حوزه خانواده کار کرده و احتمالا شما یکی دوبار در برنامه های تلویزیونی و رادیویی پای صحبت های او نشسته اید،
راه های داشتن یک رابطه سالم و آشنایی منجر به شناخت را این طور عنوان می کند:
 
بهترین روش این است که مدتی شما با طرف مقابل‌تان رفت‌وآمد خانوادگی داشته باشید. یعنی اگر کسی را برگزیدید، باید راه آشنایی خانواده‌ها را آن‌طور که صلاح می‌دانید، طرح‌ریزی کنید. پدر و مادر شما بزرگ‌ترند و با کوله‌باری از تجربه می‌توانند در تعاملات، دیدگاه‌شان را ارائه بدهند. در همین تعاملات است که مشکلات طرف مقابل بهتر دیده می‌شود. نه تنها مشکلات بلکه حتی ایرادها و ضعف‌های یکدیگر را می‌شناسید.
 
اگر خودتان دو نفر آشنا باشید، قطعا بیشترین وقت را برای رفتن به سینما و گردش و رستوران می‌گذارید. حالا خودتان به من بگویید اگر طرف مقابل شما پرخاشگر باشد، در این ساعت‌های با هم بودن، صندلی‌های سینما را به هم می‌ریزد تا شما بفهمید؟!
 
اگر طرف شما بیمار روانی است و قرار است با او ازدواج کنید، وظیفه دارید برای درمانش هم اقدام کنید؛ درست مثل اینکه ناگهان متوجه شوید او بیماری قلبی یا کلیوی دارد؛ ابتدا درمان و بعد ازدواج
 
یا اگر دختری بدگمان است یا وسواس دارد، شما چطور خواهید فهمید؟ حتی شخصیت‌های ضداجتماعی، آن‌قدر در خانواده‌ خوب هستند که والدین‌شان هم متوجه نخواهند بود اما در اجتماع به دوست و رفیق کلک می‌زنند، میلیاردها تومان کلاهبرداری‌ می‌کنند، اهل ریسک‌‌اند و برای همسر و خانواده دردسر و گرفتاری می‌آفرینندو دائم دروغ می‌گویند.
 
اینجاست که اگر خانواد‌ه‌ها به صورت فعال تعامل داشته باشند می‌توانند به شما دو نفر کمک کنند تا خصوصیات هم را بشناسید. اگر طرف شما بیمار روانی است و قرار است با او ازدواج کنید، وظیفه دارید برای درمانش هم اقدام کنید؛ درست مثل اینکه ناگهان متوجه شوید او بیماری قلبی یا کلیوی دارد؛ ابتدا درمان و بعد ازدواج. گاهی هم طرف شما بیمار نیست اما در نوع رفتارش مشکل دارد. باز هم باید به مشاوره خانواده یا روان‌پزشکی که خانواده درمانی می‌کند و تبحر خاصی در ارزیابی دختر و پسر دارد مراجعه کنید و از او راهنمایی بگیرید.
 
بیشترین گرفتاری در زندگی مشترک اشخاصی به وجود می آید که با یک بیماری مزمن مثل وسواس یا اختلال های اضطرابی دست و پنجه نرم می کنند.
 
 
چون آنها اصلا خود را بیمار نمی‌دانند و سابقه پرونده پزشکی هم ندارند. این همسران در زندگی شکست می‌خورند و اگر علائمی را دیدند باید با پزشک مشورت کنند و راهنمایی بگیرند
 
جوان ها عادت دارند به سرعت به سمت عواطف بروند و اشکال کار در همین جاست. اگر من در زندگی همه سرمایه‌ام را در یک جا خرج کنم یا سرمایه‌گذاری کنم، با یک نوسان بازار ورشکست می‌شوم و همه زندگی‌ام را می‌بازم.
 
جوان ها هم همین طورند. همه عواطف شان را به سرعت و بدون منطق خرج می کنند. اگر شما به او علاقه توأم با منطق داشته باشید، مشکلات او را خواهید فهمید. رفتار غیرمعمولش را می‌بینید و با کسی مشورت می‌کنید. به طور مثال، با خانواده او یا با والدین خودتان. شاید آن رفتار ناشی از بیماری نباشد و جزو خصلت‌های او باشد.
 
حالا از خودتان بپرسید، می‌توانید با این رفتارش کنار بیایید. به عنوان مثال، در نشستی خانوادگی متوجه شده‌اید که طرف شما پرخاشگر است، مدیریت ندارد، بدگمان است و غیره.
 
موضوع را در میان می‌گذارید و خانواده فرد پرخاشگر هم باید به این شکل با شما مشارکت کنند: «دوست داریم در آرامش باشید، شما دختر یا پسرم به طور معمول احساساتت را نگه نمی‌داری، عادت بدی است که فریاد می‌زنی. اگر شما این موضوع را اصلاح نکنی، ما هم نمی‌توانیم قول حمایت از شما را بدهیم.» والدین نکات مثبت بچه‌ها را نیز می‌بینند و باید آنها را هم بیان کنند. شما اگر به هم علاقه واقعی دارید باید به هم کمک کنید.
 
ازدواج با بیمار روانی
اگر کسی دچار بیماری روانی باشد، آیا می‌تواند ازدواج کند و مدیریت یک زندگی را در دست بگیرد؟ این سؤالی است که ممکن است در ذهن شما به وجود آمده باشد. دکتر صدر در این باره می گوید:
 
بیماری‌ها به دو دسته سنگین و خفیف تقسیم می‌شوند. به‌طور کلی در دنیای پزشکی، نمی‌توان گفت بیماری خفیف یعنی دردسر کمتر.
 
ممکن است کسی حمله‌ای شدید (افسردگی شدید اسیکزوفرنیک) داشته باشد، بستری شود و بعد هیچ‌وقت دیگر آن حمله تکرار نشود و کنترل شود. اما گاهی یک بیماری خفیف آن‌قدر در زندگی دردسر می‌آفریند که تا پایان عمر درگیرش هستیم. به طور مثال، افسردگی خفیف، اشکالات اضطرابی، رگه‌های اختلال شخصیت و وسواس...
 
بیماری که علائم او کنترل نشده منطقی نیست ازدواج کند. اما وقتی کنترل شد و پزشک تصمیم گرفت درمان را قطع کند، باید آگاهی لازم را درباره بیماری او و مشکلات آتی زندگی اش به او بدهد
 
این مشکلات ممکن است در زندگی هر فردی به وجود بیاید و در این صورت اطلاع دادن آن به شریک زندگی بستگی به شدت مشکل و تکرار شدن آن دارد. اگر فرد در یک دوره‌ای به اضطراب خفیف مبتلا و درمان شده، ضرورتی ندارد که آن را اطلاع دهد چون مثل این است که بخواهد آمار سرماخوردگی خود را بگوید.
 
اما حق طرف مقابل است که بیماری‌های سنگین و سابقه بستری او را بداند، به هر حال باید با پزشک معالج صحبت کند. امکان عود بیماری، پیامدها، احتمال ژنتیکی و درصد مبتلا شدن فرزندان، تاثیر آن روی زندگی‌شان را بشناسد و تصمیم بگیرد.
 
اما درباره بیماری های شدید وضع فرق می کند. من به بیماران شدید روانی‌ام می‌گویم: «می‌دانم تو نیاز داری و او را حق خود می‌دانی اما اگر علاقه‌ای هست، نباید او را قربانی کنی. علاوه بر این، اگر او قضیه را نداند می‌تواند در آینده شکایت کند و هیچ کمکی برای بهبو‌دی‌ات انجام ندهد.» آنها قطعا در مرحله حاد نباید ازدواج کنند.
 
به طور مثال، بیماری که علائم او کنترل نشده منطقی نیست ازدواج کند. اما وقتی کنترل شد و پزشک تصمیم گرفت درمان را قطع کند، باید آگاهی لازم را به او بدهد. به عنوان مثال بگوید: «اسکیزوفرنی در جمعیت عمومی 5/1 درصد احتمال بروز دارد اما اگر پدر یا مادر مبتلا باشد عدد به 12 درصد و در صورت ابتلای هر دو به 40 تا 50 درصد می‌رسد. خودخواهی است که کسی را به دنیا بیاوری که می‌دانی چند درصد احتمال بروز بیماری دارد.»
 
بیماری های روانی خفیف
بیشترین گرفتاری در زندگی مشترک اشخاصی به وجود می آید که با یک بیماری مزمن مثل وسواس یا اختلال های اضطرابی دست و پنجه نرم می کنند. چون آنها اصلا خود را بیمار نمی‌دانند و سابقه پرونده پزشکی هم ندارند. این همسران در زندگی شکست می‌خورند و اگر علائمی را دیدند باید با پزشک مشورت کنند و راهنمایی بگیرند.
بعضی ها تصور می کنند ازدواج، اختلال های روانی را درمان می کند. یادتان باشد که ازدواج، درمان نیست. متأسفانه خانواده‌ها یاد گرفته‌اند بگویند پسرم پرخاشگر است یا رفتار پرخطر و اعتیاد دارد یا دخترم بدبین است، ازدواج کند خوب می‌شود. اصلا چنین نیست. باید قبل از آن، درمان انجام شود.
 
اگر طرف مقابل سعی کرد امتیازاتی را از طریق تهدید بگیرد‌: «اگر زنم نشوی می‌روم معتاد می‌شوم یا اگر با من ازدواج نکنی خودم را می‌کشم» اصلا قضاوت عاطفی نکنید، تهدید او عملی نمی‌شود. اگر قرار است این کارها را بکند، همان بهتر که انجام دهد. او در مواقع خطر و بحران به جای تصمیم‌گیری، تهدید می‌کند. در مشکلات آینده زندگی‌تان هم می‌گوید اگر فلان کار را نکنی، چنین می‌کنم
 
 اتفاقا در دوره شناخت می‌توانید موقعیت درمان را فراهم کنید و با تشویق یکدیگر این روند را تسریع کنید.
 
اگر طرف مقابل سعی کرد امتیازاتی را از طریق تهدید بگیرد‌: «اگر زنم نشوی می‌روم معتاد می‌شوم یا اگر با من ازدواج نکنی خودم را می‌کشم» اصلا قضاوت عاطفی نکنید، تهدید او عملی نمی‌شود.
 اگر قرار است این کارها را بکند، همان بهتر که انجام دهد. او در مواقع خطر و بحران به جای تصمیم‌گیری، تهدید می‌کند. در مشکلات آینده زندگی‌تان هم می‌گوید اگر فلان کار را نکنی، چنین می‌کنم.
 
 
اعتیاد هم یک اختلال روانی است که وابستگی بیمارگونه به یک ماده را نشان می دهد. بنابراین اگر قبل از درمان با کسی که اعتیاد دارد ازدواج کنید، خودتان هم گرفتار می‌شوید. به او بگویید من تو را دوست دارم. تو این اخلاق‌های خوب را داری و در صورت ترک کردن، با تو ازدواج می‌کنم.
 
به هم باج ندهید بلکه پاداش بدهید. تلاش او در راه ترک را با تشویق بیشتر کنید: «برای ترک اقدام کن. مدت طولانی تو را ترک کرده و بدون بازگشت ببینم. اگر ترک کردنت تأثیر آشکاری در رفتار و شغلت بگذارد آن وقت با تو یار و همراه می‌شوم.»




 



رابطه جنسی در قالب کلی روابط زوج ها
نوشته شده در جمعه 22 بهمن 1389 
ساعت : 11:47 AM
نويسنده : مجيد جعفری

رابطه جنسی در قالب کلی روابط زوج ها

مشکلات جنسی را می توان در یک بستر عاطفی مورد بررسی قرار داد و حل کرد و هر دو طرف به دلیل پایبندی که به یکدیگر و رابطه مشترکشان دارند متعهد هستند که مشکل را بر طرف کنند.
 

 

رابطه جنسی چه اثری روی رابطه کلی زوج ها می تواند داشته باشد و برعکس:

بسیاری از زوجهای جوان به دلیل عدم آشنایی و در پاره ای از موارد نبود آگاهی کا فی درباره نحوه برخورد با روابط عاطفی و زناشویی بین همسران ، با مشکلاتی مواجه هستند، که متاسفانه این مشکلات در برخی از موارد تبدیل به بحران های خانوادگی می گرد که آثار آن در معضلاتی همچون افزایش آمار طلاق در جامعه ، تنوع طلبی جنسی و.... قابل مشاهده می باشد . سیمرغ با هدف پیش گیری از ایجاد این گونه مشکلات و با احترام به حریم خانواده ، جهت افزایش دانایی زوجهای جوان و کمک به بهبود واستحکام روابط همسران اقدام به تهیه و ارائه مطلب زیر نموده است
رابطه جنسی در حالت کلی بین دو دسته از افراد صورت می گیرد: گروهی که صرفا می خواهند رابطه جنسی را تجربه کنند و کسانی که در یک رابطه عاطفی بر پایه احترام و علاقه دوجانبه هستند و می خواهند رابطه جنسی را به عنوان بخشی از این رابطه تجربه کنند. ما در مورد گروه دوم صحبت می کنیم چون مشکلات جنسی را می توان در یک بستر عاطفی مورد بررسی قرار داد و حل کرد و هر دو طرف به دلیل پایبندی که به یکدیگر و رابطه مشترکشان دارند متعهد هستند که مشکل را بر طرف کنند.

در این گروه معمولا دو نفر با هم آشنا می شوند، با هم وقت می گذرانند و تجربیات مشترک پیدا می کنند. این ها باعث بوجود آمدن حس نزدیکی و اعتماد بین طرفین می شود و طرفین به این سمت کشیده می شوند که رابطه جنسی را هم به عنوان بخشی از رابطه شان با هم تجربه کنند. اما ممکن است در همان اول کار به مسائلی برخورد کنند. از جمله اینکه یکی از طرفین آمادگی لازم را نداشته باشد. یک نفر و یا هر دو طرف از برقراری ارتباط جنسی واهمه داشته باشند. تصورات نادرست و یا الگوهای غیر واقعی در ذهنشان باشد. از بدن خود و یا شریک جنسی شان شناخت کافی نداشته باشند و ندانند که اصلا از کجا شروع کنند و غیره.

در فرهنگ ما و کشورهای همجوار اکثر افراد رابطه جنسی را پس از ازدواج تجربه می کنند (بخصوص خانم ها). در این صورت ممکن است زوج با بستن قرارداد ازدواج فکر کنند که حتما در بار اول باید رابطه جنسی را تمام و کمال تجربه کنند و خود این مسئله فشار روانی خیلی شدیدی را به طرفین وارد می کند. بر اثر همین فشار روانی افراد نمی توانند رابطه را به درستی و با لذت برقرار کنند. این مسئله خاطره بدی برایشان می شود (بخصوص برای خانمها) و ممکن است به توانایی جنسی خودشان شک کنند (بخصوص آقایان). همین موارد باعث می شود از رابطه جنسی زده بشوند و مشکلات دیگری در رابطه زناشوییشان از همین یک تجربه بوجود بیاید.

ترس از برقراری ارتباط جنسی برای همه وجود دارد اما با شدت های مختلف. ترس از اینکه بعد از مدت ها یک نفر دیگر می خواهد نقاط خصوصی بدنشان را ببیند . برای خانم ها ترس از اینکه کاری را می خواهند انجام بدهند که در تمام عمر از آن منع شده اند و حالا صرفا بخاطر صیغه عقد تمامی موانع باید برداشته بشود و بدنشان را باید در اختیار شخص دیگری قرار بدهند. برای آقایانی که برای بار اول این رابطه را تجربه می کنند، ترس از این وجود دارد که آیا می توانند به عنوان یک مرد سرافراز از این امتحان بیرون بیایند و یا خیر. به همین دلیل این رابطه باید به مرور زمان و خیلی آهسته جلو برود. برای افرادی که رابطه جنسی را پیش از ازدواج تجربه می کنند نگرانی های دیگری هم وجود دارد بخصوص برای خانم ها. ترس از میان رفتن پرده بکارت، بارداری ناخواسته و غیره.

افرادی در رابطه جنسی شان موفق هستند که:
- شناخت خوبی از بدن خود و جنس مخالفشان دارند.
- اطلاعات لازم برای برقراری ارتباط جنسی صحیح را دارند.
- نحوه محافظت از خودشان را چه از لحاظ روحی و چه از لحاظ جسمی می دانند.

- شناخت لازم از روحیه طرف مقابلشان را دارند که بتوانند با او به راحتی و بدون ترس از اینکه مورد قضاوت قرار بگیرند (به عنوان مثال سردمزاجی برای خانم ها و عدم داشتن مهارت های مردانه برای آقایان) احساساتشان را با هم در میان بگذارند. بتوانند درخواست کنند که رابطه جنسی در شرایط دیگری و یا در وقت مناسب تری انجام بشود. با صحبت کردن، از یکدیگر در مورد بدن یکدیگرو اینکه چه کاری برایشان لذت بخش و یا ناخوشایند است یاد بگیرند.


- بهترین راهنما در مورد مسائل جنسی بخصوص در مورد کلیات آن، منابع موثق آموزشی است. پس از آن شخص می تواند بنابر خواست و یا نیاز خود و یا شریک جنسی اش جزئیات رابطه را شکل دهد. فیلم های پورنو و سایت های اینترنتی که به موسسه خاصی وابسته نیستند می توانند جزو گمراه کننده ترین منابع کسب اطلاعات در این موارد باشند.




 



آشنایی با حقوق و وظايف قانونی زن و شوهر
نوشته شده در جمعه 22 بهمن 1389 
ساعت : 11:46 AM
نويسنده : مجيد جعفری

آشنایی با حقوق و وظايف قانونی زن و شوهر

زن حق دارد مستقلاً در دارایی خود هر گونه تصرفی كند برای مثال زن می‌تواند سهم‌الارث پدری‌اش را به سایر ورثه یا دیگران ببخشد و شوهر حق مداخله در این امور را نخواهد داشت.

 

 

زن حق دارد مستقلاً در دارایی خود هر گونه تصرفی كند برای مثال زن می‌تواند سهم‌الارث پدری‌اش را به سایر ورثه یا دیگران ببخشد و شوهر حق مداخله در این امور را نخواهد داشت.
 
قانون مدنی جمهوری اسلامی ایران برای تعیین حدود وظایف و حقوق زن و شوهر نسبت به یكدیگر مقرراتی را وضع كرده است.

پس از ازدواج هر یك از زن و شوهر قانوناً نسبت به یكدیگر دارای وظایفی می‌شوند و مكلفند حقوق دیگری را محترم شمرده و رعایت كنند.

البته باید پذیرفت كه در امور مربوط به زن و شوهر قبل از قانون و قواعد الزام‌آور حقوقی، اخلاق و فطرت پاك انسان‌ها معیار و ملاك یك زندگی همراه با آسایش است و هیچ گاه نمی‌توان با الزامات قانونی و احكام دادگاه دوام و بقای یك خانواده را تضمین كرد.

به هرحال قانون مدنی جمهوری اسلامی ایران برای تعیین حدود وظایف و حقوق زن و شوهر نسبت به یكدیگر مقرراتی را وضع كرده كه به آنها می‌پردازیم:

- زن و شوهر مكلف به داشتن روابط انسانی بوده و باید تمام تلاش خود را جهت تحكیم مبانی خانواده و پرورش فرزندان به كارگیرند.

- در عقد دائم نفقه زن كه عبارت است از مسكن، لباس، غذا، اثاث، هزینه درمان و ... بر عهده شوهر است حتی اگر زن از نظر مالی غنی یا دارای درآمد و شغل دولتی باشد.
در ازدواج موقت زن حق نفقه ندارد مگر اینكه برقراری نفقه بین زن و شوهر شرط شود و یا اصولاً عقد بر مبنای وجود نفقه برای زن و استحقاق بر آن تنظیم و جاری شده باشد.

- زن باید در منزلی كه شوهر تعیین می‌كند اقامت كند مگر آنكه اجازه اختیار تعیین منزل در عقدنامه به زن داده شده باشد یا اینكه بودن زن و شوهر در یك منزل برای زن خطر جانی یا مالی و یا شرافتی داشته باشد كه در این صورت زن می‌تواند مسكن جداگانه‌ای برای خودش انتخاب كند و اگر به این علت زن مسكن جداگانه‌ای اختیار كرده باشد باز هم نفقه او بر عهده شوهر است.

- زن حق دارد در صورت خودداری شوهر از پرداخت نفقه به دادگاه رجوع كند و دادگاه مكلف است میزان نفقه زن را بر مبنای وضعیت زن و متناسب با شأن خانوادگی و اجتماعی او تعیین كند و شوهر را به پرداخت آن الزام كند. چنانچه شوهر از اجرای حكم دادگاه خودداری كند زن حق دارد برای طلاق به دادگاه دادخواست بدهد و دادگاه شوهر را به طلاق همسرش اجبار خواهد كرد.

- اگر شوهر از پرداخت نفقه همسرش ناتوان باشد زن حق دارد مانند مورد بالا به دادگاه مراجعه كند و از شوهر طلاق بگیرد.

- شوهر حق دارد زن خود را از انجام حرفه یا صنعتی كه منافی مصالح خانوادگی است یا مخالف حیثیات او یا همسرش است منع كند. البته زن هم حق دارد برای این موضوع به دادگاه مراجعه كند و اگر ثابت شد كه شغل زن مخالف با شأن و حیثیت او یا همسرش نیست با حكم دادگاه می‌تواند به شغل خود باز گردد.

- زن حق دارد مستقلاً در دارایی خود هر گونه تصرفی كند برای مثال زن می‌تواند سهم‌الارث پدری‌اش را به سایر ورثه یا دیگران ببخشد و شوهر حق مداخله در این امور را نخواهد داشت.

- زن یا شوهر حق دارند هنگام عقد هر گونه شرط معقول و مشروعی را به عقد اضافه كنند برای مثال شرط شود كه هر گاه شوهر، همسر دیگری اختیار كرد زن وكیل شوهر برای طلاق باشد.

- زن حق دارد تا زمانی كه مهریه به او پرداخت نشده از انجام وظایفی كه در مقابل شوهر دارد امتناع كند به شرط آنكه مهریه دارای اجل و زمان نباشد و به اصطلاح حال باشد پس اگر مهریه زن پرداخت مبلغ ... ریال برای دو سال بعد از عقد باشد مهریه زن موجل است نه حال و بنابراین زن حق ندارد از انجام وظایف خود امتناع كند.
باید توجه داشت اگر زن به واسطه عدم پرداخت مهریه از انجام وظایف خود در مقابل شوهر خودداری كرد این امر مانع از استحقاق برای دریافت نفقه نیست.

- نفقه زنی كه به طلاق رجعی مطلقه شده در زمان عده بر عهده شوهر است. البته اگر زن ناشزه باشد (نافرمان) و در این حالت از شوهر طلاق بگیرد نفقه به او تعلق نمی‌گیرد و اگر عده زن به واسطه فسخ نكاح یا طلاق او رجعی نباشد حق نفقه ندارد مگر آنكه از شوهر حامله باشد




 



شوهرم در فیس بوک با زن دیگری در ارتباط است!
نوشته شده در جمعه 22 بهمن 1389 
ساعت : 11:44 AM
نويسنده : مجيد جعفری

شوهرم در فیس بوک با زن دیگری در ارتباط است!

سمانه دیده بود که کاوه با یک دختر در فیس بوک ارتباط دارد و کاوه از این بی وفایی اش کاملا متاسف بود.آیا ازدواج و زندگی آنها پابرجا خواهد ماند؟
 

 

شروع یک موضوع در زندگی سمانه و کاوه به واسطه ی فیس بوک

سمانه دیده بود که کاوه با یک دختر در فیس بوک ارتباط دارد و کاوه از این بی وفایی کاملا متاسف بود.آیا ازدواج و زندگی آنها پابرجا خواهد ماند؟
 
 

از زبان سمانه
(سمانه 40 سال دارد و مادر دو دختر دوقلوی 17 ساله است.او می گوید:باورم نمی شود که کاوه ( شوهرم ) نسبت به من بی وفا شده باشد و او با یکی از دخترهای همکلاسی اش در دانشگاه به نام جمیله  در ارتباط باشد.)

با اینکه کاوه تمامی تلاش خود را میکرد اما من هیچ وقت موفقیتی را در زندگی امان از طرف او ندیدم.وقتی از او می پرسیدم که کجای کار اشتباه است او جوابی نمی داد.تا اینکه بنا به دلایلی به سراغ کامپیوتر رفتم و وقتی آن را روشن کردم مانیتور روشن نشد دوباره که سعی کردم روشن شد و دیدم که یک ایمیل در فیس بوک برای کاوه از طرف جمیله آمده است." کاوه به زودی ما با یکدیگر خواهیم بود .ما باید مراقب ازدواجمان باشیم " با اینکه من کاملا شوک زده شدم اما به محل کار کاوه تماس گرفتم و وقتی متن ایمیل را برایش خواندم او همه چیز را انکار کرد.ذهن من پر شده بود از این سوالات : از کی این موضوع شروع شده ؟ ایا آنها یکدیگر را ملاقات می کنند؟ میدانستم که جمیله قبلها با کاوه در فیس بوک دوست بود اما او به شیراز رفت که از اینجا دور است.اما مادرش هنوز اینجا در تهران زندگی می کند.در یک روز هم کاوه به من گفته بود که جمیله را دیده اما من اهمیتی ندادم و می دانستم خیلی از مردم یکدیگر را در فیس بوک میبینند.من چقدر بی تفاوت بودم.

سمانه میگوید: زمانیکه من 20 سالم بود کاوه را دیدم .او خیلی زود خبر داد که از من خوشش آمده و میخواهد با من دوست باشد.من هم او را دوست داشتم اما همیشه با احتیاط و ملاحظه کار بودم.ما دو سال بعد از آن با یکدیگر ازدواج کردیم و یکسال بعد هم صاحب دو فرزند دوقلو شدیم.اما 3 ماه بعد از زایمان من تمام مدت سرکار میرفتم و 15 نفر را در یک فروشگاه بزرگ مدیریت می کردم و به موفقیت های خود افتخار میکردم.وقتی 13 سالم بود پدرم را ازدست دادم و مادرم همیشه به من و خواهر کوچکم می گفت که هرگز به مردها متکی نباشید .

من در کارم کاملا غوطه ور شدم . طوریکه کاوه مانند یک زن خانه دار شده بود که تمام کارهای خانه و پخت و پز بر دوش اوست.ما درباره مسائل کوچک و بزرگ نمی توانستیم با یکدیگر حرف بزنیم یعنی من اصلا گوش نمی کردم و همیشه با هم بحث داشتیم. من 18 سال با این مرد زندگی کردم و هیچ وقت نفهمیدم خواسته های او چیست.حتی نمی دانم او در شنا به چه عمقی رسیده و..........حتی آخرین باری را که با او روابط زناشویی داشته ام یادم نمی آید.وقتی بیرون میرویم مردم باور نمی کنند که ما زن و شوهر باشیم.

من درباره این مسائل هیچ وقت فکر نکردم و فقط می دانم که هنوز کاوه را دوست دارم و میخواهم با او زندگی کنم.
 

از زبان کاوه :
کاوه 40 ساله می گوید : من انتظار شاد بودن را ندارم و شاد بودن را نمی خواهم و اصلا نمی دانم شادی به چه معناست .

یک شب به سراغ فیس بوک رفتم و دیدم که جمیله یکی از همکلاسی های دوران دانشگاه برایم پیغامی گذاشته.من از روی هوس و به طور موقتی با او دوست شدم. اگرچه که سمانه فکر میکرد جمیله به ما خیلی دور است و جمیله هم خودش اینرا تایید کرد اما برایم یک پیام سراسر شاد فرستاده بود.صدای او نسبت به20 سال پیش کاملا عوض شده بود.

کاوه می گوید : جمیله سالها پیش برای من بیشتر از یک دوست بود.او اولین عشق من بود .او در دوران دانشگاه مرا شیفته خود کرد.اما بعد از آن به دلیل اینکه من در خانواده ی سطح پایینی بودم نتوانستم به درسم ادامه دهم. اما جمیله گفت که دارد از اینجا میرود.او قلب مرا شکست.6 بعد از آن بود که من سمانه را دیدم و با یکدیگر آشنا شدیم.

تمام خانواده ی من از جریان خبر داشتند و من در بهت از دست دادن جمیله بودم و حتی دوباره با او تماس گرفتم ولی فایده نداشت.تا اینکه سمانه را دیدم .او زیبا و جذاب بود و باعث شد که من جمیله را به طور کامل فراموش کنم.من در این سالها هم اصلا به او فکر نکردم . تا زمانیکه عکس های او را در فیس بوک دیدم و حس کنجکاوی ام برانگیخته شد و شروع کردیم به ایمیل زدن.او ازدواج کرده بود و در شیراز زندگی میکرد و الان برای دیدن مادرش به اینجا آمده بود. به اصرار او بعد از سالها از ناپدید شدنش من او را دیدمو او دوباره برگشته بود و احساسات مرا برای امید به زندگی زنده کرد.این اتفاق 9 ماه پیش افتاد.حدود 6 بار یکدیگر را دیدیم و هربار حدود نیم ساعت و در نزدیکی های محل کار من.اما ما زیاد تلفنی و با ایمیل با هم حرف می زدیم.او از ازدواجش راضی نبود و یک پسر دارد و شوهرش مدام در سفرهای طولانی مدت کاری است.ما هر دو فهمیدیم که آن زمان چه اشتباهی کرده بودیم. و از زمانی که جمیله دوباره به زندگی ام آمد دیگر نمی دانستم چه باید بکنم.

سمانه با من خیلی کم حرف میزد و ادعا میکرد که من به حرف های او گوش نمی کنم.اما واقعیت این بود که او درباره همه چیز : بچه ها وخانه و کارش دلواپس و نگران بود . به همه چیز توجه داشت به جز من.ما دچار بحران شده بودیم .در هیچ چیز با یکدیگر تفاهم نداشتیم. زمانکه من به خانه می آمدم او باید می رفت

و وقتی من برنامه های ورزشی نگاه می کردم او به من می خندید.ما حتی روابط زناشویی هم با یکدیگر نداشتیم. من در نهایت به فیس بوک که یک سایت کاملا اجتماعی بود روی آوردم و جمیله را دیدم و نمیدانستم که چه باید بکنم.
 

اززبان مشاور :

یک مشاور می گوید روابط و ارتباطات در جوانی و سن بلوغ می تواند آثار سنگینی را برجای گذارد.این سن دوره ی رشد و بلوغ فیزیکی و هیجانات زودگذر و...می باشد. ما غالبا می بینیم که جوانان عاشق شده اند و به دنبال دادن پیغام به یکدیگر در فیس بوک هستند.در متن پیغام های انها نکات و کلمات انحرافی زیاد به کار برده می شود و احساسات و هیجانات آنها آتشین می باشد.

روابط میان سمانه و کاوه در پائینترین سطح می باشد.به جای اینکه آنها با یکدیگر به بحث و صحبت بنشینند آنها غالبا با یکدیگر ناسازگارند و ترجیح می دهند که هر کدام فقط با تنهایی خود زندگی کنند .این درست نمی باشد اما تمایلات آنها این است.

سمانه که همیشه آرزو دارد تنهایی تمام کارهای خود را انجام دهد و معتقد است که خودش از پس همه کارهایش برمی آید و از این بابت هیچ دلواپسی و نگرانی ندارد و کاوه هم همیشه از او ایراد می گرفت و دلخور بود.

کاوه به این نتیجه رسیده بود که به یک زن اجازه داده اداره و مدیریت خانه را برعهده گیرد و از این بابت خیلی عصبانی و ناراحت بود و فهمیده بود که 40 سال سن دارد ولی هنوز نه بلد است که چگونه باید با همسرش ارتباط برقرار کند و نه از زندگی اش راضی است. نمی دانست چه باید بکند در صورتی که همسرش را هم مقصر می دانست.سمانه قبول کرده بود که او در زند گی با کاوه اشتباهات زیادی کرده است

مشاور میگوید : من با کاوه صحبت کردم و او قول داد که دیگر فکر جمیله را نمی کند و سمانه هم باید باور کند که رابطه ی جدی میان کاوه و جمیله نبوده و فقط 6 بار یکدیگر را دیده اند.مشاور از هر دوی کاوه و جمیله خواست که خواسته هایشان را روی کاغذ بیاورند: سمانه گفت که من از کاوه می خواهم که خواندن روزنامه و مجله را کنار بگذارد و به من توجه کند.کاوه گفت : سمانه شرایط مرا درک کند و زمانیکه برای صحبت کردن مناسب نمی باشد اصرار نکند که با هم صحبت کنیم.

به آنها پیشنهاد شد که برای شام بیرون بروند وبه سینما بروند و رودرروی یکدیگر بنشینند و مشکلات را بازگو کنند و از با هم بودن لذت ببرند و بعد از آن هم به سراغ روابط زناشویی خود بروند و این کار را باید سمانه شروع کند.

بعد از چند هفته دوباره آنها عاشق یکدیگر شدند و هنگامی که از سمانه راجع به زندگی اشان پرسیدم گفت : روابط ما کاملا شگفت انگیز و عاشقانه است و همیشه از اینکه روزی اورا از دست بدهم در هراسم.

بعد از 6 ماه که به سراغ کاوه رفتیم گفت : جمیله را ندیده و در آخرین ایمیل خود همراه با سمانه به او پیغام داده اند که ما هر دو از زندگی امان راضی هستیم و با یکدیگر خوشبختیم.




 



ساعت : 11:43 AM
نويسنده : مجيد جعفری

یک داستان آموزنده برای همسرانی که عشق دیگری پیدا کرده اند!

هرطور بود باید بهش می گفتم و راجع به چیزی كه ذهنم رو مشغول كرده بود, باهاش صحبت می كردم. موضوع اصلی این بود كه من می خواستم از اون جدا بشم


فقط یك ماه او را در آغوش گرفتم...

هرطور بود باید بهش می گفتم و راجع به چیزی كه ذهنم رو مشغول كرده بود, باهاش صحبت می كردم. موضوع اصلی این بود كه من می خواستم از اون جدا بشم. بالاخره هرطور كه بود موضوع رو پیش كشیدم, از من پرسید چرا؟!


اما وقتی از جواب دادن طفره رفتم خشمگین شد و در حالی كه از اتاق غذاخوری خارج می شد فریاد می زد: تو مرد نیستی


اون شب دیگه هیچ صحبتی نكردیم و اون دایم گریه می كرد و مثل باران اشك میریخت, می دونستم كه می خواست بدونه كه چه بلایی بر سر عشق مون اومده و چرا؟

اما به سختی می تونستم جواب قانع كننده ای براش پیدا كنم, چرا كه من دلباخته یك دختر جوان به اسم"دوی" شده بودم و دیگه نسبت به همسرم احساسی نداشتم.

من و اون مدت ها بود كه با هم غریبه شده بودیم من فقط نسبت به اون احساس ترحم داشتم. بالاخره با احساس گناه فراوان موافقت نامه طلاق رو گرفتم, خونه, سی درصد شركت و ماشین رو به اون دادم. اما اون یك نگاه به برگه ها كرد و بعد همه رو پاره كرد.

زنی كه بیش از ده سال باهاش زندگی كرده بودم تبدیل به یك غریبه شده بود و من واقعا متاسف بودم و می دونستم كه اون ده سال از عمرش رو برای من تلف كرده و تمام انرژی و جوانی اش رو صرف من و زندگی با من كرده, اما دیگه خیلی دیر شده بود و من عاشق شده بودم.

بالاخره اون با صدای بلند شروع به گریه كرد, چیزی كه انتظارش رو داشتم. به نظر من این گریه یك تخلیه هیجانی بود.بلاخره مسئله طلاق كم كم داشت براش جا می افتاد. فردای اون روز خیلی دیر به خونه اومدم و دیدم كه یك نامه روی میز گذاشته! به اون توجهی نكردم و رفتم توی رختخواب و به خواب عمیقی فرو رفتم. وقتی بیدار شدم دیدم اون نامه هنوز هم همون جاست, وقتی اون رو خوندم دیدم شرایط طلاق رو نوشته. اون هیچ چیز از من نمی خواست به جز این كه در این مدت یك ماه كه از طلاق ما باقی مونده بهش توجه كنم.

اون درخواست كرده بودكه در این مدت یك ماه تا جایی كه ممكنه هر دومون به صورت عادی كنار هم زندگی كنیم, دلیلش هم ساده و قابل قبول بود: پسرمون در ماه آینده امتحان مهمی داشت و همسرم نمی خواست كه جدایی ما پسرمون رو دچار مشكل بكنه!

این مسئله برای من قابل قبول بود, اما اون یك درخواست دیگه هم داشت: از من خواسته بود كه بیاد بیارم كه روز عروسی مون من اون رو روی دست هام گرفته بودم و به خانه اوردم. و درخواست كرده بود كه در یك ماه باقی مونده از زندگی مشتركمون هر روز صبح اون رو از اتاق خواب تا دم در به همون صورت روی دست هام بگیرمو راه ببرم.

خیلی درخواست عجیبی بود, با خودم فكر كردم حتما داره دیونه می شه. اما برای این كه اخرین درخواستش رو رد نكرده باشم موافقت كردم.

وقتی این درخواست عجیب و غریب رو برای "دوی"تعریف كردم اون با صدای بلند خندید گفت: به هر باید با مسئله طلاق روبرو می شد, مهم نیست داره چه حقه ای به كار می بره..

 

مدت ها بود كه من و همسرم هیچ تماسی با هم نداشتیم تا روزی كه طبق شرایط طلاق كه همسرم تعین كرده بود من اون رو بلند كردم و در میان دست هام گرفتم.

هر دومون مثل آدم های دست و پاچلفتی رفتار می كردیم و معذب بودیم.. پسرمون پشت ما راه می رفت و دست می زد و می گفت: بابا مامان رو تو بغل گرفته راه می بره.

جملات پسرم دردی رو در وجودم زنده می كرد, از اتاق خواب تا اتاق نشیمن و از اون جا تا در ورودی حدود ده متر مسافت رو طی كردیم.. اون چشم هاشو بست و به آرومی گفت: راجع به طلاق تا روز آخر به پسرمون هیچی نگو!

نمی دونم یك دفعه چرا این قدر دلم گرفت و احساس غم كردم.. بالاخره دم در اون رو زمین گذاشتم, رفت و سوار اتوبوس شد و به طرف محل كارش رفت, من هم تنها سوار ماشین شدم و به سمت شركت حركت كردم.

روز دوم هر دومون كمی راحت تر شده بودیم, می تونستم بوی عطرشو اسشمام كنم. عطری كه مدتها بود از یادم رفته بود. با خودم فكر كردم من مدتهاست كه به همسرم به حد كافی توجه نكرده بودم. انگار سالهاست كه ندیدمش, من از اون مراقبت نكرده بودم.

متوجه شدم كه آثار گذر زمان بر چهره اش نشسته, چندتا چروك كوچك گوشه چماش نشسته بود,لابه لای موهاش چند تا تار خاكستری ظاهر شده بود!
برای لحظه ای با خودم فكر كردم: خدایا من با او چه كار كردم؟!

روز چهارم وقتی اون رو روی دست هام گرفتم حس نزدیكی و صمیمیت رو دوباره احساس كردم.

این زن, زنی بود كه ده سال از عمر و زندگی اش رو با من سهیم شده بود. روز پنجم و ششم احساس كردم, صیمیت داره بیشتر وبیشتر می شه, انگار دوباره این حس زنده شده و دوباره داره شاخ و برگ می گیره.

من راجع به این موضوع به "دوی" هیچی نگفتم. هر روز كه می گذشت برام آسون تر و راحت تر می شد كه همسرم رو روی دست هام حمل كنم و راه ببرم, با خودم گفتم حتما عظله هام قوی تر شده. همسرم هر روز با دقت لباسش رو انتخاب می كرد. یك روز در حالی كه چند دست لباس رو در دست گرفته بود احساس كرد كه هیچ كدوم مناسب و اندازه نیستند.با صدای آروم گفت: لباسهام همگی گشاد شدند.
و من ناگهان متوجه شدم كه اون توی این مدت چه قدر لاغر و نحیف شده و به همین خاطر بود كه من اون رو راحت حمل می كردم, انگار وجودش داشت ذره ذره آب می شد. گویی ضربه ای به من وارد شد, ضربه ای كه تا عمق وجودم رو لرزوند. توی این مدت كوتاه اون چقدر درد و رنج رو تحمل كرده بود, انگار جسم و قلبش ذره ذره آب می شد. ناخوداگاه بلند شدم و سرش رو نوازش كردم..

پسرم این منظره كه پدرش , مادرش رو در اغوش بگیره و راه ببره تبدیل به یك جزئ شیرین زندگی اش شده بود.

همسرم به پسرم اشاره كرد كه بیاد جلو و به نرمی و با تمام احساس اون رو در آغوش فشرد.

من روم رو برگردوندم, ترسیدم نكنه كه در روزهای آخر تصمیم رو عوض كنم. بعد اون رو در آغوش گرفتم و حركت كردم. همون مسیر هر روز, از اتاق خواب تا اتاق نشیمن و در ورودی.دستهای اون دور گردن من حلقه شده بود و من به نرمی اون رو حمل می كردم, درست مثل اولین روز ازدواج مون. روز آخر وقتی اون رو در اغوش گرفتم به  سختی می تونستم قدم های آخر رو بردارم.

انگار ته دلم یك چیزی می گفت: ای كاش این مسیر هیچ وقت تموم نمی شد. پسرمون رفته بود مدرسه, من در حالی كه همسرم در اغوشم بود با خودم گفتم:
من در تمام این سالها هیچ وقت به فقدان صمیمیت و نزدیكی در زندگی مون توجه نكرده بودم.

اون روز به سرعت به طرف محل كارم رانندگی كردم, وقتی رسیدم بدون این كه در ماشین رو قفل كنم ماشین رو رها كردم, نمی خواستم حتی یك لحظه در تصمیمی كه گرفتم, تردید كنم.

"دوی" در رو باز كرد, و من بهش گفتم كه متاسفم, من نمی خوام از همسرم جدا بشم! اون حیرت زده به من نگاه می كرد, به پیشانیم دست زد و گفت: ببینم فكر نمیكنی تب داشته باشی؟

من دستشو كنار زدم و گفتم: نه! متاسفم, من جدایی رو نمی خوام, این منم كه نمی خوام از همسرم جدا بشم.
به هیچ وجه نمی خوام اون رو از دست بدم.
 
زندگی مشترك من خسته كننده شده بود, چون نه من و نه اون تا یك ماه گذشته هیچ كدوم ارزش جزییات و نكات ظریف رو در زندگی مشتركمون نمی دونستیم. زندگی مشتركمون خسته كننده شده بود نه به خاطر این كه عاشق هم نبودیم بلكه به این خاطر كه اون رو از یاد برده بودیم.
 

من حالا متوجه شدم كه از همون روز اول ازدواج مون كه همسرم رو در آغوش گرفتم و پا به خانه گذاشتم موظفم كه تا لحظه مرگ همون طور اون رو در آغوش حمایت خودم داشته باشم. "دوی" انگار تازه از خواب بیدار شده باشه در حالی كه فریاد می زد در رو محكم كوبید و رفت.

من از پله ها پایین اومدم سوار ماشین شدم و به گل فروشی رفتم. یك سبد گل زیبا و معطر برای همسرم سفارش دادم. دختر گل فروش پرسید: چه متنی روی سبد گل تون می نویسید؟
و من در حالی كه لبخند می زدم نوشتم :

از امروز صبح, تو رو در آغوش مهرم می گیرم و حمل می كنم, تو روبا پاهای عشق راه می برم, تا زمانی كه مرگ, ما دو نفر رو از هم جدا كنه.


***

جزئیات ظریفی توی زندگی ما هست كه از اهمیت فوق العلاده ای برخورداره, مسائل و نكاتی كه برای تداوم و یك رابطه, مهم و ارزشمندند.این مسایل خانه مجلل, پول, ماشین و مسایلی از این قبیل نیست. این ها هیچ كدوم به تنهایی و به خودی خود شادی افرین نیستند.

پس در زندگی سعی كنید:
زمانی رو صرف پیدا كردن شیرینی ها و لذت های ساده زندگی تون كنید. چیزهایی رو كه از یاد بردید, یادآوری و تكرار كنید و هر كاری رو كه باعث ایجاد حس صمیمیت و نزدیكی بیشتر و بیشتر بین شما و همسرتون می شه, انجام بدید..زندگی خود به خود دوام پیدا نمی كنه.
این شما هستید كه باید باعث تداوم زندگی تون بشید.
اگر این داستان رو برای فرد دیگه ای نقل نكنید هیچ اتفاقی نمی افته, اما یادتون باشه كه اگه این كار رو بكنید شاید یك زندگی رو نجات بدید
.




 



ريشه مشکلات جنسی در همسران جوان
نوشته شده در سه شنبه 12 بهمن 1389 
ساعت : 9:48 PM
نويسنده : مجيد جعفری

ريشه مشکلات جنسی در همسران جوان

تعاريف متعددی از خانواده براساس ديدگاه جامعه‌شناسان، روان‌شناسان و صاحب‌نظران علوم ديگر وجود دارد

تعاریف متعددی از خانواده براساس دیدگاه جامعه‌شناسان، روان‌شناسان و صاحب‌نظران علوم دیگر وجود دارد....

 براساس برخی از این تعاریف، خانواده، نهاد مقدس و واحد سازنده جوامع بشری است که برای تامین نیازهای مختلف انسان از جمله نیاز جنسی و براساس پیمان زناشویی میان زن و مرد شکل می‌گیرد. براساس این تعریف، زن و شوهر برای ادامه حیات زندگی مشترک افزون بر تفاهم، تناسب و هم‌شأنی در مسایل فکری و دینی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و نظایر آن، باید به نیازهای جنسی یکدیگر هم توجه کنند.
 


 

امروزه یکی از معیارهای قابل‌سنجش برای بررسی میزان خوشبختی زوجین، میزان رضایتمندی آنهااز روابط جنسی است. شماری از صاحب‌نظران مسایل خانواده معتقدند اگر زن و شوهر بتوانند از نظر جنسی همدیگر را ارضا کنند، قادرند بسیاری از تنش‌های زندگی را هم مدیریت کنند اما اگر روابط جنسی خوبی با هم نداشته باشند گاهی حتی مشکلات کوچک زندگی هم تبدیل به بحران می‌شود. به عبارت ساده‌تر روابط جنسی خوب زن و شوهر کوهی از مشکلات زندگی را به کاه و روابط سست و کمرنگ جنسی، کاهی را به کوهی از مشکلات بدل می‌کند. سائقه جنسی غریزه‌ای است همانند غریزه گرسنگی، تشنگی و خوابیدن که البته پس از بلوغ فعال می‌شود و بنابراین مرد و زن بالغ پس از ازدواج به‌طور معمول و به دور از بروز هرگونه مشکلات پیچیده‌ای می‌توانند با هم روابط جنسی رضایت‌بخشی داشته باشند. البته غریزه جنسی نیز مانند هر غریزه دیگری نیازمند تربیت و آموزش است. یعنی همان‌طور که کودک آداب خوردن و آشامیدن و غذا خوردن سر سفره را فرامی‌گیرد، زن و شوهر نیز باید در دوران عقد درباره مسایل جنسی از جمله تفاوت‌های جنسی زن و مرد اطلاعات درستی کسب کنند و مهارت‌هایی را بیاموزند تا زندگی زناشویی موفق‌تری را بر پایه باورها و اطلاعات درست با هم سپری کنند. در کنار بسیاری از زوج‌های جوان که با هم زندگی خوبی را آغاز می‌کنند و ادامه می‌دهند شمار قابل‌توجهی هم هستند که با وجود علاقه‌مندی به هم و تفاهم و همفکری و سازگاری، از مشکلات جنسی رنج می‌برند و سایه سنگین این مشکلات، ادامه زندگی مشترک را برای آنها سخت و دشوار می‌کند. مسایل و مشکلات جنسی در سال‌های نخست زندگی به 3 دسته عمده؛ مشکلات جنسی ناشی از باورها و اطلاعات نادرست، مشکلات جنسی ناشی از اختلافات و ناسازگاری‌های زناشویی و مشکلات ناشی از اختلالات جنسی طبقه‌بندی می‌شود که در ادامه درباره هر یک از آنها به طور مختصر توضیحاتی را ارائه می‌دهم.
 

مشکلات جنسی ناشی از باورها و اطلاعات نادرست
 

بسیاری از مسایل و مشکلات جنسی زن و شوهر از اطلاعات و باورهایی ناشی می‌شود که هیچ اساس و پایه درستی ندارند و صرفا براساس عقاید شخصی یا شنیده‌ها و دیده‌ها از منابع غیرموثق شکل گرفته‌اند. از جمله این منابع گمراه‌کننده فیلم‌های مستهجن، تبلیغات تجاری و تجربیات شخصی دیگران است که عمل و پیروی از آنها نه تنها سودمند نیست بلکه گاهی آسیب‌زننده است. گفته‌ها، شنیده‌ها، دیده‌ها و باورهای نادرست موجب کاهش شدید اعتماد به نفس فرد در عملکرد جنسی خود یا بی‌انگیزگی به طرف مقابل می‌شود و به توقعات و انتظاراتی دامن می‌زند که واقع‌بینانه نیستند. برای نمونه اندازه اندام‌تناسلی هیچ نقشی در ارضای جنسی همسر ندارد و اندازه اندام‌تناسلی بیش از 99 درصد مردانی که به علت نارضایتی همسر یا تبلیغاتی که در این‌باره صورت گرفته به کلینیک‌های تخصصی جنسی مراجعه می‌کنند، طبیعی است اما بسیاری از همین افراد برای درمان خود اصرار و پافشاری می‌کنند که گاهی عوارض وخیمی به دنبال دارد. نمونه دیگر کندی رسیدن به اوج لذت جنسی در زن نسبت به مرد است که جزیی از تفاوت‌های طبیعی میان مرد و زن محسوب می‌شود اما ناآگاهی از این موضوع باعث می‌شود تا برچسب سردمزاجی به همسر زده شود و پیامد آن مشکلات متعدد و زنجیره‌وار دیگری است که بروز می‌کند. درباره مشکلات جنسی که براساس مقایسه‌ها، باورها و اطلاعات نادرست شکل می‌گیرد، می‌توان موارد متعدد دیگری را نام برد: اینکه برای موفقیت در زندگی زناشویی فعلی، تجارب قبلی نیاز است، اینکه نیاز جنسی صرفا از حقوق مردان است، اینکه وصال باید حتما در شب زفاف صورت گیرد، اینکه زودارضایی زوج نشانه بی‌رغبتی وی به ادامه روابط جنسی با زوجه است، اینکه روابط جنسی یعنی فقط نزدیکی و موارد متعدد دیگری که می‌توان به این فهرست افزود که از حوصله این نوشتار خارج است. همان‌طور که پیش از این نوشتم بسیاری از این باورها و اطلاعات نادرست و مشکلات جنسی ناشی از آن را می‌توان با آموزش‌های مدون و پیوسته دوران عقد و پس از آن برطرف و به زوجین برای ادامه زندگی مشترک توأم با رضایتمندی کمک کرد.
 


 

مشکلات جنسی ناشی از اختلاف‌های زناشویی
 

احتمال وقوع ناسازگاری و اختلاف‌های زناشویی در سال‌های نخست پس از ازدواج بالاست. آمارها هم نشان می‌دهد میزان ثبت طلاق در اوایل زندگی مشترک بیشتر از مواقع دیگر است. همچنین براساس تحقیقی که در دادگاه‌های خانواده صورت گرفته، مشکلات و نارضایتی جنسی در میان زوجینی که قصد دارند از هم طلاق بگیرند بسیار شایع است. آمارها حاکی است بیش از 60 درصد زوجینی که به مجتمع‌های قضایی خانواده با هدف جدایی از یکدیگر مراجعه می‌کنند به نحوی از همسر خود در زمینه مسایل جنسی ناراضی‌اند. بدیهی است که هنگام بگو‌مگوی زناشویی و قهر و دلخوری، روابط همسران در همه سطوح زندگی مشترک از جمله روابط جنسی کاهش می‌یابد اما مشکلات جنسی در این‌گونه اختلافات وقتی بروز و ظهور پیدا می‌کند که زوج یا زوجه بخواهد از ترک روابط جنسی به عنوان حربه‌ای برای انتقام، تنبیه یا به سازش کشیدن طرف مقابل استفاده کند که متاسفانه استفاده از این شیوه نادرست گاهی به بروز مشکلات جنسی و تشدید اختلافات می‌انجامد. از سوی دیگر، تنش‌ها و فشارهای عصبی ناشی از مشاجرات دایم زندگی با افزایش هورمون‌های استرس از جمله اپی‌نفرین و نوراپی‌نفرین موجب اختلال در کارکرد جنسی افراد می‌شود و بروز چنین اختلالاتی هنگام اختلافات زناشویی حلقه معیوبی را تکمیل می‌کند که درنتیجه آن، اختلافات خارج بستر خواب زن و شوهر به تشدید مشکلات داخل بستر و برعکس آن می‌انجامد. هنگامی که مشکلات جنسی بر اثر اختلافات و ناسازگاری‌های زن و شوهر بروز می‌کند بسیار مهم است که به درمان این‌گونه مشکلات در بستر حل سایر مشکلات فیمابین زن و شوهر توجه شود چرا که بسیاری از مشکلات جنسی ثانویه به مشکلات دیگر زندگی با حل یا کاهش تعارضات زناشویی خودبه‌خود بهبود می‌یابند. از این رو بی‌توجهی درمانگران به اختلافات زناشویی و صرفا درمان علامتی مشکلات جنسی آنها اولا موقتی است و ثانیا گاهی مشکلات ناخواسته دیگری را در روابط زناشویی ایجاد می‌کند که حتی به آتش اختلافات هم دامن می‌زند. توصیه پیشگیرانه به زوجین جوان هم هنگام بروز اختلاف در زندگی این است که دامنه این اختلاف را به جنبه‌های دیگر زندگی از جمله روابط جنسی نکشانند و بحران ناشی از اختلاف پیش آمده را به گونه‌ای مدیریت کنند که شعله آن به سایر قسمت‌های زندگی مشترک زبانه نکشد چرا که معمولا بر پایه همین نقاط مشترک باقیمانده است که می‌توان اختلافات پیش آمده را حل کرد.
 


 

... و اما اختلالات جنسی
 

اختلالات جنسی نیز مانند اختلالات دیگر ممکن است در هر فردی و در هر سنی بروز کند. علل، علایم، راه‌های تشخیص و درمان هر یک از اختلالات جنسی بسیار مفصل است و می‌توان در جای خود به تفصیل شرح داد اما به صورت خیلی خلاصه منشأ اختلالات جنسی عمدتا جسمی یا روانی و البته در بیشتر مواقع ترکیبی از آنهاست. در سال‌های نخست پس از ازدواج انواع و اقسامی از اختلالات جنسی ممکن است در زوجین بروز کند اما به طور شایع زودانزالی در مردان و واژینیسموس و ارضانشدن در زنان شیوع بیشتری دارد. زودانزالی در مردان و واژینیسموس در زنان که بر اثر انقباضات غیرارادی عضلات قسمت تحتانی مهبل رخ می‌دهد از علل شایع به وصال نرسیدن نیز به شمار می‌رود. این اختلالات و اختلالات دیگر مانند ناتوانی جنسی یا در اصطلاح علمی ایمپوتنسی درمان‌پذیرند و زوجین باید در صورتی که این اختلالات در ماه‌های نخست پس از ازدواج رفع نشدند یا طی زندگی مشترک بروز کردند با مراجعه به کلینیک‌های تخصصی درمان اختلالات جنسی برای تشخیص و درمان آن اقدام کنند.
 

نکته دیگری که در این خصوص آگاهی از آن ضروری است عوامل زمینه‌ساز بروز اختلالات جنسی است. باید بدانیم که بسیاری از داروها خطر بروز اختلالات جنسی را افزایش می‌دهند. از این رو زوجین باید توجه کنند که مصرف خودسرانه داروها به هیچ‌وجه جایز نیست. به عنوان نمونه به کرات دیده شده که مرد یا زن هنگام اختلافات خانوادگی خودسرانه و بدون مراجعه به پزشک برای آرامش یا انتقال این پیام به همسر که من از تو به شدت عصبانی، دلخور و ناراحت هستم از قرص‌های آرام‌بخش استفاده می‌کند غافل از اینکه ممکن است به عوارض جانبی این‌گونه داروها از جمله کاهش میل جنسی دچار شود. استعمال سیگار، موادمخدر و ترکیبات محرک صناعی روانگردان از دیگر مواردی به شمار می‌روند که خطر بروز اختلالات جنسی را بیشتر می‌کنند و باید هرچه زودتر ترک شوند. همچنین ابتلا به برخی بیماری‌ها اعم از جسمی یا روانی همچون دیابت، تنگی‌عروق کرونر قلب، پرفشاری خون، نارسایی مزمن کلیه، برخی‌ اختلالات هورمونی، افسردگی، اختلالات اضطرابی و... احتمال ابتلا به اختلالات جنسی را بیشتر می‌کند که در صورت ابتلای به آن، درمان یا کنترل بیماری زمینه‌ای اهمیت فراوانی دارد و نکته آخر شیوه زندگی است که بر سلامت جنسی افراد تاثیرگذار است زیرا امروزه معلوم شده کم‌تحرکی، تغذیه نامناسب، استرس‌های مختلف و چاقی سلامت جنسی افراد را به مخاطره می‌اندازند و باید اصلاح شوند.
 




 



احساس تنهایی در زنان متاهل
نوشته شده در سه شنبه 12 بهمن 1389 
ساعت : 9:47 PM
نويسنده : مجيد جعفری

احساس تنهایی در زنان متاهل

جان کاچیپو استاد دانشکده روانشناسی دانشگاه شیکاگو، تنهایی را اینطور تعریف می‌کند: نشانه آزارنده‌ای که هدف آن ترغیب ما به برقراری ارتباط است."

 

 

 

نگاه کلی
جان کاچیپو استاد دانشکده روانشناسی دانشگاه شیکاگو، تنهایی را اینطور تعریف می‌کند: نشانه آزارنده‌ای که هدف آن ترغیب ما به برقراری ارتباط است." زنان متاهلی که احساس تنهایی می‌کنند باید به این نشانه توجه کنند و برای برطرف کردن این وضعیت اقدام کنند. تنهایی اگر برخورد نشود، قدرت این را دارد که ازدواج را برهم بزند و می‌تواند بر سلامت جسمی شما هم تاثیر منفی بگذارد.
 

تئوری‌ها/تصورات
زنان متاهل به دلایل مختلف، مثل سو‌استفاده احساسی، فقدان صمیمیت فیزیکی یا زمانیکه مشکلات کاری باعث می‌شود زمان کمتری را کنارهم سپری کنند، ممکن است احساس تنهایی کنند
. طبق گفته‌های پپِر شوارتز، استاد دانشگاه واشنگتن، میل برآورده‌نشده برای ارتباط احساسی هم باعث می‌شود خیلی از زنان متاهل احساس تنهایی کنند. دکتر شوارتز می‌گوید، "دوستان دختر با علاقه، توجه و محبت گوش می‌دهند، مهم نیست که مردی چقدر خوب باشد، مقایسه رابطه‌ با همسرشان با دوستی که با خانم‌ها دارند باعث می‌شود احساس تنهایی کنند."
 

تصورات نادرست
اگر احساس تنهایی می‌کنید، ازدواج کردن چاره کار شما نیست. درواقع، این تصور غلط که ازدواج می‌تواند تنهایی را درمان کند باعث می‌شود که برخی خانم‌ها وارد روابطی شوند
که حتی باعث بدتر شدن احساس تنهاییشان شود. در کتاب “The Mirages of Marriage”، ویلیام جی لادرر و دان دی جکسون خاطرنشان می‌کنند که، "شدیدترین و آزاردهنده‌ترین تنهایی، تنهایی است که با فردی دیگر آغاز می‌شود." وقتی ازدواج نتواند تنهایی فرد راپر کند، خشم، تلخی و پس‌زدن احساسی اتفاق می‌افتد که می‌تواند موجب بیشتر شدن حس تنهایی شود.
 

خطرات
براساس گفته‌های پروفسور کاچیوپو، تنهایی می‌تواند از نظر جسمی نیز بر قلب فرد تاثیر بگذارد
. او می‌گوید، مغز افراد تنها مقدار بسیارزیادی کورتیزول که هورمون استرس است تولید می‌کند که بر سیستم قلبی-عروقی اثر گذاشته و می‌تواند خطر بیماری‌های قلبی را افزایش دهد.

همچنین تنهایی می‌تواند موجب افسردگی و رفتارهای خودتخریب مثل اعتیاد یا خیانت شود. براساس گفته‌های دکتر جویس هامیلتون‌بری زنان متاهلی که احساس تنهایی می‌کنند، بیشتر به خیانت کشیده می‌شوند. او می‌گوید، "زنان معمولاً زمانی دست به خیانت می‌زنند که ازدواج خواسته‌های آنها را برطرف نکرده و دچار مشکل باشد."
 
نظر متخصصین
دکتر شوارتز خاطرنشان می‌کند که حرف زدن با دوستان درمورد مشکلات و مسائل زندگی زناشویی می‌تواند کمک‌کننده باشد.
او به خانم‌ها توصیه می‌کند که توقعات بیش‌ازحد از همسر خود نداشته باشند و خودشان هم توجه کافی به شوهر خود داشته باشند. خیلی اوقات برای به‌دست آوردن توجهی که از طرف مقابل انتظار داریم، باید خودمان همان میزان به او توجه نشان دهیم. او می‌گوید، "ازطرف دیگر، اگر به‌اندازه کافی توجه می‌کنید اما توجهی درمقابل دریافت نمی‌کنید، آنوقت مشکل وجود دارد."
 
درخواست کمک
دکتر شوارتز به زنان متاهلی که احساس تنهایی می‌کنند پیشنهاد می‌کند که زمان بیشتری را کنار دوستان دختر خود بگذرانند و زندگی اجتماعی خارج از زندگی زناشویی خود ایجاد کنند.
همچنین باید درمورد علت احساس تنهاییشان با همسرشان صحبت کنند و سعی کنند باهم برای ساختن رابطه‌ای قوی تلاش کنند. مشاوره و درمان، چه به تنهایی یا درکنار همسر هم می‌تواند برای ریشه‌یابی این مشکل مفید باشد.




 



چطور رابطه‌ با همسر را بهبود بخشیم؟
نوشته شده در سه شنبه 12 بهمن 1389 
ساعت : 9:46 PM
نويسنده : مجيد جعفری

چطور رابطه‌ با همسر را بهبود بخشیم؟

یک ازدواج بد سلامت شما و نیز روابط‌ عاطفی‌تان را دچار اشکال می‌کند. بنابراین باید یاد بگیرید چگونه شروع به ترمیم روابط‌تان با همسرتان کنید.
 
یک ازدواج بد سلامت شما و نیز روابط‌ عاطفی‌تان را دچار اشکال می‌کند. بنابراین باید یاد بگیرید چگونه شروع به ترمیم روابط‌تان با همسرتان کنید.

 
شاید شنیده باشید که افراد ازدواج‌کرده در مقایسه با افراد مجرد سلامتی جسمی و روانی بهتری دارند. اما اختلافات زناشویی باعث می‌شود که سلامتی زن و شوهر هم به خطر بیفتد.
 
ازدواج شاد به سلامت زنان کمک می‌کند
یک بررسی در سال 2005 نشان داد بودن ازدواجی که رضایت زن و شوهر را در بر نداشته باشد، ممکن است استرس را افزایش دهد
و سلامتی زوجین را بدتر کند. یک بررس دیگر در همین سال نشان داد افرادی که در روابط نزدیک و منفی دارند، با احتمال بیشتری ممکن است دچار بیماری قلبی شوند.
 
ازدواج ناشاد اثر بدتری بر سلامت زنان دارد
این یافته‌ها ثابت نمی‌کند که ازدواج خوب حتما شما را سالم می‌کند
و ازدواج بد حتما باعث بیماری شما می‌شود. اما شکی نیست که ازدواج بد برای شما خوب نیست.
 

 مقابله با استرس
اگر ازدواج بدی دارید، ‌نقش استرسی که دچار آن هستید را دست کم نگیرید
. اگر روابط روزمره‌تان پر از استرس،‌ دعوا یا بی‌‌‌محلی به همسرتان است،‌ هر روز سلامت‌‌تان را در معرض خطر قرار می‌دهید.

برخی از زوج‌ها نمی‌توانند بر این استرس ناشی از مشکلات روابط‌شان غلبه کنند،‌ برای مثال در مواردی که یکی از طرفین فاقد حس همدلی نسبت به همسرش است یا خشونت جسمی نسبت به او اعمال می‌کند. اما در اغلب زوج‌ها امید بر غلبه بر این استرس وجود دارد،‌ حتی اگر سال‌ها از هم دلخور باشند و به هم آسیب رسانده باشند.
 

در زیر پنج مورد از شایع‌ترین عاداتی که در ازدواج‌های بد وجود دارد- و بر چگونگی غلبه بر آنها اشاره می‌‌شود:

1) خود خوری و همه چیز را درون خود نگاه داشتن:
هر زوجی با چالش‌هایی روبه‌رو هست، اما اگر در مورد این مشکلات با همسرتان صحبت نکنید، تنش ناشی از این اختلاف زناشویی و فاصله پیدا کردن میان شما تنها افزایش خواهد یافت.

داستان خانم جوی از این لحاظ آموزنده است. جوی به یاد می‌‌‌آورد که همیشه از مشاجره با شوهر سابقش که یک معتاد در حال بهبودی بود،‌ اجتناب می‌کرد؛ تا در ترک به او کمک کند. او می‌گوید: "خیلی در مورد همسرتان احتیاط به خرج می‌دهید،‌ چون می‌خواهید اطمینان حاصل کنید که حال او خوب باقی بماند و دوباره به اعتیاد روی نیاورد و نمی‌خواهید او دچار استرس شود و نمی‌خواهید با او مشاجره کنید."

اما این فشاری که در ارتباط او و شوهرش وجود داشت،‌ باعث شد خود او دچار افسردگی شود.

افرادی که در خانواده‌هایی بزرگ می‌شوند که در مورد بیان مشکل‌ با دیگران به راحتی با یکدیگر ارتباط برقرار کرده‌‌اند، به راحتی و به نحوی سازنده با همسرشان صحبت می‌کنند؛ اما بسیاری از افراد در دوران کودکی این مهارت‌های ارتباطی را نیاموخته‌اند و نیاز به ابزارهایی دارند که بتوانند درباره موضوعات حساس به طریقی ایمن سخن بگویند.

چطور این مشکل را حل کنیم: مهارت‌های ارتباطی‌تان را بهبود بخشید. برای اینکه می‌توانید به کتاب‌هایی که در این مورد نوشته شده‌اند رو بیاورید. مشاوران ازدواج یک گزینه خوب دیگر است. البته باید توجه داشته باشید مشاور ازدواجی را انتخاب کنید که بتواند به طور موثری مهارت‌های ارتباطی را به شما بیاموزد.
 

2) به حرف هم گوش ندادن:
هر کسی می‌خواهد حرف‌هایش شنیده شود، اما همسران در ازدواج‌های دچار مشکل اغلب به نحوی درست و موثر به یکدیگر گوش فرا نمی‌دهند.
هنگامی که درست به حرف‌های یکدیگر گوش نمی‌دهیم، با شنیدن یک کلمه تحریک می‌شویم و از ادامه بحث سرباز می‌زنیم. هنگامی که شخصی احساس می‌کند،‌حرفش شنیده نمی‌شود، در مورد خصوصی‌ترین بخش‌های خودش با دیگری سهیم نمی‌شود،‌ زیرا نمی‌خواهد در معرض آسیب قرار گیرد. اما هنگامی آنها حس کنند که حرف‌های‌شان شنیده می‌شود،‌ مکالمه عمیق‌تر می‌شود.

چطور این مشکل را حل کنیم: با همسرتان توافق برسید تا در نوبت‌های 3 تا 5 دقیقه‌ای بدون قطع حرف دیگری به سخنان او گوش کنید. هنگامی که شروع به شنیدن می‌کنید، دیدگاه جدیدی از همسرتان به دست می‌آورید.
 

3) مقصر دانستن یکدیگر:
در ازدواج‌های ناشاد که درگیر مشاجرات حل و فصل نشده و دلخوری‌های سرکوب شده هستند،
افراد اغلب به جای این که مسئولیت‌شان را قبول کنند، همسرشان را مقصر می‌دادند. اما مقصردانستن طرف مقابل مشکلی را حل نمی‌کند؛ با این کار تنها اختلافات بالا می‌گیرد.

چطور این مشکل را حل کنیم: سعی کنید موضوعات اساسی را که واقعا بر سر آن نزاع دارید پیدا کنید. برای مثال آیا احساس می‌کنید حرف‌های شما شنیده نمی‌شود، و مورد عشق و احترام همسرتان قرار ندارید. اگر در یافتن این موضوعات اصلی مورد اختلاف دچار مشکل هستید، از خودتان سوال کنید این اختلاف چه چیز و چه کسانی را به یادتان می‌آورد؟ هنگامی فهمیدید که چه چیزی عامل این اختلاف است، می‌توانید الگوهای فکری و رفتاری‌تان را تغییر دهید.
 

4) قدر یکدیگر را ندانستن:
یکی از شایع‌ترین مشکلات در ازدواج ندانستن قدر همسر و کاهش حساسیت به نیازهای او در طول زمان است.
شاید همسرتان دیگر هنگامی که از سر کار برمی‌گردید، به شما سلام نکند. شاید شوهر دیگر از اینکه زن غذای محبوب او را برای شام پخته است،‌ تشکر نکند. اما همه ما نیاز به تحسین و ابراز احساسات داریم. بدون اینها فرد شروع به احساس تنها بودن، نادیده‌ گرفته‌ شدن و قدرنشناسی می‌کند.

چطور این مشکل را حل کنیم: با دادن یک هدیه یا یک تشکر ساده سپاسگزاری‌تان را نسبت به همسرتان نشان دهید. برای بهبود رابطه‌‌‌تان وقت بگذارید، مثلا قراری برای رفتن به یک رستوران بگذارید. ممکن است آنقدر نسبت به همسرتان دلخور و خشمگین باشید که سپاسگزاری او برای‌‌تان مشکل باشد. حتی اگر این چنین است، توصیه این است که سپاسگزاری‌تان را انجام دهید. هر بار با انجام این کار دیوار دلخوری و خشم اندکی پایین می‌آید. همچنین با به یاد آوردن چیزهایی در همسرتان که زمانی دوست داشتید و گفتن آنها به او و چیزهایی در رفتار او که شما را آزار می‌دهد،‌در یک زمان آرام، صمیمیت خودتان را با همسرتان بیشتر کنید.
 

5) زود تسلیم شدن:
در بهبود دادن به روابط ‌تان عجله نداشته باشید،‌به خصوص اگر در این مورد تلاش کرده‌اید و نتوانسته‌اید به تنهایی ازدواج‌تان را بهبود بخشید.

چطور این مشکل را حل کنیم: به خودتان زمان بدهید. انتظار نداشته باشید دیوار دلخوری و بی‌اعتمادی به فوریت از بین برود. دست کم سه ماه وقت بدهید تا ببینید مشاوره با یک روان‌درمانگر یا به کار بستن توصیه‌ها از کتاب‌های بهبود روابط به ازدواج شما کمک می‌کند یا نه. تغییر ممکن است به آهستگی رخ دهد. اما از این قدم‌های کوچکی در این مسیر برداشته‌اید‌، نگران نباشید. یک تغییر کوچک می‌تواند تاثیر بزرگی در شروع تغییر دادن یک الگوی ارتباطی باشد.