ببینید چطوری با ناخود آگاه ما بازی میکنند!!!؟
خراب کردن مسجد توسط پرندگان خشمگین

به نام علی در لوگوی این بازی توجه کنید!!!!؟

بازی کالاف دیوتی حدیثی از امام صادق(ع) که در قاب عکس کار شده است
به محل نصب تابلو دقت کنید!!!!!!؟

استفاده از درب کعبه در چند نقطه ی این بازی

استفاده از کلمه الله در کف زمین این بازی
به سم کارکتر ها توجه کنید

نام فاطمه زهرا که با زیرکی در این بازی کار شده

این بار در بازی اویل قرآنی که در اتاق یکی از روسای گروه تروریستس وجود دارد

به کلمه ی الله زیر پای شخصیت ها توجه کنید
شباهت کفپوش با کفپوش مسجدالنبی
شباهت طراحی بنا با مسجدالنبی

موجوداتی که پس از حل معما الله اکبر می گویند

وباز هم کلمه ی الله در این بازی به وفور یافت میشود

استفاده از درب مسجدالنبی در بازی!!!!؟

و در آخر فکر میکنم حرفی برای گفتن نباشه وخودتون قضاوت کنید؟؟؟؟
ادامه مطلب
كتابي رو پيدا كردم كه واقعا حرفهاي جالبي داره ميزنه
بهتون پيشنهاد مي كنم بدانلوديدش
من كه تا بازش كردم 60 تا نكته رو تا آخر خوندم
خيلي جالبه
منبع : veyq.ir
ادامه مطلب
دوستان عزيز سلام
امروز يه كتاب خيلي عالي براتون پيدا كردم كه حاوي داستان هاي شگفت انگيز و جالبيه.
اميدوارم خوشتون بياد

يكي از اين داستان ها :
شاگردی از استادش پرسید : عشق چیست؟
استاد در جواب گفت : به گندمزار برو و پربارترین خوشه را بیاور . اما در هنگام عبور از گندمزار ، به یاد داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی!
شاگرد به گندمزار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت.
استاد پرسید: چه آوردی؟
و شاگرد با حسرت جواب داد : هیچ! هر چه جلوتر می رفتم ، خوشه های پرپشت تر می دیدم و به امید پیدا کردن پرپشت ترین ، تا انتهای گندمزار رفتم...
استاد گفت : عشق یعنی همین!
شاگرد پرسید : پس ازدواج چیست ؟
استاد به سخن آمد که : به جنگل برو و بلندترین درخت را بیاور. اما به یاد داشته باش که باز هم نمی توانی به عقب برگردی!
شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی با درختی برگشت.
استاد پرسید: چه شد؟ او در جواب گفت : به جنگل رفتم اولین درخت بلندی را که دیدم ، انتخاب کردم . ترسیدم که اگر جلوتر بروم ، باز هم دست خالی برگردم .
استاد باز گفت : ازدواج یعنی همین!!
ادامه مطلب
.: Weblog Themes By Pichak :.
