حديث
31
:
امام علي (ع)
:
[1] درباره ايمان از آنحضرت سؤال شد در پاسخ فرمود : ايمان برچهار پايه
استوار است : [2] بر صبر و يقين و عدالت و جهاد .و صبر بر چهار شعبه تقسيم
میشود . [3] بر اشتياق ،ترس ،زهد و انتظار : [4] کسی که مشتاق بهشت باشد
از شهوات و تمايلات سرکش برکنار مي رود و آن کس که از آتش جهنم بيمناک
باشد از محرمات دوریمي گزيند [5] کسيکه در دنيا زاهد باشد مصيبتها را
ناچيز مي شمرد . و آن کس که منتظر مرگ باشد برای انجام اعمال نيک سرعت مي
گيرد . [6] يقين نيز بر چهار قسمت است : بر بينش در هوشياری و زيرکی[7]
رسيدن به دقايق حکمت پندگرفتن از حکمتها و توجه به روش پيشينيان : [8]
کسیکه هوشيار و بينا باشد حکمت و دقايق امور برايش روشن مي شود و کسیکه
دقايق امور و حکمت برايش روشن شد عبرت فرامي گيرد [9] و کسیکه درس عبرت
فراگيرد گويا هميشه با گذشتگان بوده است . [10] عدالت نيز چهار شعبه دارد
: دقت در فهم غور در علم [11] و دانش قضاوت صحيح و حلم و بردباری ثابت و
پا برجا . بنابراين آن کس که خوب بفهمد به اعماق دانش آگاهی پيدا مي کند
[12] و کسیکه به عمق علم برسد سيراب از سرچشمه احکام باز مي گردد . [13] و
آن کس که حلم و بردباری داشته باشد در کار خود تفريط و کوتاهی نمي کند و
در ميان مردم با آبرومندی و ستودگی زندگی خواهد کرد . جهاد نيز چهار شعبه
دارد : [14] امر به معروف ، نهی از منکر صدق و راستی در معرکه نبرد [15] و
کينه و دشمنی با فاسقان : آن کسیکه امر به معروف کند پشت مؤمنان را محکم
کرده [16] و کسیکه نهیا ز منکر نمايد بينی کافران را بر خاک ماليده هر کس
در معرکه نبرد صادقانه بايستد وظيفه اش را انجام داده [17] و آن کسی که
فاسقان را دشمن دارد و بخاطر خدا خشم گيرد خداوند بخاطر او خشم و غضب مي
کند و او را در روز قيامت خشنود مي سازد . [18] کفر نيز بر چهار پايه قرار
دارد : دنبال او هام رفتن به گمان کنجکاوی از اسرار 00 [1] جنگ و ستيز با
مردم انحراف از حق و پيروی از هوی و هوس : آن کس که به دنبال اوهام و
جستجوی اسرار ديگران برود به حق باز نمي گردد [2] و کسی که در اثر جهل به
نزاع و ستيز برخيزد همواره از شناخت حق محروم خواهد ماند و کسیکه از راه
حق منحرف شود و به دنبال هوسها برود نيکیدر نزد او بد [3] و بدیدر پيش او
خوب جلوه مي کند و گرفتار مستی گمراهی مي گردد [4] و آن کس که به عناد و
لجاج پردازد راهها برايش پر از سنگ و ناهموار و کارها بر او سخت و پيچيده
مي شوند و در تنگنا قرار مي گيرد . [5] شک نيز بر چهار شعبه است : بر مراء
و جدال ترس ترديد [6] و خودباختگی آن کسیکه مجادله و لجاجت در بحث را عادت
خويش قرار بدهد هرگز از تاريکی شک به روشنائی يقين گام نمي نهد [7] هر کس
از آينده بترسد به قهق را برمي گردد [8] و آن کس که در ترديد و دو دلی
باشد و نتواند تصميم بگيرد زير سم شيطانها له خواهد شد [9] و آن کس که در
برابر وسائلیکه هلاکت دنيا و آخرت در آن است خود باخته شود در هر دو جهان
هلاک خواهد شد . [10] شريف رضی مي گويد : سخن امام [ ع ] هنوز دنباله داشت
که ما برای طولاني نشدن و خارج شدن از منظور در اين باب [ که جمع آوری
سخنان کوتاه امام است ] از بقيه صرف نظر کرديم .
31 - [1] و سئل عن الايمان ، فقال : الايمان علی اربع دعائهم : [2] علی
الصبر ، و اليقين ، و العدل ، و الجهاد و الصبر منها علی اربع شعب : [3]
علی الشوق ، و الشفق ، و الزهد ، و الترقب : [4] فمن اشتاق الی الجنه سلا
عن الشهوات ، و من اشفق من النار اجتنب المحرمات ، [5] و من زهد فی الدنيا
استهان بالمصيبات ، و من ارتقب الموت سارع الی الخيرات [6] و اليقين منها
علی اربع شعب : علی تبصره الفطنه ، [7] و تاول الحکمه ، و موعظه العبره ،
وسنه الاولين [8] فمن تبصر فی الفطنه تبينت له الحکمه ، و من تبينت له
الحکمه عرف العبره ، [9] و من عرف العبره فکانما کان فی الاولين [10] و
العدل منها علی اربع شعب : علی غائص الفهم ، و غور العلم [11] و زهره
الحکم ، و رساخه الحلم ، فمن فهم علم غور العلم ، [12] و من علم غور العلم
صدر عن شرائع الحکم ، [13] و من حلم لم يفرط فی امره و عاش فی الناس حميدا
الجهاد منها علی اربع شعب : [14] علی الامر بالمعروف ، و النهی عن النمکر
، و الصدق فی المواطن ، [15] و شنان الفاسقين : فمن امر بالعروف شد ظهور
المؤمنين ، [16] و من نهی عن المنکر ارغم انوف الکافرين و من صدق فی
المواطن قضی ما عليه ، [17] و من شنی ء الفاسقين و غضب لله ، غضب الله له
و ارضاه يوم القيامه [18] و الکفر علی اربع دعائهم : علی التعمق ، [1] و
التنازع ، و الزيغ ، و الشقاق : فمن تعمق لم ينب الی الحق ، [2] و من کثر
نزاعه بالجهل دام عماه عن الحق ، و من زاغ ساءت عنده الحسنه ، [3] و حسنت
عنده السيئه ، و سکر سکر الضلاله ، [4] و من شاق و عرت عليه طرقه ، و اعضل
عليه امره ، و ضاق عليه مخرجه [5] و الشک علی اربع شعب : علی التماری ، و
الهول ، و التردد ، [6] و الاستسلام : فمن جعل المراء ديدنا ، لم يصبح
ليله ، [7] و من هاله ما بين يديه نکص علی عقبيه ، [8] و من تردد فی الريب
، وطئته سنابک الشياطين ، [9] و من استسلم لهلکه الدنيا و الاخره هلک
فيهما [10] قال الرضی : و بعد هذا کلام ترکنا ذکره خوف الاطاله و الخروج
عن الغرض المقصود فی هذا الباب
نهج البلاغه