نور باران

اين آب است كه جريان دارد و نه رودخانه، اين ما هستيم كه مي گذريم و نه زمان،

من نه عاشق بودم و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من
من خودم بودم و یک حس غریب که به صد عشق و هوس می ارزید
من نه عاشق بودم نه دلداده به گیسوی بلند
و نه الوده به افکار پلید...
من به دنبال نگاهی بودم که مرا از پس دیوانگی ام می فهمید و خدا می داند .......
سادگی از ته دلبستگی ام پیدا بود...


نوشته شده در شنبه 23 بهمن 1389  ساعت 12:17 PM توسط پریسا قبادی نظرات 0 | |