سفرهاى علمى شیخ صدوق(ره)

عشق به جمع آورى احادیث در وجود شیخ صدوق موج مىزد و حفظ و حراست از سخنان پیشوایان دینى و نشر و توزیع آنها را سرلوحه کار خود قرار داده بود و براى رسیدن به این هدف، از بلخ و بخارا تا کوفه و بغداد و از آنجا تا مکه و مدینه سفر کرد و به تمام مراکز اسلامى آن زمان - اعم از شیعه و سنى – سر زد و چه بسیار که در این سفرها با مشکلات فراوانى مواجه شد ولى همه را به جان خرید و غم غربت را تحمل کرد.
مسافرت های شیخ صدوق(ره)

شیخ صدوق بخش عمده ای از عمر بابرکت خود را برای نیرومند ساختن مذهب شیعه در مسافرت گذرانید، به طوری که بعضی از بزرگان، او را به عنوان جهانگردی پوینده برای دانش آموزی ستوده اند. وی در هر گوشه ای از جهان اسلام، آوازه کتاب یا محدثی را می شنید، به سوی او می شتافت. سفرهای پرمشقت این خدمتگذار مکتب اهل بیت: به نفع مذهب تشیع و از روی اهداف خاصی صورت می گرفت.
از جمله این اهداف، می توان به دستیابی به احادیث، آشنایی با دانشوران، شنیدن احادیث بدون واسطه از راویان و تبلیغ مکتب تشیع اشاره کرد.
علم فقه شیخ صدوق(ره)

برخى از کسانى که زندگانى فقیهان را نگاشتهاند صدوق را از قلم انداخته و او را در زمره فقهاى نامدار شیعه نياوردهاند! حال آنکه صدوق در بسياری از کتابهاى خود از جمه کتاب معروف من لایحضره الفقیه ( يکى از کتابهای چهارگانه اصلی شیعه) روایات را بر اساس مبانى فقهى خود تنظيم کرده و در مقدمه آن نيز نوشته است: آنچه در اين کتاب آودهام به آن فتوا مىدهم. لنگر يعنى مطابق نظريات وى در احکام است. همچنين کتاب معروف المقنع وى در شمار کتب اوليه فقهى عالم تشیع قرار دارد و کاملا جنبه فتوايى دارد و ساير فقها در قرون و اصعار پس از وى به همين کتاب به مثابه نظريه هاى فقهى وى استناد کرده اند، بعلاوه بسيارى از رجال نويسان او را در زمره فقيهان آوردهاند.
شیخ صدوق(ره) و استنباط و استخراج

ابن بابویه نه تنها قیاس بلکه استنباط و استخراج را نیز غیرمجاز دانسته است. آثار فقهی ابن بابویه نیز همچون آثار کلامی وی عمدتاً متشکل از متون احادیث با حفظ یا حذف اسناد آنهاست و البته در پارهای موارد به جای لفظ حدیث معنای آن آمده است. ابن بابویه معمولاً به متن حدیث اکتفا میکند و از استنباط خودداری میورزد.
شیخ صدوق (ره) و رد حدیث

ابن بابویه در مواردی نیز به رد حدیث میپردازد. مثلاً در بعضی از موارد که دو حدیث متعارض یکی موافق رأی عامه و دیگری مخالف رأی ایشان است حدیث مخالف را ترجیح داده، حدیث موافق را حمل بر تقیه میکند. موارد دیگری نیز به چشم میخورد که ابن بابویه حدیثی را در مقابل معارض آن کنار گذارده، لیکن علت ترجیح را بیان نکرده و این احتمال میرود که وی در این ترجیح بر رجال سند تکیه داشته است.







