صحیفه امام ج6 34 ص : 33
...................................................................................
من به شما آقایان عرض بكنم و به همه ملت ایران عرض بكنم كه امروز مملكت ما در یك موضع حساسى وارد شده است كه این ملت بین مَوْت و حیات است؛ یا باید تا آخر اسیر باشیم و احكام دین و اسلام دستخوش مَفْسده جوها باشد، یا حالا پیروزى را به دست بیاوریم. امر دایر بین این دوتاست. هر فرد از افراد ملت كه در این امر شركت نكند خائن است. خیانت به اسلام است. خیانت به اسلام مىكند، خیانت به كشور مىكند. اگر ما دُم اینها را نگیریم و بیرونشان نیندازیم، فردا دوباره یا او را برمىگردانند و یا همه منافع ما را با این دست مىدهند به امریكا و غیر. و الآن و بعد هم كه فهمیدند كه این چیزى كه مىتواند جلوى اینها را بگیرد عبارت از اسلام و مسلمین و روحانیون هستند، این دفعه اگر خداى نخواسته تسلط پیدا بكنند نه روحانى مىگذارند باقى بماند نه اسلام. وقتى مطلب به اینجا رسید، كدام آدم مىتواند مخالفت بكند؟ كدام آدم مىتواند ساكت باشد؟ ساكت در حكم مخالف است. خائن است ساكت. امروز روزى نیست كه شما بنشینید توى خانهتان و بگویید كه تكلیف من این است كه بروم مثلًا فرض كن دكان و برگردم، بروم مسجد و برگردم، بروم محراب و برگردم. امروز آن روز نیست. اگر آن روز بود، خوب من هم قم بودم و مشغول درسم بودم، مشغول بحثم بودم و مشغول استفاده از آقایان. امروز آن طور نیست آقا!
نظرات( 0 )|
| نويسنده: سایت راسخون | تاريخ ارسال:
پنج شنبه 19 آبان 1390
ادامه مطلب...
|