حكايت عارفانه ، مبارزه با شیوههای طاغوتی
ابن مسعود، یکی از یاران پیامبران (صلیاللهعلیهوآله) میگویند: روزی دیدم پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) با مردی صحبت میکند، ولی هیبت و شکوه پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) آن چنان آن مرد را فرا گرفته بود، رعشه بر اندام شده بود.
پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) به او رو کرد و فرمود:
هون علیک فلست بملک انما انا ابن امریه کانت تاکل القد :
آرام بگیر، من شاه نیستم، من فرزند زنی هستم که از ظرف پوست غذا میخورد (177)
ابوذر میگوید: سلمان و بلال حبشی را دیدم که به سوی پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) آمد، وقتی به آنحضرت رسیدند، ناگهان سلمان بر قدم رسولخدا (صلیاللهعلیهوآله) افتاد و بوسید، پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) به سلمان فرمود:
یا سلمان لا تصنع بی ما تصنع الا عاجم بملوکها انا عبد من عبید الله آکل مما یا کل العبد واقعد کما یقعد العبد:
ای سلمان! آنگونه با من رفتار مکن که عجمها با شاهان خود رفتار میکنند من بندهای از بندگان خدا هستم، همچون بنده میخورم مینشینم . (178)
نوشته شده توسط ( newsvaolds ) در پنج شنبه 24 اردیبهشت 1394
سلامـ .... ... ..
