حكايت عارفانه ، مجازات ظالمی بدست ظالمی دیگر

خولی بن یزید اصبحی، سر جدا شده امام حسین علیه‏السلام را از کربلا به کوفه آورد، تا به عنوان اولین نقر نزد ابن زیاداستاندار خونخوار یزید در عراق ببرد و جایزه کلانی بگیرد.
این ستمگر بی رحم، دیر به کوفه رسید، سر را به خانه‏اش برد و فردا صبح زود آنرا در دارالاماره نزد ابن زیاد آورد و گفت:
املا رکانی فصه اوذهبا - انی قتلت السید المحجبا
و خیرهم من یذکرون النسبا - قتلت خیر الناس اما و ابا:
تا رکاب مرا پر از نقره و طلا کن، چرا که من سید بلند مقام را کشتم، آنکس که از نظر نسب، بر همگان برتری دارد، کشتم کسی را که از نظر کادر و پدر، بهترین انسانها بود.
ابن زیاد، از این تعریف، ناراحت شد - مخصوصا با توجه به اینکه خولی در حضور مردم این ستایش را کرد - به او گفت: تو که می‏دانستی حسین علیه‏السلام چنین فردی بزرگ بود، چرا او را کشتی ؟ سوگند به خدا هیچ جایزه‏ای نزد من نداری و بنقل بعضی دستور داد، او را کشتند، بعضی می‏نویسند: او شمر بود و بعضی گویند: او سنان بن انس بود(193).







نوشته شده توسط ( newsvaolds ) در پنج شنبه 24 اردیبهشت 1394 

نظرات ، 0