حكايت عارفانه ، زهد و ساده زیستی آیت اللّه بروجردی

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ‏
محروم آیت اللّه العظمی بروجردی پا درد داشت، به همین جهت یکی دو سفر به آبگرم محلات رفتند، در یکی از این سفرها به فقرای آنجا کمک خوبی کردند و دستور فرمود: چند گوسفند خریده و ذبح کنند و گوشت آنها را بین فقراء تقسیم نمایند.
به دستور آقا عمل شد و در آخر کار به اندازه نیم کیلو گوشت برای آقا کنار گذاشته بودند تا یک وعده کباب برای ایشان تهیه نمایند، سفره انداخته شد، ماست و خیار گذاشتند و دو سه سیخ کباب هم که از همان گوشت تهیه کرده بودند، خدمت ایشان گذاشتند.
فرمود: این کباب از کجاست؟
گفتند: از همین گوشت، مقداری فقط برای شما درست کرده‏ایم، ایشان فرمود: «من این کباب را نمی‏خورم، اینها را بین فقرا تقسیم کنید، که آنان بوی آن را شنیده‏اند، آقا از کباب هیچ نخوردند، بلکه به همان ماست و خیار قناعت نمودند.







نوشته شده توسط ( newsvaolds ) در شنبه 26 اردیبهشت 1394 

نظرات ، 0