حكايت عارفانه ، شیعیان واقعی از دیدگاه امام هشتم

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ‏
امام رضا(ع) در خراسان بود و در ظاهر ولی عهد مأمون به شمار می‏آمد، جمعی از شیعیان برای دیدار آنحضرت به خراسان آمده بودند، و از دربان اجازه ورود می‏خواستند، دربان برای آنها از آنحضرت اجازه می‏طلبید ولی آنحضرت اجازه نمی‏داد.
آنها دو ماه پی در پی در هر روز دوباره (و جمعاً 60 بار) به در خانه آنحضرت آمده و اجازه ورود طلبیدند و به دربان گفتند به امام رضا (ع) بگو ما جمعی از شیعیان شما هستیم، وقتی دربان تقاضا و پیام آنها را به امام رضا عرض می‏کرد، امام می‏فرمود: «من فعلاً اشتغال دارم به آنها اجازه ورود نده».
سرانجام آنها به دربان گفتند: از جانب ما به امام عرض کن، ما از بلاد دور آمده‏ایم و مکرر اجازه خواسته‏ایم و جواب منفی داده‏اید دشمنان ما، ما را شماتت خواهند کرد، اگر بدون ملاقات با شما به وطن باز گردیم، نزد مردم، شرمنده و سر افکنده خواهیم شد...
دربان، پیام آنها را به امام ابلاغ کرد، امام فرمود: به آنها اجازه ورود بده.
دربان به آنها اجازه داد، آنها به محضر آنحضرت رسیدند و پس از احوالپرسی، عرض کردند: «ای پسر رسولخدا، چه شده که ما به این بی مهری جانکاه و خفّت و خواری افتاده‏ایم و پس از آنهمه بی اعتنائی و عدم اجازه شما، دیگر برای ما آبروئی نماند، علّت چیست؟
امام رضا (ع) فرمود: این آیه (30 شوری) را بخوانید:
«و ما اصابکم من مصیبة فبما کسبت ایدیکم و یعفو عن کثیر.»
: «هر مصیبتی که به شما رسد به خاطر اعمالی است که انجام داده‏اید و بسیاری را نیز عفو می‏کند.»
من در مورد شما به پروردگار و به رسولخدا (ص) و امیرمؤمنان و پدران پاکم پیروی کردم.
آنها عرض کردند: چرا نسبت به ما بی اعتنا هستید؟
امام رضا (ع) فرمود: به خاطر آنکه شما ادعا می‏کنید از شیعیان امیرمؤمنان علی (ع) هسنید، وای بر شما همانا شیعه علی (ع)، افرادی مانند حسن و حسین (ع) و ابوذر و سلمان و مقداد و عمّار و محمّد بن ابوبکر بودند که هیچگونه مخالفت با اوامر آنحضرت نمی‏نمودند، و هیچگاه کاری که مورد نهی آنها بود انجام نمی‏دادند ولی شما وقتی که می‏گوئید ما شیعه علی (ع) هستیم در بیشتر اعمال، با دستورات آنحضرت مخالفت می‏نمائید و در انجام فرائض کوتاهی می‏نمائید، و در رعایت حقوق برادران، سستی می‏کنید، آنجا که تقیه واجب است تقیه نمی‏کنید و آنجا که حرام است تقیه می‏کنید، اگر شما به جای «شیعه» بگوئید ما از دوستان اولیاء خدا و دشمن اولیاء خدا و دشمن دشمنان آنها هستیم، شما را در این قول رد نمی‏کنم، ولی شما ادعای مقام ارجمند (شیعه) می‏کنید اما ادعای شما با اعمال شما سازگار نیست، شما راه هلاکت را می‏پیمائید مگر اینکه با توبه و انابه، ضایعات گذشته را جبران کنید.
آنها گفتند: ما استغفار و توبه می‏کنیم، و از این پس خود را به عنوان دوستان شما، و دشمن دشمنان شما، عنوان می‏نمائیم (نه شیعه شما).
امام رضا (ع) فرمود: «آفرین بر شما ای برادران و دوستان من»، آنگاه امام از آنها احترام شایان کرد و آنها را نزد خود نشانید و سپس به دربان خود فرمود: چند بار از ورود آنها جلوگیری کردی؟
او عرض کرد شصت بار.
امام به او فرمود: شصت بار نزد آنها بیا و به آنها سلام کن و سلام مرا به آنها برسان، خداوند بخاطر دوستیشان با ما، مشمول کرامت و لطف خاصّ قرار داد، و به آنها از غذاها و اموال بطور وفورذ، بهره‏مند ساز و گرفتاری آنها را بر طرف نما.







نوشته شده توسط ( newsvaolds ) در شنبه 26 اردیبهشت 1394 

نظرات ، 0