سعيد
  • اردیبهشت 1390
  • مهر 1389
  • فروردین 1389
  • خرداد 1389
  • آذر 1389
  • شهریور 1389
  • تیر 1389
  • دی 1389
  • مرداد 1389
  • اردیبهشت 1389
  • بهمن 1389
  • آبان 1389
  • اسفند 1389
  • مهر 1388
  • تیر 1388
  • فروردین 1388
  • دی 1388
  • اسفند 1388
  • آذر 1388
  • خرداد 1388
  • بهمن 1388
  • آبان 1388
  • شهریور 1388
  • <-BlogTitle->
    کل بازديد ها : 1823342
    تعداد کل پست ها : 3775
    تعداد کل نظرات : 173
    بروز رساني : چهارشنبه 24 مرداد 1397 
    ايجاد شده در : دوشنبه 6 مهر 1388 

    اين قالب توسط sama طراحي و توسط sama ترجمه شده
    Check PageRank

    دوازدهم ديماه در دفاع مقدس:

      نخستين گردهمايي معاونين جنگ وزارتخانه ها ، بمباران تأسيسات راديويي عراق توسط ايران و تبادل آتش در مريوان و حاج عمران از مهمترين وقايع دوازده دي در طول دوران دفاع مقدس است . . . 


    جملات کوتاه و خواندني:

      کارهائي را که در گذشته کرده ايم ما را مانند سايه تعقيب مي کنند و نسبت به جنس آنها ما را به سوي بدي و يا خوشي مي کشند. «کارلايل» دراين دنيا هر کس چيزي را درو مي کند که قبلا تخم آ ن را کاشته است. «اسمايلز» . 

    ادامه - آرشيو ...

    تبديل لينك راپيدشير و ديگر سايت هاي آپلود به لينك مستقيم


    آپلود سنتر عكس، تصوير، فايل زيپ، فايل فلش و هر نوع فايل ديگر

    تصاويري زيبا از درختان

    به اين پست نظر دهيد

      آرایش ، جزوه الکترونیک ، انجمن علمی ، مقاله پژوهشی ، پرورش شترمرغ ، سایت تخصصی برق، ژورنال لباس عروسی ، کارت ویزیت ، راهنمای فارسی ،‌ ، داستان ،

      XP Repair Pro یک نرم افزار مشهور و کاربردی برای کاربران سیستم عامل ویندوز می باشد. توسط این نرم افزار میتوانید خطاها و ارور های موجود در ویندوز را که ممکن است در اثر استفاده یا نصب سایر نرم افزار ها، اتفاق افتاده باشد، به آسانی ترمیم نمایید. بدون نیاز به نصب مجدد سیستم عامل میتونید آن را مجددا بازگردانید و به روند کارها سرعت ببخشید. - .  دانلود

     قدرتمند ، کارت سوخت ، کرک کارت سوخت ، آموزش ، نرم افزار ، دانلود رایگان ، کتاب الکترونیکی ،‌ نحوه گرفتن کارت سوخت المثنی ، حسابداری ، نرم افزار حسابداری هلو ،‌ عاشقانه ، عشقولانه ، پرورش قارچ ، دانلود مترجم پدیده ،‌ بازیگران سینمای ایران ،

    کریمی از استیل آذین قهر کرد؟

    کيهان: الاغ ها و اسب ها و قاطرها هم به رنگ سبز علاقمندند

    علي بهانه گير
     
     
     
      
     
    روزگاري در همين شهر خودمان مردي بود كه همه به او مي گفتند علي بهانه گير.  ر
    علي بهانه گير يازده تا زن داشت كه هر كدام را به يك بهانه اي زده بود ناقص كرده بود؛ طوري كه وقتي زن ها مي خواستند بروند حمام, پول و پله اي مي دادند به حمامي و حمام را قوروق مي كردند كه پيش اين و آن خجالت نكشند. ر
    از قضا يك روز كه زن هاي علي بهانه گير مي خواستند بروند حمام, دختر ترشيده اي رفت تو حمام قايم شد كه ببيند چه سري در اين كارست كه زن هاي علي بهانه گير از ديگران كناره مي گيرند و هميشه با هم به حمام مي روند.  ر
    وقتي زن ها رفتند حمام و مشغول شست و شوي خود شدند, دختر ترشيده از جايي كه قايم شده بود, آمد بيرون, رفت بين آن ها و ديد همه ناقص اند. يكي گوشش بريده؛ يكي انگشت ندارد؛ خلاصه ديد تن و بدن هيچ كدامشان بي عيب نيست.  ر
    دختر گفت «چرا شماها همه تان درب داغان هستيد؟»  ر
    زن ها كه ديدند كار از كار گذشته و رازشان برملا شده, گفتند «علي بهانه گير ما را به اين روز انداخته.»  ر
    دختر گفت «حالا كه او اين قدر بي رحم است, لااقل شما يك كاري بكنيد كه بهانه دستش ندهيد.» ر
    گفتند «فايده ندارد! هر كاري بكنيم, بالاخره يك بهانه اي مي گيرد و مي افتد به جان ما.» ر
    دختر دلش به حال آن ها سوخت. گفت «از بي عرضگي خودتان است. بياييد من را براش بگيريد تا انتقام شما را از او بگيرم و بلايي به سرش بيارم كه از خجالت نتواند سر بلند كند.»  ر
    بعد, نشاني خانه اش را داد به آن ها و از حمام رفت بيرون.  ر
    زن هاي علي بهانه گير وقتي برگشتند خانه, نهار مفصلي درست كردند و سر ظهر سفره انداختند. ر
    علي بهانه گير آمد خانه و بي آنكه سلام عليك كند يا يك كلمه حرف بزند, رفت نشست سر سفره. اما همين كه مزه غذا را چشيد بشقاب را ورداشت انداخت وسط سفره و خودش را عقب كشيد و بغ كرد. ر
    زن ها كه جرئت حرف زدن نداشتند, با ترس و لرز جلوش دست به سينه ايستادند. علي بهانه گير به حرف درآمد و گفت «اگر يك زن خوب داشتم حال و روزم بهتر از اين بود و مجبور نبودم هميشه غذاهاي بيمزه بخورم.»  ر
    زن اول گفت «مشهدي علي! امروز تو حمام دختري ديدم كه صورتش مثل قرص قمر مي درخشيد.» ر
    زن دوم گفت «چرا از چشم هاش نمي گويي كه از چشم آهو قشنگ تر بود.»  ر
    زن سوم گفت «چرا از لپ هاش نمي گويي كه مثل سيب سرخ بود.»  ر
    زن چهارم گفت «چه لب و دنداني داشت.»  ر
    خلاصه! زن ها آن قدر از دختر تعريف كردند كه دل از دست علي بهانه گير رفت و نديده يك دل نه صد دل عاشق دختر شد.  ر
    زن اول علي بهانه گير وقتي ديد آب از لب و لوچه شوهرش راه افتاده و معلوم است كه دختر را مي خواهد, گفت «مشهدي علي! راضي هستي بريم و او را برات بگيريم؟»
    علي بهانه گير سري خاراند و گفت «راضي كه هستم؛ ولي از خرج و برجش مي ترسم.»  ر
    زن دوم گفت «هر چي باشد تو به گردن ما حق داري؛ من خودم لباس هاش را مي خرم.»  ر
    زن سوم گفت «من هم طلا و جواهراتش را مي دهم.»  ر
    زن چهارم گفت «كفش و چادرش با من.»  ر
    زن پنجم گفت «صندوقچه اش را هم من مي دهم.»  ر
    چه دردسرتان بدهم!  ر
    هر كدام از زن ها قبول كردند چيزي بدهند و بساط عقد و عروسي را راه بندازند.  ر
    زن اول گفت «حالا كه اين جور شد, فقط مي ماند خرج ملا, كه آن را هم يك جوري جور مي كنيم.» ر
    و علي بهانه گير را شير كرد و هر دو با هم بلند شدند رفتند خواستگاري.  ر
    بعد از كمي گفت و گو, پدر دختر قبول كرد دخترش را بدهد به علي بهانه گير و همان روز عقد و حنابندان و عروسي سرگرفت.  ر
    شب عروسي, دختر يك دست و پا و يك طرف صورتش را بزك كرد و رفت به حجله.  ر
    علي بهانه گير صبح كه از خواب پاشد و دختر را در روشنايي روز ديد, با خودش گفت «جل الخالق! اين ديگر چه جور بزك كردني است كه اين كرده؟»  ر
    مي خواست شروع كند به بهانه جويي؛ ولي چون ديرش شده بود تند راه افتاد رفت بازار و سر راهش يك گوني بادنجان خريد و فرستاد خانه.  ر
    عروس به زن ها گفت «اين تازه اول كار است. علي بهانه گير دنبال بهانه مي گردد؛ ما بايد هر جور غذايي كه با بادنجان درست مي شود, درست كنيم و هيچ بهانه اي دست او ندهيم.» و همين كار را هم كردند.  ر
    آخر كار, عروس داشت پوست بادنجان ها را جمع مي كرد كه ديد يك بادنجان مانده زير آن ها. بادنجان را ورداشت داد به يكي از زن ها و گفت «اين يكي را همين طور پوست نكنده نگه داريد شايد به دردمان بخورد.» ر
    سر شب علي بهانه گير آمد خانه و يكراست رفت نشست سر سفره و تا چشمش افتاد به چلو خورش بادنجان, ترش كرد و گفت «شما از كجا مي دانستيد من چلو خورش بادنجان مي خواستم! شايد مي خواستم آش بادنجان بخورم.» ر
    يكي از زن ها رفت يك قرابه آش بادنجان آورد گذاشت وسط سفره و گفت «بفرماييد مشهدي علي.»  ر
    علي بهانه گير كه ديد اين طور است, گفت «شايد من دلم دلمه بادنجان بخواهد. چرا قبلاً مشورت نمي كنيد و سر خود هر چه دلتان مي خواهد مي پزيد؟» ر
    يكي ديگر زود رفت يكي سيني دلمه بادنجان آورد گذاشت تو سفره. ر
    علي بهانه گير گفت «شايد من هوس كشك و بادنجان كرده بودم, نبايد از من مي پرسيديد؟»  ر
    يكي از زن ها تند رفت يك ديس كشك و بادنجان آورد گذاشت جلو علي بهانه گير.  ر
    علي بهانه گير كه ديد ديگر نمي تواند بهانه بگيرد و هر چه مي خواهد تند مي آورند و مي گذارند جلوش, خيلي رفت تو هم و با اوقات تلخي گفت «شايد من دلم مي خواست يك بادنجان پوست نكنده را گلي كنم و همان طور خام خام بخورم.»  ر
    عروس رفت بادنجان پوست نكنده را گذاشت تو بشقاب؛ كمي گل هم ريخت كنارش و بشقاب را آورد گذاشت توسفره. گفت «بفرماييد ميل كنيد مشهدي علي! نوش جانتان.»  ر
    علي بهانه گير كه ديد نمي تواند هيچ بهانه اي بگيرد, سرش را انداخت پايين؛ غذايش را خورد و بي سر و صدا رفت خوابيد. اما, به قدري ناراحت بود كه تا صبح از غصه خوابش نبرد و همه اش توي اين فكر بود كه فردا چه جوري از زن ها بهانه بگيرد.  ر
    صبح زود, علي بهانه گير بلند شد, صبحانه نخورده يكراست رفت بازار. گوني بزرگي خريد و به حمالي پول داد و گفت ر«من مي روم توي گوني, تو هم در گوني را محكم ببند و آن را ببر خانه من تحويل زن هايم بده و بگو مشهدي علي گفته در گوني را وا نكنيد تا خودم بيايم خانه.»  ر
    بعد, رفت توي گوني. حمال در گوني را بست. آن را كول كرد و هن و هن كنان برد خانه علي بهانه گير و به زن ها گفت «مشهدي علي سفارش كرده در گوني را وا نكنيد تا خودم بيايم خانه.»  ر
    همين كه حمال رفت, عروس فكري ماند اين ديگر چه حقه اي است كه علي بهانه گير سوار كرده است و مدتي گوني را زير نظر گرفت كه يك دفعه ديد گوني تكان خورد. ر
    عروس فهميد علي بهانه گير رفته تو گوني و اين كلك را سوار كرده كه بفهمد زن ها پشت سرش چه مي گويند و چه كار مي كنند و بهانه اي به دست بيارد.  ر
    عروس هيچ به روي خودش نياورد. زن ها را صدا كرد و گفت «اين درست است كه مشهدي علي گفته در گوني را وا نكنيد تا خودش بيايد خانه؛ اما اين درست نيست كه ما همين طور عاطل و باطل دست رو دست بگذاريم و بي كار بمانيم.»  ر
    يكي از زن ها گفت «پس چه كار كنيم؟»  ر
    عروس گفت «اشتباه نكنم اين گوني پر از چغندر است. خوب است بندازيمش تو حوض تا لااقل گل هاش خيس بخورد و شسته بشود.»  ر
    زن ديگري گفت «آن وقت جواب مشهدي علي را چي بدهيم؟»  ر
    عروس گفت «مشهدي علي خودش گفته در گوني را وا نكنيد؛ از شستن و نشستن آن ها كه حرفي نزده. تازه از كجا معلوم است كه مشهدي علي بهانه نگيرد چرا ما گوني را در حوض نينداخته ايم و نشسته ايم.»  ر
    زن ها ديدند عروس راست مي گويد و بي معطلي آمدند جلو؛ چهار گوشه گوني را گرفتند و كشان كشان بردند انداختندش تو حوض و يكي يك چوب ورداشتند و افتادند به جان گوني.  ر
    كمي بعد يكي از زن ها گفت «دست نگه داريد. آب حوض دارد قرمز مي شود.»  ر
    عروس گفت «چيزي نيست! چغندرها دارند رنگ پس مي دهند.»  ر
    و باز افتادند به جان گوني و حالا نزن كي بزن؛ تا اينكه كاشف به عمل آمد كه راست راستي از گوني دارد خون مي زند بيرون.  ر
    زن ها دست پاچه شدند. زود گوني را از حوض كشيدند بيرون. اما, هنوز جرئت نمي كردند درش را وا كنند و همين طور دورش ايستاده بودند و با ترس و لرز نگاهش مي كردند. عروس هم هيچ به روي خودش نمي آورد كه مي داند علي بهانه گير تو گوني است.  ر
    در اين موقع, صداي ضعيفي با آه و ناله به گوش رسيد كه «در گوني را وا كنيد.»  ر
    عروس گفت «مشهدي علي گفته در گوني را وا نكنيد تا خودم بيايم خانه.»  ر
    صدا آمد «زود باشيد! دارم مي ميرم.»  ر
    عروس گفت «به ما مربوط نيست؛ مي خواهي بمير, مي خواهي نمير؛ مشهدي علي سفارش كرده تا خودم نيايم خانه هيچ كس در گوني را وا نكند؛ و ما رو حرف شوهرمان حرف نمي آوريم.»  ر
    صدا آمد «من خود مشهدي علي هستم؛ زود درم بياريد كه دارم مي ميرم.»  ر
    زن ها كه تازه فهميده بودند مطلب از چه قرار است, خوشحال شدند؛ اما از ترسشان زود در گوني را واكردند و علي بهانه گير را درآوردند.  ر
    عروس گفت «الهي من بميرم و تو را به اين روز نبينم مشهدي علي جان؛ چرا رفته بودي تو گوني؟»  ر
    زن ها وقتي ديدند علي بهانه گير جواب ندارد بدهد و از زور درد يك بند ناله مي كند, رخت هاش را عوض كردند؛ دست و پاش را گرفتند و بردنش تو اتاق و خواباندنش تو رختخواب.  ر
    چند روز بعد, حال علي بهانه گير جا آمد و از جا بلند شد برود دنبال كسب و كارش. عروس رفت جلوش را گرفت؛ رو شكمش دست كشيد و گفت گوش شيطان كر, چشم حسود كور, گمانم خبرهايي است.»  ر
    علي بهانه گير پرسيد «چه خبرهايي؟»  ر
    عروس جواب داد «غلط نكنم حامله شده اي؟»  ر
    چشم هاي علي بهانه گير از تعجب چهارتا شد. گفت «مگر مرد هم حامله مي شود؟»  ر
    عروس گفت «اگر خدا بخواهد بشود, مي شود و خواست خدا را نمي شود عوض كرد. دوازده تا زن گرفتي و خدا به تو بچه نداد, حالا خواسته اين جوري تلافي كند.»  ر
    علي بهانه گير رو شكم خودش دست كشيد و شك برش داشت؛ چون از بس آن چند روزه خورده و خوابيده بود, شكمش يك كم پف كرده بود.  ر
    عروس گفت «مشهدي علي! سر خود راه نيفت برو بيرون كه مردم چشمت مي زنند. بگير تخت بخواب تا من برم قابله بيارم ببينم قضيه از چه قرار است.»  ر
    عروس, علي بهانه گير را برگرداند به رختخواب و تند رفت پيش زن ها. گفت «به علي بهانه گير گفته ام حامله شده؛ او هم باور كرده و رفته تخت خوابيده كه كسي چشمش نزند.»  ر
    زن ها پقي زدند زير خنده و گفتند «چطور چنين چيزي را باور كرده؟»  ر
    عروس گفت «خودم خرش كرده ام و او هم باور كرده و خيال ورش داشته. مي خواهم بلايي به سرش بيارم كه نتواند تو مردم سر بلند كند.»  ر
    زن ها گفتند «هر بلايي به سرش بياري حقش است, ذليل مرده. با اين بهانه هاي طاق و جفتش نگذاشته يك روز خدا آب خوش از گلويمان برود پايين.»  ر
    خلاصه چه درد سرتان بدهم!  ر
    زن ها رفتند دور علي بهانه گير را گرفتند و عروس رفت با قابله اي ساخت و پاخت كرد, آوردش خانه كه علي بهانه گير را معاينه كند و بگويد چهار ماهه حامله است و چند روزي نبايد از جاش جم بخورد و دست به سياه و سفيد بزند.ر
    زن ها زود دست به كار شدند؛ گوسفند سر بريدند؛ آب گوش مفصلي بار گذاشتند و برو بيايي به راه انداختند.  ر
    خيلي زود خبر حاملگي علي بهانه گير در شهر پيچيد و طولي نكشيد كه همه فاميل و دوستان دور و نزديكش دسته دسته به طرف خانه او راه افتادند كه سر و گوشي آب بدهند و ببينند موضوع از چه قرار است و همين كه ديدند قضيه جدي است, رفتند و دور علي بهانه گير جمع شدند.  ر
    پيرمردي از علي بهانه گير پرسيد «مشهدي علي! خدا بد نده؛ چه شده؟»  ر
    علي بهانه گير از خجالت سرخ شده و جوابي نداد.  ر
    عروس به جاي او جواب داد «سلامت باشيد حاج آقا! امروز معلوم شد مشهدي علي چهارماهه حامله است. حالا گرفته خوابيده كه خداي نكرده هول نكند و بچه بندازد.»  ر
    همه با تعجب به همديگر نگاه كردند. يكي پرسيد «اين چه حرف هايي است كه مي زنيد؛ مگر مرد هم حامله مي شود؟»  ر
    عروس گفت «اگر خدا بخواهد بشود, مي شود. قابله هم معاينه اش كرده و هيچ شك و شبهه اي در كار نيست.»ر
    يكي گفت «اگر پسر باشد, ديگر نور علي نور مي شود.»   ر
    عروس گفت «ان شاءالله!»  ر
    و همه كر و كر زدند زير خنده.  ر
    آن روز مردم, از پير و جوان گرفته تا زن و مرد, دسته دسته آمدند ديدن علي بهانه گير و هر كس متلكي بارش كرد. آخر سر پيرمردي گفت «مشهدي علي! قباحت دارد كه اين طور ولنگ و واز خوابيده اي و دلت خوش است كه حامله اي؛ پاشو برو پي كار و كاسبي ات. مگر مرد هم حامله مي شود.»  ر
    آخرهاي شب كه خانه خلوت شد, علي بهانه گير خوب كه فكر كرد, فهميد عروس دستش انداخته و پيش اين و آن طوري آبروش را ريخته كه از خجالتش بايد سر بگذارد به بيابان؛ چون مي دانست كه مردم به اين سادگي ها ول كن معامله نيستند و همين كه صبح بشود باز پيداشان مي شود و زخم زبان ها و متلك ها از نو شروع مي شود.  ر
    اين بود كه علي بهانه گير همان شب بي سر و صدا پاشد راه افتاد. دو پا داشت دو پاي ديگر هم قرض كرد و از خانه و شهر و ديارش فرار كرد و به جايي رفت كه هيچ كس او را نشناسد.  ر
    فردا صبح همين كه زن ها پاشدند و ديدند جاي علي بهانه گير خالي است, فهميدند علي بهانه گير گذاشته رفته و حالا حالاها هم پيداش نمي شود. خيلي خوشحال شدند كه از دست بهانه هاي عجيب و غريب او خلاص شده اند و از آن به بعد خوش و خرم در كنار هم زندگي مي كنند.  ر
    قصه علي بهانه گير همين جا تمام مي شود؛ اما بعضي ها مي گويند ده دوازده سال بعد, وقتي علي بهانه گير از در به دري خسته شده بود, فكر كرد خوب است سري بزند به شهر خودش و ببيند اگر آب ها از آسياب افتاده و مردم فراموشش كرده اند, بي سر و صدا برگردد دنبال كار و زندگيش را بگيرد؛ اما هنوز نرسيده بود به شهر كه ديد چند تا بچه تو صحرا سر و صدا راه انداخته اند و دارند بازي مي كنند. با خودش گفت «خوب است بروم با بچه ها صحبت كنم و از حال و هواي شهر باخبر شوم.»  ر
    علي بهانه گير با اين بهانه به بچه ها نزديك شد و گفت «داريد چه كار مي كنيد اينجا؟»  ر
    يكي از بچه ها پسري را نشان داد و گفت «مي خواهيم بازي كنيم, اما اين يكي مرتب بهانه مي گيرد و نمي گذارد بازيمان راه بيفتد.»  ر
    علي بهانه گير گف «آهاي پسر! بيا اينجا ببينم. چرا اين قدر بهانه مي گيري و نمي گذاري بقيه بازي كنند؟»  ر
    پسر جواب داد «دست خودم نيست. من پسر علي بهانه گيرم.»  ر
    علي بهانه گير گفت «چرا پرت و پلا مي گويي, علي بهانه گير ديگر چه كسي است؟»  ر
    پسر جواب داد «باباي من است! دوازده سال پيش من را زاييد و ول كرد از اين شهر رفت و برنگشت.»  ر
    علي بهانه گير كه اين طور ديد ديگر نرفت جلوتر و از همان جا راهش را كج كرد و برگشت و تا زنده بود برنگشت به شهر خودش.  ر
    رفتيم بالا آرد بود؛
    اومديم پايين ماست بود؛
    قصة ما راست بود!
     
     



    تلخيص پيش رو در بردارنده اهم مطالب و مسائل و نكاتي است كه يك دانشجو قبل از شروع به تحصيل در رشته مورد نظرش لازم است از آن آگاهي داشته باشد .
     الف )حقيقت دانش و فضيلت و برتري آن
    ب: نيت و هدف از آموزش
    ج) شيوه گزينش علم :
    د)شيوه برگزيدن استاد
    ه) شيوه برگزيدن هم مباحثه
    و) چگونكي نگارش و سلوك دانش پژوه
    ز) كوشش ، مواظب ، همت
    ط)توكل
    ي)زمان تحصيل
    ك) مهرباني و پندآموزي ( و صفات كليدي ديگر)
    ح)چگونگي آغاز درس و مقدار و ترتيب آن
    ل) استفاده و بهره وري
    م) خويشتن داري به هنگام آموختن
    ن) حافظه و فراموشي
    س) موجبات افزايش و كاهش روزي و عمر
     
    الف) حقيقت دانش و فضيلت و برتري آن
    1.      حضرت رسول اكرم (ص) : طلب العلم فريضة علي كل مسلم و مسلمة – كسب و دانش بر هر مرد و زن مسلماني بايسته است .
    2.      امام صادق (ع) : العلم  كلّ حال سنّي و منتهي كلّ منزله رفيعة لذلك قال النبي (صلي الله عليه و آله ): طلب العلم فريضة علي كل مسلم اي علم التقوي و اليقين و قال (صلي الله عليه و آله ): اطلبوا العلم و لو بالصين، و هو علم معرفة النفس و فيه معرفه الرّب .( مصباح الشريعه . باب 62)
    علم  اصل همه صفتهاي خوب است و منشاء جميع كارهاي نيكوست و از اين جهت پيامبر فرمود : كسب دانش بر هر مسلماني فرض است يعني دانش پرواپيشگي و يقين است و حضرتش فرمود : كسب دانش نماييد هر چند كه در چين باشد ، و مراد دانش خود شناسي است كه در آن شناخت پروردگار مي باشد .
    نكته 1 : در اينجا هدف از علم " علم حال " است يعني علمي كه جوينده آن در همه حالات و شرايط زندگي بدان نيازمند باشد . اين دانش است كه فراگيري اش واجب عيني است .
    نكته 2: دانش  وسيله اي براي رسيدن به سعادت ابدي و هميشگي مي باشد به شرط اينكه انسان عمل و كردار خويش را با آن همراه كند .
    نكته 3: دانشي كه انسان گاهي بدان نيازمند مي‌شود. فراگيريش " واجب كفايي " است .
    نكته 4:علم به خودي خود صفتي است كه انسان در صورت فراگيري و عمل بدان نوراني ميگردد .
    ب: نيت و هدف از آموزش
    نيت در تمامي كارها به عنوان اصل مي باشد :
    1.      رسول اكرم ( ص) : انما الاعمال بالنيات كارها به نيتهاي آنها مي باشد .
    2.      امام سجاد (ع) : لاعمل الا بنيّه : هيچ عملي نيست مگر اينكه نيتي داشته باشد
    3.      خواجه نصير در اوصاف الاشراف : پس نيت بايد مشتمل بر طلب قربت به حق تعال يباشد كه اوست كامل مطلق و چون چنين باشد نيت تنها از عمل تنها بهتر باشد كه نية المومن خير من عمله  چه  نيت به مثابه جان است وعمل به مثابه تن و العمال بالنيات يعني زندگي تن به جان است .
    و لكل امري ما  نوي و من كان هجرته الي الله و رسوله فهجرته الي الله و رسوله و من كان هجرته الي الدّنيا يصيبها او امرات يزوجها فهجرته الي ما هاجر اليه .
    پس سزاوارتر  است :
    هـدف :  1- جلب رضايت و خشنودي خداوند متعال
               2- دور نمودن ناداني از نفس خويش و ديگر افراد نا آگاه
               3- پايدار ساختن دين و زنده نگهداشتن اسلام با امر معروف و نهي از منكر خويشتن و ديگر بستگان
    ج) شيوه گزينش علم :
    1.      گزينش بهترين دانش ها : برتري دادن و تقديم علم يكتا پرستي و شناخت پروردگار بزرگ را روي دليل بر ديگر علوم .
    2.      عليكم بالعتيق و اياگم بالمحدثات : تقديم فراگيري دانش هاي كهن با ثبات بر دانشهاي نوبنياد بي اساس : علما در تفسير قرآن گفته اند لازم است بر علمهاي قديم روي آريد و از علمهاي جديد كه بر آمده از نفسهاي خودتان است احتراز كنيد .
    3.      عليكم بالمتون :تقدم متنهاي اصلي بر غير اصلي
     
    د)شيوه برگزيدن استاد
    مشورت :
    نكته مهم :چون دانشجو از استاد ، علم و اخلاق و آداب را كسب مي كند ، بايد در انتخاب او دقت نموده و از خدا كمك بخواهد و استادي را انتخاب نمايد كه
    1.      اهليت و شايستگي او كامل شده
    2.      شفقت و مهرباني او محقق گشته
    3.      مشهور به جوانمردي و مروت بوده
    4.      بتواند بهتر درس بدهد و خوبتر تفهيم كند
    5.      با ورع و تقوي باشد .
    نكته 2: لزوم حفظ ثبات قدم و بردباري + عدم نقل مكان تا حد امكان ( تا زمان فراگيري كامل دانش)
    و) چگونكي نگارش و سلوك دانش پژوه
    1.      نوشته هايش را خوش خط بنويسد و جز در حدنياز حاشيه نگذارد .
    2.      جز در صورت ضرورت ، خيلي نزديك به استاد ننشيند جهت احترام و بزرگداشت استاد .
    3.      دانشجو يايد از اخلاق ناشايسته دوري نمايد زيرا كه اخلاق هاي ناپسند آدمي همانند سگان خانه هستند و حضرت رسول اكرم ص فرمودند :
    لايدخل الملائكه بيتا فيه كلب او صوره
    ز) كوشش ، مواظب ، همت
    الذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا
    آنانكه در طلب رضاي ما كوشش و تلاش مي كنند حتما آنها را بر راه هاي خود هدايت خواهيم نمود .
    بقدر ما سعي ينال من يتمني : آدمي به اندازه كوشش خويش به آرزوهايش خواهد رسيد.
    يـحتاج فـي العلم الي جد الثلاثه : المتعلم و الاستاذ و الاب ان كان في الحياة
    ط)توكل :
    بر هر دانش پژوه لازم است كه در مسير كسب دانش توكل بر خدا داشته باشد همت خويش را براي كسب روزي معطوف ندارد و قلب خويش را بدان مشغول نسازد .
    ي)زمان تحصيل
    التعلم من المهد الي اللّحد : فراگيري از گهواره تا گور است .
    ك) مهرباني و پندآموزي ( و صفات كليدي ديگر)
    1.      لزوم مهرباني و خيرخواه ديگران بودن از روي اخلاص
    2.      مراقبت در درس خواندن ، تكرار و مرور آن در اوقات (  اول شب و آخر آن، بين مغرب و عشاء ، وقت سحر كه وقت مباركي است )
    رعايت آرامي و ملايمت : آرامش و وقار در تمام امور ، اصلي بزرگ واساسي است .
    اصل رفق و مدارا از اصول مهم تعليم و تربيت است ،
    لزوم داشتن همت بلند و عالي در فراگيري دانش ß اوج گرفتن فقط با همت بلند است .
    براي انسان انديشمند " لذت دانش " خود بهترين انگيزه است .
    يا طالب العلم باشر الورعا و جنب النّوم و احذر الشّبعا : اي جوينده دانش به پاكي و پروا پيشگي مباشرت كن و از زيادي خواب دوري كن و از سيري بپرهيز .
    ح)چگونگي آغاز درس و مقدار و ترتيب آن
    روز چهار شنبه در آغاز درس اهميت خاصي دارد
     رسول اكرم (ص) : ما من شي بدا في يوم الاربعا الا و قد تم ّ : هيچ كاري نيست كه در روز چهارشنبه آغاز گردد مگر آنكه به پايان رسد .
    كل عمل من اعمال الخير لابد ان يقع في يوم الاربعاء
    علت :آفرينش نور و روشنايي در روز چهارشنبه
    مقدار درس در ابتداء :
    حــجم كم : الدرس حرف و التكرار الف : مقداري از كتاب كه همه روز آموخته شود ، بايد يك حرف كلام باشد و تكرار و مرور آن هزار مرتبه
    فـــهم آسان :
    انــديشيدن دانش پژوه در آنچه فراگرفته و فهم دقيق با استعانت از خداوند :حفظ حرفين خير من سماع ورقين فهميدن دو حرف بهتر از شنيدن دو ورق است .
    بالتامل يدرك
    عدم فهم = كند ذهني + از دست دادن دانائي + تلف عمر و وقت
    شيوه گفتگو و مناظره = انصاف + دقت و حوصله – فتنه انگيزي – خشم بيجا
    مـــــباحثه نوعي مشورت است و مشورت و همكاري براي بدست آوردن راه نيكو است
    م) خويشتن داري به هنگام آموختن
    1-رسول خدا (ص) : من لم يتورع في تعلمه ابتلا الله باحد ثلاثه اشيا اما بميته في شبابه او يوقعه في الرساتيق او يبتليه بخدمه السطان
    هر كس در آموختن خويش پروا پيشگي را در پيش نگيرد خداوند او را به يكي از اين سه بلا گرفتار خواهد نمود . يا اينكه به هنگام جواني مي ميرد يا در ميان دهات و روستاها قرارش مي دهد و يا به خدمت نمودن به پادشاه گرفتارش مي نمايد.
    2- هر چه دانش پژوه پرهيزگارتر باشد : دانشش پر بهره تر ، يادگيري او آسانتر خواهد بود .سودهايش فزونتر
     1-2- دوري از پرخوري
    2-2-دوري از پر گويي
    3-2-پرهيز از خوردن غذاهاي بازار زيرا: احتمال ناپاكي و آلودگي بيشتر ، از ياد پروردگار دورتر، به ناآگاهي و غفلت و فراموشي از ياد او نزديكتر
    4-2- پرهيز از غيبت كردن و همنشيني با افرادپر گوي
    5-2- دوري از مردم فاسد و زشتكار
    6-2- مطالعه رو به قبله .
    7-2- غنيمت شمردن دعوت نيكوكاران و رد دعوت ستمكاران
    8-2-عدم سهل انگاري در رعايت آداب و سنن دين – نتيجه سهل انگاري ßمحروميت از سنتهاي پيامبر اكرم (ص) محروميت از فرائض و واجبات ß بي بهره ماندن از آخرت
    9-2- نماز را همچون خاشعان بجا آورد و از خشم خدا ترسان ß كمك نيكو به تحصيل و فراگيري علوم
    3- ضرورت همراه داشتن كتاب و نوشته براي مطالعه و كاغذ سفيد براي نوشتن



    اینترنت چیست و در آن چه کاری می توان انجام داد؟
     
    در پایان این بخش،قادر خواهید بود به پرسش های زیر پاسخ دهید:
     اینترنت دقیقاً چیست؟
     اینترنت از کجا آمده و به کجا می رود؟
     سرویس دهنده ها و سرویس گیرنده ها چه هستند و چطور آنها تعین می کنند که شما روی اینترنت چه کار می کنند؟
    با در نظر گرفتن سخت افزار و نرم افزار مناسب، چه نوع فعالیت هایی را می توان روی اینترنت انجام داد؟
     
    آشنایی با شبکه(نسخهء آسان)
    بدون شک، کلمه کامپیوتری را شنیده اید، گروهی از رایانه ها که به یکدیگر از طریق سیم متصل شده اند و می توانند با یکدیگر ارتباط بر قرار کنند.هنگا
    می که در یک شبکه، رایانه ها در کنار یکدیگر قرار بگیرند، کاربران آنها می تو
    انند برای یکدیگر پیغام بفرستند و برنامه ها و فایل های کامپیوتر را به اشترا
    ک بگذارند.
    امروزه،شبکه های کامپیوتری،می توانندبه کوچکی دو pc کنار هم در یک اداره باشند ،می توانند به بزرگی هزاران کامپیوتر از انواع مختلف باشندکه درسراسر دنیا،به یکدیگرمتصل شده باشند،آ نهم نه فقط به وسیله سیم،بلکه از طریق خطوط تلفنی و حتّی از طریق هوا و توسط ماهواره.
    برای ایجاد یک شبکه واقعی بزرگ، می توان تعدادی شبکه های کوچک درست کرد و سپس شبکه ها را به یکدیگر پیوند زد و اتصال بین شبکه ای
    (Internetwork)را ایجاد کرد.این تمام واقعیت اینترنت است. بزرگترین شبکه جهانی (همان طور که از نام آن پیدا ست).در منازل،امور تجاری مدارس ،و ادارات دولتی در سراسر جهان ،ملیون ها رایانه از انواع مختلف،(pc،macintosh)،رایانه های غول پیکر و چیزهای دیگر ،از طریق شبکه ها به یکدیگر متصل هستند،و این شبکه ها از طریق اینترنت به شبکه دیگر وصل شده اند. چون همه چیز به هم وصل است،هر رایانه روی اینترنت می تواند با هر رایانه موجود دیگر روی اینترنت ،ارتباط برقرار نماید.
     
    ایجاد شبکه:سرویس گیرنده ها و سرویس دهنده ها
    کلید فهم اینکه شبکه چگونه کار می کند، آشنایی با دو کلمه کوچک می باشد):سرویس گیرنده)و (سرویس دهنده ).
    اغلب اطلاعاتی که از طریق اینترنت در دسترس قرار می گیرد.در رایانه هایی به نام (سرویس دهنده ها)ذخیره می شوند.سرویس دهنده،هر نوع رایانه ای می تواند باشد.آنچه آن را به عنوان سرویس دهنده،تعیین می کند :اطلاعات را برای استفاده سرویس گیرنده ها،ذخیره می کند.
    سرویس گیرنده،یک رایانه،یا به طور دقیق تر،یک برنامه ویژهء رایانه ای است،که می داند چگونه با نوع به خصوص از سرویس دهنده ارتباط بر قرار کند.(یا اطلاعات را در آن جا قرار دهد.)مثلاً هنگامی که مشغول کار با اینترنت هستید، از برنامه  سرویس گیرنده ای به نام مرورگر وب استفاده می کنید،تا با رایانه ای که صفحات وب در آنجا ذخیره شده،(یک سرور وب)،ارتباط
    بر قرار کنید
    اجرای برنامه ها بز روی رایانه دیگران
    همه چیز موجود در اینترنت فقط در سرور وب،سرور پست الکترونیکی،سرور اخبار یاسرور گپ خلاصه نمی شود.انواع دیگری از رایانه ها و سرور های متصل شده به اینترنت وجود دارند،یکی از آنهایی که می توانید از آن از طریق فن آوری اینترنت استفاده کنید،اگر بدانید چگونه این کار را انجام دهید،telnet ،نامیده می شود.هنگامی که از طریق telnet،از رایانه راه دور استفاده می کنید،می توانید برنامه هایی را روی آن اجرا کرده و به اطلاعات آن دسترسی داشته باشید،(آن چنان که گویی در آنجا هستید).
    امروزه،سرور های خبری و وب زیادی وجود دارند که شاید هرگز نخواهید یا نیاز نداشته باشید که به فراتر از آن دسترسی داشته باشید.اما از نظر تنوع طلبی و ماجراجویی ،telnet،دسترسی به اطلاعاتی را ارائه می کند که به هیچ طریق دیگری نمی توان آن را بهدست آورد.در ضمیمه وب، (ابزار های برای کار بر علاقه مند ftpو telnet)دو ابزار قدرتمند برای کاوش اینترنت فراتر از مرز های وب ،پست الکترونیکی و گروه های خبری، یعنی ftpو telnetرا بدس خواهید آورد.
    خلاصه ای از مطالب گفته شده
    اینترنت، یک شبکه عظیم و در حال رشد است که در واقع هیچکسآن را طراحی نکرده ،اما به هر حال به وجود آمده است  وظیفه شما ، پی بردن به آن نیست اما به هر طریقی  که می دانید از آن استفاده کنید و لذت ببرید .
    موارد ارزشمند و سر گرم کننده در سراسر جهان و بر روی رشته وسیعی از سرور ها ذخیره شده اند :برای بهره گیری از اینترنت ،خانواده ای از برنامه های سرویس گیرنده را که می دانید چگونه با سرور ها ارتباط برقرار کنند، به هر شکل بخش زیادی از این کتاب در واقع در مورد انتخاب و کاربرد برنامه های سرویس گیرنده ها می باشد، تا غالب سرورهای اینترنت را به کار گیرد.
    بدست آوردن نرم افزار اینترنت
    بدست آوردن نرم افزار اینترنت، شبیه قرض کردن پول است،مشکل زمانی است که واقعاًبه آن نیاز دارید . اگر از قبل پول داشته باشید(یا نرم افزار اینترنت)،بدست آوردن بیشتر آن ساده است. یکبار که به اینترنت وصل شدید،می توانید نرم افزار مورد نیاز را جستجو کرده و پس از پیدا کردن،بعضی را رایگان و بعضی را با حد اقل قیمت دانلود کنید.در ساعت پانزدهم (دانلود کردن برنامه ها و فایل ها)در مورد دانلود کردن مطالب


    © 2008 CopyRight All Rights Reserved by  Designer : saeid mohammad ebrahim
     قدرتمند ، کارت سوخت ، کرک کارت سوخت ، آموزش ، نرم افزار ، دانلود رايگان ، کتاب الکترونيکي ،‌ نحوه گرفتن کارت سوخت المثني ، حسابداري ، نرم افزار حسابداري هلو ،‌ عاشقانه ، عشقولانه ، پرورش قارچ ، دانلود مترجم پديده ،‌ بازيگران زن سينماي ايران ، ا سينماي ايران ، عکسهاي، خريد املاک ،‌ صورتحساب آخرين دوره ، نرم افزار موبايل ، ابزارهاي فتوشاب ، روزنامه ورزشي ، مجله خانوادگي ، عکسهاي، عکس دانلود کليپ ايراني ،‌ نرم افزار نوکيا ، آلبوم موسيقي جديد ، عکس هاي عروسي ،  ، دانلود کتاب ،‌ معما ،‌ گالري عکس ،‌ باران کوثري ، مهناز افشار ، بهنوش بختياري ،‌ محمدرضا گلزار ،‌ نيوشا ضيغمي ، ، ميترا حجار ، بهرام رادان ،‌لو رفته ،  تهران ، دختر ايراني ، پ داغ ، ، استخر ، روزنامه البرز ، ،‌ عروسي يانگوم ، جواهري در قصر ،  دختر ، زنانه ، جوراب ،‌ دانلود آهنگ ، ترانه جديد ، حميد عسکري ، رضا صادقي ،‌ احسان خواجه اميري ، آزيتاحاجيان ، يوسف و زليخا ، کتايون رياحي ، ، تيتراژ سريال ، سريال ميوه ممنوعه ،‌ سريال روز حسرت ، پورياپورسرخ ، افسانه بايگان ، ايرنا ، ايسنا ، سايت ، بازار ، اس ام اس سرکاري ، اس ام اس داغ ، دانلود فيلمهاي ايراني ، دانلود فيلم ، برزو ارجمند ، مهران مديري ، دانلود امپراتور دريا ، سودوکو ، کاکورو ، جدول ، فرزاد حسني ، مثلث شيشه اي ، يانگوم ، دانلود رايگان بازي ، کرکهاي بازي ، لعيا زنگنه ، ازدواج موقت ، صيغه ، يکتا ناصر ، مشخصات فني ريو ، لاله اسکندري ،‌ مدل مانتو ، مدل لباس زنانه ، مدل جديد ابرو ، غذاهاي ايراني ، سريالهاي تلويزيوني ،‌ سايت بازار کار ، سنگ ماه تولد ،  ، امين حيايي ، لطيفه ، جوک ، مهاجرت ، گرين کارت ،‌ دوبي ، عکس هندي ،‌ ، کليپ استخر ، دوربين مخفي ، ، کليپ ،   ، ، عکس ، خودشناسي ، آتنه فقيه نصيري ، مريلا زارعي ، النازشاکردوست ، هديه تهراني ، نيکي کريمي ، هايده ، آلبوم مهستي ، دختران ايراني ، نانسي عجرم ، جسيکا آلبا ، نيکول کيدمن ، آنجليناجولي ، ، ، لباس مهماني ،، ، همسريابي ، آلبوم جديد معين ،‌ ، لاريجاني ، استعفا وزير ،‌ کدهاي ايرانسل ، شارژ رايگان ايرانسل ، قوي ،‌ کتي هولمز ، زهرا ، ، فيلم ، ، فارسي ساز ، دانلود کرک ، ديکشنري نارسيس ، دختران .....زيبا ،‌ اکانت مجاني ، فوتبال ، طالع بيني ، مدل آرايش ، جزوه الکترونيک ، انجمن علمي ، مقاله پژوهشي ، پرورش شترمرغ ، سايت تخصصي برق، ژورنال لباس عروسي ، کارت ويزيت ، راهنماي فارسي ،‌ ، داستان  ، دکوراسيون منزل ، ، نتايج کنکور ، قرعه کشي ، مسابقه ، جايزه دار ، نقشه کامل تهران ، آهنگ جديد افتخاري ، جنيفر لوپز ، ، پزشک دهکده ، راهنماي  ،‌ روشهاي زناشويي ،‌ عکس  يانگوم ، کرک مترجم پارس ، عکس خانم ايراني ، ،‌ انجمن ، ، زن، ، عکس ،‌ آموزش نصب ويندوز ، استخدام منشي ،‌ عکس  ، بهترين سايت موبايل ، موبايل سامسونگ ،‌ موتورلا ،‌ نرم افزار سوني اريکسون ، ويتالي ، بالاي ، پسورد سايت ، ، زنگ گوشي ، آنتي ويروس موبايل ، تحصيل در ، ثبت نام رايگان ، ، ترانه عليدوستي ، ، سريال پرستاران ، برنامه نود ، هک کارت تلفن ، پارسا پيروزفر ، دانلود  عربي ، قالب بلاگفا ، موسيقي سنتي ، شجريان ، ، درباره جن ،، روزنامه ورزشي پيروزي ، حميد گودرزي ، بيل گيتس ، جديدترين اس ام اس ها ، کدهاي مخفي موبايل ، کليپ موبايل ، دانلود تيتراژ سريال ، سايت مد و لباس جديد ، دانستنيهاي پوستي ، نامه عاشقانه ، برنامه موبايل ، دانشگاه ، کنکور ، سياوش خيرابي ، سريال آنتي ويروس ، سرگرمي ، داستانسرا ، آرايش صورت ، مدل لباس ، 3gp, jar, mp3, iran , iran l ، دوشيزه ، ، باحال وجذاب ، . غزه .  نظامي . موسيقي . جومونگ . هموسو .