كه چرخ سكه دولت به نام شهـرياران زد
روم به شهـر خود و شهـريار خود باش
شهريار در كنار سرودن شعر و تحصيل در دارالفنون به فراگيري موسيقي و علوم ديني نيز اشتغال داشت . وي از بدو ورود به تهران بااستاد ابوالحسن صبا آشنا شد و نواختن سه تار و مشق رديف هاي سازي موسيقي ايراني را از او فرا گرفت ، و همزمان در مسجد سپه سالار و د رحوزه درس شهيد سيد حسن مدرس به ادامه تحصيل علوم ديني پرداخت. در سال ۱۳۰۳ با ورود به مدرسه طب ، زندگي شورانگيز و پرفراز و نشيب او آغاز شد . در اين سال ها بود كه شهريار دل در گرو عشقي نهاد كه اگرچه فرجامي نداشت ولي وي را به عشقي والاتر و پرشكوه تر رهنمون شد اوكه تا كـلاس آخر مـدرسهً طب تحـصيل كرده و در چـند مريضخانه هـم مدارج اكسترني و انترني را گـذرانده بود ، د رسال آخر به عـلل عـشقي و ناراحـتي خيال و پـيشامدهاي ديگر از ادامه تحـصيل محروم شده است و با وجود مجاهـدت هـايي كه بعـداً توسط دوستانش به منظور تعـقـيب و تكـميل اين يك سال تحصيل شد، معـهـذا شهـريار رغـبتي نشان نداد و ناچار شد كه وارد خـدمت دولتي بـشود. چـنـد سالي در اداره ثـبت اسناد نيشابور و مشهـد خـدمت كرد و از سال ۱۳۱۵ در بانك كـشاورزي تهـران شروع به كار كرد. اصولاً شرح حال و خاطرات زندگي شهـريار در خلال اشعـارش خوانده مي شود و هـر نوع تـفسير و تعـبـيـري كـه در آن اشعـار بـشود به افسانه زندگي او نزديك است و حقـيـقـتاً حيف است كه آن خاطرات از پـرده رؤيا و افسانه خارج شود. گو اينكه اگـر شأن نزول و عـلت پـيـدايش هـر يك از اشعـار شهـريار نوشـته شود در نظر خيلي از مردم ارزش هـر قـطعـه شايد ده برابر بالا برود، ولي با وجود اين دلالت شعـر را نـبايد محـدود كرد.