ثبات اقتصادی و بحران های نفتی
در بحران نفتی اخیرموسوم به «شوک خزنده»، شاهد افزایش شدید قیمت نفت بوده ایم. در این زمینه پرسش های بسیاری مطرح است، ازجمله این كه بحران های نفتی چه تاثیرهایی بر ثبات اقتصادی جهان می گذارند؟ افزایش قیمت های نفتی که در چند ماه گذشته شاهد آن بوده ایم ، چه تاثیرهایی براقتصاد کشورهای تولیدکننده که شاهد مازاد درآمد نفتی بوده اند وکشورهای مصرف کننده نفت که با افزایش شدید قیمت نفت روبه رو بوده اند، داشته است؟ تاثیر افزایش قیمت نفت بر قیمت کالاهای دیگر و سطح عمومی قیمت ها چگونه است؟برای پاسخ گویی به این سؤال ها، این فرضیه مطرح می شودکه «در هر بحران نفتی، هر دوگروه کشورهای تولید کننده وکشورهای مصرف کننده نفت دچار اختلال نسبی اقتصادی می شوند».دراین مقاله، تأثیرافزایش قیمت نفت بر قیمت کالاهای اولیه، تأثیرافزایش قیمت نفت بر سطح عمومی قیمت ها، همچنین حفظ ثبات اقتصادی در جریان بحران های نفتی بررسی می شوند.
ادامه مطلب
منافع اقتصادی آمریکا در دریاچه خزر
منابع عظیم نفت و گاز دریاچه خزر ، موجب شده که آمریکا منافع اقتصادی و راهبردی مهمی در منطقه خزر برای خود درنظر بگیرد .آنچه وجود این منافع را برای آمریکا مهم تر می سازد، این است که با دست یابی به نفت و گاز خزر، از وابستگی کشورهای غربی به نفت و گاز خلیج فارس و دیگر مناطق دنیا کاسته می شود. به ویژه آن که بسیاری از متخصصان تخمین زده اند که منابع نفت در حال بهره برداری دنیا، در سال های آتی توانایی پاسخگویی به نیازهای در حال رشد کشورها را نخواهد داشت و حتی احتمال می رود که برخی از منابع نفتی موجود نیز پایان یابند که این موضوع فشار بیشتری بر سایر منابع در دسترس وارد می آورد؛ از این رو دست یابی به منابع خزر از این فشارها می کاهد و متقاضیان نفت را از امکانات گسترده تری برخوردار می کند که این خود از اهمیت خلیج فارس و نقش راهبردی و منحصر به فرد آن در دنیا می کاهد.
در واقع، ظرفیت های منطقه خزر در زمینه تولید نفت وگاز سبب شده است که عده ای از کارشناسان از آن به عنوان یکی از صادرکنندگان مهم در آینده نام ببرند.
ادامه مطلب
رشد اقتصادی بدون نیاز به رشد مصرف انرژی
وضعیت مصرف انرژی در کشور به طور قطع در آینده ای نه چندان دور به صورت یکی از معضل های بازدارنده در اقتصاد ایران نمود پیدا خواهد کرد. در ادبیات اقتصادی، زمانی که بحث رشد اقتصادی و تداوم آن به عنوان یک شرط لازم پایدار مطرح می شود، مقوله مصرف انرژی هم به میان می آید که در سال های اخیر، مفهوم آن دچار تغییرات شده است. در سال های گذشته، میزان مصرف انرژی به عنوان مشخصه رشد اقتصادی مورد توجه قرار می گرفت و همواره به عنوان یک متغیر موازی و هدایت گر رشد ایفای نقش کرده است. این مساله در سال های اخیر حتی در کشوری مثل چین هم مشاهده می شود. اما زمانی که در یک اقتصاد مثل اقتصاد ایران نتوان از منابع انرژی به صورت کارآمد و راندمان بالا استفاده کرد، آنگاه میزان بازده این انرژی به عنوان یک متغیر جدید و تصحیح کننده مورد استفاده قرار می گیرد و در این شرایط است که می توان روند تغییرات آن را به عنوان یک راهنمای مصرف کارآمد مورد توجه قرار داد. به عبارت بهتر، زمانی که نفت رایگان و سایر حامل های انرژی به صورت نیمه رایگان به اقتصاد تزریق می شود، می توان انتظار داشت که مصرف انرژی در کشور خارج از چارچوب کارآمد و متعارف جهانی صورت گیرد و این موضوع در میان مدت مانند اهرم فشار روی دولت بروز خواهد کرد که نمی تواند این عادت نامطلوب را از ذهن اقتصاد پاک کند. این مشکل زمانی که با یک دولت مردم گرا به معنای عام مواجه می شود و قرار نیست از ابزارهای قیمتی برای تصحیح رفتار مصرف کننده استفاده کند، به صورت یک معضل قابل تحلیل است.
ادامه مطلب