بِسمِ اللّه ‏ِالرَّحمنِ الرَّحيمِ اللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَ عَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَهِ وَ فی کُلِّ ساعَهٍ وَلِیّاً وَ حافِظاً وَ قائِدا ‏وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَک َطَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً
تمامی حقوق مادی و معنوی این وبگاه محفوظ و متعلق به مدیر آن می باشد و کپی برداری از مطالب تنها با ذکر منبع مجاز است...
درباره ما
هزاران درود بر مهدی، هزاران درود بر امام المتقین، هزاران درود بر جاری کننده عدل در جهان، هزاران درود بر آبادگر بزرگ عالم، هزاران درود بر فرزند رسول خدا، هزاران درود بر فرزند امیر المومنین، هزاران درود بر فرزند زهرای مرضیه، هزاران درود بر دوای درد شیعیان، درود الهی بر وجود پاک و مقدس بقیه الله العظم مهـــــــــــــدی فاطمه
نویسنده
آماروبلاگ
» کل بازدید : 917763
» تعداد کل پست ها : 2815
» آخرین بروز رسانی : یک شنبه 4 شهریور 1397 
تعداد نظرات : 109 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ : دوشنبه 21 مرداد 1392  عدد
دیگر امکانات
صلوات شمار مهدوی


لوگوی دوستان

کجایید ای شهیدان خدایی

معبر شهدا2

نظرسنجی
وبلاگ مهـــــــــــــدی فاطمه را چطور ارزیابی میکنید؟

موضوعات مطالب
آرشیو مطالب
پیوندهای وبگاه
نوای مهدوی

امارگیر وبلاگ
مترجم وبلاگ

فراق یار



ارث تو از امامت، انتظار بود
+ نویسنده مهـــــــــــــدی فاطمه در سه شنبه 4 اسفند 1394  6:47 PM | نظرات(0)
 
می دانستم که تو
میراث دار رسولان و دوستان خدایی،
و امروز
می فهمم
تو براستی،
همه چیز را به ارث برده ای؛
حتی غربت را!

امروز می فهمم،
که از امامت پدر،
به تو پرده پوشی رسید و
از امامت پدربزرگ،
نا آشنا ماندن حتی میان شیعیان.
 
امروز می فهمم
که از امامت جوان ترین امام
رنج نزدیکان فریبکار،
و از علی بن موسی الرضا (ع)
غربت
و از موسی بن جعفر (ع)،
درد ماندن در زندان غیبت نصیب تو شد.
 
امروز می فهمم
از عصر صادقین،
حسادت کوته فکران و ناشکری مردم برای تو ماند.
 
و ما آقا جان!
ماییم کوفیانی که نامه هایمان را پر از امضای «بیا» کرده ایم و دست بر دست گذاشتیم تا دشمنان دوره ات کنند؛ همچون حسین (ع).
و ما، بی معاویه به سوی طلا و نقره ی دنیا دویدیم؛ تا نصیب تو بی یاوری باشد؛ همچون حسن (ع).
آقا جان!
سوختن،
انگار در خانواده ی شما،
ارث مادری است...
و حق دار بودن و کنجی به انتظار نشستن، اگر برای امیر (ع) بیست و اندی سال بود، برای تو به درازا کشید...
 
آقا جان!
نادیده بگیر تهمتها را؛ همچون رسول خدا (ص).

می دانستم که تو
میراث دار رسولان و دوستان خدایی،
و امروز
می فهمم
تو براستی،
فرزند صبر و غیرت و شجاعتی.
میراث دار اسطوره ها.

کاش روزی می فهمیدیم
بار سنگین و سخت امامت جهان را
به دوش توانای چه کسی سپرده ایم؛
آن وقت
کفش آهنین می پوشیدیم و
نمی نشستیم تا بیابیم:
مولای منتظرمان را!