نويسنده، بهرام باقری، کارشناس ارشد جامعهشناسی
كليد واژهها: كارآفريني، توسعه كارآفريني، فرهنگ كارآفريني
کار آفريني مفهومي است که همراه با خلقت بشر وجود داشته است. مروري بر ادبيات کارآفريني نشان ميدهد که مفهوم کارآفريني براي اولين بار توسط اقتصاد دانان مطرح شد. سپس با توجه به اهميت ونقش کارآفريني در شکل گيري تحولات اقتصادي در جوامع دانشمندان علوم اجتماعي نيز به بررسي ويژگيهاي فردي و اجتماعي کارآفرينان پرداختند. خانواده کانوني است که در شکل گيري اين ويژگيها ميتواند نقش حياتي ايفا کند. در جوامع سنتي که مردان نقش نان آوري و زنان نقش خانه داري وتربيت فرزندان را بر عهده داشتند انتقال ايده کسب وکار بيشتر از طرف مرد صورت ميگرفت. ساختار جديد خانواده درجامعه امروز به تبع آن خروج زن از خانه ظهورجلوههای تازه اي از بروز خلاقيت ونوآوري را در هر دو جنس زن ومرد باعث شد. به دنبال اين تغيير نگرش شيوه توليد سبک زندگي و نقشهاي والدين در درون خانواده نيز دچاردگرگوني شد. به شکلي که هر کدام با رفتار خود ميتوانند در رشد اعتماد به نفس خلق ايده هاي جديد درخانواده و تعيين مسير شغلي فرزندان نقشهاي اساسي را ايفا کنند. بر همين اساس در اين مقاله نقش حياتي خانواده در توسعه کارآفريني با رويکرد جامعه شناختي مورد بررسي قرار ميگيرد.
اهميت کارآفريني در فرايند توسعه
امروزه با توجه به نقش تکنولوژي و صنعت در پيشرفت جوامع خواسته يا ناخواسته نيازمند بکارگيري علوم و فنون جديد هستيم زيرا با استفاده بهينه از اين عوامل موجب رشد و شکوفايي جامعه خواهد شد. مسلم است که در مراحل توليد فروش و مصرف محصول نيروي انساني خلاق و کارآفرين داراي نقش و جايگاه به سزايي است. عدم توجه کافي به اين عامل مشکلات فراواني را متوجه جامعه خواهد کرد. بسياري از کشورهاي جهان با وجود دارا بودن منابع غني به دليل کم توجهي به نقش عامل نيروي انساني در بکارگيري منابع همچنان در زمره کشورهاي توسعه نيافته قرار دارند. بدين جهت سرمايه گذاري بر روي نيروي انساني بالاخص نيروهاي توانمند و خلاق بهبود کيفيت نيروي کار و متعاقب آن بهبود کيفيت توليد را به همراه خواهد داشت. براي استفاده مطلوب ازمنابع يک کشور و رسيدن به رشد توسعه همه جانبه لزوم توجه جدي به مقوله کار آفريني امري حياتي تلقي ميشود. در همين راستا و به منظور توان افزايي در ابعاد توليدي و اقتصادي مي بايست انسانهاي توانا باهوش با انگيزه داراي اعتماد به نفس نوآور و خلاق داشته باشيم. کشورهاي پيشرفته آموزش کارآفريني را محور اساسي در برنامه هاي خود قرار ميدهند. با اين کار عملا به دانش آموختگان خود ميآموزند که چگونه در حين يادگيري علم کارکنند. به عبارت ديگر آنها مي آموزند که چگونه در حين يادگيري علم کار کنند. به عبارت ديگر آنها مياموزند که چگونه يک ايده يا فکر جديد را به محصولي جديد تبديل کنند. بنابراين در اهميت توجه به کار آفرينان در جامعه ميتوان گفت که کارآفرينان افرادي هستند که با تزريق فکر وايده خود به کالبد اقتصادي جامعه مسير رشد و توسعه را هموار ميکنند و با حضور خود در عرصه کار و توليد تاثير شگرفي بر روند توليد بازار کار و سرمايه خواهند گذاشت و بالاخره موجبات پيشرفت دانش و تکنولوژي را فراهم ميکنند.
نقش و اهميت خانواده در توسعه کارآفريني
اگر خانواده را از ديدگاه نهادي مورد بررسي قرار دهيم به اين نتيجه مي رسيم که خانواده از نظر کمي و کيفي ميتواند کانون اصلي انديشه کار و تلاش و پرورش روحيه خلق ايده و کار در افراد باشد. تحقق اين امر مستلزم توجه ويژه والدين به ابعاد و ساحتهاي حيات فردي فرزند از هنگام تولد تا زمان تکوين شخصيت اوست. وقتي پدر و مادر همچون الگويي تلاشگر و موثر در عرصه کار و توليد در جامعه ظاهر شوند کارکردهاي مثبت ناشي از فعاليت آنها فرزند را به سمت و سويي ترغيب مي نمايد تا ذهن خود را به صورتي منسجم و ثمر بخش به ادامه شغل والدين و يا حرفه اي جديدتر سوق دهد. براي چنين فردي دستيابي به منابع اقتصادي ناشي از کار و تسخير فضاهاي جديد ارزش تلقي مي شود. چنين طرز تلقي از دنياي پيرامون ذهن فرد را نسبت به خلق ايده اي نو و استقلال اقتصادي و کسب موفقيت دگرگون ميسازد. در اين مرحله نوجوان يا جوان ايده کاري خود را با خانواده در ميان مي گذارد چه بسا بتواند از تجربيات و رهنمود هاي والدين و احتمالا حمايت مالي و اجتماعي انها بهره مند شود. اينجاست که معيارها و ارزشهاي خانواده براي فرزند ملاک عمل و چراغ راه او در مسير کار وتلاش واقع ميشود. وظيفه والدين در چنين شرايطي تشريح ابعاد گسترده فعاليت اقتصادي به عنوان ارزش بنيادي براي فرزند و هدايت او در مسير مطلوب آغاز توام با موفقيت را در راه اندازي کسب وکار به همراه خواهد داشت.
ميزان تحصيلات نوع شغل والدين ساخت خانواده روابط خانوادگي (خصوصا رابطه والدين با فرزندان) درآمد خانواده و ميزان برخورداري از امکانات رفاهي در شکل گيري فرهنگ کار در خانواده ميتواند تاثير داشته باشد. انسانهاي متفاوت توانمنديهاي متفاوتي دارند که اگر از همان دوران نوجواني در مسير مشخص هدايت شوند مي توانند با خلق ايده هاي جديد خود تغيير در روند توليد و بالطبع تغيير در فرايند تکنولوژي را آسان ميکند.
مراحل توسعه کارآفريني توسط خانواده
1- مراحل نهادينه کردن فرهنگ کارآفريني
خانواده به عنوان انتقال دهنده جبهه اي از اصطلاحات آيين ها و رفتارهاي اجتماعي ميتواند نقش ثمر بخش خود را جهت آشنايي با مفاهيمي مثل"توفيق طلبي" "استقلال طلبي" و "خطر پذ يري" در عرصه فعاليت اقتصادي و همسازي با واقعيت هاي کاري در جامعه به اعضاي خود ارزاني دارد. نوع نگرش والدين به دنياي پيرامون خود و چگونگي تجسم ارزشهاي اجتماعي براي فرزندان در شکل گيري آينده شغلي آنها ميتواند راه را براي دستيابي به اقتصاد سالم هموار سازد. مثلا چنانچه کسب موفقيت در جهت خلق ثروت وايجاد فرصتهاي شغلي جديد به عنوان بخشي از ارزشهاي مورد نظر والدين براي فرزند به تصوير کشيده شود. نوجوانان در چنين شرايطي ذهن خود را براي رسيدن به چنين موقعيتي آماده مي سازند. در ادامه چنين فرايند ذهني فرد به دنيا راه هاي دستيابي به چنين موقعيتي است. او موقعيت هاي متفاوت را با هم مقايسه مي کند شبيه سازي ذهني انجام مي دهد به پرس و جو مي پردازد و گاهي اوقات در نشريات کتب محيط مدرسه و حتي مجالس سخنراني پرسشهاي ذهني خود را دنبال ميکند. آنگاه فرد با آگاهي از ارزش کار و تلاش اماده است بخش بزرگي از خواسته ها آرمانها و ارزشهاي مورد نظر خانواده خود را به محک تجربه بگذارد.
پيروي از کليشه هاي سنتي و تکراري در عرصه کار و فعاليت به خانواده و جامعه صدمات جبران ناپذيري وارد مي سازد.
2- تعيين مسير شغلي
فضاي درون خانواده خصوصا رهنمودهاي والدين به فرزندان اين امکان را به آنها مي دهد تا با گسستن از عادات و معتقدات پيشين خود يا ساير افراد خانواده رفتار جديدي را مورد کند و کاو قرار داده و خود را با نظم اجتماعي نوين هماهنگ سازند به شکلي که بتوانند بر فراز خواسته ها و آرزو هاي ذهني خود و منطبق بر نظام هاي مدرن پر و بال بزنند و از نفوذ وسلطه انديشه و روش هاي سنتي در رفتار آتي خود بکاهند. در ادامه چنين روندي نقش آفريني فرزند در درون خانواده معطوف به فرايندهاي توليد و خلق ارزش در جامعه خواهد شد. در اين ارتباط والدين با شناخت توانمنديهاي بالقوه فرزندان خود وهدايت آن در مسير شغلي نقش مهمي در شناسايي وپرورش افراد خلاق و کارآفرين در جامعه ايفا ميکند.
3- توانمند سازي (يادگيري فن آوري هاي جديد)
حمايت و تشويق والدين جهت يادگيري فن آوري هاي جديد از جمله فن آوري هاي تکنولوژي و اطلاعاتي و معرفي مشاغلي که امکان کسب درآمد بالا را براي فرزندان فراهم ميسازد آنان را علاوه بر نقش آفريني در درون خانواده معطوف به اهداف توسعه در سطح جامعه يعني کار مفيد و بهره وري بالا خواهد کرد. تغيير نگرشها و رفتارهاي کليشه اي در مورد ايفاي نقشهاي خانوادگي و اجتماعي و تشويق فرزندان به رفتارهاي مثبت اقتصادي و اجتماعي آنان را افرادي کارآمد و هدفمند مي پروراند. زيرا پيروي از کليشه هاي سنتي و تکراري در عرصه کار و فعاليت هم به خانواده و هم به جامعه صدمات جبران ناپذيري وارد مي سازد. به همين دليل گذر از اين مرحله تاثير پذيري فرد از تغييرات جديد و پذيرش مسئوليت خطير اجتماعي به منظور ايجاد کسب و کار جديد و دسترسي به موقعيت هاي بهتر و جديد تراز فرد يک انسان مستقل و توانمند مي سازد که در عرصه هاي گوناگون زندگي ضمن پذيرش نقشهاي متفاوت مي تواند مفيد واقع شود.
کار آفرينان افرادي هستند که با تزريق فکر و ايده خود به کالبد اقتصادي جامعه مسير رشد و توسعه را هموار ميکنند.
4- راه اندازي و اداره کسب و کار اقتصادي
در اين مرحله فرد با ارزيابي مشاغل متناسب با خواسته هاي خود و خانواده به خلق ايده در زمينه کار و فعاليت مي پردازد، چارچوب فکري خود را در قالب طرح کسب و کار به جامعه عرضه مي کند سپس با مديريت خود فعاليت اقتصادي را آغاز مي کند. در اين مرحله والدين با استفاده از تجارب خود مي توانند فرزندانشان را جهت اداره کسب و کار ياري کنند. هر چند ممکن است اين نيز صرفا متوجه حمايتهاي مالي آن ها نباشد. با ادامه حمايت خانواده و تقويت روحيه کار آفريني در فرزندان به منظور راه اندازي و مديريت کسب و کاراقتصادي توسط آنان نتايج ذيل متوجه خانواده خواهد شد:
- ايجاد و توسعه اشتغال در بخشهاي اقتصادي کشور و به تبع ان استقلال اقتصادي خانواده ها
- دگرگوني در روند توليد با استفاده از تکنولوژي پيشرفته و به دنبال آن تغيير در فرهنگ مصرف
- تنوع شغلي و ايجاد رقابت گسترده در بازارهاي اقتصادي
- بسط و توسعه صادرات با اتکا به منابع موجود در کشور
- کاهش نرخ بيکاري وتورم وبه دنبال آن کاهش اسيب هاي اجتماعي در جامعه
نتيجه گيري
کارآفريني کانون و مرکز ثقل کار و تلاش و پيشرفت در عصر مدرنيته تلقي ميشود. ما بدون توجه کافي به مقوله توسعه فرهنگ کار آفريني نمي توانيم به شاخص هاي رشد و توسعه که از طريق تغيير در روند توليد بهره وري و توان افزايي فني و صنعتي در عرصه اقتصاد حاصل مي شود دست يابيم. در گذر از مرحله سنتي به صنعتي بايد به توانمنديها و قابليت هاي فردي کار آفرينان در بهره گيري از منابع طبيعي و بکارگيري تکنولوژي مدرن اهتمام ويژه اي قائل شويم زيرا آنها با بکارگيري روش هاي جديد در بازار خود را براي استفاده بهينه از ابزار ودستيابي به کيفيت مطلوب کالا و خدمات آماده مي سازند. کار آفريني فرايندي است اکتسابي و خانواده در شکل گيري اين فرايند نقش اساسي را ايفا ميکند. زيرا خانواده مي تواند عنصر پويايي و تحرک را به ژرفاي وجود افراد تحت نفوذ و وابسته به خود تزريق کند به شکلي که فرد و جامعه در محيطي هماهنگ به تعامل بپردازند و قالب هاي اجتماعي نو آورانه شکل گيرد. نقش و اهميت خانواده به عنوان کانون انديشه نوگرايي در ايجاد روحيه خلاقيت و نو آوري در افراد گسترش روحيه کار آفريني و توسعه کسب و کار جديد در جامعه انکارناپذ ير است. به طوري که در زمينه فعاليت اقتصادي خانواده ميتواند انديشه افراد تحت نفوذ خود را به سمت و سويي سوق دهدکه آنها را از مشکلات پيش رو از جمله بيکاري فقر اعتياد فساد و... برهاند و آنها را در مسيرهاي شغلي که مولد سرمايه وفرصتهاي جديد است هدايت نمايد زيرا خانواده علاوه بر نقش توليد نسل و پرورش ابعاد عاطفي و اخلاقي فرزندان به عنوان کانوني براي رشد و پرورش انديشه خود باوري اعتماد به نفس و خود شکوفايي در فرزندان نقش بسيار موثري در راه اندازي کسب و کار اقتصادي و توسعه فعاليتهاي شغلي در جامعه خواهد داشت.
منبع مقاله: مجله گزارش