👑👑👑 راسخونک👑👑👑

مطالبی جالب از موضوعات مختلف

یادمه وقتی بچه بودم بابامون برامون چند تا جوجه اردک کوچیک گرفت ما هم بعد از مدتی تشخیص دادیم که باید شسته بشن جوجه ها رو بردیم تو حمام شستیم بعد برای اینکه آبش گرفته بشه من و داداشم یکی سرش رو میگرفت و یکی دیگه پاش رو و باهم در جهت مخالف میپیچوندیم مثل لباس اما نمیدونم چرا قبل از خشک شدن میمردن اگه علتش رو پیدا کردین اطلاع رسانی کنین


[دوشنبه 22 تیر 1394 ]  [8:09 PM]   [یحیی طاهرزاده]

با مامانم رفته بودیم خرید؛برگشتنی رفتیم سوپر مارکت محلمون...بعد این یارو مغازه داره داشت با یکی از همسایه هامون حرف میزد...و این مادر گرامی ما در هنگام خروج از مغازه داره در بحث و گفتگوی آنان شرکت مینماید(ثواطم طو هلغطون)بعد منم ک داغون شده بودم با یه خلوار پلاستیکای خرید مارو کاشته بود....جوش اوردم....تا مامانم اومد بیرون اصن حواسم نبود یهویی گفتم:آخه مادر من شما comment نزاری کسی block ات نمیکنه....
من پس از گفتن این جمله فلسفی : ^ــ^
مادر گرام: -ـــ-
حضار گرامی: 0ــo 0ــo0ــo0ــo0ــo
و همچنان من:^ــ^


[دوشنبه 22 تیر 1394 ]  [8:09 PM]   [یحیی طاهرزاده]

اینجا گرگان خابگا دانشجویی پسران
عاقا ما دیشب خاستیم کوکو درست کنیم
چشتون روز بد نبینه!!!!!!!!!!!
دوستم رفت تو آشپزخونه یهو داد زد رضا صوووووووصک
طی یک عملیات مافوق سری خودمو رسوندم ب محل سانحه!!!!
هیچی دیگ رسیدم دیدم سوسکه تو ماهیتابه داره هلیکوپتری میزنه!!!
هیییییییییییییییی!!
و باز هم ما موندیمو تخم مرغ!!!
اینجا دوستم داره کچلم میکنه میگه اسم منو بگو!!!
اسمش محمد حسین گلی جیرنده
لایک ب افتخاره همه بچه ها (بزن ب افتخار خودت)


[دوشنبه 22 تیر 1394 ]  [8:09 PM]   [یحیی طاهرزاده]
تعداد کل صفحات :  133 ::      1   2   3   4   5   6   7   8   9   10   >