منوي اصلي
يادگار انقلاب
انقلاب اسلامی
نويسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازديدها : 3457
  • آخرين به روز رساني : چهارشنبه 21 آبان 1393 
  • تعداد کل مطالب : 4
مطالبی مفید و کاربردی

هم‏صحبتی با کتاب

کتاب‏ها نه فقط مرکّبی بر کاغذند، بلکه گویندگانی هستند که با شنونده خود سخن می‏گویند. کتابی که از سرزمین وحی و خانه دل ائمه(ع) و چشمان رازدار مؤمنان سخن بگوید، تو را به خیر و برکت و نور می‏کشاند و کتابی که از خانه سیاه دل ابلیس و سرزمین متعفن خودخواهی و دنیاگرایی حرف بزند، تو را به بلا و تباهی خواهد کشاند. امام جواد(ع) می‏فرماید: «هر کس سخن گوینده‏ای را با اطمینان به او بشنود، گویا او را پرستیده است؛ اگر گوینده الهی باشد، خدا را پرستیده و اگر گوینده از زبان ابلیس سخن بگوید، ابلیس را پرستیده است.»

جدّی‏تر فکر کنیم

بهار، همیشه خیلی زود می‏گذرد. بهار جوانی هم به یک چشم بر هم زدن از دست می‏رود، امّا همان مدّتِ کوتاه سرمایه همه زندگی است. کمی جدّی‏تر فکر کنیم تا این سرمایه به بطالت نگذرد. کتاب‏ها مثل نسیم بهاری روح و روان انسان را طراوت می‏بخشد، زلال دانش که در کتاب موج می‏زند، تشنگیِ جان را سیراب می‏کند و در سایه‏سار هم صحبتی و همدمی با کتاب، وجود انسان آرامش را حس می‏کند. اگر کتاب از خوبی‏ها، زیبایی‏ها و راستی‏ها بگوید، درخت زندگی، پربار و محکم خواهد شد.
مطالعه، فقط خواندن نیست، رفتن یک راه است، پا به پای جملات، دست در دست کلمات و لمس نزدیک همه آنچه در کتاب است. کتاب خواندن هنر است.

هدف خلقت

«اِقرَاء بِاسمِ رَبِّک الَّذی خَلَق». «بخوان»، این اولین گفته خدا با حبیبش است. «بخوان» تا هدف خلقت به دست آید، تا دین خدا استوار شود، تا آفرینش به هدف خود برسد، بخوان که کتاب، برترین معجزه جاوید آفرینش است. روز کتاب و کتابخوانی بر شما پیروان کتاب آسمانی، قرآن مبین مبارک باد.

شرافت کتاب

در عظمت و شرافت کتاب همین بس که خدای متعال به آن سوگند یاد می‏کند: «ن وَ القَلَم وَ ما یَسطُرُون؛ قسم به قلم و آن چه می‏نویسند» کتاب از برترین نعمت‏های الهی است که در پناهش بشر از حضیض و گرداب جهل به بلندای دانش می‏رسد و از تاریکی غفلت به روشنی دانایی پا می‏نهد. ما نیز کتاب را بزرگ بداریم.

نام خدا، آغازگر خوبی‏ها

کتاب اگر می‏خواهد روشنگر راه درست با شد، اگر می‏خواهد رشته رسیدن به روشنی‏ها و کشتی نجات از گرداب جهل باشد و اگر می‏خواهد دوست مهربان و مائده آسمانی روح و یار با وفا باشد، اگر می‏خواهد انتهایش خوبی و روشنی باشد، اگر هدفی دارد و اگر می‏خواهد شریف و عزیز باشد و خواندنش روح را صفا دهد، باید با نام خدا آغاز شود؛ امام ششم، امام صادق(ع) می‏فرماید: «لا تَدَع کِتابَةَ بِسمِ اللّه الرّحمن الرّحیم فی الْکِتابِ؛ در نوشتارت، بسم اللّه الرّحمن الرّحیم را وا مگذار»

کتاب بیانگر شخصیت

کتاب‏ها پنجره‏هایی درون آینه تمام نمای ذهن نویسندگانشان هستند و بوستان‏هایی که از چهره دستی باغبانان نشان دارند. امیر مؤمنان؛ علی(ع) می‏فرماید: «کتابُّ الرَّجُلِ عُنوانُ عَقْلِهِ وَ بُرهانُ فَضْلِهِ؛ نوشته آدمی، نشان عقل و نشاندهنده میزان فضیلت اوست»

کتاب‏ها، سپری در برابر آتش

کتاب‏های مفید و علمی، در شرافت و افتخار، برتر از حتی خون شهیدان‏اند و چنان گران بهایند که حضرت رسول(ص) در این مورد می‏فرماید: «المؤمنُ اِذا ماتَ وَ تَرَکَ وَ رَقَة واحِدَةً عَلَیْها عِلْمٌ تَکُوُنُ تِلْکَ الورَقةُ یَوْمَ القیامَةِ سَتَرا فیما بینَهُ وَ بَیْنَ النّارِ؛ هرگاه مؤمنی از دنیا برود و و از او یک ورق که بر آن نکته علمی نگاشته شده باشد، باقی بماند، سپری بین او و آتش جهنّم خواهد بود.»

نهج البلاغه؛ کتاب دل

امسال، سال مولا علی(ع) است و نهج البلاغه، فخر همه کتاب‏هاست. در فصاحت و بلاغت، شریف‏ترین؛ در معرفت و شناخت، بهترین؛ در علم و ادب، برترین و در نورانیت و معنویت عالی‏ترین. فرخنده باد سال مولایمان علی(ع) ـ گرامی باد. روز کتاب بر شیعیانش عشق به این کتاب مبارک باد.

نهج البلاغه؛ زینت کتاب‏

روز کتاب و کتابخوانی را با نهج البلاغه گرانقدر آذین می‏بندیم. دریای پرشور معرفت و خداشناسی، دانستنی‏ها و پندها، روشنگری‏ها و بینش‏ها که روح مشتاق ما را به بلندای آسمانِ فهم و درک می‏برد و کدورت کج فهمی و کژی را می‏زداید و به گوهر معرفت و شناخت آراسته می‏کند. خوشا به جلال و شکوه این کتاب و آفرین به شیعیان علی(ع) در این روز!

ژرف‏ترین اعجاز

کتاب و نوشتارِ هدفمند و حکمت‏آمیز، چونان ساحری روح آدمی را سحر می‏کند و مرواریدِ درخشان حقیقت و معرفت را بر ساحل فهم و درک او می‏کشاند. از این روی آخرین معجزه جاویدان پیامبر، شگفت‏ترین و ژرف‏ترین اعجاز خدا، در قالب کتاب آمده است تا روح آدمیان را در میان امواج موّاجش به کرانه‏های سعادت بکشاند و جان‏های مشتاق را به لقای الهی نزدیک کند. گرامی باد معجزه جاوید، گرامی باد کتاب شگفت و تحسین برانگیز مسلمانان، گرامی باد روز کتاب و کتابخوانی.

کتاب، نعمت بزرگ خدا

کتاب نعمت و بخشش بزرگ الهی، چراغ هدایت انسان و لطف بی‏پایان حضرت حق بر انسان است. کتاب آینه‏ای است که حوادث غایب از نظر و معانی نهفته در درون آفریده‏ها را روشن می‏کند و آن‏ها را از پسِ پرده مرور زمان و بُعدِ مکان حاضر می‏سازد، گویی حوادث قرن‏ها قبل و هزاران فرسنگ دور، در این لحظه اتفاق می‏افتد. و این نشان عظمتِ نعمت الهی است که بر بشر ارزانی شده است. سپس باید که متواضعانه قامت بلند ذهن را در برابرش خم کنیم و گرامیش بداریم.

کتاب‏های پاک

کتابی می‏آورم تا بخوانمش، کتابی که برایم از دل‏های بی ریا بگوید، از چشم‏های معصوم، از شهادت و دلیری شهادت طلبان. کتابی که برایم از نور بگوید، از پیامبر، از صورت زیبا و سیرت نیکویش، کتابی که برایم از عفاف بگوید، از پاک بودن، و از آسمانی و الهی بودن. کتابی که برایم از خوبی‏ها بگوید تا با آن در بهشت نیکی‏ها قدم زنم و دلخستگی‏ام را به سایه‏سار آرامش آرام دهم و تمام وجودم را از زیبایی‏ها و خوبی‏ها لبریز سازم. به راستی کتاب‏های پاک به اندازه دل‏های پاک، دوست داشتنی و مهربانند.

کتاب‏ها در سنجش ذهن

بعضی از کتاب‏ها چنان عمیقند که جهان با همه وسعتش در آن گم می‏شود. بعضی آن قدر کوچکند که خود را به زور نشان داده‏اند؛ فکرِ بلند هرگز کتاب‏های سطحی را نمی‏پسندد و فکر کوتاه و نارس هرگز نمی‏تواند به کتاب‏های عمیق و معنادار و با محتوا دست یابد. بنگریم چگونه کتابی می‏خوانیم!

قفسه‏های پر از کتاب

کتابخانه‏اش پر و پیمون بود، کتاب‏ها همه زرکوب و زرنگار و رنگ‏ها همه متناسب و چشم‏نواز. قفسه‏های کتاب چیده و آراسته و کتاب‏ها مرتب و یک اندازه. ظاهر کتابخانه زیبا بود، امّا چرا کتاب‏ها عطر هیچ گلی را نمی‏پراکند؟ چرا از هیچ معنا و رنگی در آن‏ها چیزی نبود؟ چرا در هیچ کدام زلال فهم و شفافیت دانش نبود. به نظر مثل کویری خشکیده، خالی از هر مفهومی.
روز کتاب و کتابخوانی، روز مسلمانان فرهنگ دوست و دانشور است که کتاب‏هایمان در آموزش معرفت و آداب، از همه آثار، برتر و والاترند. «قرآن» بزرگ‏ترین و آموزنده‏ترین کتاب آفرینش، کتاب ماست «نهج البلاغه» که دانستی‏ها و خورشید گرمی بخش هدایت و صلاح است، از آن ماست. صحیفه سجادیه که با شیرین‏ترین بیان، جامع دریای راز و نیازهاست، از ماست. ولی چرا می‏گوییم از آنِ ماست؟ از آن بشر است! از آنِ همگان است، زیرا «رحمةٌ للعالَمین» است.
روز کتاب و کتابخوانی بر پیروان بزرگترین کتاب خلقت، «قرآن مجید» گرامی باد.
کتاب مائده‏ای آسمانی برای روح است. بسیار ضروری‏تر از آن که فقط برای وقت گذرانی و سرگرمی خوانده شود. روح سرشار از استعدادمان را با خواندن کتاب‏های لهو و بیهوده، به سان بازیچه‏ها هدر ندهیم.

اساس و شالوده زندگی

خواندن کتاب‏های ارزشمند، اساس زندگی سعادتمندانه است. کتاب‏های ارزشمند، گوهرهای شب تاب زندگیِ پر از ظلمت و جهل‏اند. ریسمان‏های صعودند از ژرفای جهالت و تاریکی به اوج نورانیّت آسمان دانایی. دست از این گوهرها بر نداریم و آنها را گرامی بداریم.

سپاس از نویسندگان

کتاب ارزشمند، چونان درخت پرباری است که باغبانِ آن، سال‏ها عمرش را به پای آن صرف کرده و آن را با زلال دانستی‏ها و تجارب بارور نموده است؛ علف‏های هرز خیال وخطا را زدوده و با نور معانی و حقایق پرورش داده است؛ آن گاه با یک دنیا خلوص و مهر آن را در اختیار ما نهاده. باشد که مهربانیش را ارج بنهیم و سپاسش گوییم.

کتاب‏ها از عرش تا فرش

دنیای کتاب‏ها، دنیای شگرفی است. در این میان، نهج البلاغه نیز کتاب است؛ کتابی که قلب‏ها را روشن می‏کند و معرفتش در دل‏ها آتش عشق می‏افروزد و موج خداجویی و کمال‏طلبی‏اش، به سینه‏ها می‏کوبد. آیات شیطانی هم کتاب است. حاصل عمر سوخته فردی از تاریکی و ظلمت آمده. با این هدف پوچ که تمام چراغ‏های نوربخش دنیا را خاموش کند و ظلمت جهل و نادانی را در آسمان گیتی بپاشد. این کتاب است، آن هم کتاب؛ با تفاوتی به اندازه تفاوت نور و ظلمت.
کتاب‏های سودمندِ علمی، پل ارتباط فکری بین ما و پیشینیانند؛ تنها آینه تمام نمای تلاش گذشتگان و یکتا چراغ فروزنده آنچه زمان بر آن پرده ابهام افکنده است. کتاب‏ها را پاس بداریم.

سیری بر فراز زمان و مکان

کافی است یک کتاب خوب انتخاب کنی و ورق‏هایش را یکی پس از دیگری از صفحه ذهن و دیده بگذرانی، تا قفس کوچک روزمرگی زندگی‏ات بشکند و از بیرون به گرداب تشویش‏ها و هیجاناتی که در آن غرق شده‏ای بنگری. از سیلاب تندگذر زمان سربلند کنی و به فرا سو نظر بیندازی. پرده‏های مکان را کنار بزنی و تا دورترها بروی. کتاب بابی است برای پرواز ذهن و خیال، آفرین به بالی که به آسمان خوبی‏ها پروازت دهد.

کتاب را بشناسیم

در زندگی امروزی با فریب‏های هزار رنگ شیطان، با دام‏های پر از دانه‏های دورویی، اگر کتابی بخوانی که سردرگمت کند، بی هدف و با مقصد بارت بیاورد و راه را نشانت ندهد، راه را گم خواهی کرد و به هدف نخواهی رسید و بیهوده خواهی رفت. روز کتاب، فرصت مناسبی است برای نگاهی دوباره و تازه به کتاب‏هایی که می‏خوانیم.

در زلال کتاب

اگر فقط روزی یک بار روح آزرده از دود و دم تردیدها و نادانی‏ها و سر و صدای خودکامی‏ها را در زلال چشمه کتاب‏های راه‏نما شست و شو دهیم، هرگز غبار خطا و اشتباه و آلودگیِ ندانستن و نفهمیدن روحمان را بیمار نخواهد کرد.

دوستان آشنا

کتاب‏ها دوستانی بسیار مهربان و رئوفند. در کم‏ترین فرصت بیش‏ترین بهره را می‏دهند، هر جا که بخواهی به سراغَت می‏آیند و در هر حالتی با تو سخن می‏گویند. کم‏ترین فرصت را برای دیدار می‏پذیرند و بر آنچه می‏گویند استوارند. بی‏تکلف و بی زحمت، همیشه میهمان مهر تو می‏شوند و یک دنیا دانش و فهم را برایت هدیه می‏آورند. گر چه هستند کتابنماهایی که در لباس فرهنگ و معرفت و هدیه‏شان جز ضرر نیست، امّا اگر هوشیار باشی، چنین به تو نخواهد رسید.

کتاب و بهره‏مندی

خواندن کتاب، کاری بسیار لازم و ارزشمند است، نباید آن را با چاشنی بی حاصلگی و هرزگی آلوده کرد. کتاب باید که مفید باشد. باید وقتی کتاب می‏خواهی، چیزی بفهمی، چیزی را حس کنی، باید چیزی را به دست آوری، باید نفعی و معنایی ببری؛ حداقل به اندازه وقتی که گذرانده‏ای. باید کتاب‏ها بزرگوار باشند.
روز کتاب و کتابخوانی بر باغبانان بوستان معرفت و ادب، نویسندگان و اندیشورانی که دانسته‏ها و تجارب خود را در سفره اخلاص، بر صفحه‏های سفید کاغذ می‏نهند، خجسته و مبارک باد. دستانتان بر آفرینش و پرهیز و قلم‏هاتان همیشه استوار باد.

کتاب، رشته نجات

کتابی را باید خواند که از او بگوید؛ از او که جهان در ید حکمت و دانش اوست. کتابی را باید خواند که از انسان بگوید که از کجا آمده و به کجا خواهد رفت. کتابی را باید خواند که از بایدها و نبایدها بگوید؛ مثل چراغی در راه، در شبی تاریک. کتابی را باید خواند که دل را بیدار کند و قلب را امیدوار، دست و دل را به تلاش وا دارد و پای را به رفتن. کتابی را باید خواند که رشته‏ای برای بیرون آمدن از چاه جهل، به آسمان معرفت باشد. کتابی را باید خواند که شمیم عطرش مشام جان را از مستی معرفت و شناخت لبریز کند.
کتاب خواندن یعنی یافتن دوستی تازه، یعنی یک پله بالا رفتن در دانستن و معرفت، یعنی گشودن یک پنجره از نور به روی زندگی، یعنی کنار رفتن پرده نادانی از پیش چشم حکمت و دانش و یعنی نفس کشیدن در هوای تازه دانستن و آگاهی. روز کتاب، روز دوستی‏ها و روشنی‏ها گرامی باد.

پاسداری از کتاب‏های سپید

از اوّل انقلاب تا کنون یکسره کتاب‏های سپید را خواندیم، آن‏ها که از خدا گفتند، از هدف خلقت، از تلاش ارزنده، از عشق به خوبی‏ها، و درونمان سپید شد. مگذاریم کتاب‏های سیاه بین کتابهامان رخنه کنند. با فکر بلندمان، با نور ایمانمان بایستیم و راه بر سیاهی ببندیم. زنده‏باد کتاب‏های سپید، کتاب‏های نور، کتاب‏های آموزنده و ارزنده و دور باد هر چه در آن از پوچی و بی دینی نشانی هست.

کتاب؛ راه رهایی

کتاب خواندن آزادی است. شکستن دیوار جهل و نادانی، شکستن حصار ندانستن‏ها. از زندان تاریک ناآگاهی بیرون رفتن و به دنیای روشن و پر تحرک دانایی و آگاهی قدم گذاشتن؛ پاینده باد رهایی و آزادی از جهالت. عزیز و گرامی باد روز کتاب و کتابخوانی.

خواندن کتاب؛ سیر در معنی

خواندن یک کتاب، هجی کردن کلمات آن است، کتاب خواندن، فهمیدن است. باید نور دانستن را احساس کنی، باید روحت تازه شود، باید پرده از ندانستنی‏ها کنار رود، باید حس کنی چیزی در تو جوشیده، چیزی به دست آورده‏ای و رازی را گشوده و کشف کرده‏ای باید کتاب را با وجودت حس کنی. گوارا باد دنیای روشنِ درک و فهم‏های تازه کتاب

سوگند به کتاب

بسم اللّه الرحمن الرحیم، ن، وَالقَلَم وَ ما یَسطُرُون
خداوندا! یاریمان کن تا کتاب‏ها و نوشتارمان، در راه تو روشنگری کند. چنان کن کتاب‏هایی را که می‏خوانیم یا می‏نویسیم، شمیم عطر ایمان به تو را بپراکند و مخواه که کتاب ـ این آفریده ارزشمند و گرامیت ـ دریچه‏ای به سوی کژی و انحراف و تاریکی باشد. خدایا! کتاب‏ها نعمت‏های عظیم و عزیز تواند که به آن‏ها قسم یاد کرده‏ای، یاریمان کن قدرشان را بدانیم و بتوانیم تو را سپاسگزار باشیم.



"مطالعه" كه فرهنگ لغت "عميد" آن را "اطلاع يافتن از چيزي با ادامه نظر در آن" معني كرده است، نه تنها زير بناي "پژوهش " و نخستين گام براي تحقيق است بلكه به عقيده كارشناسان جزو نيازهاي روحي و معنوي انسان نيز محسوب مي‌شود.
شايد براساس همين نياز است كه بسياري از "انسان شناسان" او را موجودي "جستجوگر" تعريف كرده‌اند. عده‌اي از كارشناسان معتقدند درك اين نياز توسط خود شخص، محتاج "فرهنگ" خاصي است و براي اين كه شخص بفهمد كه چنين نيازي دارد بايد تربيت شود و اين كار بايد در سال‌هاي اوليه عمر انسان انجام شود.
مرحوم "كيومرث صابري" مدير مسئول مجله طنز "گل آقا" در سال ‪ ۷۳‬نظر خود در اين خصوص را اين طور بيان داشت:برخلاف خورد و خواب كه اگر مبتني بر آموزش هم نباشد، براساس "غريزه" انجام مي‌شود، "مطالعه" و عادت به مطالعه به تربيت و آموزش نياز دارد. وي به امكان بروز نتايج مخرب و مضر همين آموزش‌ها در سال‌هاي اوليه عمر انسان نيز اشاره كرد و گفت :
"اگر در دبستان، مساله "مطالعه" براي بچه‌ها به شكل يك كار شيرين و دلچسب در نيايد و اگر "خواندن" جنبه يك وظيفه و تكليف اجباري به خود بگيرد، كودك كم كم "باسواد" مي‌شود ولي با كتاب دوست و رفيق نمي‌شود و از آن مي‌گريزد. همواره گفته شده است همان طور كه جسم ما به غذا نياز دارد، فكر ما هم بايد تغذيه شود و غذاي فكر همان كتاب و مطالعه است كه از بين رفتني و دور انداختني نيست، در حالي كه غذاي جسم اگر از بهترين مواد غذايي هم تهيه شود، در نهايت از بين مي‌رود.
به هر حال بشر از زمان‌هاي دور همواره در پي اين بوده‌است كه پاسخي براي پرسش‌هاي خود بيابد و براساس يافته‌هاي خود بنيان‌هاي زندگي فردي و اجتماعي خود را توسعه بخشد. با توسعه جوامع بشري، راه‌هاي ثبت "انديشه‌ها" و "دانستني ها" و تبادل آن با ديگران نيز توسعه يافت. اگر زماني از ديوار غارها استفاده مي‌شد و در دوره‌هايي بر الواح گلي، چوب، سنگ، استخوان و پوست حيوانات نگاشته مي شد، بااختراع كاغذ و صنعت چاپ، توسعه شگرفي در حوزه علم و فرهنگ پيداشد و امروزه با انتشار انبوهي از كتاب‌ها، نشريات و ساير مطالب ، دريايي از "خواندني‌ها" براي غوطه‌وري انديشه‌هاي كنجكاو و تشنگان "مطالعه" فراهم شده است.
پا به پاي پيچيدگي روز افزون جوامع انساني شكل و ظاهر "كتاب" تغيير يافته و هم اكنون نيز فن‌آوري‌هاي ديجيتالي و ميكروتكنولوژي نيز در اين زمينه به كمك جامعه بشري شتافته و در واقع در بسياري از زمينه‌ها اطلاع‌رساني و كسب آگاهي از اين طريق صورت مي‌گيرد. حال بايد پرسيد، براستي چرا علاقمندي به مطالعه در جوامع مختلف به ويژه كشور ما متفاوت است ؟

 

روزنامه "ايران" در تاريخ ‪ ۱۹‬فروردين سال جاري نوشت:
وضعيت كتابخواني در كشور ما آنگونه كه آمار رسمي وزارت ارشاد گوياي آن است يعني حدود ‪ ۴‬دقيقه در شبانه روز چندان رضايتبخش به نظر نمي‌رسد. به ويژه اين كه اين آمار سبب شده ايران علي‌رغم برخورداري از سابقه طولاني فرهنگي و تمدني در رده كشورهايي چون افغانستان و بنگلادش قرار گيرد. سايت روزنامه "هدف و اقتصاد" نيز در تاريخ ‪ ۹‬آذر سال جاري طي مقاله‌اي نوشت: طبق آخرين آمارها سرانه مطالعه در ايران ‪ ۸‬دقيقه در روز است كه اگر آمار مربوط به محصلين و دانشجويان را از آن كم كنيم چيزي در حدود ‪۲‬ دقيقه در روز باقي مي‌ماند.
نويسنده مقاله نوشته است: كشورهاي در حال توسعه نزديك به ‪ ۸۰‬درصد جمعيت جهان را تشكيل مي‌دهند اما كمتر از ‪ ۳۰‬درصد كتاب‌هاي جهان را توليد مي‌كنند و كمتر از اين مقدار نيز به كتابخواني مشغولند، اين در شرايطي است كه كشورهاي توسعه يافته با جمعيتي حدود ‪ ۲۰‬درصد جمعيت جهان، ‪ ۷۰‬درصد كتاب‌هاي جهان را توليد مي‌كنند.
اروپا در سال ‪ ۱۹۹۱‬به ازاي هر يك ميليون نفر جمعيت خود ‪ ۸۰۲‬عنوان كتاب منتشر كرده، اما قاره آسيا در همان سال به ازاي هر يك ميليون نفر ‪ ۷۰‬عنوان و قاره افريقا ‪ ۲۰‬عنوان منتشر كرده است.
سايت "همشهري آنلاين " نيز در مطلبي به مناسبت هفته كتاب نوشت: برخي برآوردها سرانه مطالعه در ايران را ‪ ۲‬دقيقه در شبانه‌روز اعلام كرده‌اند كه اگر مطالعه كتب درسي را نيز به آن اضافه كنيم، اين رقم به ‪ ۷‬دقيقه مي‌رسد كه در مقايسه با كشورهاي پيشرفته كه بيش از ‪ ۵‬ساعت از شبانه‌روزشان را مطالعه مي‌كنند، فاصله بسيار عظيمي است.
اين منبع افزود: در كشور ما، با توجه به اينكه ‪ ۸۰‬درصد جمعيت را قشر با سواد تشكيل مي‌دهد، سرانه مطالعه ما با كشورهايي چون افغانستان، بنگلادش و يا چند كشور آفريقايي برابر است. در مورد شمارگان (تيراژ ) كتاب هم وضعيت اسفناك است. با توجه به جمعيت ‪ ۷۰‬ميليون نفري ايران، ناشران از ترس اين كه كتاب هايشان بفروش نرود كتاب‌ها را حداكثر در ‪ ۳۰۰۰‬نسخه چاپ مي‌كنند. البته شمارگان ‪ ۲۰۰۰‬و ‪ ۱۵۰۰‬نيز به وفور ديده مي‌شود.
در صورتي كه در كشور فرانسه با جمعيت ‪ ۵۵‬ميليون نفري ، شمارگان كتب به ‪ ۳۵۰‬هزار جلد مي‌رسد. اين سايت خبري همچنين افزود: در طول يكسال از هر ‪ ۱۰‬ايراني، تنها يك نفر يك جلد كتاب خريداري كرده كه بنا به نظر كارشناسان همين يك جلد نيز احتمالا درسي يا كمك درسي است و هر ايراني در هر ‪ ۱۸۹۲‬روز (حدود ‪ ۵‬سال) تنها يك كتاب مي‌خواند.

 

"علي‌اكبر اشعري " مشاور فرهنگي رييس جمهور و رييس سازمان اسناد و كتابخانه ملي نيز در گفت‌و گو با روزنامه ايران در ‪ ۱۹‬فروردين ماه سال جاري گفت: آمارهاي رسمي كه از سوي وزارت ارشاد علام مي‌شود از پايين بودن سرانه مطالعه در كشور حكايت دارد. يعني در خوش بينانه‌ترين وضعيت، آنگونه كه تاكنون اعلام شده سرانه مطالعه در كشور ‪ ۴‬دقيقه در شبانه روز است. اين موضوع براي كشوري با سابقه فرهنگي و تمدني ما كه قصد دارد الگوي مناسبي از مديريت اسلامي نيز ارائه بدهد چندان مناسب نيست بنابراين لازم است براي اين موضوع حتما چاره‌اي انديشيده شود. نكته حائز اهميت اين است كه در كشور ما بررسي و مطالعه دقيق در زمينه فرهنگ و سرانه مطالعه انجام نشده و معلوم نيست همين آمار اندك و متناقضي كه موجوداست بر چه مبنايي محاسبه مي‌شود؟ آيامطالعه كتب درسي و كمك درسي نيز جزو سرانه مطالعه محسوب مي‌شود؟
آيا كساني كه به منظور مطالعه و تحقيق وارد شبكه جهاني اينترنت مي‌شوند نيز در اين آمارها لحاظ مي‌شوند؟ اگر چه آمارهاي متفاوت بين ‪ ۲‬تا ‪ ۱۵‬دقيقه در روز و حتي در سال در نوسان است، اما آنچه مسلم است، اينكه سرانه مطالعه در كشورمان بسيار پايين است. البته گفته مي‌شود از نظر تعداد عناوين در وضع خوبي هستيم و نسبت به گذشته ‪ ۳‬برابر افزايش داشته‌است ، ولي آيا اين ميزان نسبت به رشد جمعيت با سواد، قابل قبول است؟
علي رغم اين كه برخي آمار به نقل از وزارت ارشاد ارايه شده است، وزير محترم‌ارشاد آمارهاي موجود در خصوص ميزان مطالعه در كشور را تاييد نمي‌كند. در همين زمينه روزنامه "جوان " طي خبري در ‪ ۱۵‬تيرماه نوشت: "محمد حسين صفار هرندي " وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي با اشاره به اين كه هنوز مطالعه دقيقي در مورد ميزان مطالعه در كشور و سرانه كتابخواني وجود ندارد و آمارهايي كه در اين مورد ارايه مي‌شود قابل اعتماد نيست، گفت: سرانه كتابخواني در ايران نسبت به گذشته كاهش يافته است. وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي، با بيان اين مطلب افزود: چه بسا سرانه مطالعه در ايران از كشورهاي ديگر هم بيشتر باشد، ولي تاكنون مطالعه جدي در اين مورد صورت نگرفته است.
وي در ادامه افزود: اما اگر بخواهيم ادعا كنيم كه مساله كتابخواني و مطالعه در كشور ما رونق دارد بايد بگوييم كه با كشورهاي ديگر در اين زمينه خيلي فاصله داريم و ارقام و اعدادي كه در اين زمينه گفته مي‌شود مبني بر اين كه سرانه مطالعه در ايران ده دقيقه و كمتر از اين است، مورد تاييد ما نيست. وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در ادامه خاطر نشان كرد: واقعيتي كه در مورد جامعه ما وجود دارد اين است كه ما ايراني‌ها كم مطالعه مي‌كنيم، ولي درگذشته سرانه مطالعه در كشور ما زيادتر از امروز بود.



   رهبر امين    

رهبر من نور چشمان من است

 
رهبر من نور چشمان من است                 عشق او آيين و ايمان من است
 
ذوالفقار  حيدري در دست  او           طاعتش ميثاق و پيمان من است
 
سيدي از نسل پاك فاطمه(س)      هم ز نسل شير يزدان من است   
  
در ولايت وارث  آل نبي   (ص)         جانشيني  از   امامان   من  است   
 
همچو مه  تابد  به قلب  شيعيا ن       نائب  خورشيد پنهان  من  است  
 
در هدايت  سوي حق  آرد   مر ا           اين هدايت سمت قرآن من است

 

دوستانش دوست مي دارم همي    دشمن او دشمن  جان  من  است 

 
آنكه   مهر  او ندارد   در  وجو د          بي گمان همكيش نادان من است
 
در سخن چون ابر  مي بارد  به دل        در  كوير خشك  باران  من است 
 
در حضورش موج دريا  ديده ام         در كلامش راحت جان من است    
 
در نگاهش غرق دريا مي شو م         واژه هايش در و مرجان من است
 
قلب  تارم  را  صفايي  مي دهد          جامع فكر پريشان  من  است  
 
من مريد  آن  دل   وارسته ام               او  مراد و پير عرفان  من است    
 
بوي يوسف مي دهد پيراهنش          گرچه خوديعقوب كنعان من است
 
من چو سنگم او چو كوه بيستون        من چو مورم او سليمان من است
 
من چو بلبل او  چو  باغ  پر زگل            من چوبرگ اوسروبستان من است   
 
نام  او  ورد  زبانم  روز   و  شب             عشق اودرداست ودرمان من است
 
آرزوي  ديدنش   دارم  به    دل       در فراقش شهر زندان من است  
 
اي خوش آن روزي كه بينم رهبرم         ساعتي در خانه  مهمان  من است  
 
هرگز اي ياران دعايش مي كنيد           شب نمازش ذكر ياران  من  است
 
روي خوبش با دو چشمت ديده اي             چهره اش چون ماه تابان من است 
 
غرق  درياي  تهاجم  را  چه  غم         ناجي  كشتي  ز طوفان من است 
 
گر چه دشمن نقشه ها دارد بسي      حامي او  حيسبحان من است     
 
در  امانت  او ‹‹  امين  ››  انقلا ب           در شجاعت شير ميدان من است    
 
راه  او  باشد    ره  پير خمين (ره)      رهروراهشهيدان من است     
 
افتخار  ما    بود ‹‹  سيد  علي ››       سرور من جان جانان من است 
 
چون فقيه وعالم است ودين شناس       مرجع تقليد  دوران من  است  
 
روز ششم  ماه  تير از سال شصت         رهبرم جانباز  ايران  من  است 
 
اي  خداوندا   نگهدارش  تو   با ش           چون دعاي او نگهبان من است    
 
شعر امروزم كه وصف رهبر است          بهترين اشعار  ديوان من است 
 
پيروانش ني به پاكستان و   هند      درفلسطين است و لبنان من است   
 
گوئيا مهدي(عج) چنين گويد كه او         بهترين اصحاب و ياران من است