آرزوی پرواز
کبوتر بچهای با شوق پرواز
بجرئت کرد روزی بال و پر باز
پرید از شاخکی بر شاخساری
گذشت از بامکی بر جو کناری
نمودش بسکه دور آن راه نزدیک
شدش گیتی به پیش چشم تاریک
ز وحشت سست شد بر جای ناگاه
ز رنج خستگی درماند در راه
گه از اندیشه بر هر سو نظر کرد
گه از تشویش سر در زیر پر کرد
ادامه مطلب
دوبیتی شمارهٔ ۱
ببندم شال و میپوشم قدک را بنازم گردش چرخ و فلک را
بگردم آب دریاها سراسر بشویم هر دو دست بی نمک را
دوبیتی شمارهٔ ۲
تن محنت کشی دیرم خدایا دل با غم خوشی دیرم خدایا
زشوق مسکن و داد غریبی به سینه آتشی دیرم خدایا
دوبیتی شمارهٔ ۳
اگر یار مرا دیدی به خلوت بگو ای بیوفا ای بیمروت
گریبانم ز دستت چاک چاکو نخواهم دوخت تا روز قیامت
دوبیتی شمارهٔ ۴
ته که ناخواندهای علم سماوات ته که نابردهای ره در خرابات
ته که سود و زیان خود ندانی بیاران کی رسی هیهات هیهات
دوبیتی شمارهٔ ۵
دلی دیرم خریدار محبت کز او گرم است بازار محبت
لباسی دوختم بر قامت دل زپود محنت و تار محبت
ادامه مطلب
گرچــــه هنگام سفــر جاده ها جانکاه اند
روی نقشه ، همه ی فاصله ها کوتاه اند !
فاصله بین من و شهر شما یک وجب است
نقشه ها وقتی از این فاصله ها می کاهند
من که از خود خبرم نیست چه قیدی دارم ؟
جمله های خبــــری قید مکان میخواهند !!
راهــــی شهر شما میشوم از راه خیال
بی خیالان چه بخواهند چه نه ؛ گمراهند
شهر پــُر می شود از اهل جنــون برج بـه برج
"مهر" خواهان شما "مشتری " هر "ماه " اند !
بــه "نظامــی" برسانید کــــه در نسخــــه ی ما
خسروان برده ی کت بسته ی شیرین شاه اند !
چند قرن است که خرما به نخیل است و هنوز
دستــــهای طلب از چیـــدن آن کـوتاهـــند
غلامرضا طریقی
ادامه مطلب
تو اگر نبودی ای درخت سبز
سبزه و گل و بهار هم نبود
این هوای خوب و سایه های خیس
در کنار جویبار هم نبود
تو اگر نبودی ای درخت سبز
شاخه ای نبود و لانه ای نبود
بر لب پرنده روی سیم برق
شوق خواندن ترانه ای نبود
تو اگر نبودی ای درخت سبز
زنده ای نبود و زندگی نبود
باد را به بهانه ای و زندگی
مرغ را پر پرندگی نبود
رقص برگ های تو اگر نبود
یک نسیم ساده هم نمی وزید
میوه ی رسیده ای به دست ما
دست ما به میوه ای نمی رسید
تو اگر نبودی ای درخت سبز
شاعری بهار را نمی سرود
خط کش و مداد میز و صندلی
دفتر و کتاب و شعر هم نبود
ادامه مطلب





