|
ز کوي دوست به ديدار ما، صبا آمد به جان ما ز صبا باز مژدهها آمد هزار چشمهي خورشيد از کرانه دميد در آن زمان که به ديدار ما، صبا آمد ز جوش لاله، سراپاي دشت زيبا شد خبر ز سبزترين مژدهي خدا، آمد ستاره ريخت به دامان شب ز مژدهي نور صداي خندهي گلهاي آشنا آمد هزار پنجرهي نور، سمت ما، واشد شکوفه آمد و گل آمد و صفا آمد به سايهسار چمن غنچهاي شکوفا شد ز بام عرش سرود «رضا» «رضا» آمد به بزم عشق، چراغي دوباره شعله گرفت ز نور روي «رضا» شب به انتها آمد مدينه، قبلهگه جاودان هستي شد «رضا» امام صداقت، گل وفا آمد [ صفحه 36] بيا حضور خدا را دوباره باور کن ز شهر آينهها، قاصد خدا آمد سرود سبز خدا را، ز باغ گل بشنو کنون که عطر دلارايش از فضا آمد ستارهاي ز حريم محمدي سر زد «رضا» زلال کرامات کبريا آمد ز باغ سرخ ولايت، دميد لالهي سرخ و عطر سرخ حضورش به جان ما آمد «رضا» تمام کرامت، «رضا» تمام سخا «رضا» گل بهارهي گلزار مصطفي آمد سرود عشق بخوان «نسترن» ز بزم خدا براي خاطر غمديدگان، شفا آمد [ صفحه 37]
|