• قالب مذهبي
  • مقتدر مظلوم

  • کلبه ی حجاب
     
    حفظ چادر حفظ دین و مذهب است / شـــیوه زهـــرا و درس زینب است
    می گفت : دلم میخواهد اینجور باشم

    مَردها نبینند!

    روزهـا گذشت

    و همچنان دلبــری می کرد در خیابان . (1)

    وقتی

    خبـر ارتبـاط پدرش را با فلان دختر شهر شنید

    شوکه شد!

    شاید پدرش هم نباید می دید... (2)

    1.پیامبر اکرم(ص):زنی که خود را برای غیر شوهرش زینت و آرایش نماید،خداوند او را به آتش جهنم می سوزاند.{وسائل الشیعه14/113}

    2.حضرت علی (ع): بسا هوسى از نيم نگاهى حاصل است (بحارالانوار/ج 71/ص 293)



    ا

    نوشته شده در تاريخ شنبه 21 آذر 1394  توسط دخترک چادری(حمزه زاده)

      امروز شاید سخت و جان فرسا

    رنگ سیاه ،  روزه ،تشنگی، گرما

    فردا شاید همین سیاهی ها

    شد دلیل شفاعت زهرا (س)



    ا

    نوشته شده در تاريخ شنبه 21 آذر 1394  توسط دخترک چادری(حمزه زاده)

    وقتی مشکی مد باشه : خوبه
    وقتی رنگ مانتو شلوار باشه :خوبه
    وقتی رنگ عشقه :خوبه!
    وقتی رنگ کت و شلوار باشه: با کلاسه!
    وقتی لباس های شب تو مهمونی ها مشکی باشه باکلاسه!
    اما


    وقتی رنگ چادر من مشکی شد
    بد شد!
    افسردگی می آورد!
    دنبال حدیث و روایت  می گردند
    که رنگ مشکی مکروهه!
    مشکی تا جایی که برای لباس های شما بود خوب بود و باکلاس به ما که رسید بد شد
    من و متهم می کنید به افسردگی به دل مردگی
    و من توی زندگی دنباله لحظه ای هستم که افسردگی گرفتم به حکم شما!
    چرا حجاب را مساوی با افسردگی می دانید!
     دوست دارم چادر مد شود
    مشکی رنگ عشق باشد
    عشق به خدا بدون افسردگی!قشنگه



    ا

    نوشته شده در تاريخ شنبه 21 آذر 1394  توسط دخترک چادری(حمزه زاده)

     

    چقد چادر سر کردن کار سختیه !!!!!

    بجاش پوشیدن این کفشا مث آب خوردنه !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!



    ا

    نوشته شده در تاريخ شنبه 21 آذر 1394  توسط دخترک چادری(حمزه زاده)
    خانم محترم

    اگر تیر دشمن جـ ـ ـ سـ ـ ـ ــ ـ م شهدا را شکافت.

    تیر بدحجابی تو قـ ـ ـ لـ ـ ـ ـ ـ ب شهدا را میدرد.

     



    ا

    نوشته شده در تاريخ شنبه 21 آذر 1394  توسط دخترک چادری(حمزه زاده)

    دُرست است

    اگر با موهای مِش کرده به هیئت بیایی

    و یا جیغ ِ آرایشت از صدای ِ روضه خوان بلندتر باشد

    برای حُسین فرقی ندارد.

    کـَرَم ِ او همه ی ما را نمک گیر میکند.

    اما به حُرمت ِ همین نان و نمک برای تو فرق داشته باشد...
     

    فرق داشته باشد آنطور که به همه جاها میروی به هیئت نروی.

     



    ا

    نوشته شده در تاريخ شنبه 21 آذر 1394  توسط دخترک چادری(حمزه زاده)

    1. ضعف ايمان
     

    -----------------
    عمل به آموزه‏هاى الهى جز در پرتو ايمان و آگاهى ميسر نخواهد شد. بنابراين، كسانى كه در اعتقاد به خداوند و ضرورت دستورات دينى ترديد دارند و قلب آنها در ايمان به خداوند و محاسبه روز جزا به مقام اطمينان نرسيده است، در عمل به دستورهاى الهى نيز تسامح مى‏ورزند. اين افراد كه به ضرورت حجاب آن‏گونه كه بايد و شايد پى نبرده‏اند، در پاى‏بندى به آن نيز از خود ضعف و سستى نشان مى‏دهند.

    2. هوس‏رانى
     

    ----------------
    برخى زنان براى ارضاى هوس‏رانى خود، به تنوع پوشش، آرايش و زينت بسيار اهميت مى‏دهند و بهترين اوقات خود را به حضور در محيط‏هاى تجارتى و تفريحى و مهمانى‏هاى مفسده‏انگيز مى‏گذرانند. اين دسته از بانوان بدون تفكر و تعقّل مانند اشياى بى‏اراده به كارهايى دست مى‏زنند كه هيچ‏گونه فايده‏اى براى آنها ندارد و از اين رهگذر، آسيب‏هاى جدى متوجه آنان مى‏شود.

    3. جلب توجه ديگران
     

    ------------------------
    آدمى مى‏خواهد در جامعه، جايگاه ويژه‏اى داشته باشد كه چنين جايگاهى گاه به‏صورت حقيقى و گاه به‏صورت مجازى و كاذب به‏دست مى‏آيد. جايگاه حقيقى را با دانش و فضايل اخلاقى مى‏توان به‏دست آورد، ولى برخى زنان كه از چنين ارزش‏هايى محروم هستند، با نمايش زيبايى‏ها و جاذبه‏هاى طبيعى زنانگى خود به‏دنبال جلب توجه ديگران هستند و مى‏كوشند كمبودهاى كمالى خود را از اين راه جبران كنند، غافل از اينكه بى‏حجابى، تنها توجه بيماردلان را به زن جلب مى‏كند كه خود، كمترين اعتبارى ندارند.

    4. دگر آزارى
     

    --------------
    بعضى از زنان كه عقده دگرآزارى دارند، با خودآرايى مى‏كوشند تمايلات مردان را برانگيزند، ولى بى‏پاسخ بگذارند. اين حركت، مردان را عقده‏مند مى‏سازد و در مقابل، زنان ساديسمى از اين حركت خود لذت مى‏برند.

    5. غرب‏زدگى
     

    --------------
    يكى از مشكلات ديرينه جوامع مسلمان، پيروى كوركورانه و بدون تفكر و تحليل آنان از غرب است. آنها توجه ندارند كه اگر غرب به ارزش‏هاى انسانى زن مى‏انديشيد، هرگز به برهنگى و استفاده ابزارى از او فكر نمى‏كرد. او را به‏عنوان موجودى نمى‏شناخت كه مى‏تواند مرد را ارضا كند و اگر نتواند از عهده اين وظيفه برآيد، به سرعت مطرود شود. ازاين‏رو، زن براى ايفاى نقش ياد شده و حفظ بقاى خود، با قدرت تمام، به آرايش و خودنمايى سرگرم شده است تا توجه مردان را به سوى خود جلب كند. زنان با اين گرايش به‏گونه‏اى سردرگم شده‏اند كه خود به دنبال شكارچيان خويش مى‏دوند تا طعمه آنان گردند.
    اين در حالى است كه زن مسلمان، ارزشمندتر و والاتر از آن است كه به‏دنبال سلوك غربى باشد و از زن غربى كه از ماهيت انسانى خود تهى شده است، الگو بردارى كند.

    6. پل زدن به ازدواج
     

    ---------------------
    برخى دختران، بدلباسى و خودنمايى خود را پلى براى رسيدن به ازدواج مى‏پندارند. آنان گمان مى‏كنند با بيرون ريختن مو از زير روسرى، پوشيدن لباس‏هاى زننده، آرايش‏هاى ناپسند و نشان دادن زيبايى‏هاى زنانه خود مى‏توانند جوانان را به خود جذب كنند. اينان از اين نكته غافلند كه جوانان با همه اقبال و خوش‏رويى‏هايى كه با ايشان داشته باشند، در پى ازدواج با آنان نخواهند بود. غالب جوانان در پى آنند كه دخترى را براى همسرى خود برگزينند كه طرح دوستى با جوان ديگرى را در پرونده خود نداشته باشد. جوانان بى‏تقوا از دختران خودنما براى لذت‏هاى زودگذر استقبال مى‏كنند. در حقيقت، اين دختران در چشم‏ها جاى دارند، نه در دل‏ها. بنابراين، بدحجابى و ظاهرسازى، چشم‏انداز مناسبى براى ازدواج نيست و اگر هم ازدواجى به‏خاطر جاذبه‏هاى جنسى صورت پذيرد، بنيان محكمى نخواهد داشت.



    ادامه مطلب

    نوشته شده در تاريخ شنبه 21 آذر 1394  توسط دخترک چادری(حمزه زاده)

    خواهر گلم 

     

     

     فدات بشم، با شما هستم

     

    شمایی که می گویی 

     

    آدم باید دلش پاک باشه و حجاب مهم نیست !

     

    وقتی دلت پاک است چطور تحمل می کنی 

     

    نگاهی هوس آلود را ؟!

     

    خراب شدن نگاه های معصوم یک پسر نوجوان که 

     

    حکم برادر تورا دارد ؟!

     

    پاشیده شدن خانواده ها را ؟!

     

    به فساد کشیدن جامعه را ؟!

     

    شاد شدن دل دشمنانمان را ؟!

     

     و از همه مهم تر 

     

    شکستن دل امام زمانمان (عج) را ؟!



    ادامه مطلب

    نوشته شده در تاريخ دوشنبه 9 آذر 1394  توسط دخترک چادری(حمزه زاده)




    تو یک فرشته ای!

    در روزگاری که :

    زن را بـ‌ه "تن" می شناسند

    غیرت را "بددلی" می نامند 

    و باحجاب را " اُمل" می دانند ،

    تو همچنـان "فرشته" بمان



    ادامه مطلب

    نوشته شده در تاريخ دوشنبه 9 آذر 1394  توسط دخترک چادری(حمزه زاده)

    من یک محجبه ام....لطفا مرا مسخره کنید

     

                                                                                                                                         من یک محجبه ام.... لطفا مرا مسخره کنید.... همانگونه که:

     

    نوح را مسخره کردند. (هود (11):38)

    موسی را مسخره کردند. (شعراء (26): 25)

    پیامبر قوم عاد را مسخره کردند. (احقاف (46): 26)

    و در یک کلمه مسخره شدن، تنها شکنجه ی مشترکی بود که همه ی پیامبران آن را تجربه کردند.
     
    (حجر (15):11)

    سخت ترین شکنجه ای که بر پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) وارد آمد. تا آن که خدا برای دلجویی
     
    رحمه للعالمین اینگونه فرمود: (اگر تو را استهزا کنند نگران نباش،) پیامبران پیش از تو را (نیز)
     

    استهزا کردند. (انعام(6):10 و رعد (13): 32 و انبیاء (21): 41).

    اما بدانید خداوند وعده داده است: از آنان روی گردان! ما شرّ مسخره کنندگان را از تو دفع خواهیم کرد. (حجر (15) :95)

    تا در روز قیامت بگویند: «افسوس بر من از کوتاهیهایی که در اطاعت فرمان خدا کردم و از مسخره کنندگان (آیات او) بودم!» (زمر (39): 56).

     

                           حجاب در ایران                                                   حجاب در آمریکا


    پس مرا هم مسخره کنید!

    مادرم زهرا(س) جلوی نابینا هم حجابش را حفظ کرد! من هم یک محجبه ام !
     الگویم زهراست!
    پس تا میتوانید مسخره کنید در من اثری نخواهد داشت.

     



    ادامه مطلب

    نوشته شده در تاريخ سه شنبه 19 آبان 1394  توسط دخترک چادری(حمزه زاده)

    خواهرم ،

     

    اگه به این روز اعتقاد نداری ،

     

    گِله ای نیست.

     

    همینطوری بگرد !!

     

     

     

     



    ادامه مطلب

    نوشته شده در تاريخ سه شنبه 19 آبان 1394  توسط دخترک چادری(حمزه زاده)

    سلام

    حالت خوب است عزیزم؟ دلم برای خنده‌های ساده‌ات تنگ شده. وقتی امروز توی اتوبوس از من چشم گرداندی این را حس کردم. دلم می‌خواست بگویم گوشواره‌های قلبی‌ات خیلی خوشگل‌اند. اما تو حتی جواب لبخند مرا ندادی.

    چرا این‌قدر نسبت به هم سرد و بی‌محبت شده‌ایم؟ به نظرت فکر می‌کنم شما اشتباه می‌روید و ما درست؟ شما جامعه را به فساد کشانده‌اید و ما آن را به اوج شکوفایی رسانده‌ایم؟ یا خدای نکرده من خودم را مظهر حجب و حیا می‌بینم؟ نه نازنینم!

    دوست دارم واقعیت‌ها را ببینیم. دلت می‌خواهد به قلب من سرک بکشی تا ببینی چه غوغایی است؟ می‌گویم من و نمی‌گویم ما، تا مثنوی هفتاد من نشود. می‌گویم نباید جامعه را به بی‌حجاب و باحجاب تقسیم کنیم یا زشت‌تر از آن به چادری و بدون چادر.

    من نگران نگاه‌هایی که تازگی‌ها به هم می‌کنیم هستم. به فاصله‌هایی که کلمه‌ حجاب برای‌مان درست کرده. پس بقیه خوبی‌ها چه؟ شباهت‌هایی که ما را به هم نزدیک می‌کند؟ یا تفاوت‌هایی که هیچ ربطی به این کلمه ندارند؟

    وقتی تو را توی مسجد دیدم؛ مقنعه‌ات را جلو کشیده بودی. غبطه خوردم بس که حواست جمع نمازت بود. همان روز خودم آن‌قدر عجله داشتم که نفهمیدم سه رکعت خواندم یا چهار رکعت!

    آن روز تو پولت را به گدای گوشه پیاده‌رو دادی که گفت در راه مانده‌ و من انداختم توی صندوق صدقات. این هر دو کار خوب یکی است و خدا هر دوی‌مان را دوست دارد. چرا جدای‌شان کنیم؟

    اصلا هر دو‌ی‌مان به یک اندازه روسری‌فروش را کلافه می‌کنیم. من می‌گویم:«این نه! چادرم از روی آن سُر می‌خورد. یک شال با نخ بیشتر بیاورید، لطفاً!» و تو می‌خواهی شالی بخری که بتوانی شُل روی سرت بیندازی تا گوشواره‌های قلبی‌ات را همه ببینند.

    حس زیبایی‌دوستی دخترانه‌ات را دوست دارم و می‌دانم گوشواره‌هایت قشنگ‌اند. من هم مثل تو زیبایی‌دوستم و اگر چادر را انتخاب کردم؛ چون واقعاً با آن احساس خوبی داشتم. شاید همان احساسی که تو وقتی گوشواره‌های قلبی را از گوشَت آویزان می‌کنی و دیگران آن‌ها را می‌بینند؛ داری.

    این‌ها که گفتم کم از هزاران کار خوب و بد، واجب، مباح، مکروه و مستحب است که کنار گذاشته‌ایم و به‌جایش شمشیر حجاب را از رو بسته‌ایم.

    نمی‌خواهم چشم دیدن هم را نداشته باشیم و تاوان اشتباه عده‌ای را بدهیم که جامعه را برای تو محل ترس کرده‌اند. می‌خواهم از کنار تو که رد می‌شوم بخوانم: “انما المومنون إخوةٌ”

    اگر تو نیز مثل من حس می‌کنی بین اخوة فاصله یا حجاب به‌وجود آمده و پوششی باعث شده من و تو همدیگر را درست نبینیم؛ بیا خواهرانه این حجاب‌ها را کنار بزنیم و زیبایی‌ها و درستی‌ها را پررنگ‌تر ببینیم. خب؟

    دوباره سلام، این‌بار به اضافه آغوش باز و لبخند!        

     

     



    ادامه مطلب

    نوشته شده در تاريخ سه شنبه 19 آبان 1394  توسط دخترک چادری(حمزه زاده)
    تعداد کل صفحات:      1   2  
    تمامي حقوق اين وبلاگ محفوظ است | طراحي : مقتدر مظلوم