((((((( تفریح مردم تهران خیابان گردی است )))))))
نويسنده:
محمدصادق فرزندی
((((((( تفریح مردم تهران خیابان گردی است )))))))
---------------------------------------------------------------------------
عضو کمیسیون فرهنگی اجتماعی شورای شهر تهران، میگوید، تفریح مردم این شهر خیابانگردی است.
علیرضا دبیر، در گفتوگو با خبرگزاری مهر تصریح کرد: «تهران از نظر فضاهای تفریحی فرهنگی فقیر است و زمان فراغت پایتختنشینان در خیابان گردی، پارکنشینی و رستوران رفتن می گذرد.»
عضو کمیسیون فرهنگی اجتماعی شورای شهر تهران با بیان اینکه "به دلیل فقر فضاهای فرهنگی با ازدحام جمعیت در مراکز تفریحی روبرو هستیم" افزود: «بر اساس اطلاعات رسیده ازدحام جمعیت در پارک آبی که در میان شهر تهران و کرج است به حدی بوده که جان چند نفر به خطر افتاده است.»
وی در ادامه تأکید کرد: «تعارف نداریم، فضای تفریحی در تهران کم است.»
نويسنده:
محمدصادق فرزندی نامه دختر افغان: ببخشید اگر در خیابانهایتان قدم زدم
نويسنده:
محمدصادق فرزندی پایگاه خبری تحلیلی انتخاب :
نويسنده:
محمدصادق فرزندی
نويسنده:
محمدصادق فرزندی پایگاه خبری تحلیلی انتخاب : این روزها یک عکس خبری از حاشیه مراسم برگزار شده برای مرحوم استاد سمندریان محل تعجب برخی شده است. حامد بهداد در این خصوص در صفحه فیس بوک خود نوشته است: در پایان این برنامه، رضا گوران که اجرای برنامه را بر عهده داشت، خطاب به حاضران گفت: تئاتر جای تخیل است، تخیل کنیم که اجرای نمایش «گالیله» تمام شده است. آقای سمندریان روی صحنه آمده و ما میخواهیم تشویقش کنیم. استادمان را چگونه تشویق می کنیم؟ با این سخن بود که هنرمندان، دانشجویان و هنرجویان آموزشگاه کف زدند. دست زدند، سوت زدند، هورا کشیدند، برای حمید سمندریان که «گالیله» را اجرا نکرد. عکس استاد بود در دست شاگردانش که از حاضران تشکر میکرد و پاسخگوی احساسات تماشاگرانی بود که هرگز نمایش «گالیله» را ندیدند. حاضران، دانشجویان، هنرمندان دست میزدند اما شانههایشان از گریه میلرزید، هورا میکشیدند اما همهی صورتشان خیس اشک بود…”
نويسنده:
محمدصادق فرزندی
نويسنده:
محمدصادق فرزندی پنجره 142 با گفتگویی از محمدرضا شهیدیفر با عنوان «تلویزیون منفورترین پدیده عصر مدرن» درباره پارک ملت و برنامهسازی در رسانه ملی و پروندههایی پیرامون گونهشناسی روشنفکری در ایران، باز خوانی حوادث 18 تیر 87 و 25 خرداد 88 منتشر شد. به گزارش خبرگزاری مهر، در پنجره این هفته شما میهمانِ یادداشتهایی از کریم مجتهدی، جواد محدثی، عماد افروغ، احمد رهدار، سید محمد سادات اخوی، سیدمحمد روحانی، شمسالله مریجی، عباس احمدی و سیدرضا صائمی خواهید بود؛ همچنین گفتگوهایی از عبدالحسین خسرو پناه، محمد منصورهاشمی، عبدالحسین روحالامینی، سیدمسعود شجاعی طباطبایی، حسن هانیزاده و منصور ضابطیان را خواهید خواند.
نامه دختر افغان: ببخشید اگر در خیابانهایتان قدم زدم
---------------------------------------------------------------------------
روزنامه مردمسالاری در سرمقاله خود با عنوان 'برای افغانیهای هم زبان' نوشت:* «ساره گل» دختری افغان است که نامهای سرگشاده نوشته و به دفتر روزنامه فرستاده است. عنوانش، بازگو کننده محتوایش بود:«اگر بارگران بودیم، رفتیم»؛ اما تلخ...
*او نوشته بود:«ایرانی عزیز مرا ببخش اگر با مهاجرت اجباری، از دست جنگ، از دست بنیادگراهای مذهبی (طالبان زن خفه کن)،پا به خاکت گذاشتم. مرا ببخش اگر از نانت استفاده کردم، نانی که حق بچههایت بود. مرا ببخش برای تمام آب و برق و گازی که- هرچند با پرداخت پول- استفاده کردم. مرا ببخش اگر از صفحات وبت برای درددل شخصی استفاده کردم.
*مرا ببخش اگر در کوچهها و خیابانهایت راه رفتم و قدم زدم. مرا ببخش اگر پدر و برادر کارگرم روی ساختمانهایت و زمین کشاورزیات کار کردند و یک فرصت شغلی را شاید از پدر و برادرت گرفتند. مرا برای همه چیز ببخش. میدانم با همه پوزش خواهی، باز بدهکارم، بقیه بدهکاریهایم را ببخش.
*ایرانی عزیز، ازت ممنونم که به من جا و پناه دادی تا به این سن برسم. سپاسگزارم که گذاشتی از هوای اکسیژن پاک خاکت، نفس بکشم. تشکر که گذاشتی چند سالی بر نیمکتهای کلاس درست بنشینم و از گچ و تختهات استفاده کنم. البته من در مدرسه خودگردان افغانی درس میخواندم، ممنونم که اجازه دادی چند سالی در مدرسه خاک تو و پیش معلمهای ایرانی نیز درس بخوانم.معلم ایرانی از تو هم ممنونم که به من خواندن و نوشتن یاد دادی.
*شاید برای همین از این که گاهی مرا به گناه فقط افغانی بودن، تحقیر کردهای، بخشیدمت...»ساره گل در ادامه نامهاش از ایرانیهایی نوشته که به افغانیها توهین میکنند که من نه تنها از نوشتن دوباره آن احساس شرم میکنم، بلکه از خواندن آن هم شرمنده شدم. بعد هم نوشته:«بد و خوب در هر قومی هست. همه افغانیها تجاوزگر و جنایتکار نیستند. خائن، و]... [ نیستند. مثلا برادر و پدر من برای بزرگ کردن من در خاک خوب شما، یک عمر و روزی 10تا12 ساعت کار توانفرسا و کارگری کردند و دست از پا خطا نکردند. به هرحال اگر بارگران بودیم، رفتیم. قبلا نمیتوانستم، چون بچه بودم ولی اینک که بزرگ شدهام میتوانم به کشورم برگردم تا دیگر بهم نگویند: افغانی]...[ و ]... [ و در جواب من به جای دو کلمه حرف دوستی که هزینهای ندارد... ناسزا بنویسند.»
*وقتی نامه سارهگل را خواندم، از این که برخی از ما ایرانیان اینگونه به مردم افغانستان نگاه میکنیم شرمسار شدم. تاسفآور است که وضع - حال به هر دلیلی – به جایی رسیده که با مردمانی که همکیش و هم دین و هم زبان ما هستند، آداب و رسوم مشترکی با ما دارند و در حوزه تمدن ایرانی قرار دارند طوری رفتار میکنیم که هنگام بازگشت از ایران، خاطرهای که برایشان مانده، خاطره شیرینی نیست. بهترین آنها همین دختر افغان است که تمام گلایههایی را که در دلش داشته با مصرع مودبانهای از یک شعر بازگو میکند: «اگر بار گران بودیم رفتیم».
*همین دسته از ایرانیان وقتی به خارج از کشور خودمان بروند، اگر ببینند همان رفتاری که خودشان با افغانیها در ایران دارند بر سر خودشان میآید، چه احساسی پیدا میکنند؟ در این نکته تردیدی نیست که حضور افغانها در ایران، بخشی از فرصتهای شغلی را که میتوانست در اختیار ایرانیان باشد به آنها اختصاص داده است.اما به اعتقاد من انتقادهایی که با تمسک به این موضوع در مورد حضور افغانها در ایران صورت می گیرد اغلب قابل توجیه نیست. چرا که اولا افغانیها در ایران اغلب در مشاغلی حضور دارند که خیلی از ایرانیها آن را نمیپذیرند و ثانیا مگر یادمان رفته که آقای احمدینژاد گفته بود در ایران برای 120 میلیون جمعیت هم ظرفیت داریم؟ پس وجود یک میلیون- یا کمی بیشتر- افغانی در ایران، چقدر میتواند جا را برای ایرانیان تنگ کند؟
واکنش بازیگران "یوسف پیامبر" به اظهارات اخیر سلحشور: باورمان نمی شود
فرجالله سلحشور که این روزها با اظهارنظرهای عجیب و غریبش در خصوص سینما و بازیگرانش شهرت یافته است در جدیدترین اظهارنظرش، بازیگران سریال خودش، یعنی یوسف پیامبر را نشانه گرفته است. وی درباره این بازیگران گفته که خودش آن ها را آدم کرده است. بازیگرانی که اکثر آنها شناسنامه کاری مشخصی دارند و تازهکار نبودهاند. از جمله این بازیگران میتوان به مصطفی زمانی، محمود پاکنیت، کتایون ریاحی، جعفر دهقان، عباس امیری، رحیم نوروزی، جهانبخش سلطانی، علا محسنی، کوروش زارعی و زهرا سعیدی اشاره کرد.
در پی انتشار این خبر، قانون با دو تن از بازیگران بنام سریال یوسف گفتوگویی انجام داده است. محمود پاکنیت در خصوص این اظهارنظر اظهار بیاطلاعی کرد و گفت: «خبر را ندیدم. اما ایشان حتما خیر و صلاحی دیده که این صحبت را کرده است.»
وی با بیان اینکه مطمئن است که روی سخن سلحشور با او نبوده است گفت: «ایشان حتما شخص خاصی مورد نظرشان بوده است و شاید نخواستند که اسمی برده شود؛ اما منظورشان این بوده که آن شخص خاص بفهمد که احتمالا هم فهمیده است.»
وی در ادامه با تاکید بر اینکه نمیخواهم قاطی این بحثها بشوم؛ چون هر کسی نظر خودش را دارد گفت: « دلیلی ندارد خودم را درگیر مقتضیات فکری ایشان بکنم. اصلا نمیخواهم درگیر این مسائل بشوم؛ چون این قبیل اظهار نظرها پشتوانه منطقی خاصی ندارد.»
وی در پایان با تاکید بر نادرستبودن جو رسانهای که اخیرا پیرامون سینما و بازیگران آن به وجود آمده است، گفت: «رسانهها هم بیخود این قبیل حرفها را گنده میکنند. چهار نفر آدم را به جان هم میاندازند. ایشان اگر هم بخواهد نمیتوانند پرونده حرفهای بازیگری امثال ما را زیر سوال ببرد. اگر نام برده بودند حتما طور دیگری پاسخ میدادم، اما حالا که نام نبردهاند راه اظهار نظر را از من گرفته شده است.»
جعفر دهقان، دیگر بازیگر سریال «یوسف پیامبر» نیز در واکنش به این خبر ضمن اظهار ناباوری، گفت: «من وقت نکردم خود خبر را ببینم؛ ولی از دیگر دوستان بازیگر شنیدم که ایشان این سخن را گفتهاند. من اصلا باور نمیکنم که چنین حرفی از دهن آقای سلحشور درآمده باشد. امکان ندارد که این گزاره را در مورد بازیگران خودش روا بداند.»
دهقان که خودش را شاگرد سلحشور هم میداند، ادامه داد: «چون 35 سال است که ایشان را میشناسم فکر نمیکنم این حرف را در مورد ما زده باشد؛ چون پرونده بازیگری امثال من و آقای پاکنیت برای مثال اینقدر قابل دفاع هست که نیازی نبوده است که ایشان ما را آدم کنند.»
وی در مقابل این سوال خبرنگار قانون که پنج روز از زمان انتشار این خبر میگذرد و چون تکذیبیهای از جانب ایشان صادر نشده به این معنی است که این حرف را واقعا زده است، گفت: «من فکر نمیکنم این اجازه را به خودشان داده باشند که در مورد بازیگران، خصوصا بازیگران سریال یوسف این حرفها را بزند. به فرض محال هم اگر گفته باشد حتما منظورش چیز دیگری بوده است.»
وی در ادامه در خصوص بردن اسم بازیگران زن و انتساب صفتهای منفی به آنها آن هم در رسانههای عمومی توسط آقای سلحشور گفت: «به جان بچهام من حتی خواندن این اظهار نظرها را درست نمیدانم. حتی نمیدانم این حرفها را واقعا آقای سلحشور گفته است یا نه. ولی در کل خود من این حرف و حدیثهای اخیری که در مورد بازیگران سینما و تلویزیون زده میشود را نمیپذیرم خصوصا اینکه طرف حساب بازیگران زن باشند که احترام عفت و آبروی آنها واجب است. انگزدن به نظر من خلاف شرع است.»
وی در پاسخ به سوال دیگری در خصوص جوی که اخیرا در مورد جو سینما خصوصا بازیگران زن به وجود آمده است، گفت: «این حرفها را اینقدر بد میدانم که حتی اگر چشمم بخورد نمیخوانم. مشابه این حرفها مثل آن فیلمهایی است که از زندگی خصوص مراسم عقد، ازدواج و ...بازیگران برای تخریب چهره آنها دست به دست می شود. من آنها را هم نمیبینم و به شدت تقبیح میکنم.»
وی در پایان در واکنش به این سوال قانون که پرسید خود آقای سلحشور اینکه این حرفها را زدهاند تایید کردهاند و خیلی محکم سر حرفشان هم ایستادهاند گفت: «اگر هم این حرفها زده باشد هیچ کسی از لحاظ اخلاقی، انسانی و اسلامی نمی پذیرد. درست نیست که به همدین و هموطن خودمان انگ بزنیم. از لحاظ اخلاقی درست نیست. من نمیدانم آیا واقعا اقای سلحشور حرفهایی در خصوص خانم آهنگرانی یا دیگر خانمها زده است یا نه. اما به هر حال باید بدانیم که تحت چه شرایطی این حرف را گفته است.»
وی در پایان با ذکر این نکته که فضای سینما مخدوش شده است گفت: «من از قرارگرفتن در حاشیه و رویارویی با آقای سلحشور امتناع میکنم. این را از بازیگران دیگر بپرسید. دامنهدارشدن این اظهار نظرها برای من که چند پروژه با ایشان همکاری کردم حاشیههای زیادی به وجود میآورد. یک سری مسائل هست که بهتر است وارد آنها نشویم.»
قرائتی: آرایش نکردن در دانشگاهها الزامی شود
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب:
حجتالاسلام والمسلمین قرائتی در اولین نشست هماهنگی تشکلهای اسلامی دانشجویی دانشگاههای سراسر کشور افزود: همچنین بحث تفکیک دخترها و پسرها در دانشگاهها جز در موارد ضروری باید در دستور کار قرار گیرد. در این زمینه بنده در جلسهای در زمینه اسلامی کردن دانشگاهها عنوان کردم که جز در موارد ضرورت، کلاسها جدا برگزار شود و میتوان تمهیداتی فراهم کرد تا صبحها خانمها و عصرها آقایان در دانشگاه درس بخوانند.
خود را به خط سیاسی نفروشید
وی خطاب به تشکلهای دانشجویی تاکید کرد: رنگ دینی را در تشکلها پر رنگ کنید، کارهای فرهنگیتان ماندگار باشد، نماز را محور کارهای خود قرار دهید و با قرآن انس بگیرید. مراقب باشید که خود را به خط سیاسی نفروشید. همچنین موضع خود را حق قرار دهید و تحت تاثیر قرار نگیرید چرا که موضعگیریهای سیاسی گاهی آدم را بیدین میکند.
رییس ستاد اقامه نماز کشور همچنین با تاکید بر تاثیر تعامل حضوری، خطاب به روسای دانشگاهها تاکید کرد که روزی پنج دقیقه خصوصی با دانشجویان صحبت کنند چرا که اثر صحبتهای خصوصی بسیار تاثیرگذار است.
ازدواج و نماز
آمار طلاق زیاد شده است که یکی از دلایل آن دیر ازدواج کردن است.
دوای غفلت را نماز و دوای شهوت را ازدواج عنوان کرد و گفت: اصل کارهای فرهنگی مربوط به ازدواج و نماز است و تمام فعالیتهای فرهنگی باید صرف این دو موضوع شود.
نظام را ضعیف نکنید
قرائتی خطاب به دانشجویان با تاکید بر اینکه عیبهای نظام را توجیه نکنید، نظام را تضعیف نکنید و آن را تکمیل کنید، تصریح کرد: هر چند در برخی جاها نظام ضعفهایی دارد اما باید توجه داشت که این نظام با خون شهدا و همچنین تعداد زیادی جانباز و آزاده به دست آمده است و در واقع این نظام مفت به دست نیامده است.
منبع: خبر آنلاین
ماجرای سوت و کف در مراسم استاد سمندریان از زبان حامد بهداد
به گزارش «انتخاب» به نقل از زن فردا، در عکسی که این روزها در شبکه های اجتماعی و برخی سایت های خبری منتشر شده برخی هنرمندان در این مراسم مشغول سوت و کف زدن هستند.

باز هم نزاع یکی از قوی ترین مردان در کرج
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب :
یکی از قوی ترین مردان ایران در نزاع و ضرب و شتم با رئیس یکی از شعب بانک ملی حسین آباد مهرشهر موجب شد مشتریان حاضر در این شعبه از ترس بانک را ترک کنند.
ماجرای این ضرب و شتم که به اقساط معوق برادر این ورزشکار بازمی گردد، به گونه ای بود که باعث شد مردم به عنوان شاهدان این ماجرا حمایت خود را از رئیس شعبه اعلام کرده و از کلانتری محل خواستند به این گونه ماجراها که گویا از سوی این ورزشکار مسبوق به سابقه نیز بوده است، خاتمه دهند.
علاوه بر خانواده یکی از اعضای شورای شهر کرج نیز که به صورت اتفاقی برای انجام امور بانکی خود ناظر این رویداد ناخوشایند بودند، مردم منطقه نیز اعلام کرده اند با شهادت خود در دادگاه به اینگونه حوادث ناخوشایند که در شان جامعه ورزشی استان و کشور نیست، خاتمه می دهند.
به گفته شاهدان عینی، وقتی رئیس شعبه بانک مذکور از این مرد قوی می خواهد با پائین آوردن صدای خود نظم موجود در بانک را بهم نریخته و موجب ترس و وحشت مردم نشود، از سوی وی مورد هجوم قرار گرفته و با بلند کردن صندلی موجب می شود مردم از ترس شعبه را ترک کنند.
منبع: خبرگزاری مهر
مجله پنجره به شماره 142 رسید مجری سابق «پارک ملت» عادل فردوسیپور را به آبروریزی متهم کرد

حوادث تلخ کوی دانشگاه در تیر ماه سال 1378 و خردادماه 1388 از جمله رخدادهایی است که علیرغم داشتن نقاط اشتراک و همچنین تفاوتهای خاص هر یک، کمتر واقعیت و اصل آنها معلوم شد و اندک افرادی به دور از پیشداوری به درستی به آنها نگاه کردند تا ابعاد متفاوت آن را برای عبرتاندوزی و درسگیری مورد دقت و توجه قرار دهند. علیرضا زاکانی در سرمقاله پنجره 142 سعی کرده است به دلیل حضور بیواسطه در هر دوی این حادثهها و مواجهه مستقیم با اصل واقعیت آنها، به برخی از ابعاد آن اشاره کند. به همین مناسبت نیز پرونده این هفته سرویس دانشگاه هم به بهانه بازخوانی ماجرای 18 تیر 78 و 25 خرداد 88 به همین موضوع پرداخته است. در این پرونده روایتهای مختلفی را خواهید خواند و قضاوت نهایی با شماست. این پرونده قرار بود در آستانه سالگرد 18 تیر منتشر شود اما انتشار آن یک هفته به تاخیر میافتد تا به آتش فتنههای احتمالی فرصتطلبان دامن نزده باشد.
«غم جانکاه کوی و کهریزک» عنوان یادداشت رضا نساجی زواره است که روایتی است تاسفبار از سرگذشت محسن جمالی، یکی از چند رتبه اول کنکور و دانشجویی که چشمش را در حوادث کوی دانشگاه سال 78 از دست داد.
«حاشیه امنی که برای هیچ کس نیست» عنوان گزارشی از پیگیریهای مقام معظم رهبری و برخی نهادهای مسئول در وقایع کوی دانشگاه و کهریزک و «ارزش خون فرزندانمان کمتر از اختلاسهای میلیاردی نیست» بررسی آخرین وضعیت پرونده متهمان کهریزک در گفتگو با دکتر روح الامینی است که در سرویس دانشگاه پنجره این هفته خواهید خواند.
«به روایت شاهد عینی» هم روایت یک دانشجوی دانشگاه تهران از حوادث 25 خرداد 88 است و میزگردی با حضور دو عضو کمیته حقیقتیاب دانشگاه تهران در واقعه کوی 88 با عنوان «کمیته حقایق ناگفته» از مطالب جالب و خواندنی این پرونده است.
«تفاوت گفتوگو و پرسشگری» عنوان یادداشت فرزاد جمشیدی است که این سؤال را مطرح میکند که چرا هنوز از استانداردها در تلوزیون فاصله داریم؟
گفتگو با منصور ضابطیان، طراح و مجری برنامه «رادیو هفت» و «تا شو به سبک ایرانی» هم مروری تحلیلی بر سه برنامه گفتگومحور تلویزیون است.
روشنفکری همواره یکی از پرمناقشهترین مفاهیم در اندیشه سیاسی و اجتماعی به ویژه در ایران بوده و تنش پیرامون این مسأله با توجه به اینکه ما یک جامعه دیندار هستیم، همیشه شعلهور بوده است. بیشک اگر جامعهای دیندار نباشد، این همه اختلافات و نگرشهای متفاوت درباره این مفهوم بهوجود نمیآید. گروه اندیشه هفتهنامه پنجره به گونهشناسی روشنفکری در ایران پرداخته و در گفتگویی با عبدالحسین خسروپناه با عنوان «هزار راهِ رفته!» به این موضوع پرداخته است؛ در همین رابطه میتوانید یادداشت دکتر عماد افروغ را با عنوان «جوهرشناسی خودآگاه» بخوانید که درباره بررسی نسلهای روشنفکری در ایران و نیازمندی به نسل چهارم روشنفکران سخن میگوید.
«جانشینی برای مطهری نمیشناسم!» بررسی پیچیدگیهای روشنفکری در ایران در گفتگو با محمدمنصور هاشمی، «با حفظ اصالت باقی خواهیم ماند» یادداشتی از دکتر کریم مجتهدی با موضوع بررسی ورود اندیشههای روشنفکری به ایران، «در خدمت اجنبی» به قلم دکتر شمسالله مریجی درباره فراز و فرود جریان روشنفکری دینی، بروندینی و دروندینی در مطالعه نسل اول به سوم روشنفکری از دیگر مطالبی است که در پرونده اندیشه این هفته پنجره پیش روی شماست.
حامد نعمتاللهی در باشگاه گزارشگران پنجره در گزارشی با عنوان «دستپاچگی آل سعود» شما را با سخنان پرشور شیخ نِمر در مسجد قائم شهر العوامیه آشنا خواهد کرد و در گزارشی به بررسی این رویداد و ابعاد مختلف شخصیت و فعالیتهای این عالم مبارز پرداخته است. همچنین محمد صابری با گزارشی با عنوان «ابهامات چند میلیارد تومانی!» همه آنچه باید درباره پروژه سینمایی «لاله» بدانید را به شما خواهد گفت. علی رجبی هم به خبرسازیهای سایت الف در هفتهای که گذشت نگاهی اجمالی داشته و به مناسبت این رخداد در گزارشی ویژه به بررسی این اتفاق و بررسی گوشههایی از مهمترین افشاگریهای این سایت پرداخته است.
پنجره در چارسوی این هفته با سیدمسعود شجاعی طباطبایی، کاریکاتوریست کشورمان گپ زده است.
پنجره ماضیه مثل شمارههای قبل، دریچهای است بهسوی تاریخ. در پنجره ماضیه این هفته، مسلماننمایی ناپلئون بناپارت و سفرنامه حج دختر فرهادمیرزا را خواهید خواند و هویدا و همسرش، دکتر بهشتیِ جوان، هیأت دیپلماتیک ایران و خانه دکتر مصدق را خواهید دید و همچون هفتههای گذشته صفحه کتاب و اقتراح در چارسو حضوری ثابت دارند.
پنجره 142 را در 84 صفحه و با قیمت 2000 تومان از روزنامه فروشیها بخواهید.


زنگ تفريح