๓คrฯค๓ kh໐Şhhคl.....
چن روز پیش منو پسر اییم خونه تنها بودیم یهو زلزله اومد من خیر سرم رفتم بخابم یهو دیدم رفتم رو ویبره حالا پتو دورم پیچیده بود
جیغ مکشیدیم مبین بدووووو بیرون زلزلس اونم خل تر از من اومده بود با سرعت سمت اتاق من منم بدوووو بیروووون چشمتون روز بد نبینه
یهو خوردطم به هم اون افتاد منم از روش پریدم اومدم بیرون خونه دیدم داره چار دسو پا میادش از خنده پوکیدم
ی همچین بشر فداکاری هسم میتونسم پامو بزارم رو دهنش ولی از روش پریدم ....









