اقا بابای من چند سال پیش بعد از عمری تصمیم گرفت از شهر بره بیرون هنوز نیم ساعت نشده بود برگشت گفت ماشین خرابه وسط جاده یهو یه صدایی میده منم بردمش پیش رفیقم که مکانیکه یه نگاهی انداخت گفت مشکل خاصی نداره ولی یه خورده ردیفش میکنم بعد بابام دوباره راه افتاد بازم برگشت گفت درست نشده رفیقمم گفت باید موترشو بیارم پایین بعد یه ساعت ردیف شد کلی هم خرج گذاشت رو دستمون باز رفت برگشت رفیقم که هنگ کرده بود گفتم بیا بریم ببینم ماشین چشه تو راه بودیم که دیدم بلهههه ماشین میره رو بیدار باش ( از اینا که ماشین وقتی میره روش کل ماشین میره رو ویبره ) هیچی دیگه انقد خندیدم که صندلی نجس شد









