اقا چشمتون روز بد نبینه
امروز بلافاصله بعد از برادرم رفتم wc (اینجوری نوشتم مدیریت فورجوک حال کنه) همین که نشستم دیدم یه پشه ی رو به موت داره چپکی چپکی راه می ره به ده ثانیه نکشید که کلا برعکس شد
به نظر من اگه صدام برادر من رو داشت دیگه نیازی به بمب شیمیایی نداشت فقط کافی بود برادرم رو از همون هواپیما پرت کنه رو ایران :|









