به راستی حسین(ع) کیست؟

عزت در بدست آوردن دنیا نیست ؛ در از دست دادن و فدا کردن همه ی دنیاست ، برای او و برای رضای او ... آری حماسه ی او ثابت کرد: عزت در بدست آوردن دنیا نیست ...

درباره ما

عزت در بدست آوردن دنیا نیست ؛ در از دست دادن و فدا کردن همه ی دنیاست ، برای او و برای رضای او ... آری حماسه ی او ثابت کرد: عزت در بدست آوردن دنیا نیست ...

نویسنده

علیرضا

اوقات شرعي

ذكرايام هفته

دانشنامه عاشورا

دانشنامه عاشورا

دیگر امکانات



کد کج شدن تصاوير

باز این چه شورش است ... محرم آمد ... یاحسین ...

مطالب اخیر وبگاه

روزی هزار بار که شکر خدا کنیم
شاید که حق آمدنش را ادا کنیم


شب‌های ماتم آمده باید که خویش را
آماده تا برای دو ماه عزا کنیم


امسال هم بدون تو سرزد هلال غم
کی با رخ تو دیده به این ماه وا کنیم
؟


ما عهد کرده‌ایم، به هر بزم روضه‌ای
اول برای روز ظهورت دعا کنیم


صاحب عزا بیا که به اذن نگاه تو
در سینه باز خیمۀ ماتم به پا کنیم


دستی بده که سینه زن نوحه‌ها شود
اشکی بده که خرجی این دیده‌ها کنیم


شاگرد مکتب شهدا و ولایتیم
هیهات اگر که بیرقتان را رها کنیم


یک روز می‌رسد که همه در جوار تو
عزم زیارت نجف و کربلا کنیم

شاعر: محمد علی بیابانی


نویسنده علیرضا ، یک شنبه 2 آذر 1393 3:36 PM | نظرات(0)

اتل متل یه ساقی

ساقی تشنه لب‌ها

یه دشت پرستاره

زیر ستیغ ابرا

 

اتل متل یه ساقی

مشک و گرفته بردوش

با شیهۀ مرکبش

دشمنو کرده خاموش

 

اتل متل یه ساقی

یه بچّه شیر تو میدون

یه بیقرار عاشق

آره! یه مرد مردون

....



نویسنده علیرضا ، یک شنبه 2 آذر 1393 3:35 PM | نظرات(0)

سری بر نیزه می‌خندد و دشتی سرخ و خون آلود
غروری منتشر از خاکِ ما تا اوج نامحدود

 

نگاه بی نیاز کودکی شش ماهه اما مَرد
و آن سوتر نشسته غرق موج بی نیازی رود

 

گلستانی پر از یک فوج ابراهیم در آتش
و روی خاک، در مانده تمام جبهۀ نمرود

 

هنوز از دشت می‌خیزد صدای عاشقان، گویا
که گاه وصل نزدیک است، آی ای زندگی بدرود

 

و دستان ظریف بچه‌ها در خویش افسرده است
جواب پرسش «انسان چگونه باید آیا بود؟»

 

و این تصویر رویایی فقط یک چیز کم دارد
زنی درد آشنا با بانگ «زیبا بود، زیبا بود»

شاعر: الهام یاوری


نویسنده علیرضا ، یک شنبه 2 آذر 1393 3:35 PM | نظرات(0)

شروع فصل سرودن،شروع ماتم هاست
و درنگاه ِ تمام ِ فرشته‌ها غوغاست

چقدر تشنه پریدن به کامشان شیرین
چقدر وسعت دل‌های پاکشان دریاست

 

کجاست دست نجیبی که یاریش بکند
چقدر ماه بنی هاشمی در این صحراست؟

 

چقدر بال کبوتر، چقدر تیر بلا
چقدر خون به دل گر گرفتۀ دنیاست


کنار علقمه سرو ایستاده افتاده
چقدر بعد علمدار کربلا تنهاست


دوباره عطر گل سرخ در اذان پیچید
صدای باور الله اکبر لیلاست

نشسته یال نجیبی به غربت تاریخ
چقدر صحنۀ اعجاز عاشقی زیباست

به روی نیزه گلویی بریده قرآن خواند
شروع روشن خورشید ظهر عاشوراست

شاعر: مریم حقیقت


نویسنده علیرضا ، یک شنبه 2 آذر 1393 3:34 PM | نظرات(0)

گفت این بیابان قتلگاه سرترین سرهاست

این منزل در خاک و خاکسترترین سرهاست

 

نام و نشان ها را به جایی دور اندازید

نام و نشان در شأن نام آورترین سرهاست

 

عاشق ترین ها را همین جا می توانی دید

این جا تماشاخانه ی محشرترین سرهاست

 

ترتیل خوانان بهترین ترتیل ها این جاست

بالای نی روی لبان برترین سرهاست

 

این داغ بر پیشانی تاریخ خواهد ماند؛

از هرچه پرپر در جهان پرپرتر ، این سرهاست

شاعر: مطهره عباسیان


نویسنده علیرضا ، شنبه 1 آذر 1393 4:15 PM | نظرات(0)

ای بر لب تو  زمزمۀ ماه محرّم

بنهاده سر از شوق به درگاه  محرّم

 

از حنجر گلگون شهیدان خدایی است

پیغام تو را: گم نکنی راه محـرّم

 

بر گنبد افلاک ملک برد و برافراشت

پرچم ز کف قائد خونخواه محرّم

 

با فوج ملک همدل و همراه و هم آواز

شد خیل عزادار دل آگاه محــرّم

 

این قافله در قافله آتشکده دل هاست

افروخته از غصّۀ جانکاه محرّم

 

در خشک و تر عالم و آدم زند آتش

گر شعله کشد از سر نی آه محرّم

 

جز غنچۀ لب‌های علی اصغر گلپوش

بر خنده نشد باز لبی گاه محرّم

 

ما خیل گدایان سر کوی حسینیم

باشد نظر لطف کند شاه محرّم

شاعر: مهدی صفی یار


نویسنده علیرضا ، شنبه 1 آذر 1393 4:12 PM | نظرات(0)
تمامی حقوق مادی و معنوی این وبگاه محفوظ و متعلق به مدیر آن می باشد...
طراحی و بهینه سازی قالب : ثامن تم ( علیرضا حقیقت )