این شعر زیبا را در ادامه مطلب بخوانید...
ز لیلی من شنیدم یا علی گفت
به مجنون چون رسیدم یا علی گفت
مگر این وادی دارالجنون است
كه هر دیوانه ای دیدم یاعلی گفت
نسیمی غنچه ای را باز می كرد
به گوش غنچه كم كم یاعلی گفت
چمن با ریزش باران رحمت
دعایی كرد او هم یا علی گفت
یقین پروردگار آفرینش
به موجودات عالم یاعلی گفت
خمیر خاك آدم را سرشتند
چو برمی خاست آدم یا علی گفت
مسیحا هم دم از اعجاز می زد
ز بس بیچاره مریم یا علی گفت
علی را ضربتی كاری نمی شد
گمانم ابن ملجم یا علی گفت
مگر خیبر زجایش كنده می شد
یقین آن جا علی هم یا علی گفت


