ضامن آهو از نگاه جهانگردان
نوشته شده توسط حامد کوهستانی در ساعت 7:29 PM

ضامن آهو از نگاه جهانگردان

نویسنده: دکتر جمشيد صداقت کيش

باورها و آداب و رسوم مردم 

جام جم آنلاين: سياحان و جهانگرداني که به ايران آمده اند، بخشي از تاريخ اجتماعي ما را نوشته اند. در طول تاريخ از تمامي جهانگرداني که به ايران آمده اند حدود هزار سفرنامه درباره کشور ما چاپ و منتشر شده که فقط 200جلد از آنها به فارسي ترجمه شده اند. دکتر جمشيد صداقت کيش ، باورها و آداب و رسوم مردم درباره حضرت امام رضاع را از ميان سفرنامه هاي سياحان و جهانگردان دنبال کرده است .


» ادامه مطلب
احياي امر دين از نگاه امام رضا(علیه السلام)
نوشته شده توسط حامد کوهستانی در ساعت 7:18 PM

احياي امر دين از نگاه امام رضا (علیه السلام)

نويسنده: علي اكبر محمدي

در نوشتار زير تفاوت ميان اقامه دين و دين داري و به عبارت ديگر مفهوم احياي امر دين از ديدگاه امام رضا(ع) تبيين و تشريح شده و تأكيد گرديده كه دين بي ولايت و نظام ولايي هيچ نقش و تأثيري در رهايي انسان از آتش دوزخ نخواهد داشت. با هم آن را مي خوانيم.


» ادامه مطلب
درس آموزی در محضر امام رضا (علیه السلام)
نوشته شده توسط حامد کوهستانی در ساعت 10:35 AM

درس آموزی در محضر امام رضا (علیه السلام)

«اصولاً رسول اكرم(صلی الله علیه واله) و ائمه عليهم‏السلام طبق رواياتي كه داريم قبل از اين عالم انواري بوده‏اند در ظلّ عرش و در انعقاد نطفه و طينت از بقيه مردم امتياز داشته‏اند.»(1) حضرت امام خميني ضمن بيان مطلب فوق افزوده‏اند: « و مقاماتي دارند ـ الي ماشاء اللّه‏ ـ چنانكه در روايات معراج جبرئيل عرض مي‏كند: ... هرگاه كمي نزديكتر مي‏شدم، سوخته بودم.(2) با اين فرمايش كه ... ما با خدا حالاتي داريم كه نه فرشته مقرب آن را مي‏تواند داشته باشد و نه پيامبر مرسل.(3) اين جزء اصول مذهب ماست كه ائمه عليهم‏السلام چنين مقاماتي دارند. چنانكه به حسب روايات اين مقامات معنوي براي حضرت زهرا عليها‏السلام هم هست.(4)»(5)


» ادامه مطلب
استماع غنا
نوشته شده توسط حامد کوهستانی در ساعت 10:18 AM

استماع غنا

نويسنده: محمد رضا اکبري

منبع: قصه هاي تربيتي چهارده معصوم (عليهم السلام)

ابان بن صلت گويد: به امام رضا عليه السلام عرض كردم عباسي به من خبر داده است كه شما شنيدن غنا را جايز مي دانيد. امام عليه السلام فرمود: آن كافر دروغ گفته است . اين چنين نبوده است بلكه قضيه از اين قرار بود كه او درباره شنيدن غنا از من سوال كرد و من به او خبر دادم : مردي به خدمت ابوجعفر محمد بن علي بن الحسين (امام باقر عليه السلام) رسيد و از شنيدن غنا سوال كرد، او در جواب گفت : به من بگو هر گاه خداوند حق و باطل را در يك جا جمع كند غنا با كداميك از حق يا باطل خواهد بود؟ آن مرد گفت : با باطل . ابوجعفر عليه السلام به او گفت : همين تو را بس است كه خود بر عليه خود حكم كردي (غنا را جزء باطل به حساب آوردي) اين سخن من با عباسي بود. در برخي بحثها كار به اينجا مي رسد كه از طرف مقابل خود سوال كنيم كه اگر حق و باطل را كنار هم گذاريم اين كار يا اين فكر و يا اخلاق جزء كدام خواهد بود؟


» ادامه مطلب
درمان عجيب
نوشته شده توسط حامد کوهستانی در ساعت 10:06 AM

درمان عجيب

نويسنده: محمد محمدي اشتهاردي

منبع: داستانهاي شنيدني از چهارده معصوم(عليهم السلام)

عصر حضرت رضا (ع) بود، يكي از شيعيان با كاروان خراسان به سوي كرمان مي رفت ، در راه ، باندي از دزدهاي سرگردنه ، به كاروان حمله كردند و آن شيعه را به احتمال يك نفر ثروتمند گرفتند و با خود بردند، تا آنچه دارد؛از او بگيرند، او را در ميان برف انداختند و دهانش را پر از برف نموده و شكنجه كردند و او بر اثر آن شكنجه ها، از ناحيه دهان ، آسيب سخت ديد، و زبان و لبهايش ، زخم و شكاف برداشت و با اين حال به خراسان بازگشت و هر چه مداوا كرد خوب نشد، او شنيد كه حضرت رضا (ع) در نيشابور است ، در عالم خواب ديد، شخصي به او گفت :حضرت رضا (ع)به خراسان آمده ، نزد او برو تا تو را در مورد درمان اين بيماري ، راهنمائي كند، در همان عالم خواب خود را به حضور امام رضا (ع) رسانيد و ماجراي بيماري خود را بيان كرد. حضرت رضا (ع) فرمود: مقداري زيره كرمان را با اويشان و نمك مخلوط كن و بكوب ، و روي زخم دهان بگذار دو سه بار اين كار را تكرار كن كه خوب مي شوي . او از خواب بيدار شد، و به آنچه در خواب ديده بود، اهميت نداد و به نيشابور رفت تا به حضور حضرت رضا (ع) برسد، در آنجا گفته شد حضرت رضا (ع) اكنون در كاروان سراي سعد است او به آنجا رفت و بعد به محضر آن حضرت ، شرفياب شد و ماجراي زخم دهان خود را بازگو كرد و گفت : به قدري دهانم آسيب ديده كه با زحمت و سختي حرف مي زنم ، داروئي را به من نشان بده ، تا با آن ، خود را درمان كنم . امام رضا (ع) فرمود: مگر آن دوا را در عالم خواب به تو معرفي نكردم ، برو به همان دستور عمل كن ! او عرض كرد: آن دستور را بار ديگر برايم بيان كن . حضرت رضا (ع) فرمود: مقداري زيره را با اويشان و نمك ، مخلوط كن و بكوب و دو سه بار بر دهانت بگذار، خوب مي شوي او رفت و همين دستور را انجام داد و سلامتي خود را بازيافت.


» ادامه مطلب
كمك به فقرا
نوشته شده توسط حامد کوهستانی در ساعت 10:01 AM

كمك به فقرا

نويسنده: محمد رضا اکبري

منبع: قصه هاي تربيتي چهارده معصوم (عليهم السلام)

مردي به امام رضا عليه السلام رسيد و عرض كرد: به اندازه مروتي كه داري به من كمك كن. امام عليه السلام فرمود: چنين تواني ندارم . عرض كرد پس به اندازه مروت خودم عطا كن . حضرت فرمود: در اين صورت مي توانم ، آنگاه به غلام خود فرمود: دويست دينار به او بده.


» ادامه مطلب
تواضع و خدمت
نوشته شده توسط حامد کوهستانی در ساعت 9:45 AM

تواضع و خدمت آفتاب هشتم

نويسنده: محمد رضا اکبري

منبع: قصه هاي تربيتي چهارده معصوم (عليهم السلام)

امام عليه السلام وارد حمام عمومي شد، شخصي در حمام بود كه امام عليه السلام را نمي شناخت به او گفت : بدن مرا كيسه بكش . امام عليه السلام شروع كرد بدن وي را كيسه مي زد كه مردم او را شناختند و آن مرد از كاري كه كرده بود شرمنده گرديد و از آن حضرت معذرت خواهي مي كرد. اما امام عليه السلام او را د لداري مي داد و به كار خود ادامه مي داد.


» ادامه مطلب
اعجاز امامت
نوشته شده توسط حامد کوهستانی در ساعت 9:41 AM

اعجاز هشتمین آفتاب امامت

نويسنده: داستان عارفان   منبع: کاظم مقدم

نوفل گفت : امام رضا عليه السلام از ماءمون اجازت خواست كه دارو مي خورم و به چشمه آب گرم مي روم . مرا هفت روز معاف دار و رسولان تو به من نيايند. ماءمون وي را اجازت داد. امام رضا عليه السلام به سرچشمه رفت و آنجا خيمه زد. ماءمون روز مي شمرد. روز هشتم برنشست و به سر چشمه رفت . امام رضا عليه السلام آنجا بود. وي را پرسيد و باز آمد. بسي بر نيامد كه از مدينه پيكي رسيد كه امام رضا عليه السلام در فلان روز به اينجا رسيد و از اينجا به مكه شد. عامل مكه نيز نامه نوشت كه امام رضا عليه السلام اينجاست . همين ساعت كه رسيد من تو را اعلام كردم . ماءمون نامه ها بديد، تعجب كرد. برخاست و پيش امام رضا عليه السلام رفت و گفت : از من درخواستي كه دارو مي خورم و به آب گرم مي روم به مدينه و مكه شدي ؟! حق تعالي تو را علمي عظيم داده است ، من برادر و پسر عم توام ؛ از آن حرفي به من آموز كه بدان نفع گيرم . امام رضا عليه السلام گفت : اگر من خضر بودمي بدان قادر نبودمي. ماءمون ملعون بخنديد و گفت : به خداي كه رفتي و باز آمدي و تو حجت خدايي و ولي اين امت.


» ادامه مطلب


( تعداد کل صفحات: 7 )

[ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ]