تقدیر و میانه روی در زندگی در کلام امام رضا علیه السلام
امام رضا علیه السلام میفرماید:
« لا یستکمل عبد حقیقه الایمان حتی تکون فیه خصال ثلاث: التفقه فی الدین و حسن التقدیر فی المعیشه، و الصبر علی الرزایا (1) ؛ تا سه خصلت در انسان نباشد، حقیقت ایمان او کمال نباید: ژرف شناختن دین، اندازه داشتن در زندگی و پایداری در مصیبتها.»
مدیریت اقتصاد خانواده از منظر امام رضا (ع) (نکته روان شناختی)
عهدهداری این مسئولیت در نگاه اول ممکن است موجب خستگی روحی در شخص بشود؛ زیرا میبیند او وظیفه دارد برای رفاه و آسایش اعضای خانواده خود بکوشد و رنج بکشد درحالی که بهرهمندی او از دستامد کوششها بیش از یک سهم نیست. البته معلوم است که چنین نگاهی به مسأله یک نگاه صرفاً مادی لیبرالیستی است اما واقعیت نیز این است که انسان بدون توجه به امور معنوی یک موجود طبیعی است و لذا نگاه او نیز نمیتواند غیر از این باشد مگر آنکه ذهن بالایی او فعال و متوجه امور ماورایی گردیده باشد و او را قادر به نگاهی عمیقتر و وسیعتر و بلندساخته باشد که بتواند در پس بوم زندگی تصویری روشن از حقیقت را بنگرد.
نقش دین در زندگی انسان دقیقا همینجا روشن میشود که هادی او به سراپرده حقیقت است. در منظر دینی و اینجا در نگاه امام رضا(ع) این حقیقت را میبینیم که تلاشی که مرد برای اداره امور زندگی میکند یک تلاش زودگذرانه و از سر جبر نیست. کار او عبادت خداوند است و او در آن حال نزد خداوند چون مجاهدی تلقی میشود که بر صف مشکلات و سختیها هجوم آورده است و آنها را یکی پس از دیگری قلع و قمع می کند. امام رضا(ع) میفرماید:
در اندیشه اسلامی، ارزش برای عمل انسان است و آدمیان ساخته دست خویش هستند؛ لذا انسان با عمل و کاری که انجام میدهد سنجیده میشود، برتری مییابد و به سعادت میرسد.
هیچگاه عوامل بیرونی چون خانواده و نیاکان و روابط اجتماعی در ساختن و شدن انسانها نقشی ندارند. بنابراین هیچکس به این خاطر که از خانوادهای ویژه است (حتی از خاندان پیامبران و امامان) یا در گروه خاصی قرار میگیرد یا به طبقه برتر اجتماعی پیوند دارد یا... نمیتواند دل خوش کند و دست از کار و کوشش بردارد.
این شیوه تفکر اسلامی نیست که فردی تنها با تکیه بر همین عوامل، سرانجامی نیک را برای خود انتظار داشته باشد و در این دنیا هم خود را برتر از دیگران بداند. لذا اسلام به ما میآموزد که تنها سکوی پرش انسان، عمل و کوشش خود اوست.
گزارشی را از سیره و ادب رفتاری امام رضا(ع) این چنین ارائه می دهد:«هرگز ندیدم حضرت رضا(ع) در سخن گفتن با کسی درشتی کند و هیچ گاه ندیدم سخن کسی را پیش از تمام شدن قطع کند بلکه صبر می کرد تا طرف سخنش تمام شود و بعد اگر لازم می دید سخن می گفت،
هرگز درخواست کسی را که قادر به انجام دادن آن بود، رد نفرمود و هرگز نزد کسی پای خود را دراز نمی کرد و در برابر همنشین تکیه نمی داد،
هرگز او را ندیدم که از خدمتکاران و کارگزاران خود کسی را بد بگوید یا در پیش چشم کسی آب دهان بیندازد،
هرگز ندیدم که هنگام خندیدن قهقهه زند بلکه خنده اش تبسم بود و چون مجلس او از مردم خالی و سفره غذا انداخته می شد،
همه خدمتکاران را فرا می خواند و به دور سفره غذا می نشاند.
آن حضرت علیه السلام، بسیار کم خواب بود و بیشتر شب را به بیداری سپری می کرد. بسیار روزه می گرفت و سه روز روزه هر ماه از ایشان فوت نمی شد و می فرمود: این روزه مانند روزه گرفتن همه سال است و بسیار پنهانی صدقه می داد و احسان می کرد و بیشتر این کار را شب های تاریک انجام می داد و هر کس گمان می کند که در فضیلت مانند او را دیده است، از او باور نکن.
ابن صباغ مالکی درباره حضرتش مینویسد: «حضرت از مناقبی والا و صفاتی پسندیده برخوردار است. نفس شریفش پاک، هاشمی نسب و از نژاد پاک نبوی است.»
بعد از جریان ولایتعهدی، روزی عبدالله بن مطرف بن هامان بر مأمون وارد شد. حضرت رضا(علیه السلام) نیز در مجلس حضور داشت. خلیفه رو به عبدالله کرد و گفت: درباره ابوالحسن علی بن موسی الرضا چه میگویی؟
عبدالله گفت: «چه بگویم درباره کسی که طینت او با آب رسالت سرشته شده و ریشه در گوارای وحی دوانیده است. آیا از چنین ذاتی جز مشک هدایت و عنبر تقوا میتواند ظاهر شود؟ [1]»
نكات خواندني از برخوردهاي تربيتي امام رضا عليه السلام
آنچه براي بررسي در اين مقال انتخاب شده است، «برخوردهاي تربيتي امام رضا عليه السلام» است. به عبارت ديگر، اخلاق عملي امام در ارتباط با مردم، و برخوردهاي سازنده در اين بررسي، توجه عمده روي رفتارهاي اخلاقي آن حضرت با اشخاص است، نه سخنان و تعاليم اخلاقي آن حضرت كه در روايات منقول از ايشان مطرح ميباشد.
نويسنده:جواد محدثي
امامان شيعه عليهم السلام، اسوه و الگوي فكري، اعتقادي، عملي و اخلاقي هستند و راه نجات، در پيروي از آنان است و ائمه، در تمام جهات، راي ما مقتدا و نمونه و «امام»اند، در قول و فعل، در اخلاقيات و اجتماعيات، و بالاخره در همه چيز.
ضمن سلام و عرض ادب ، پایگاه اینترنتی هشتمین آفتاب امامت به اختصار "آفتاب هشتم" شامل بخش های متنوعی از جمله بانک مقالات ، اشعار ، بانک صوت و فیلم رضوی ، احادیث زیبای امام رضا و ... می باشد .
امید است بتوانیم گامی مؤثر در جهت گسترش فعالیت های فرهنگ ، هنری و مذهبی مرتبط با سیره ائمه معصومین به ویژه امام رضا (ع) برداشته باشیم .
لطفاً با نظرات خود ما را در رسیدن به این هدف یاری رسانید.
وقتي امام رضا عليه السلام به نيشابور رسيده و خواستند که از آنجا به سوي مامون بروند اهل حديث دور ايشان گرد آمده و عرض کردند : اي فرزند رسول خدا ، از اينجا مي روي و به ما حديثي نمي گويي تا به وسيله شما از آن حديث استفاده ببريم؟ حضرت در عماره( کجاوه شتر) نشسته بودند . پس سر خود را بيرون آورده و فرمودند از پدرم موسي بن جعفر شنيدم که مي گفت : از پدرم جعفر بن محمد شنيدم که مي گفت : از پدرم محمد بن علي شنيدم که مي گفت : از پدرم علي بن الحسين شنيدم که مي گفت : از پدرم حسين بن علي بن أبي طالب شنيدم که مي گفت : از پدرم امير مومنان شنيدم که مي گفت : از رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم شنيدم که مي گفت : از جبرئيل شنيدم که مي گفت : از خداوند جل جلاله شنيدم که مي فرمود : لا اله الا الله دژ مستحکم من است . پس هرکس که داخل آن شود از عذاب من ايمن است . پس وقتي که قافله به راه افتاد ، ما را صدا زده فرمودند البته ( اين مطلب و ايمني از عذاب) با شرائط خودش است . ومن هم از شرائط آن هستم .
شيخ صدوق مي گويد : از شروط ايمني از عذاب اقرار به اين است که امام رضا عليه السلام ، امام است از طرف خداوند بر بندگانش و اطاعت او بر ايشان لازم است.