علت غيبت امام زمان (عليه السلام) چيست؟
بنابر آنچه در برخى از روايات آمده است، علت واقعى غيبت امام زمان (عليه السلام) بر ما پوشيده است كمال الدين و تمام النعمة، ص 482.; در عين حال با استفاده از روايات به عواملى چند در اين زمينه پى مى بريم:
1 ـ امتحان و آزمايش: غيبت آن حضرت سبب مى شود تا نفاق پنهان عده اى آشكار شود، و ايمان حقيقى محبان و شيعيان واقعى امام (عليه السلام) در كوره ى ولايت امام غايب (عليه السلام) از ناخالصى ها و دورويى ها جدا و پاك گردد و مؤمن از منافق تميز داده شود.
حضرت موسى بن جعفر (عليه السلام) مى فرمايد: « هنگامى كه پنجمين فرزند امام هفتم (عليه السلام) غايب شد، مواظب دين خويش باشيد، تا مبادا كسى شما را از دين خارج كند! اى پسرك من! براى صاحب الامر بناچار غيبتى خواهد بود، به طورى كه عده اى از مؤمنان از عقيده ى خود بر مى گردند، همانا خدا به وسيله ى غيبت، بندگانش را امتحان مى نمايد » بحارالانوار، ج 51، ص 113.
2 ـ بيعت نكردن با ستمكاران: حسن فضّال مى گويد: على بن موسى الرضا (عليه السلام) فرمود: « گويا شيعيان را مى بينم كه هنگام مرگ سومين فرزندم (امام حسن عسكرى (عليه السلام)) در جست و جوى امام خود همه جا را مى گردند، اما او را نمى يابند » عرض كردم: به چه دليل؟ فرمود: « زيرا امامشان غايب مى شود » عرض كردم: چرا غايب مى شود؟ فرمود: « براى اين كه وقتى با شمشير قيام نمود بيعت كسى در گردنش نباشد » بحارالانوار، ج 51، ص 113.
3 ـ حفظ جان حضرت:
زراره مى گويد: حضرت امام صادق (عليه السلام) فرمود: « اى زراره! قائم ما ناچار است كه غيبت كند » عرض كردم: براى چه؟ فرمود: « از جان خود بيم و ترس دارد » پس حضرت با دست به شكم خود اشاره كرد اثبات الهداة، ج 6، ص 437.
امام زمان (عليه السلام) از كشته شدن و مرگ بيم و هراس ندارند، بلكه حفظ جان ايشان به خاطر اين است كه مبادا پرچمِ هدايت زمين بماند، و رشته ى هدايتى كه به پيامبر گرامى اسلام (صلى الله عليه وآله وسلم) متصل است، قطع شود.
غيبت صغرى و كبرى يعنى چه و چه مدت است؟
معمولا در كتاب هاى مربوط به امام زمان (عليه السلام) زندگى حضرت را به سه دوره تقسيم مى كنند:
1 ـ كودكى 2 ـ غيبت صغرى 3 ـ غيبت كبرى
غيبت صغرى از سال 260 تا 329 هجرى قمرى ادامه داشته و چون اين دوره كوتاه است، به آن غيبت صغرى گفته مى شود. حضرت در اين دوره چهار نايب خاص داشتند:
1 ـ عثمان بن سعيد عمروى 2 ـ محمد بن عثمان عمروى 3 ـ حسين بن روح نوبختى 4 ـ على بن محمد سمرى
حضرت از طريق اين چهار نايب به سؤالات و نيازهاى مردم پاسخ مى دادند و از طريق آن ها دستوراتى براى افراد صادر مى فرمودند.
غيبت كبرى از سال 329 هجرى قمرى آغاز شده و تا ظهور آن حضرت ادامه خواهد داشت، و به جهت طولانى بودن مدت آن به غيبت كبرى معروف شده است.
حضرت مهدى (عليه السلام) در اين دوره نايب خاصى تعيين نكرده، بلكه فقهاى جامع الشرايط را به عنوان نواب عام خود تعيين نموده اند تا به نيازهاى شرعى، اعتقادى و
اجتماعى مردم در چارچوب احكام شرعى پاسخ هاى لازم را تهيه و ارائه نمايند.
در خصوص اين موضوع به چند روايت از ائمه معصومين ع توجه نماييد.
1 ـ امام زين العابدين ع فرموده است:
در قائم ما چند سنت از سنتهاى پيغمبران است. اّما سنتى كه از آدم ونوح دارد، طول عمر است و سنتى كه از حضرت ابراهيم دارد، پنهان بودن ولادتش و دورى گزيدن از مردم است. سنتى كه از موسى دارد ترس و غيبت از مردم و از عيسى، اختلافى كه مردم درباره او دارند از ايوب فرج بعد از شدّت، اما سنتى كه از محمد ص دارد قيام با شمشير است.
2 ـ محمد بن مسلم روايت نموده كه:
خدمت امام باقر ع رسيدم تا درباره قائم آل محمد از آن حضرت پرسشى كنم، پيش از آن كه سؤالى بنمايم، فرمود: اى محمد بن مسلم در قائم آل محمد پنج شباهت از پيغمبران است. شباهت يونس بن متى، يوسف بن يعقوب، موسى، عيسى و محمدص .
1 ـ شباهتى كه به يونس دارد، غيبت اوست كه بعد از پيرى به صورت جوانى به سوى قومش بازگشت .
2 ـ شباهتى كه به يوسف دارد، غيبت و پنهانى او از خواص خود و عموم مردم و برادرانش است.
3 ـ شباهتى كه به موسى دارد، ترس مُمتد او از مردم و غيبت طولانى و مخفى بودن ماجراى ولادتش و پنهان گشتن پيروان او به واسطه آزار و خوارى كه بعد از او به آنها رسيد تا جايى كه خداوند متعال فرمان را صادر كرد و بر دشمنانش پيروز داشت.
4 ـ شباهت او به عيسى ; اختلافى است كه مردم درباره او دارند ; زيرا جماعتى گفتند كه او متولد نشده، عده اى گفتند او مُرده است و گروهى نيز گفتند: او را كشتند و به دار آويختند.
5 ـ امّا شباهتى كه به جّد خويش حضرت محمد ص دارد، قيام با شمشير و كشتن دشمنان خدا و رسول و جباران و گردنكشان و پيروزى وى به وسيله شمشر و رعبى است كه در دلها پديد مى آورد.از جمله علامات او خروج سفيانى از جانب شام و شخص يمنى از يمن و صداى آسمانى در ماه مبارك رمضان و ندا كننده اى است كه او را به نام و نام پدرش صدا مى زند.
نامها و القاب امام :
حضرت مهدي عليه السلام به نام هاي متعددي ناميده شده است. اين تعدد اسامي به جهات و مناسبت هاي گوناگوني صورت گرفته است. و اين، شأن و منزلت بزرگان است، به طوري كه اسامي متعدد ايشان بيانگر صفات گوناگون و جوانب خاصي است كه در وجود آنها مي باشد. في المثل اين تعدد اسماء براي خاتم النبيين محمد مصطفي صل الله عليه و آله در قرآن كريم و انجيل يافت مي شود، مثل (محمد ، احمد ، طاها ، ياسين ، بشير ، نظير) و در انجيل اينگونه از ايشان نام برده شده است (فارقليطا به زبان سرياني ، و بركلوتوس به لغت يوناني) .
همچنان كه اسامي متعددي براي حضرت اميرالمؤمنين علي عليه السلام مي باشد، مثل (علي ، حيدر ، مرتضي ، و ايليا به لغت سرياني) و اسامي ديگر......