ازتولد تا قیام
 
 

حتماً شماهم شنیدین تو معدن آق دره یه عده کارگر بچه پررو برای گرفتن احقاق حقوق از دست رفتشون اعتراض کردن و الحمدالله باحکم قضایی شلاق خوردن.

خیلی این کارگر جماعت رو دارن، باید همشون رو شلاق بزنن تا دیگه ازین کارا نکنن، مملکت قانون داره اینجوری نیست که هرکاری دلشون خواست بکنن.

اگر قرار باشه کارگرها بخاطر چندرغاز حقوقشون هی اعتراض کنن پس این مدیران زحمتکش چی در بیارن بخورن با این حقوق های میلیونی که آدم دلش کباب میشه.

بانک رفاه مفت خوران

بیچاره مدیران بیمه مرکزی که حقوق ناچیز چندین میلیون تومانی می گیرن یا مدیران بدبخت بیچاره بانک رفاه با این حقوق های بالای خط پولداری چطوری شکم زن و بچشون رو سیر کنن؟

بنازم به رئیس جمهور روحانی که خیلی دلسوزانه تو کتاب امنیت ملی و نظام اقتصادی ایران نوشته باید اتحادیه های کارگری برن کنار تا کارفرما هرچقدر دلش خواست به کارگر پول بده تا دیگه کارگر پررو نشه.

درسته که این حرف دکتر روحانی و برنامه ششم توسعه بشدت شبیه به وال استریت آمریکا و قضیه جنبش 99درصدی هست تا به وسیله اون فقط یک درصد جامعه پولدار و مابقی فقیر بشن، اما باید شکم مدیران فقیر بیچاره سیر بشه یانه؟



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 3 تیر 1395  توسط [ra:post_author_name]

دیدین تا ماه رمضان میشه یه عده غم دنیا رو سرشون خراب میشه که وای ما نمیتونیم روزه بگیریم، ما توانش رو نداریم و ازین دست از حرف ها.

قبول، باشه شما اگه نمیتونی بگیری نگیر گناهش هم پای خودت، اما حق نداری با روزه نگرفتنت روزه دیگران رو هم مشکل دار کنی.

با بدحجابی روزه دیگران را نشکن

حداقل اگر باطنی نمی تونی روزه بگیری، ظاهری روزه بگیر و با رفتار و کردارت و پوششت موجب باطل شدن روزه دیگران نشو تا اینجوری گناه اون رو به گردن تو ننویسند.

خواهر خوبم ماه رمضان یک ماهه، قبول دارم هوا گرمه اما گرم تر و داغتر از جهنم که نیست. پس به حرمت این ماه سی روز حجابت رو رعایت کن.

کلام خداآنها باید روز قیامت بار گناهان خود را بطور کامل بر دوش کشند، و هم سهمی از گناهان کسانی را که بخاطر جهل گمراهشان ساختند، بدانید آنها بار سنگین بدی بر دوش می‏کشند. نحل - مبارکه 25



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 3 تیر 1395  توسط [ra:post_author_name]

به اطلاع مردم شریف ایران می رساند شرکت معدن طلای آقایون پولدار وابسته به کله گنده ها برای تکمیل کادر گارگری خود به 17 نفر کارگر معدن با حقوق ماهیانه شلاق نیازمند است.

لذا باتوجه به اینکه حقوق مدیران دولتی 86 میلیون تومان در ماه است و برای سیر کردن شکم مدیران دولتی نیازمند به صرفه جویی هستیم، حقوق ماهیانه کارگران درماه شلاق در نظر گرفته شده است.

علاقمندان جهت ثبت نام هرچه سریعتر اقدام کنند وگرنه به برکت برجام کارگران خارجی وارد عمل خواهند شد و جای کارگران ایرانی را خواهند گرفت.

همچنین به اطلاع می رساند به دلیل اینکه مسئولان کشوری درحال درگیری های سیاسی خود برای تصاحب قدرت هستند، هربلایی که سرکارگرها بیاید بر عهده هیچکس نیست.

به 17 کارگر معدن با حقوق شلاق نیازمندیم



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 3 تیر 1395  توسط [ra:post_author_name]

با انتخاب آیت الله جنتی به سمت رئیس مجلس خبرگان رهبری دهان خیلی ها که میگفتن مردم به لیست امید و به لیست BBC و چرت و پرتای اونا رأی دادن و بسته شد و به خوبی نشون داده شد که انتخابات دموکراتیک یعنی چی و تهران همه ایران نیست.

اما با انتخاب عمار انقلاب که خار چشم انگلیس و دشمنای نظامه باز هم بازار تخریب چهره ایشون در دستور کار روباه پیر قرار خواهد گرفت.

افرادی که از آیت الله جنتی بزرگتر و کوچکترند

ازینرو معبر سایبری فندرسک لیست رهبران و افراد مشهور دنیا رو به همراه سنشون منتشر کرد تا ببینیم اختلاف سنی آقای جنتی با بقیه چقدره و چه کسانی از ایشون بزرگترند و چه کسانی کوچیکتر.

دیگه قضاوت با خود شما که الان در حال حاضر باید برای ملکه انگلیس جوک ساخت یا نه...



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 3 تیر 1395  توسط [ra:post_author_name]

من در ایام فتنه 88 برای خرید ساندویچ به خیابان رفتم. ساندویچ فروشی کمی شلوغ بود. در آنجا بود که با خانمی به اسم فریبا ک آ آشنا شدم و باهم دوست های صمیمی شدیم.

فریبا خانم بسیار مهربان و خوبی بود. شغل فریبا پست چی بود و اخبار ایران را برای انگلیسمخابره می کرد و از آنها برای برخی از کارها در ایران دستور می گرفت.

من در همان ساندویچ فروشی با سایر دوستان فریبا آشنا شدم اما به دلیل اینکه ساندویچ فروشی بسیار شلوغ بود دوستان فریبا مجبور می شدند با باتوم بر سر چند نفر بزنند اما کسی متوجه نشد آنان دوستان فریبا هستند!

موضوع انشاء فائزه هاشمی : فتنه 88 خود را چگونه گذراندید؟

مردم که برای خرید ساندویچ حسابی شلوغ کرده بودند مدام داد می زدند نترسید نترسید ماهمه باهم هستیم. حتی وقتی ساندویچ فروش گفت چند تا ساندویچ بزنم همه باهم صدا زدند ما بیشماریم اما دروغ می گفتند.

در همین لحظه بود که از انگلیس به فریبا گفتند تا به من بگوید برای خریداران ساندویچ در خصوص فایده های ساندویچ صحبت کنم و برای همین عکس صاحب ساندویچ فروشی را در دست گرفتم و با مردم صحبت کردم.

من و برادرم  م هـ در ایام فتنه 88 بسیار کیف می کردیم و با خود می گفتیم اگر مردم همینطور به ساندویچ فروشی هجوم بیاورند پدر را مدیرعامل ساندویچ فروشی می کنیم و هرکدام از ما نیز پستی و مقامی در ساندویچ فروشی بدست خواهیم آورد.

اما از بدشانسی ما فریبا و دوستانش لو رفتند و اعلام شد ساندویچ های آنجا توسط انگلیس و بهائی ها نجس شده است و مردم هم که ازین موضوع مطلع شده بودند به خیابان ها ریختند و علیه آن ساندویچ فروشی شعار دادند.

پس از این ماجرا برای مدتی از فریبای مهربان بی خبر بودم تا اینکه من را برای خوردن آب خنک به مکانی بردند و در آنجا بود که دوباره فریبا را دیدم و دوباره یاد خاطرات فتنه 88 برایمان زنده شد. این بود انشاء من.



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 3 تیر 1395  توسط [ra:post_author_name]
(تعداد کل صفحات:2)      1   2