حکومت داری علی علیه السلام

اصل نظارت و پاسخگويي

برخورد با سهل انگاران و متخلفين

رشوه، هديه

برابري در مقابل قانون

حاكميت گفتمان و پرهيز از خشونت

مشاركت مردم در تصميم گيري

نظام سياسي و مسائل مالي

محور بودن انسان در اقتصاد

فقر و نقش آن در انحطاط جامعه

ماليات يا درآمد دولت

تجارت و صنايع

اصل نظارت و پاسخگويي

حضرت علي (ع) اعتقاد دارد كه در مجموعه نظام سياسي بايد كيفيت كاركاركنان سنجيده شده و به هر شخصي به ميزان لياقت ، شايستگي و كارايي او ، ارزش و اهميت داده شود ، اگر كار خارق العاده اي انجام شود بايد عامل اصلي ان مورد تشويق و ترفيع قرار گرفته و اگر كوچكترين تخلفي در هرسطح صورت پذيرد بايد عاملين آن تنبيه و مجازات شوند . بنابراين درنظام سياسي اجتماعي افراد برابر نبوده و برتري هركس ، به ميزان خلاقيت و شايستگي اوست  . در اين صورت ، افراد شايسته به كار خود و تلاش هرچه بيشتر دلگرم شده ، وتمام اجزاي سيستم ، كار ويژه هاي خود را به نحو احسن انجام خواهند داد و بتدريج مديريتهاي ضعيف كنار رفته ، و مديريتهاي قوي و باكفايت جايگزين خواهند شد . امام (ع) خطاب به مالك در مورد حكومتش مي فرمايد : « مباد نكوكار و بدكار در ديده ات برابر آيد كه آن، رغبت نكوكار را در نيكي كم كند و بدكردار را به بدي وادار نمايد .«

امام علي (ع) معتقد است كه در سراسر نظام سياسي از بالا تا پائين بايد كنترل دقيق به صورت آشكار و نهان انجام گيرد و ميزان و كيفيت كار افراد مورد ارزيابي قرار گرفته و كار مردم به بهترين نوع و در اسرع وقت رسيدگي شود:

«سعي درآنچه صلاح عامه مردم است از كمال سعادت است

 

الف ) برخورد با سهل انگاران و متخلفين

از آنجايي كه حضرت علي (ع) هرگونه رشد و پيشرفت جامعه را منوط به سلامت نظام سياسي جامعه و به خصوص نخبگان مي دانست ، در جهت حفظ اين سلامتي از هيچ كوششي فرو گذار نكرده و به كوچكترين تخلفي در سيستم اداري با ديده اغماض نمي نگريست . امام علي (ع) بطور مرتب طي نامه هايي ، رهنمودهاي لازم را به كارگزاران خود ارائه مي فرمود تا دچار لغزش و خطا نشوند و گاهي آنها را تهديد كرده و مورد عتاب قرار مي داد ، و تمام اينها براي جلوگيري از سهل انگاري وتخلف در نظام بود . امام علي (ع) در يكي از اين نامه ها به زياد ابن ابيه ، جانشين حاكم بصره مي نويسد :« ميانه رو باش و از زياده روي دست بردار ، و امروز ، فردا را به خاطر آر و از مال نگه دار چندانكه تو را كارساز است ، و زيادت را پيش فرست براي روزي كه تو را بدان نياز است

 

 

 

ب) رشوه، هديه

اگر چه قصد بررسي مصاديق تخلف و فساد را نداريم ولي نظر به اهميت و سابقه رشوه و هديه، به طور مختصر آن را از ديدگاه حضرت علي (ع) مورد بررسي قرار مي دهيم.

از معدوده مسائلي كه در نظامهاي سياسي جوامع بشري طي قرون متمادي وجود داشته و تاكنون به همان صورت، خود را حفظ كرده و در جوامع امروزي نيز از كارايي بالائي برخوردار است؛ همين مساله مي باشد. به عقيده علي (ع) رشوه موجب تباهي و گرايش به سوي باطل است و عامل آن نيز رهبران و كارگزاران سياسي هستند چون نخبگان و نظام سياسي اداري، حق مردم را ادا نكرده و مردم مجبور مي شوند حق خود را با رشوه بگيرند امام (ع) خطاب به اميران لشكر نوشت:

«اما بعد ، آنان كه پيش از شما بودند تباه گرديدند چون حق مردم را ندادند تا آن را به رشوت خريدند و به راه باطلشان بردند و آنان پيرو گرديدند

عموماً دادن رشوه يا هديه به خاطر بدست آوردن امتيازي است كه از پايمال كردن حقوق ديگران حاصل مي شود. به نظر امام (ع) ، سزاوار نيست چز 74= در نظام سياسي و سيستم اداره كشور فرد يا افرادي امور را به دست گيرند كه :

«به خاطر حكم كردن رشوت ستاند، تا حقوق را پايمال كند و آنچه را چنانكه بايد نرساند

برابري در مقابل قانون

به عقيده حضرت علي (ع) همه در مقابل قوانين يكسان بوده و از حقوق برابر برخوردارند، در برابر قانون، حزب، گروه، طبقه، لباس، ثروت و ... نمي تواند موجب تبعيض و برتري افرادي بر افراد ديگر گردد، همين برابري در مقابل قانون و برخورداري از حقوق يكسان ، موجب شد كه بسياري از اشراف، متنفذين و بزرگان قبايل، از اطراف حضرت علي (ع) پراكنده شوند. مردم عادي برتر دانسته و در مقابل قانون از حقوق بيشتري برخوردار گردند. امام (ع) خطاب به مالك مي فرمايد:

« ... و بپرهيز از مقدم داشتن خود، دراموري كه مردم در آن مساويند

در جامعه اي كه قانون فقط براي ضعيفان و بي پناهان اجرا شده واقويا، ثروتمندان، متنفذين ، نخبگان و ... از آن مستثني باشند چنين جامعه اي الفاي توسعه و كمال را در نيافته است حضرت علي (ع) خطاب به عمربن خطاب فرمود:

« سه چيز است كه اگر آنها را حفظ كرده و بدانها عمل نمودي تو را از چيزهايي ديگر كفايت مي كند و اگر آنها را رها كني هيچ چيز ديگري ترا سود ندهد، عمر پرسيد آنها كدامند؟ فرمود: جاري كردن بر

 

خويش و بيگانه، حكم كردن بر اساس كتاب خدا در خشنودي و خشم و بخش كردن عادلانه

بين سرخ و سياه»

حاكميت گفتمان و پرهيز از خشونت

حضرت علي (ع) هيچگاه حاضر نبود در كاري كه به نوعي امكان حل مسالمت آميز آن وجود دارد به خشونت، جنگ و خونريزي متوسل شود. در صورتي كه قدرتمندان و صاحبان نيروي بازو- به خصوص در زمانهاي قديم- معمولاً با عقل و منطق چندان سر و كار نداشتند و در از بين بردن موانع راه خود از زور بهره مي گرفتند. علي (ع) علي رغم دارا بودن شجاعت و قدرت تا حد اعلاي آن در حل مسائل از زور استفاده نكرده و هميشه به حل منطقي و عقلاني مسائل و مشكلات مي پرد اختند بارها ياران امام (ع) در برابر مخالفين حكومت يا توهين كنندگان به آن حضرت دست به شمشير بردند و لي امام (ع) آنها را از اين كار منع كردند امام علي (ع) به فرزندش امام حسن (ع) فرمود:

«هرگز كسي را براي مبارزه دعوت نكن ولي هر گاه و را دعوت كنند فوري برو زيرا كسي كه دعوت به مبارزه كند ظالم است و ظالم از بين خواهد رفت

به نظر علي (ع)، نظام وحكومت بايد از هر گونه ظلم و ستمي پرهيز كرده و هيچگاه با تندي و خشونت با مردم مواجه نشود. امام (ع) ضمن نامه اي به زياد ابن ابيه حاكم فارس و شهرهاي تابعه نوشت:

«كار به عدالت كن و از ستم و بيداد پرهيز ، كه ستم رعيت را به آوارگي وادارد و بيدادگري شمشير را در ميان آرد

مشاركت مردم در تصميم گيري

حضرت علي (ع) يكي از اركان مهم حكومت و اداره جامعه را مشورت مي دانند، مشورت از نظر علي (/ع) تظارب آراء افكار و انديشه هاي موافق و مخالف است تا از ميان آنها صحيح ترين ، كامل ترين و بهترينشان استخراج گردد. به عقيده علي (ع) :

1-    مشورت، شريك شدن در عقل هاي ديگران است.

2-    هيچ پشتيبان و تكيه گاهي، مطمئن تر از مشورت وجود ندارد

3-    مشاوره هدايت است و كساني كه فقط به نظر خود عمل مي كنند دچار خطا مي گردند.

4-    هر كس از آراء و انديشه هاي گوناگون استقبال كند، موارد اشتباه فكر و انديشه خود را خواهد شناخت

 

 

حضرت علي (ع) به مالك اشتر مي فرمايد:

« و آن كس را بر ديگران بگزين كه سخن تلخ حق را به تو بيشتر گويد

نظام سياسي و مسائل مالي

در مورد ديدگاههاي حضرت علي (ع) در مورد امور مالي و بيت المال و چگونگي برخورد با اينگونه مسائل در نظام سياسي، سيره عملي آن حضرت، بهترين راهنما براي پي برد ن به نظريات آن بزرگوار در اين مورد است در اين مبحث يا پرداختن بيشتر به شيوه هاي عملي حضرت علي (ع) به تبيين ديدگاههاي او مي پردازيم

حضرت علي (ع) پس از رسيدن به حكومت، سياستهاي قاطع و سرسختانه اي در زمينه مسائل مالي در پيش گرفت اين سياست علي (ع) اگر چه براي توده مردم خوشايند و مطلوب بود ولي سران قريش و رؤساي امام (ع) را تحمل نكردند. امام (ع) در دومين روز حكومت خود، موضوع خود را چنين اعلام نمود:

« اي مردم! من يكي از شمايم، با هر يك از شما در حق و وظيفه برابرم روش كارم همان سنت پيامبر تان بوده و دستور او را به كار خواهم بست . بدانيد زمينهايي كه عثمان به تيول ‌( تملك ) بستگان خود در آورده  و اموالي كه به ناحق به اين و آن بخشيده است همه بيت المال بازگردانده خواهد شد بدرستي كه حق را هيچ چيز باطل نمي كند به خدا اگر چيزي از آن اموال را بيابم كه به مهر زنان يا بهاي كنيزكان رفته باشد آن را بر مي گردانم . همانا در عدل گشايشي است وآنكه عدل بر اوسخت باشد ستم را سخت تر يابد .

حضرت علي ( ع ) در تقسيم بيت المال نيز با رعايت حقوق عامه مردم ، همه را برابر مي دانست .

امام ( ع ) چند روز پس از قبول خلافت فرمود :

« مردم ! از آدم ابوالبشر فرزندي به عنوان غلام يا كنيز متولد نگرديد . تمام فرزندان او از روز نخست آزاده بودند ؛ لكن امروز به خاطر جهات و مقتضياتي ... جمعي بنده و مملوك شما قرار گرفته اند . ..... قدري از اموال كه مربوط به مسلمين است نزد من جمع شده ، بايد در ميان شما از سياه پوست و سفيد پوست بردگان و آزادگان به طور مساوي تقسيم شود »

« فضيل بن جعد » مي گويد : « مهمترين عاملي كه باعث دست برداشتن عرب از حمايت علي ( ع ) گرديد مسائل مالي بود زيرا  علي (ع ) شريف را بر غير شريف و عرب را بر عجم برتري نمي داد و با روسا و امراي قبائل آن طور كه پادشاهان رفتار مي كردند رفتار نمي كرد و سعي نمي نمود كسي را به خود

 

 

متمايل كند در حالي كه معاويه بر خلاف اين عمل مي كرد از اين رو مردم علي (ع ) را ترك كرده به معاويه ملحق مي شدند »

محور بودن انسان در اقتصاد

يكي از مهمترين اهداف حضرت علي (ع ) درحكومتش ساختن جامعه اي با اقتصادي سالم ، در آمد بالا ، داراي عمران و آباداني بود كه مردم با برخورداري از رفاه نسبي به معنويات رشد كمالات و بالابردن سطح فرهنگ و آگاهي خود مي پردازند . در برنامه ها و شاخصهاي اقتصادي امام علي ( ع ) « انسان » بارزترين و مهمترين جايگاه را از آن خود ساخته است ، تمام برنامه ها در جهت رشد ، توسعه و كمال جامعه حول محور انسان و سعادت او مي چرخد كه بخشهاي اقتصادي آن را در اين مبحث مورد بررسي قرار خواهيم داد .

الف ) فقر و نقش آن در انحطاط جامعه

امام علي ( ع ) نمي پذيرد كه از نظر آماري درآمد سرانه كشور بالا باشد ولي گروهي از مردم در فقر زندگي كرده يا از امكانت تربيتي ، آموزشي ، بهداشتي و ... محروم باشند . يا كشور از عمران و آباداني چنداني برخوردار نباشد به عقيده علي (ع ) « فقر بزرگترين مرگ است »

و شكي نيست كه يك جامعه مرده اي است كه هيچگونه تحرك و نشاطي در جهت رشد ، توسعه ، كمال و شكوفايي انديشه ها ندارد هاي علي (ع ) به فرزندش محمد حنفيه فرمود :

« اي پسرم ، از فقر بر تو ترسانم پس از آن به خدا پناه ببر كه فقر دين را زيان ( نقصان ) مي رساند و عقل را سرگردان مي نمايد و دشمني پديد مي آورد »

يكي از دلايل مذموميت فقر اين است كه شخصيت انسان را ضايع كرده و تحقير مي نمايد و انسان دچار صفات زشت اخلاقي شده و ممكن است به ستايش و چاپلوسي يا نكوهش بي مورد افراد بپردازد .

امام ( ع ) براي نجات از فقر به درگاه خدا پناه برده مي فرمايند :

« خدايا به توانگري آبرويم را نگاه دار و به تنگدستي حرمتم را ضايع مگذار تا روزي خواهم از بندگان روزيخوارت و مهرباني جويم از آفريدگان بدكردارت ، و به ستون كسي مبتلا شوم كه به من عطايي ارزاني داشته و به نكوهيدن آن كس فريفته گردم كه بخشش خو را از من بازداشته »

ب ) ماليات يا درآمد دولت

يكي از منابع درآمد دولت ماليات است هدف از گرفتن ماليات بهبود اوضاع اقتصادي و رسيدگي به نيازهاي جامعه است امام علي( ع )

 

« فقر را بلا و فراخي مال را يكي از نعمتهاي خدا »

مي داند امام علي (ع ) هميشه سعي مي كرد و مردم را از اين نعمت بهره مند ساخته تا سطح زندگي اقتصادي مردم بالا برود سپس با گرفتن ماليات از آنان ديگر نابسامانيهاي اقتصادي جامعه را اصلاح نمايد . بنابراين امام (ع ) بيشاز آنچه به گرفتن ماليات توجه نشان دهد به بهبود وضع مردم و بالا رفتن توليدات آنها توجه مي كرد . امام ( ع ) خطاب به مالك اشتر مي نويسد :

« و در كار خراج چنان بنگر كه اصلاح خراج دهندگان در آن است چه صلاح خراج و خراج دهندگان ، به صلاح ديگران است و كار ديگران سامان نگيرد تا كار خراج دهندگان سامان نپذيرد كه مردمان همگان هزينه خوار خراجند  و خراج دهندگان و بايد نگريستنت به آباداني زمين بيشتر از ستدن خراج خواهد و به آباداني نپردازد ، شهرها را ويران كند و بندگان را هلاك مي سازد و كارش جز به اندكي راست نيايد و اگر از سنگيني ماليات شكايت كردند .... بار آنان را سبك گردان چندانكه مي داني كارشان سامان پذيرد بدان »

ج ) تجارت و صنايع

بخشهاي تجارت و صنايع از ديگر بخشهاي مهم اقتصادي جامعه هستند كه امام ( ع ) توجه خاصي به آنها معطوف نموده است . امام (ع) بارزگانان و صنعتكاران را عامل منفعت و موجبات آسايش و راحي ملت مي داند . به عقيده امام (ع ) سيستم سياسي و تخبگان بايد اين دوگروه را  مورد توجه قرر داده ، آنها را كمك هدايت و به نيكي سفارش نمايند شايد معناي پيچيده تر سخن امام (ع ) اين باشد كه نظام سياسي بايد سياستهاي كلي و مسيرهاي اصلي تجارت و تكنولوژي را تعيين نموده و با برنامه ريزيهاي كلان جهت اين دو را به مردم نشان داده و آنها را تشويق و كمك نمايد . امام ( ع ) خحطاب به مالك

مي نويسد :

« ... ديگر اينكه نيكي به بازرگانان و صنعتگران را بر خود بپذيرد و سفارش كردن به نيكي درباره آنان را به عهده گير ... كه آنان مايه هاي منفعيتند و پديد آورندگان و سيلتهاي آسايش و راحت .... به كار آنان بنگر چه در آنجا باشند كه خود به سر مي بري يا در شهرهاي ديگر و با اين همه بدان كه ميان بازگرانان بسيار كسانند كه معاملتي بد دارند ، بخيلند ودر پي احتكارند سود خود را مي كوشند و كالا را به هر بها كه خواهند مي فروشند ؛ واين سود جويي و گرانفروشي زياني است براي همگان و عيب است بر واليان پس بايدت از احتكار منع نموده كه رسول خدا ( ص ) از آن منع فرمود و بايد خريد و فروش ، آسان صورت پذيرد و با ميزان هدل انجام گيرد با نرخهاي رايج بازار ( واقعي ) نه به زيان فروشنده و نه خريدار وآن كه پس از منع تودست به احتكار زند او كيفر ده و عبرت ديگران گردان ودر كيفر او اسراف مكن . . .


 
[ دوشنبه 9 خرداد 1390  ] [ 3:15 PM ] [ احسان شریفی ] [ نظرات 2 ]
.: Weblog Themes By Rasekhoon :.
درباره وبلاگ

نويسندگان
آمار سایت
كل بازديدها : 56877 نفر
كل مطالب : 45 عدد
تعداد کل نظرات : 12 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ : دوشنبه 19 اردیبهشت 1390 
آخرین بروز رسانی : یک شنبه 24 اردیبهشت 1391 
امکانات وب