یلدای انتظار
دلم گرفته از این انتظارِ یلدایی
دقایقم همه غرقِ چه وقت میآیی؟
نوشتهاند “صدایش کنید میشنود!”
صدات میزنم آخر کجای دنیایی؟
بگو چه وقت میآیی؟ ببین که دلهامان
دگر قبول ندارد هنوز و امایی
شنیدهام نمیآید بهار با یکـــــــ گل
بهار من، گل نرگس! تویی که میآیی
و باز نقطه سر خط، نریز اشک ای چشم!
تمام میشود این انتظار یلدایی
دلم گرفته از این انتظارِ یلدایی
دقایقم همه غرقِ چه وقت میآیی؟
نوشتهاند “صدایش کنید میشنود!”
صدات میزنم آخر کجای دنیایی؟
بگو چه وقت میآیی؟ ببین که دلهامان
دگر قبول ندارد هنوز و امایی
شنیدهام نمیآید بهار با یکـــــــ گل
بهار من، گل نرگس! تویی که میآیی
و باز نقطه سر خط، نریز اشک ای چشم!
تمام میشود این انتظار یلدایی
ما چله نشینِ شبِ یلدای ظهوریم
ما منتظرِ نوبت بر پائیِ نوریم
ما محو جمالِ پسرِ فاطمه هستیم
شب زنده نگه دار ، به یلدای حضوریم
یک تلنگر به خودم :
شب یلدا اعضای خانواده دور هم جمع میشن و خوشحال و خندان،آجیل و میوه
میخورند.
فلسفۀ اینکارها هم اینه که امشب یک ثانیــه از بقیۀ شب های سال طولانی تره ،
اما
آیا تا حالا شده که بخاطر غیبت طولانی و غـربت یوسفِ و جگـر گوشۀ
خانم حضرت زهرا(س)
صاحبمــون ، ولـی نعمتمون ، مـولامـون ،
سرورمـون ، حضـرت بقیه الله الأعظم (اروحنافداه) ،
غمگین بشیم ؟
دور هم جمع بشیم ،
برای تعجیل در ظهورشون دعا کنیم
و تصمیم بگیریم که
یک کمی ، فقط یک کمی درانجام گناه ها و نافرمانی خـدا ، تجدیــد نظر کنیم ؟
سعی کنیــم که
حداقل یک قدم به صاحب مهربون و غریبمون نزدیک بشیم ؟
پروردگارا این یلدای انتظار تا کِــــــــی؟!
[ پنج شنبه 25 دی 1393 ] [ 11:13 AM ] [ حسین ]








