کلام بزرگان

اهمیت نماز در کلام بزرگان دین اسلام
حضرت امام حسین علیه السلام فرمودند : إنی أحب الصلوة – من نماز را دوست دارم
پیامبر فرمود من هیچ وقت از نماز سیر نمی شوم _ مرحوم قاضی استاد آیت الله بهجت در اواخر عمر فرموده بودند من حرفی ندارم از این دنیا بروم ولی می خواهم بدانم که آیا در بهشت هم به ما اجازه خواندن نماز می دهند یا نه ؟ بس که عاشق نماز بودند _ . حضرت رسول هیچ چیز را بر نماز مقدم نمی داشتند ، در میان نمازهای یومیه حضرت رسول به دو نماز صبح و مغرب خیلی سفارش داشتند و خصوصا این که نماز به جماعت خوانده شود ، و وقتی که وارد وقت نماز می شدند مثل این که بود که دیگه نه دوست را می شناختند و نه فامیل را . اولین چیزی که مورد محاسبه قرار می گیرد نماز است اگر نماز مورد قبول قرار گرفت بقیه اعمال هم مورد قبولی واقع می شود و در صورت رد شدن نماز بقیه اعمال هم رد خواهد شد . یک جمله دیگر از آیت الله قاضی بگویم که فرموده بودند اگر کسی نمازهایش را اول وقت اقامه کند اگر به مقامات بالای معنوی نرسید آب دهان را به من بیاندازد . نماز محور همه اعمال در دنیا و قیامت است . حضرت امیر به مالک می نویسد که : هر کاری که میکنی تابع نماز تو است . بسیاری از مشکلات روحی که مردم دارند سرش این است که حق سجده در نماز بجا آورده نمی شود . ترک نماز موجب کفر است و بی حالی نسبت به نماز نزدیک شدن به کفر را نشان می دهد .

امام حسین در شب عاشورا فرمود: ای عباسم برگرد به سوی آنها تا اگر در توان تو بود آنها را تا صبح به تأخیر بیاندازی و آنها را امشب دفع کنی تا شاید ما امشب را برای پروردگارمان نماز بگذاریم و او را بخوانیم و دعا کنیم و استغفار کنیم که او میداند که همانا من نماز برای او را و تلاوت کتابش قرآن را و زیاد دعا و استغفار کردن را دوست دارم.

 



نوشته شده در تاريخ شنبه 7 فروردین 1389  ساعت 2:48 PM | نظرات (0)

وصف نماز عشق

           اقامه نماز جمعه تهران به امامت رهبر معظم انقلاب اسلامي

              رهبر اگر فرمان دهد جان را نثارش می کنم

 شعر نماز جمعه سروده حاج ابوالقاسم علوي

گرفت از جمعه رونق كشور ما
به فرمان خميني رهبر ما
بياييد اي زن ومرد مسلمان
نماز جمعه حج مستنمدان
نماز جمعه گرديده است داير
خوش آمد بر شما اي جمع حاضر
ستاد جمعه صادق بهر خدمت
دعاگوي شما مجموع امت
خدا رحمت كند رهبر خميني
كه داد او افتخاري اين چنيني

 


 

 



نوشته شده در تاريخ جمعه 6 فروردین 1389  ساعت 6:08 PM | نظرات (0)

نور چشم انبیاء
                                                   شعر نماز

من بهين معشوق خلوتخانه اهل نيازم / نور چشم انبيا محبوب پيغمبر نمازم
رشته وصل خدايم مشعل راه هدايم / هم زبان اهل دردم هم ضمير اهل رازم
چشمه آب حياتم منبع صبر و ثباتم / آتش عشق درونم شعله سوز و گدازم
بوده از اول ستون دين احمد قامت من
اوليا بستند صف بر گفتن قد قامت من
پيشتر از آفرينش يار احمد بوده ام من ... دُر ذكر لعل لبهاي محمد بوده ام من
اوليا را انبيا را اتقيا را اصفيا را .... هديه ذات خداي حي سرمد بوده ام من
متقين و مومنين را بهترين ذكر الهي .... صالحين را خوشترين خلد مخلد بوده ام من
نور چشم حيدر و زهرا و پيغمبر منم من
آيه تنهي عن الفحشاء و المنكر منم من
گاه آدم را چراغ و چشم گوهر بار بودم ... گاه بر نوح نبي در موج طوفان يار بودم
گاه با خيل ملك در آسمان پرواز كردم ... گاه ابراهيم را گل در شرار نار بودم
گاه با عيسي بن مريم بر فراز چرخ بودم ... گاه با موسي بن عمران تا سحر بيدار بودم
من نمازم بال پرواز بلند اهل دينم
كز ازل معراج مومن خوانده ختم المرسلينم
ارتباط بين عبد و خالق منان منم من ... مشعل روشنگر دين پرتو ايمان منم من
شمع بزم ليله الاسري گل محراب حيدر ... لاله توحيد و خار ديده دشمن منم من
يار يوسف شالها در قعر چاه و كنج زندان ... مونس يعقوب در تنهايي و هجران منم من
ناله و فرياد و سوز و شور و درد اهل رازم
من نمازم من نمازم من نمازم من نمازم
در دل غار حرا هر شب پيمبر بود با من ... در كنار نخل ها تا صبح حيدر بود با من
نيمه هاي شب كه هر چشمي به خواب ناز بودي ... بين محراب دعا زهراي اطهر بود با من
از شب عاشور تا هنگام صبح درد خيزش ... عون و جعفر قاسم و عباس و اكبر بود با من
سجده ام جا بر جبين يوسف زهرا گرفته
انس با من در دل شب زينب كبري گرفته
من كه از تكبيره الاحرام تا ذكر سلامم ... روز و شب نقل زبان هر رسول و هر امامم
سيد سجاد در خلوتگه شب حال كرده .. با سلام و با قنوت و با قيامم
هر كه گيرد احترامم را كنم دائم دعايش ... سخت مي گيرم به آنكس كو نگيرد احترامم
با وجود آنكه خود بيمار درد هر طبيبم
در ميان دوستان خويش تنها و غريبم
من كه بر گلزار جانها ميدهم عطر خدايي ... از چه رو قومي ز غفلت مي كنند از من جدايي
تحفه معبود و محبوب القلوب عابدانم ... ليك بودم مورد بي مهري و بي اعتنايي
آن شكسته پنج ركنم ... اين نهاده زير پايم ... آن شده بيگانه با من در كمال آشنايي
آن يكي خواب و خور خود را مقدم داند از من
روي گرداند خدا از هر كه روگرداند از من
من نمازم بهترين مهر قبولي هاي طاعت ... روز محشر مي كنم از دوستان خود شفاعت
اي خوشا آنانكه ميخوانند در آغاز وقتم .. خوبتر آنكو مرا بر پاي دارد با جماعت
هر كه آبادم كند گويم دعايش لحظه لحظه ... هر كه ويرانم كند نفرين بر او ساعت به ساعت
هر كه با من نيست مهرش , هر كه از من نيست نورش
مي كند فردا خدا از چهارده معصوم دورش
من گرامي مهر پيشاني گلگون حسينم .. من كنار قتلگه آغشته با خون حسينم
اولياي حق همه مرهون من بودند اما ... من , خدا داند خدا داند كه مرهون حسينم
با صلوه و با قيام و با قعود و با قنوتم ... تا قيامت هر چه دارم عمر , مديون حسينم
خون ثاراللهيان از من كند امروز ياري
در مسير شام زينب كرده از من پاسداري
نيتم ز آيينه دل رنگ عصيان مي زدايد ... حمد و تكبيرم ز اهل معرفت دل مي ربايد
با ركوعم هر بزرگي قد كند پيش خدا خم ... با سجودم هر عزيزي سر بخاك دوست مي سايد
پير عارف با قيامم شمع جان را مي فروزد ... عبد سالك با قنوتم دست دل را مي گشايد
اي جوان . من با توام من باتو . تو با من باش با من
دوستدارم باش زيرا دوست مي دارم تو را من
مرتضي با چشم از خون بسته اش مي كرد يادم .. فاطمه با پهلوي بشكسته اش مي كرد يادم
مجتبي مشتاق من مي بود من هم عاشق او ... روز و شب با گريه پيوسته اش مي كرد يادم
قلب ثار الله پيش تير دشمن ها سپر شد ... با تن مجروح از خون شسته اش ميكرد يادم 
حمید خواهي خدا ياد تو باشد ياد من كن
خرّم از گلبانگ تكبيرم درون خويشتن كن



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 4 فروردین 1389  ساعت 12:30 PM | نظرات (0)

ورودی نماز

وضو و مسایل مربوط به آن   

واجبات و شرايط وضو :

 

 

واجبات

شستن صورت از جايي كه مو روييده تا پايين چانه و به پهناي كه دست(كمي بيشتر)

شستن دست راست(با دست چپ)از استخوان آرنج(كمي بالاتر)تا نوك انگشتان

شستن دست چپ(با دست راست)از استخوان آرنج(كمي بالاتر)تا نوك انگشتان

مسح سر ، يعني كشيدن كف دست راست بر روي سر ، از عقب به جلو و تا جلوي سر

مسح پاي راست ، يعني كشيدن كف دست راست از نوك انگشتان تا بند پا

مسح پاي چپ ، يعني كشيدن كف دست چپ از نوك انگشتان تا بند پا

  

 

شرايط لازم براي وضو :

1- نيت  ( قصد نمودن براي طهارت جهت اطاعت از فرمان خدا )

2- پاك بودن آب وضو

3- مباح بودن ( غير غصبي ) بودن آب وضو

4- مباح بودن محل وضو و ظرفي كه در آن وضو مي گيريد

5- پاك بودن اعضا وضو ( صورت ، دستها و جاهايي كه مسح مي شود )

6- مضاف نبودن آب وضو ( يعني چيزي به آبي كه با آن وضو مي گيريم اضافه نشده باشد ، مانند  گلاب و چيزهايي كه آب را از حالت خالص بودن خارج كند )

7- ترتيب ( رعايت مراحل وضو به ترتيب )

8- موالات ( فاصله نيانداختن بين مراحل وضو و پي در پي انجام دادن آن )

  

 

چيزهايي كه وضو را باطل مي كند :

بيرون آمدن بول ( ادرار )

بيرون آمدن غايط ( مدفوع )

خارج شدن گاز معده

خوابيدن

مستي

بيهوشي

ديوانگي

هر چيزي كه باعث غسل كردن شود ، مثلا مسح ( دست زدن )‌  به مرده ، جنابت ، عادت زنانه و . . .

 

 

شرايطي كه نمي توان وضو گرفت :

در شرايطي كه :

آب در دسترس نباشد

فرد مريض باشد

آب براي قسمتهايي كه در وضو شسته مي شود ضرر داشته باشد

 

بايد تيمم بدل از وضو انجام داد

 



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 4 فروردین 1389  ساعت 10:47 AM | نظرات (0)

خدا در همه جا حاضر و ناظر من است

     

  سهل بن عبدالله تُستَری نقل می کند:((سه ساله بودم در کنار سجاده ی دایی ام  محمدبن سوار  می نشستم و قیام و قعود او را نظاره می کردم.))

       روزی به من گفت: ای سهل! برو بخواب که نگاه تو ، توجه مرا از معبود منحرف می دارد. سهل می گوید: از آن پس به طور پنهانی به نگریستن پرداختم تا زمانی که به او گفتم:(( مرا حالتی پدید آمده است که همواره سر خود را به حالت سجده در مقابل معبود می بینم .))  گفت: ای کودک! درباره ی این موضوع با کسی سخن مگو و آن را پنهان دار .

      سپس گفت: چون می خواهی بخوابی و از پهلو به آن پهلو می شوی، بگو: الله مَعی ، الله ناظری ، خدا با من است و او نا ظر من است.

      سهل گفت: همچنان کردم تا یک سال که پس از آن حلاوت و شیرینی آن ذکر در ذائقه ام اثر گذاشت .  به حدی که سال ها این ذکر را می گفتم و سرانجام به ریاضت پرداختم ، تا جایی که از خدا خواستم و گفتم: پروردگارا !  سهل را  هر دو دیده بدوز که هم در گرسنگی و هم در سیری ، جز تورا نبیند. تا این که آن قدر حلاوت ذکر الهی درمن شدّت گرفت که چون ماه رمضان می رسید ، فقط در شب اول نیّت، یک بار چیزی می خوردم و تمام ماه را به قیام و نماز بودم.

                                                                                         تذکرة الاولیاء / ص362

 


 



نوشته شده در تاريخ سه شنبه 3 فروردین 1389  ساعت 8:25 PM | نظرات (1)

ستون دین

                        

                                                          پیامبر (ص) فرمودند:

      نقش نماز، نظیر ستون خیمه است یعنی اگر ستون پابرجا باشد، طنابها، میخها و سراپرده نیز سودمند خواهد بود، و اگر ستون بشکند، طناب و میخ و پرده کارسار نخواهند بود.  

                                                                         (فروغ کافی/ ج3 /ص266 )



نوشته شده در تاريخ سه شنبه 3 فروردین 1389  ساعت 2:12 PM | نظرات (0)

تبریک سال 1390

 

 

      باسلام اول از همه این عید باستانی رو به همه ی راسخونی های عزیز تبریک عرض می کنم وبرای یکایک سروران گرام در سرور قدرتمند راسخون از خدای منّان آرزوی سلامتی میکنم .                ومن الله توفیق

 

 



نوشته شده در تاريخ سه شنبه 3 فروردین 1389  ساعت 9:43 AM | نظرات (0)