منوی اصلی
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدیدها : 1572
  • تاریخ آخرین بروز رسانی : سه شنبه 27 مرداد 1394 
  • تاریخ ایجاد بلاگ : یک شنبه 28 تیر 1394 
  • تعداد کل نظرات : 0
  • تعداد کل مطالب : 6



1-هنگامی که فردی تصمیم به زیارت آن حضرت می گیرد خداوند گناهانش را مورد بخشایش قرار می دهد و هنگامی که در راه زیارت او گام می سپارد، آن ها را از کارنامه عملش محو می نماید و در مرحله بعد کارهای شایسته اش را چند برابر می سازد و همین گونه در هر مرحله ای به کارهای نیک او افزوده می شود تا وارد بهشت گردد. هنگامی که آهنگ زیارت آن حضرت نموده و غسل کند، پیامبر گرامی ندایش می دهد که: «یا وفد الله! ابشروا بمرافقتی فی الجنه...؛ ای روی آورنده به خدا! و ای میهمان او! بشارتت باد به همراهی من در بهشت، و امیرمومنان (علیه السلام) به او ندا می دهد که: انا ضامن لقضاء حوائجکم...؛ من ضامن برآورده شدن خواسته های شما هستم، و آن دو گرامی از چپ و راست همراهیش می کنند تا از زیارت بازگردد. (بحارالانوار، ج101: 64)

2- هنگامی که در راه سفر و تهیه زاد و توشه برای زیارت آن حضرت، هزینه نماید، در برابر هر درهم از هزینه اش پاداشی هم چون کوه «احد» بدو ارزانی می دارند و چند برابر آنچه انفاق نموده است جایگزین آن می سازند و همه بلاها را از او برمی گردانند، از این رو در روایتی آمده است که: خداوند برای هر درهم بخشش زائر حسین (علیه السلام) در راه خدا، ده هزار درهم پاداش می دهد، و فراتر از همه این پاداش های مادی، خشنودی خدا و دعای خیر پیامبر، علی و امامان نور (علیه السلام) است که بدرقه راه اوست. (بحارالانوار، ج101: 147)

3- هنگامی که از منزل خود خارج می شود از جهات ششگانه او ششصد فرشته او را همراهی می کنند. (بحارالانوار، ج101: 68)

4- به هنگام راهپیمایی به سوی مرقد امام حسین(علیه السلام)، به هر چیز و هر نقطه ای گام نهد دعایش می کنند. (بحارالانوار، ج101: 14- 15) چون گام هایش را برمی دارد و می نهد، به هر گامی، هزار کار شایسته دارد. اگر بر کشتی نشسته باشد با حرکت کشتی خداوند ندایش می دهد که: آگاه باش که رستگار شدی و بهشت به وجود شما خوشبخت گردید، (بحارالانوار، ج101: 36) وهنگامی که بر مرکب سوار شود با حرکت هر دست آن، پاداش هزار کار شایسته خواهد داشت. (بحارالانوار، ج101: 25)

5- هنگامی که در راه کوی دوست، خورشید بر او بتابد گناهانش را، بسان آتشی که هیزم را می بلعد و نابود می کند، از بین می برد. (بحارالانوار، ج101: 14-15)

6- هنگامی که از شدت حرارت هوا، عرق می کند و یا رنج و خستگی بر او دست می دهد روایت شده است که: «از عرق او هفتاد هزار فرشته پدید می آید که تا روز برپایی رستاخیز، ستایش خدا می کنند و برای زائر حسین (علیه السلام) بخشایش او را می طلبند.» (بحارالانوار، ج101: 357)

7- هنگامی که با آب فرات، غسل زیارت می نماید همه گناهانش می ریزد. آنگاه پیامبر ضمن میهمان خدا خواندن او، بشارت بهشت و همنشینی خود را به او می دهد و امیر مومنان (علیه السلام) برآورده شدن خواسته ها و برطرف ساختن گرفتاری دنیا و آخرت او را تضمین می نماید. (بحارالانوار، ج101: 64، 147)

8- هنگامی که پس از غسل زیارت، به سوی او حرکت می کند، به هر قدمی که برمی دارد و می نهد، یکصد حج و یکصد عمره پذیرفته شده و یکصد میدان جهاد به همراه پیامبر، بر ضد بدترین دشمنان حق و عدالت، پاداش دریافت می دارد. (بحارالانوار، ج101: 87)

9- با نزدیک شدن به کوی دوست، گروه های مختلف فرشتگان، در دسته های ده ها هزار، به استقبال او می شتابند که از جمله آن ها چهار هزار فرشته ای خواهند بود که روز عاشورا برای یاری امام حسین(علیه السلام) اعلان آمادگی کردند و او نپذیرفت و آن گاه از جانب خدا دستور یافتند تا پس از شهادتش در آستان او باشند. (بحارالانوار، ج44: 286)

10- هنگامی که زائر آن حضرت، مرقد منور ایشان را با معرفت زیارت می کند، آن گرامی بدو نظر می افکند و بر او دعا می کند و از پدر و نیای بزرگش نیز می خواهد، تا او را دعا کنند. آن گاه فرشتگان و از آن پس همه پیامبران او را دعا می کنند و سرانجام فرشتگان با او مصافحه می کنند و بر چهره اش نشانی از نور عرش نقش می بندد که این زائر مرقد فرزند پیامبر و مرقد پیشوای شهیدان است. (بحارالانوار، ج101: 64؛ ج45: 182)

11- هنگامی که به سوی خاندانش برمی گردد، گروه هایی از فرشتگان همراهیش می کنند و جبرئیل و میکائیل و اسرافیل بدرقه اش می نمایند و دو فرشته نگهبان او از او خداحافظی می کنند و می گویند: «ای دوست خدا! تو مورد بخشایش خدا قرار گرفته ای، به راستی که تو از حزب خدا و پیامبر و امامان نور هستی، به خدای سوگند که نه تو آتش دوزخ را خواهی دید و نه آتش دوزخ تو را و نه به تو طمع خواهد کرد.» (بحارالانوار، ج101: 24)
آنگاه ندا می دهند که: گوارا باد بر تو! پاکیزه و رستگار شدی و بهشت نیز به وجود تو مفتخر شد. (بحارالانوار، ج101: 36)

12- هنگامی که پس از این زیارت، به مدت یک سال یا دو سال بعد، از دنیا برود فرشتگان در تشییع جنازه او حاضر و برای او طلب بخشایش خدا می کنند. و حسین (علیه السلام) به دیدارش می شتابد. روایت است که آن حضرت فرمود: «مَن زارنی فی حیاته، زُرتُهُ بَعد وفاته...؛ هر کسی مرا در زندگی اش زیارت کند، پس از مردنش بازدیدش خواهم کرد.» (بحارالانوار، ج101: 16، 18)


13- اگر زائر حسین (علیه السلام) در راه زیارت او از دنیا برود، فرشتگان پیکر او را تشییع می کنند و از بهشت برای او حنوط و کفن می آورند و بر روی کفن او می پوشانند. و بر او نماز می گذارند و زیر پایش را با بویی خوش و معطر، فرش می سازند. و زمین را از دو سوی او کنار می زنند تا جای قبر او فراخ و خوش باشد و درهای رحمت آسمان به رویش گشوده می شود و آن گاه آسایش و روزی خوش، تا قیام قیامت بر او نازل می گردد. (بحارالانوار، ج101: 78)

14- هنگامی که زائر آن حضرت در راه زیارت او زندانی گردد و یا کتک بخورد، از امام صادق (علیه السلام) روایت شده است که: به هر روز زندانی شدن یا کتک خوردن، در روز قیامت پاداش و شادمانی خواهد داشت و اگر پس از زندانی شدن کتک هم بخورد برای هر ضربه ای، حوریه ای خواهد داشت و برای هر دردی هزاران پاداش کار نیک و محو هزاران گناه و دریافت هزاران درجه و هم سخن پیامبر خواهد بود تا از حساب رستاخیز نجات یابد و فرشتگان عرش او را مورد مِهر قرار می دهند و بدو گفته می شود آنچه دوست داری بخواه.

15- و نیز از امام صادق (علیه السلام) آمده است که: اگر زائر حسین، در راه زیارت او کشته شود با نخستین قطره خون، همه گناهانش مورد بخشایش قرار می گیرد و سرشت ملکوتی او بسان سرشت پیامبران به گونه ای شستشو داده می شود که از سرشت حیوانی کافران و فاسقان پاک و پاکیزه و خالص می گردد، همین گونه قلب او شستشو داده می شود و هر ناخالصی از آن زدوده و لبریز از ایمان می گردد. و در حالی خدا را ملاقات می کند که از همه ناخالصی ها خالص است و شفاعت خاندان و هزاران نفر از برادران دینی اش بدو ارزانی شده است. فرشتگان به همراه جبرئیل و فرشته مرگ، نماز او را می خوانند و کفن و حنوط او از بهشت هدیه می گردد و آرامگاهش بر او گسترده و نورباران می گردد. دری از درهای بهشت به رویش گشوده می شود و فرشتگان از بهشت بر او هدیه می آورند و پس از هیجده روز، به ملکوت پر می کشد و تا آستانه رستاخیز با دوستان خدا همچنان در آنجا خواهد بود. (بحارالانوار، ج101: 78؛ نشریه مکاتب و اندیشه: شماره 14)


امام حسين ـ عليه السّلام شبيه ترين مردم به رسول خدا در صورت و سيرت بود.[1] در شب هاي تاريك، نور از پيشاني و اطراف گردنش مي تابيدكه مردم آن حضرت را با آن نور مي شناختند.[2] آن حضرت داراي علوم و كرامات و فضائل بي شماري است كه از گوهر وجودش متجلّي مي شود و اين نمودهاي الهي پرتويي از چراغ هدايت است كه در مناسبت هاي زماني و مكاني جلوه مي كرد، در اينجا به چند مورد از فضائل و كرامات آن حضرت اشاره مي شود:

الف) شفاي مرض پيسي

حبابة والبيه مي گويد: من به ديدن امام حسين ـ عليه السّلام ـ مي رفتم؛ اتفاقاً ميان چشمانم پيسي پيدا شد و اين امر بر من ناگوار آمد و چند روزي به ديدن ايشان نرفتم. سراغ مرا گرفت. گفتند ميان چشمان او عارضي پيدا شده، امام ـ حسين ـ عليه السّلام ـ با اصحابش به ديدن من آمدند، آن حضرت فرمود: اي حبابه! چرا نزد من نيامدي؟ علت را گفتم، پس ايشان آب دهان مبارك خود را به آن ماليد و فرمود: حبابة خدا را شكر كن كه آن علت را از تو دور كرد، به سجده افتادم، فرمود: حبابة، سربردار و در آئينه نگاه كن؛ سر برداشته (نگاه كردم ) اثري از آن نديدم، خدا را شكر كردم.

ب) برطرف كردن غم و اندوه ديگران

از ويژگي هاي امام حسين ـ عليه السّلام ـ عواطف سرشار انساني و دگر دوستي و نوع پروري آن حضرت است به ويژه نسبت به كساني كه در زندگي روزمره دچار گرفتاري و مشكلات و غم و اندوه مي شدند. اسامة بن زيد، بيمار بود و در خانه بستري شده بود امام براي عيادت اسامة به خانه او رفت و مشاهده كردكه اسامة بسيار آشفته و نگران است. حضرت فرمود: اسامة چرا اين قدر نگران هستي؟ اسامة اظهار نمود كه بدهكار هستم و حقوق ديگران در گردنم مي باشد و مي ترسم بميرم و نتوانم بدهي خود را پرداخت كنم. امام فوراً دستور داد بدهي او را پرداختند. آنگاه اسامه آسوده خاطر گرديد و بعد از چند روز در همان بستر بيماري از دنيا رفت.[3]

ج) فضائل بي شمار آن حضرت

مردي نزد حسين ـ عليه السّلام ـ آمد و گفت: از فضايلي كه خدا بر شما قرار داده براي من بفرمائيد؛ فرمود: تو طاقت تحمل آن ها را نداري، گفت: چرا، تحمل مي كنم. امام حسين ـ عليه السّلام ـ حديثي براي او بيان كرد، هنوز تمام نشده بود كه سر و ريش آن مرد سفيد شد و حديث از يادش رفت، حضرت فرمود: رحمت خدا او را دريافت كه فراموش كرد.[4]

د) تكلم با حيوانات

راشد بن مزيد نقل مي كند كه گفت: از مكه تا قطقطانه (جائي است نزديك كوفه) همراه امام حسين ـ عليه السّلام ـ بودم، ديدم (در بين راه) درندة گزنده اي به او رو آورد و با او تكلم كرد. حضرت به جهت او توقّف كرد و كلامي طولاني از آن درنده نقل كرد.[5]

در آوردن انگور از ديوار مسجد

كثير بن شاذان روايت مي كند كه گفت: خدمت امام حسين ـ عليه السّلام ـ بودم كه فرزندش علي اكبر در غير فصل، از او انگور خواست. حضرت دست به ستون مسجد زد و انگور و موزي بيرون آورد و به او خورانيد و فرمود آن چه براي دوستان خدا نزد او هست بيشتر است.[6]

سبز شدن درخت خرما

از حضرت صادق ـ عليه السّلام ـ در حديثي روايت شده كه امام حسين ـ عليه السّلام ـ در سفري زير درخت خرماي خشكي منزل كرد. دعا نمود درخت سبز شد و برگ و خرما آورد. بالاي درخت رفتند و به قدر كفايت خوردند.[7]

يافتن شتر گم شده

اعرابي به امام حسين ـ عليه السّلام ـ گفت: يابن رسول الله: شترم را گم كرده ام و غير از آن شتري ندارم، پدرت حيوان گم شده را پيدا مي كرد و هر گم شده اي را به صاحبش مي رساند. امام ـ عليه السّلام ـ فرمود: در فلان مكان برو، شترت را مي بيني ايستاده و در مقابلش گرگ سياهي است. اعرابي به آن جا رفت و بر گشت و به امام حسين ـ عليه السّلام ـ گفت: شتر خود را در همان جا يافتم.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:

1ـ فضايل و سيره امام حسين ـ عليه السّلام ـ در كلام بزرگان، عباس عزيزي.

2ـ سيماي امام حسين ـ عليه السّلام ـ علي اكبر بابازاده.

3ـ فرازهايي از سيرة امام حسين ـ عليه السّلام ـ حسين اسعدي.

--------------------------------------------------------------------------------

[1] . قندوزي حنفي، ينابيع المودة، قم، اسوه. چاپ اول، 1416ق، ج2، ص42.

[2] . ابن شهر آشوب، مناقب، بيروت، دارالاضواء، چاپ دوم، 1412ق، ج4، ص83.

[3] . مجلسي، محمدباقر، بحارالانوار، بيروت، مؤسسه الوفاء، چاپ دوم، 403ق، ج44، ص189.

[4] . حرعاملي، پيشين، ج 5، ص 195.

[5] . حر عاملي، اثباة الهداة المطبعة العلميه، قم، ج 2، ص 588.

[6] . حر عاملي، همان، ج 2، ص 588.

[7] . حر عاملي، همان مأخذ، ج 2، ص 589.


امام حسین(ع)،عاشورا،محرم،تاسوعا

آیاتی از قرآن مجید كه از آنها فضیلت و عظمت مقام حسین (ع) استفاده می‏شود فراوان است كه در این یادداشت به چهار نمونه از آن‌ها اشاره می‌شود.

 

1. آیه مودّت

خداوند در قرآن كریم می فرماید: «قُلْ لا أَسْألُكُمْ عَلَیهِ أَجْراً إِلّا المَوَدَّةَ فِی القُرْبی»‏ (الشوری: 23)

(بگو: من هیچ پاداشی از شما بر رسالتم درخواست نمی‏كنم جز دوست‏داشتن نزدیكانم [اهل بیتم‏])

احمد بن حنبل در مسند، ابو نعیم حافظ، ثعلبی، طبرانی، حاكم، رازی ، شبراوی، ابن حجر، زمخشری ، ابن منذر، ابن ابی حاتم، ابن مردویه ، سیوطی و گروهی دیگر از علماء اهل سنت از ابن عباس روایت كرده‏اند كه زمانی كه این آیه نازل شد اصحاب گفتند: ای پیامبر خدا، این خویشاوندان تو كه واجب گردیده بر ما مودّت و دوستی آنان كیستند؟

حضرت پیامبر (ص) فرمود: علی، فاطمه و دو پسر آنها یعنی حسن و حسین. (الغدیر 2/307)

جالب اینكه امام شافعی در مورد حب اهل بیت (ع) گفته است:

یا أَهلَ بَیْتِ رَسُولِ اللَّهِ حُبُّكُمْ / فَرْضٌ مِنَ اللَّهِ فِی القُرآنِ أَنزَلَهُ‏

كَفاكُمْ مِنْ عَظِیِم القَدرِانَّكُمْ / مَنْ لَم یُصَلِّ عَلَیكُم لا صَلوةَ لَهُ

(ای اهل بیت رسول خدا محبت شما از سوی خداوند در قرآنش واجب شده است. در عظمت قدر و منزلت شما همین بس كه هركس در نماز بر شما صلوات نفرستد نماز نخوانده است)

(در كتاب الغدیر آمده كه انتساب این ابیات به امام شافعی از شرح المواهب زرقانی جلد 7 ص 7 و جمعی دیگر است)

مفسر معروف علامه طبرسی از شواهد التنزیل حاكم حسكانی كه از مفسران و محدثان معروف اهل سنت است نقل می‏كند كه پیامبر اسلام (ص) فرمود:

ان اللَّه خلق الانبیاء من اشجار شتی، و انا و علی (ع) من شجرة واحدة، فانا اصلها، و علی فرعها، و فاطمة لقاحها، و الحسن و الحسین ثمارها، و اشیاعنا اوراقها ـ تا آنجا كه فرمود ـ لو ان عبدا عبدالله بین الصفا و المروة الف عام، ثم الف عام، ثم الف عام، حتی یصیر كالشن البالی، ثم لم یدرك محبتنا كبه اللَّه علی منخریه فی النار، ثم تلا: قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَیْهِ أَجْراً

(خداوند انبیاء را از درختان مختلفی آفرید، و من و علی را از درخت واحدی، من اصل آنم، و علی شاخه آن، فاطمه موجب باروری آن است، و حسن و حسین میوه‏های آن، و شیعیان ما برگهای آنند ... سپس افزود: اگر كسی خدا را در میان صفا و مروه هزار سال، و سپس هزار سال، و از آن پس هزار سال، عبادت كند، تا همچون مشك كهنه شود، اما محبت ما را نداشته باشد خداوند او را به صورت در آتش می‏افكند، سپس این آیه را تلاوت فرمود: قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی‏) (مجمع البیان 9/43)

همچنین زمخشری در كشاف درباره محبت اهل بیت (ع) حدیثی نقل كرده كه خیلی ارزنده و پرمعناست و فخر رازی و قرطبی نیز از او اقتباس كرده‏اند: حدیث مزبور به وضوح مقام آل محمد (ص) و اهمیت حب آنها را بیان می‏دارد. رسول خدا (ص) فرمود: 

بر حسب احادیث متواتر بین شیعه و سنی، آیه تطهیر در مورد اجتماع آن پنج شخصیت ممتاز عالم آفرینش در زیر كساء و صلوات پیغمبر (ص) بر آنها نازل شد، و آیه شریفه و احادیثی كه در تفسیر آن وارد شده دلالت بر عصمت و جلالت شأن حضرت سید الشهداء (ع) دارد

من مات علی حب آل محمد مات شهیدا الا و من مات علی حب آل محمد (ص) مغفورا له الا و من مات علی حب آل محمد مات تائبا الا و من مات علی حب آل محمد مات مؤمنا مستكمل الایمان الا و من مات علی حب آل محمد بشره ملك الموت بالجنة ثم منكر و نكیر الا و من مات علی حب آل محمد یزف الی الجنة كما تزف العروس الی بیت زوجها الا و من مات علی حب آل محمد فتح له فی قبره بابان الی الجنة الا و من مات علی حب آل محمد جعل اللَّه قبره مزار ملائكة الرحمة الا و من مات علی حب آل محمد مات علی السنة و الجماعة الا و من مات علی بغض آل محمد جاء یوم القیامه مكتوب بین عینیه آیس من رحمة الله الا و من مات علی بغض آل محمد مات كافرا الا و من مات علی بغض آل محمد لم یشم رائحة الجنة. (كشاف 4/220، تفسیر فخر رازی 27/165 ، تفسر قرطبی 8/5843 ، نمونه 20/414 )

(هر كس با محبت آل محمد بمیرد شهید از دنیا رفته، آگاه باشید هر كس با محبت آل محمد از دنیا رود بخشوده است، آگاه باشید هر كس با محبت آل محمد از دنیا رود با توبه از دنیا رفته، آگاه باشید هر كس با محبت آل محمد از دنیا رود مؤمن كامل الایمان از دنیا رفته، آگاه باشید هر كس با محبت آل محمد از دنیا رود فرشته مرگ او را بشارت به بهشت می‏دهد، و سپس منكر و نكیر (فرشتگان مامور سؤال در برزخ) به او بشارت دهند، آگاه باشید هر كس با محبت آل محمد از دنیا رود او را با احترام به سوی بهشت می‏برند آن چنان كه عروس به خانه داماد، آگاه باشید هر كس با محبت آل محمد از دنیا رود در قبر او دو در به سوی بهشت گشوده می‏شود، آگاه باشید هر كس با محبت آل محمد از دنیا رود قبر او را زیارتگاه فرشتگان رحمت قرار می‏دهد، آگاه باشید هر كس با محبت آل محمد از دنیا رود بر سنت و جماعت اسلام از دنیا رفته، آگاه باشید هر كس با عداوت آل محمد از دنیا رود روز قیامت در حالی وارد عرصه محشر می‏شود كه در پیشانی او نوشته شده: مایوس از رحمت خدا، آگاه باشید هر كس با بغض آل محمد از دنیا برود كافر از دنیا رفته، آگاه باشید هر كس با عداوت آل محمد از دنیا برود بوی بهشت را استشمام نخواهد كرد.)

 

2. آیه تطهیر

خداوند می فرماید: انَّما یُرِیْدُ اللَّه لِیُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجسَ أَهلَ البَیتِ وَ یُطَهِّرَكُمْ تَطْهِیراً (احزاب: 33)

(خداوند فقط می‏خواهد پلیدی و گناه را از شما اهل بیت دور كند و كاملًا شما را پاك سازد)

واژه «رجس» به معنای شی‏ء ناپاك است اعم از اینكه از نظر طبع آدمی ناپاك باشد یا به حكم عقل یا شرع و یا همه اینها (مفردات راغب، ماده رجس) 

قرآن

و اینكه در بعضی موارد رجس به معنای گناه یا شرك یا بخل و حسد و یا اعتقاد باطل و مانند آن تفسیر شده، در حقیقت بیان مصداقهایی از آن است وگرنه مفهوم این كلمه، مفهومی عام و فراگیر است، و همه انواع پلیدیها را شامل می‏شود. دلیلش هم این است كه الف و لام رجس در این آیه الف و لام جنس است.

تطهیر به معنای پاك ساختن است و در حقیقت تاكیدی بر مساله اذهاب رجس و نفی پلیدیها است، و ذكر آن به صورت مفعول مطلق نیز تاكید دیگری بر این معنی محسوب می‏شود.

و اما تعبیر اهل البیت به اتفاق همه علمای اسلام و مفسران، اشاره به اهل بیت پیامبر (ص) است، و این چیزی است كه از ظاهر خود آیه نیز فهمیده می‏شود، چرا كه بیت گرچه به صورت مطلق در اینجا ذكر شده، اما به قرینه آیات قبل و بعد، منظور از آن، بیت و خانه پیامبر (ص) است و روایات بسیار زیادی در منابع اهل سنت و شیعه وارد شده كه می‏گوید: مخاطب در آیه فوق منحصرا پنج نفرند: پیامبر (ص)، علی، فاطمه، حسن و حسین علیهم السلام.

با وجود این نصوص فراوان كه قرینه روشنی بر تفسیر مفهوم آیه است تنها تفسیر قابل قبول برای این آیه همین است. (نمونه 17/293)

بر حسب احادیث متواتر بین شیعه و سنی، آیه تطهیر در مورد اجتماع آن پنج شخصیت ممتاز عالم آفرینش در زیر كساء و صلوات پیغمبر (ص) بر آنها نازل شد، و آیه شریفه و احادیثی كه در تفسیر آن وارد شده دلالت بر عصمت و جلالت شأن حضرت سید الشهداء (ع) دارد.

روایات بسیار فراوانی در مورد حدیث كساء به طور اجمال وارد شده كه از همه آنها استفاده می‏شود، پیامبر (ص) علی، فاطمه، حسن و حسین را فرا خواند- و یا به خدمت او آمدند- و عبایی بر آنها افكند، و دعا كرد:

خداوندا! اینها خاندان من هستند، رجس و آلودگی را از آنها دور كن. در این هنگام آیه إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ نازل گردید.

دانشمند معروف حاكم حسكانی نیشابوری در شواهد التنزیل این روایات را به طرق متعدد از راویان مختلفی گرد آوری كرده است. (شواهد التنزیل 2/31)

امام صادق (ع) فرمود: سوره فجر را در هر نماز واجب و مستحبّ بخوانید كه سوره حسین بن علی است، هر كس آن را بخواند با حسین بن علی (ع) در قیامت در درجه او از بهشت خواهد بود.
امام حسین(ع)

بعد از جریان عاشورا وقتی به سر مبارك امام حسین (ع) جسارت شد واثلة بن اسقع برخاست و گفت:

سوگند به خدا من همواره علی، حسن، حسین و فاطمه را دوست می‏دارم بعد از اینكه شنیدم پیغمبر (ص) در حق آنها چه چیزهایی فرمود؛ یك روز در خانه ام سلمه در خدمت پیغمبر مشرف بودم كه حسن آمد پیغمبر او را بر زانوی راستش نشانید و بوسید پس حسین آمد و او را بر زانوی چپش نشانید و بوسید پس فاطمه آمد و او را پیش روی خود نشانید پس علی را طلب كرد و گفت: «انَما یُرِیْدُ اللهُ لِیُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ اهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَكُمْ تَطْهیراً» (صحیح مسلم 7/130)

واحدی در اسباب النزول، احمد در مناقب و طبرانی نقل كرده‏اند كه آیه «انَّما یُرِیدُ اللهُ» در حق پنج نفر نازل شد: رسول خدا، علی، فاطمه حسن و حسین (ع) (اسباب النزول 1/368، فرائد السمطین 1/24 )

این آیه و احادیث متواتر دلالت بر عصمت حضرت سید الشهداء (ع) دارد و اثبات می كند هر عمل ، اقدام و نهضتی كه آن حضرت و دیگر ائمه اهل بیت انجام دهند صواب و حق است.

 

3. آیه مباهله‏

خداوند می فرماید: فَمَنْ حاجَّكَ فِیهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَ أَبْنَاءَكُمْ وَ نِسَاءَنَا وَ نِسَاءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَةَ اللَّهِ عَلَی الْكاذِبِینَ (آل عمران: 61)

(هر گاه بعد از علم و دانشی كه (در باره مسیح) به تو رسیده، (باز) كسانی با تو به محاجّه و ستیز برخیزند، به آنها بگو: «بیایید ما فرزندان خود را دعوت كنیم، شما هم فرزندان خود را ما زنان خویش را دعوت نماییم، شما هم زنان خود را ما از نفوس خود دعوت كنیم، شما هم از نفوس خود آن گاه مباهله كنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم‏)»

از جمله آیاتی كه بر فضیلت، و بلندی رتبه و مقام سید الشهداء (ع) به اتفاق مسلمانان گویا و ناطق است، آیه مباهله است.

از مظاهر و دلائل قوت ایمان پیغمبر (ص) به رسالتش داستان مباهله است زیرا پیشنهاد مباهله از طرف آن حضرت اگر مؤمن به دعوت خود نبود یك انتحار واقعی و دادن سند بطلان دعوت به دست دشمن بود. زیرا اگر نفرین نصارای نجران در حق آن جناب مستجاب می‏شد و یا آنكه نفرین پیغمبر (ص) به آنها مستجاب نمی‏گشت ، بطلان ادعاء آن حضرت آشكار می‏گشت لذا هیچ خردمندی چنین پیشنهادی نمی‏دهد مگر آنكه صد در صد اطمینان به استجابت دعای خود و هلاك دشمن داشته باشد، و پیغمبر اكرم (ص) چون یقین جزمی به صحت رسالت و استجابت دعاء خود و نابودی دشمن در صورت مباهله داشت با كمال شجاعت و صراحت، پیشنهاد مباهله داد.

شركت دادن علی، حسن ، حسین و فاطمه زهرا (ع) در مباهله كه به تعیین و امر خداوند بود نیز دلیل بر این است كه این چهار نور مقدس كه با پیغمبر در مباهله حاضر شدند شایسته‏ترین و گرامی‏ترین خلق در نزد خدا، و عزیزترین انسانها در نزد پیغمبر خدا بودند.

 

4. سوره «والفجر» و آیه «یا ایتها النفس المطمئنة»

در حدیثی از امام صادق (ع) آمده است: سوره فجر را در هر نماز واجب و مستحبّ بخوانید كه سوره حسین بن علی است، هر كس آن را بخواند با حسین بن علی (ع) در قیامت در درجه او از بهشت خواهد بود. (مجمع البیان 10/481)

لازم به ذكر است كه معرفی این سوره به عنوان سوره امام حسین بن علی (ع) ممكن است به این خاطر باشد كه اباعبدالله الحسین (ع) مصداق روشن «نفس مطمئنه» است كه در آخرین آیات این سوره مخاطب واقع شده است، همانگونه كه در حدیثی ذیل همین آیات آمده است. (البرهان فی تفسیر القرآن 5/658)

و یا به خاطر اینكه لیالی عشر (شبهای دهگانه) یكی از تفسیرهایش شبهای دهگانه آغاز محرم است كه رابطه خاصی با حسین بن علی (ع) دارد. (نمونه 26/439 )

منبع : سايت تبيان


فضائل حضرت در کودکی و تولد

1- تکلم قبل از ولادت و بعد از شهادت:

امام حسین علیه السلام مولودی است که قبل از ولادت در حالی که در بطن مادر خود، فاطمه زهرا علیها السلام بود، با ایشان به صحبت پرداخت. این وضعیت درباره حضرت زهرا علیها السلام نیز نقل شده که با مادر خود، خدیجه علیها السلام صحبت کرده است.

نقل شده است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله روزی وارد خانه حضرت زهرا علیها السلام شد و در حالی که جز دخترش کسی در خانه نبود، دختر خود را در حال صحبت مشاهده نمود، وقتی علت را جویا شد، حضرت زهرا علیها السلام اظهار داشت: صحبت من با فرزندی است که در بطن من می باشد، او همدم من است و با من سخن می گوید، اما سخنانی حزن آور، به این مضامین که شمه ای از فضائل امام حسین علیه السلام

مادر! من شهیدم، مظلومم، غریبم، عطشانم. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در حالی که محزون شدند، ضمن بشارت به آمدن فرزند پسر، از شهادت او در شرایط سخت و ناگوار خبر دادند.

امام حسین علیه السلام تنها کسی است که بعد از شهادت نیز سخن گفته است. سر امام بر روی نیزه، این آیه از قرآن را تلاوت کرده است: «ام حسبت ان اصحاب الکهف و الرقیم کانوا من آیاتنا عجبا» (65) ; «آیا پنداشتی که اصحاب کهف و رقیم (خفتگان در غار) از آیات شگفت ما بوده اند.»

شاید تلاوت این آیه بر این معنا دلالت داشته باشد که همچنانکه قدرت الهی در مورد اصحاب کهف بر خواب چندین ساله ایشان تعلق گرفت و ایشان را بعد از بیدار شدن، وسیله عبرت دیگران قرار داد، شهادت آن حضرت و بقای راه و مکتب او نیز این گونه خواهد بود و به عنوان نشانه الهی در عالم معرفی خواهد شد.

آیات دیگری که امام حسین علیه السلام بعد از شهادت تلاوت کرده است عبارتند از: ادامه آیات سوره کهف تا آیه 14 و آیه 227 از سوره شعراء و آیه 71 سوره غافر و آیه 137 سوره بقره. (66)

2- مشتق بودن نام حضرت از نام خداوند:

جابر بن عبدالله انصاری از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل می کند که فرمودند: «سمی الحسن حسنا لان باحسان الله قامت السماوات و الارضون، واشتق الحسین من الاحسان، و علی والحسن اسمان من اسماء الله تعالی والحسین تصغیر الحسن (67) ; حسن را حسن نامیدند برای اینکه با احسان خداوند آسمان ها و زمین ها برپا شد و حسین از احسان مشتق شد، و علی و حسن دو اسم از اسم های خداوند متعال است و حسین تصغیر حسن است.»

و در حدیث دیگری نام حضرت برگرفته از اسم الهی، یعنی «محسن » دانسته شده که خداوند می فرماید: «انا المحسن و هذا الحسین (68) ; من محسن هستم و این حسین است.»

3- تبرک جستن ملائک به قنداقه حضرت:

روزی حضرت زهرا علیها السلام فرزندش را درگهواره ندید و با اضطراب جویای فرزند عزیزش شد. رسول خدا صلی الله علیه و آله به ایشان بشارت دادند که قنداقه حسین علیه السلام را ملائک به آسمان ها برده اند تا تبرک بجویند.

4- ویژه بودن مربیان حضرت علیه السلام:

به دلیل اینکه ایشان خامس اصحاب کساء می باشد، از تربیت پاکانی همچون پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، امیر المؤمنین علیه السلام، فاطمه زهرا علیها السلام و امام حسن علیه السلام، برخوردار بودند، لذا حضرت خود را در روز عاشورا این گونه معرفی نمودند:

من له جد کجدی فی الوری

او کشیخی فانا ابن القمرین

فاطمة الزهراء امی و ابی

قاصم الکفر ببدر و حنین

عبدالله غلاما یافعا

و قریش یعبدون الوثنین

یعبدون اللات والعزی معا

و علی کان صلی قبلتین (69)

«در بین تمام انسان ها کیست که جدی مانند جد من، یا مربی و معلمی مانند معلم من داشته باشد، من فرزند دو ماه تابناکم. مادرم فاطمه زهرا علیها السلام و پدرم [علی علیه السلام] کوبنده کفر در بدر و حنین بود. آن هنگام که قریش دچار بت پرستی و عبادت لات و عزی بود; علی علیه السلام به بیت المقدس و بعد به سوی کعبه عبادت خدا می کرد.»

5- فدا شدن ابراهیم - فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله - برای امام حسین علیه السلام:

ابن عباس می گوید: خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله بودم. امام حسین علیه السلام روی زانوی راست و ابراهیم روی زانوی چپ حضرت نشسته بودند. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله گاهی حسین و گاهی ابراهیم را می بوسید. به ایشان حالت نزول وحی دست داد و پس از آن فرمودند: «جبرئیل بعد از ابلاغ سلام پروردگار گفت: خدا می فرماید، این دو فرزند را برای شما باقی نمی گذارم، باید یکی را فدای دیگری نمایی.» پیامبر صلی الله علیه و آله به ابراهیم نظر کرد و گریست و فرمود: «اگر ابراهیم بمیرد فقط من محزون می شوم، امام اگر حسین بمیرد غیر از من فاطمه و علی نیز محزون می شوند و من اندوه خود را بر حزن فاطمه و علی ترجیح می دهم.» یا جبرئیل! ابراهیم قبض روح گردد; ابراهیم را فدای حسین کردم (ابراهیم پس از سه روز بیماری وفات کرد) .»

از این پس هرگاه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله امام حسین را به سینه می چسبانید و می بوسید، لب های او را می مکید و می فرمود: قربان کسی که ابراهیم را فدای او کردم (70) .

فضائل امام حسین در کلام الهی

6- تاویل و تفسیر آیات الهی در مورد آن حضرت:

بسیاری از آیات الهی که برخی رقم آن را 128 آیه و برخی دیگر تا 250 آیه ذکر کرده اند (71) ، به اطلاق و عموم و یا به طور خاص، بر امام حسین علیه السلام تطبیق شده و یا یکی از افراد مورد نظر در آیه امام حسین علیه السلام بوده اند. مواردی مثل آیه مباهله (72) ، آیه تطهیر (73) ، آیه ذوالقربی (74) ، آیه اطعام (75) و آیات سوره فجر که سوره فجر را سوره آن حضرت نامیده اند.

امام صادق علیه السلام ضمن بیان این معنی، حضرت را صاحب «نفس مطمئنه » معرفی کرده و می فرمایند: «اقرؤوا سورة الفجر فی فرائضکم و نوافلکم فانها سورة الحسین بن علی علیه السلام وارغبوا فیها رحمکم الله تعالی; سوره فجر را در نمازهای واجب و مستحب خود بخوانید که سوره حسین بن علی است و در آن راغب باشید. خداوند متعال شما را مورد رحمت خود قرار دهد.»

ابو اسامه که در مجلس حاضر بود، گفت: چگونه این سوره مخصوص حسین علیه السلام گردید؟ امام علیه السلام فرمود: «الا تسمع الی قوله تعالی: «یا ایتها النفس المطمئنة...» انما یعنی الحسین علیه السلام فهو ذوالنفس المطمئنة الراضیة و اصحابه من آل محمد صلی الله علیه و آله هم الراضون عن الله یوم القیمة و هو راض عنهم (76) ; آیا این سخن خداوند متعال را نمی شنوی که [می گوید]: «یا ایتها النفس المطمئنة » ، همانا حسین را قصد می کند که دارای نفس مطمئنه و راضی است و اصحاب او از آل محمد در روز قیامت از خداوند راضیند و خداوند نیز از آنان راضی است.»

7- خازن وحی الهی بودن حضرت:

احادیث قدسی در مورد امام حسین علیه السلام از ناحیه ذات اقدس الهی، زیاد وارد شده است که در کتاب شریف «عوالم » جمع آوری شده است. در یک حدیث این گونه آمده است: «وجعلت حسینا خازن وحیی و اکرمته بالشهادة و ختمت له بالسعادة، فهو افضل من استشهد و ارفع الشهداء درجة و جعلت کلمتی التامة معه و حجتی البالغة عنده، بعترته اثیب و اعاقب (77) ; حسین را خازن وحی خویش قرار داده و او را با شهادت، کرامت بخشیدم و پایانی با سعادت برای وی مقرر داشتم، او برترین شهیدان و درجه اش از همه والاتر است، کلمه تامه خود را همراه او قرار دادم و حجت رسای خویش را نزدش نهادم و به وسیله خاندان او پاداش و کیفر می دهم.»

مظهر صفات انبیاء

امام حسین علیه السلام به عنوان انسان کامل، هم مظهر صفات الهی و هم مظهر صفات انبیای عظام است که به مواردی از آن ها اشاره می کنیم:

8- همانند انبیا هدایتگر مردم است.

قرآن کریم در مورد انبیاء الهی می فرماید: «و جعلناهم ائمة یهدون بامرنا (78) » ; «آنان را پیشوایانی که به امر ما هدایت می کنند، قرار دادیم.» و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، حسین علیه السلام را به عنوان چراغ هدایت معرفی می کندو می فرماید: «ان الحسین ... مصباح هدی و سفینة نجاة (79) ; همانا حسین چراغ هدایت و کشتی نجات است.»

9- همچون انبیا از غیر خدا نمی ترسید

او این ویژگی را در گفتار و کردار ثابت کرد. قرآن کریم در مورد انبیاء می فرماید: «الذین یبلغون رسالات الله و یخشونه و لایخشون احدا الاالله (80) » ; «آنان که رسالت های الهی را رسانند و از او می ترسند و جز خدا از کسی نمی ترسند.» و امام حسین علیه السلام فرمود: «لو لم یکن فی الدنیا ملجا و لا ماوی لما بایعت یزید بن معاویة (81) ; اگر در دنیا هیچ پناهگاهی وجود نداشته باشد [باز هم] با یزید بن معاویه بیعت نخواهم کرد.»

و در مورد یزید بن معاویه می فرماید: «یزید رجل شارب الخمر، قاتل نفس المحترمة، معلن بالفسق مثلی لایبایع مثله (82) ; یزید مردی است که شراب می نوشد، نفس محترمه را به قتل می رساند، تظاهر به فسق می کند، مثل منی با مثل اویی بیعت نمی کند.»

در مکتب حسینی ترس با ارزش، ترس از خداست نه ترس از غیر خدا، لذا حضرت در دعای معروف عرفه، ترس از خدا را طلب می نماید: «اللهم اجعلنی اخشاک کانی اراک; خدایا مرا چنان قرار ده که از تو بترسم، [چنانکه] انگار تو را می بینم.»

10- مثل انبیای عظام الهی، اهل جهاد و شهادت بود:

قرآن کریم می فرماید: «کاین من نبی قاتل معه ربیون کثیر (83) » و آن حضرت، سید الشهداء لقب گرفته اند، در حالی که تا قبل از واقعه عاشورا حضرت حمزه، عموی پیامبر به دلیل شهادت خاص در جنگ احد، به نام «سیدالشهداء» معروف بودند.

11- مثل انبیا، از متوکلین علی الله بود:

قرآن کریم از قول پیامبران الهی می گوید: «ما لنا الانتوکل علی الله و قد هدانا سبلنا» (84) ; «چرا بر خدا توکل نکنیم، با اینکه ما را به راه هایمان رهبری کرده است؟ !» و از کلمات مشهور امام حسین علیه السلام این جمله است که: «اللهم انت ثقتی; خدایا تو اعتماد منی.»

12- همچون انبیای الهی از بهترین صبرکنندگان درگاه الهی بود:

قرآن کریم در مورد انبیاء الهی می فرماید: «کل من الصابرین » (85) ; «همه آن ها از صابرین بودند.» و از جملات مشهور امام علیه السلام در روز عاشورا این جمله است: «صبرا علی بلائک; [خدایا] بر امتحان تو صبر می کنم.»

13- همانند انبیاء از اصلی ترین احیاکنندگان امر به معروف و نهی از منکر بود.

قرآن کریم انبیاء الهی را آمران به معروف و ناهیان از منکر دانسته و می گوید دشمنان انبیاء آن ها را به خاطر این ویژگی به شهادت می رساندند. «و یقتلون الذین یامرون بالمعروف و ینهون عن المنکر (86) » ; «کسانی را که امر به معروف و نهی از منکر می کنند، می کشند.» و در اینکه از اهداف عمده نهضت عاشورا احیای این فریضه الهی بود، بین تحلیلگران هیچ جای شک و شبهه ای نیست، چراکه آن حضرت فرموده است: «ارید ان آمر بالمعروف و انهی عن المنکر (87) ; می خواهم امر به معروف و نهی از منکر کنم.»

14- مثل انبیا از علمداران مبارزه با طاغوت بود:

قرآن کریم در مورد انبیا می گوید: «لقد بعثنا فی کل امة رسولا ان اعبدوالله واجتنبوا الطاغوت » (88) ; «در هر امتی رسولی را مبعوث کردیم [تا به آن ها بگوید:] خدا را عبادت کنید و از طاغوت بپرهیزید.»

امام حسین علیه السلام نیز با طاغوت زمان خود یعنی یزید بن معاویه نه تنها بیعت نفرمود، بلکه یک معیار کلی ارائه کرد که: «مثلی لایبایع مثله (89) ; مثل منی با مثل اویی بیعت نمی کند.»

15- همچون انبیا وسیله تعلیم و تزکیه مردم و بیرون آوردن ایشان از زندان جهالت و ضلالت می باشد.

قرآن کریم در مورد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید: «هو الذی بعث فی الامیین رسولا منهم یتلوا علیهم آیاته و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمة و ان کانوا من قبل لفی ضلال مبین » (90) ; «او (خدا) کسی است که در میان انسان های درس ناخوانده رسولی را مبعوث کرد که آیاتش را برآن ها بخواند و آن ها را تزکیه دهد و کتاب و حکمت بیاموزد، گرچه از قبل در گمراهی آشکار بودند.» و در زیارت اربعین نیز امام حسین علیه السلام این گونه معرفی شده است: «و بذل مهجته فیک لیستنقذ عبادک من الجهالة و حیرة الضلالة (91) ; خون قلبش را در راه تو داد تا بندگان تو را از جهالت و حیرت گمراهی نجات دهد.»

فضائل امام حسین علیه السلام در کلام معصومین علیهم السلام

از باب اینکه در تعریف گفته می شود «معرف » باید اجلی از «معرف » باشد، هیچ کس به غیر از خدا و معصومین علیهم السلام نمی تواند شخص امام را معرفی کند و ویژگی های او را بیان نماید.

از این رو به عنوان نمونه، چند گفتار از معصومین علیهم السلام نقل می شود.

16- پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «حسین منی و انا من حسین (92) ; حسین از من است و من از حسینم.» ، «الحسن والحسین سیدا شباب اهل الجنة (93) ; حسن و حسین دو آقای جوانان بهشتند.» ، «ان لقتل الحسین حرارة فی قلوب المؤمنین لاتبرد ابدا (94) ; براستی که برای قتل حسین حرارتی در دل های مؤمنان است که هرگز خاموش نمی شود.» و «احب الله من احب حسینا (95) ; خداوند هرکه را که حسین را دوست بدارد، دوست می دارد.»

17- امام علی علیه السلام به فرزند خود نظر کردند و فرمودند: «یا عبرة کل مؤمن، فقال: انا یا ابتاه؟ قال: نعم یا بنی (96) ; ای اشک هر مؤمن. [امام حسین علیه السلام] گفت: من ای پدر؟ فرمود: بله فرزندم.»

18- فاطمه زهرا علیها السلام درباره آن حضرت چنین می فرمایند: «فلما صارت الستة کنت لا احتاج فی اللیلة الظلماء الی مصباح و جعلت اسمع اذاخلوت فی مصلای التسبیح و التقدیس فی باطنی (97) ; آنگاه که حسین علیه السلام (هنگام بارداری) به شش ماهگی رسید، در شب تاریک به چراغ نیاز نداشتم و هنگام عبادت خدا و خلوت با حق، صدای تسبیح و تقدیس [وی را] در باطن خود می شنیدم.»

19- امام سجاد علیه السلام: در شهر شام، هنگام معرفی خود چنین فرمود: «انا ابن من بکت علیه ملائکة السماء، انا ابن من ناحت علیه الجن فی الارض و الطیر فی الهواء (98) ; من فرزند کسی هستم که ملائکه آسمان بر او گریست، من فرزند کسی هستم که جن در زمین و پرندگان در هوا بر او نوحه خواندند.»

20- امام باقر علیه السلام فرمود: «ما بکت السماء علی احد بعد یحیی بن زکریا الا علی الحسین بن علی علیهما السلام فانهابکت علیه اربعین یوما (99) ; [ملائکه] آسمان بعد از یحیی بن زکریا بر هیچکس گریه نکرد مگر بر حسین بن علی علیهما السلام که چهل روز بر او گریه کرد.»

21- امام صادق علیه السلام فرمود: «حنکوا اولادکم بتربة الحسین علیه السلام فانه امل کل داء (100) ; کام فرزندان خود را با ربت حسین علیه السلام بردارید که شفای هر مرض است.»

22- امام جواد علیه السلام فرمود: «من زار الحسین علیه السلام لیلة ثلاث و عشرین من شهر رمضان و هی اللیلة التی یرجی ان تکون لیلة القدر و فیها یفرق کل امر حکیم، صافحه اربعة و عشرون الف ملک و نبی کلهم یستاذن الله فی زیارة الحسین علیه السلام فی تلک اللیلة (101) ; هرکس در شب بیست و سوم ماه رمضان - که امید است همان شب قدری باشد که هر امر حکیمی تنظیم می شود - امام حسین علیه السلام را زیارت کند، بیست و چهار هزار فرشته و پیامبر که همگی از خداوند برای زیارت حسین علیه السلام در چنین شبی اذن می طلبند، با او مصافحه می کنند.»

23- امام عسکری علیه السلام فرمود: «اللهم انی اسئلک بحق المولود فی هذا الیوم، الموعود بشهادته قبل استهلاله و ولادته، بکته السماء و من فیها و الارض و من علیها و لما یطا لابتیها، قتیل العبرة و سید الاسرة، الممدود بالنصرة یوم الکرة، المعوض من قتله ان الائمة من نسله، و الشفاء فی تربته... (102) ; بار الها! از تو می خواهم به حق نوزادی که در چنین روزی (سوم شعبان) متولد شده، او که پیش از ولادت وعده شهادتش داده شده، او که آسمان و زمین و اهل آن ها در مصیبت وی گریستند، در حالی که هنوز بر زمین گام ننهاده بود. او که کشته اشک است و بزرگ خاندان، کسی که در رجعت پیروز گردد، و او که به عنوان پاداش [جانبازی و] شهادتش ادامه امامت در نسلش و شفا در تربتش قرار داده شد.»

24- امام زمان علیه السلام در زیارت ناحیه مقدسه، این گونه امام حسین علیه السلام را معرفی می کند: «کنت للرسول صلی الله علیه و آله ولدا و للقرآن منقدا، و للامة عضدا و فی الطاعة مجتهدا، حافظا للعهد و المیثاق، ناکبا علی سبل الفساق و باذلا للمجهود، طویل الرکوع و السجود، زاهدا فی الدنیا زهد الراحل عنها، ناظرا الیها بعین المستوحشین منها (103) ; تو فرزند پیامبر صلی الله علیه و آله و مبین قرآن و یار و پشتیبان امت و تلاش گر در راه اطاعت الهی، حافظ عهد و پیمان، از بین برنده راه های باطل و نفاق، طول دهنده رکوع و سجده، زاهد در دنیا مثل زهد کسی که از دنیا کوچ کننده است، نگاه کننده به آن با چشم کسانی که از آن وحشت دارند، هستی.»

دیگر فضائل آن حضرت

25- عزت امام حسین علیه السلام:

این ویژگی بارز حضرت در کلمات، خطبه ها، رجزها و شعارهای روز عاشورا، بیش از ویژگی های دیگر آن حضرت ظاهر می شود. آن حضرت فرمود: «لیس شانی شان من یخاف الموت، ما اهون الموت علی سبیل نیل العز و احیاء الحق، لیس الموت فی سبیل العز، الا حیاة خالدة و لیست الحیاة مع الذل، الاالموت الذی لا حیاة معه (104) ; شان من شان کسی که از مرگ می ترسد نیست. چقدر مرگ در راه رسیدن به عزت و احیاء حق کوچک است! مرگ در راه عزت جز زندگی جاودانه نیست و زندگی با ذلت جز مرگی که هیچ زندگی با آن نیست، نمی باشد.» ، «الا و ان الدعی ابن الدعی قد رکزنی بین اثنتین بین السلة و الذلة و هیهات منا الذلة (105) ; زنازاده پسر زنازاده مرا بین دو امر مخیر کرده است: بین کشته شدن و ذلت. و ذلت از ما دور است.» و نیز آن حضرت فرمود:

«القتل (الموت) اولی من رکوب العار

والعار اولی من دخول النار (106) »

26- مقام شکر و رضای حضرت علیه السلام:

در سخت ترین لحظات روز عاشورا و هنگام افتادن از اسب با آن همه جراحات، این جملات از امام علیه السلام نقل شده است: «صبرا علی قضائک یا رب لااله سوک، یا غیاث المستغیثین (107) ; پروردگارا! بر قضای تو صبر می کنم. معبودی جز تو نیست، ای فریادرس فریاد خواهان.»

27- تمسک انبیا به نام مقدس امام حسین علیه السلام:

در تفسیر آیه «فتلقی آدم من ربه کلمات » این گونه روایت شده است: «انه رای ساق العرش و اسماء النبی و الائمة علیهم السلام فلقنه جبرئیل قل یا حمید بحق محمد یا عالی بحق علی یا فاطر بحق فاطمة یا محسن بحق الحسن والحسین و منک الاحسان فلما ذکر الحسین سالت دموعه وانخشع قلبه و قال یااخی جبرئیل فی ذکر الخامس ینکسر قلبی و یسیل عبرتی. قال جبرئیل: ولدک هذا یصاب بمصیبة تصغر عندها المصائب. فقال یا اخی و ما هی؟ قال یقتل عطشانا غریبا وحیدا فریدا لیس له ناصر و لامعین و لو تراه یا آدم و هو یقول واعطشاه واقلة ناصراه حتی یحول العطش بینه و بین السماء کالدخان فلم یجبه احد الا بالسیوف (108) ; حضرت آدم ساق عرش و اسم های پیامبر و ائمه علیهم السلام را دید، پس جبرئیل به او تلقین کرد که بگو: «ای ستایش شده به حق محمد، ای بلندمرتبه به حق علی، ای آفریننده به حق فاطمه، ای احسان کننده بحق حسن و حسین و احسان از توست.» همینکه حسین علیه السلام را یاد کرد اشک هایش جاری شد و قلبش خاشع گردید و گفت: ای برادرم جبرئیل! در یاد کردن از پنجمین نفر، قلبم می شکندو اشکم جاری می شود. جبرئیل گفت: این فرزندت به مصیبتی برخورد می کند که همه مصیبت ها در مقابل آن کوچک است. گفت: ای برادر! آن چه مصیبتی است؟ گفت: تشنه، غریبانه و تنها کشته می شود در حالی که یار و یاوری ندارد. ای آدم! اگر او را می دیدی، مشاهده می کردی که می گوید: «واعطشاه، واقلة ناصراه » تا عطش مثل دود بین او و آسمان حائل شود، پس کسی او را جواب ندهد جز با شمشیرها.»

28- استجابت دعا در زیر قبه حرم امام علیه السلام:

محمد بن مسلم از امام باقر علیه السلام و امام صادق علیه السلام نقل می کند که فرمودند: «ان الله تعالی عوض الحسین علیه السلام من قتله ان جعل الامامة فی نسله (ذریته)، و الشفاء فی تربته، و اجابة الدعاء عند قبره (109) ; خداوند متعال در عوض شهادت امام حسین علیه السلام، امامت را در نسل او و شفا را در تربت او و اجابت دعا را در نزد قبر او قرار داد.»

منبع: سايت حوزه


احادیث زیادی از نبی اکرم صلی الله علیه و آله وسلم و اهل بیت عصمت علیهما السلام در فضیلت گریستن بر مصائب آنها خصوصا بر ابا عبدالله الحسین علیه السلام نقل شده است که به جهت تواتر مشکل سند نخواهند داشت. که ما به ذکر چند نمونه ارزشمند اکتفا می کنیم:
1- حضرت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف خطاب به جد بزرگوارشان امام حسین علیه السلام می فرمایند:
«مجالس ماتم برای تو در اعلی علیین (عالم ملکوت) بر پا شد حوریان بهشتی در عزای تو بر سر و صورت زدند و آسمان و ساکنانش و بهشت و نگهبانانش کوهها و دامنه هایش، دریاها و ماهیانش، و باغ های بهشتی و نوجوانانش، خانه کعبه و مقام ابراهیم، و مشعر الحرام و حرم خانه خدا و اطراف آن همگی در ماتم تو گریستند.
2- محمد بن مسلم نقل می کند که امام باقر علیه السلام فرمودند: هر مؤمنی که برای کشته شدن امام حسین علیه السلام گریه کند تا اشک بر گونه اش جاری شود، خدوند او را در غرفه های بهشتی جای دهد که همیشه در آنجا ساکن باشد.[1]
3- امام صادق علیه السلام فرمود: علی بن الحسین بر پدرش حسین بن علی علیه السلام بیست یا چهل سال گریست و هیچگاه طعام نزد آن حضرت گذاشته نمی شد مگر آنکه بر حسین علیه السلام می گریست روزی غلامی از حضرتش پرسید: یا بن رسول الله ! فدایت شوم می ترسم (از شدت گریه و حزن) هلاک شوید!.
فرمود: « انما اشکو بَثّی و حزنی الی الله و اعلم من الله ما لا تعلمون» (یوسف، آیه 86)
«همانا پریشان حالی و اندوهم را تنها به خدا می گویم و از جانب خداوند چیزهایی می دانم که شما نمی دانید»
«هیچ وقت متذکر شهادت اولاد فاطمه نمی شوم مگر اینکه به جهت آن گریه گلویم را می گیرد.»[2]
4- یکی از غلامان امام سجاد علیه السلام گوید: روزی مولای خود را دیدم که در ایوانی در سجده می گرید: به حضرتش عرض کردم مولایم ! آیا وقت آن نرسیده که اندوه شما پایان یابد؟
حضرت سر از سجده برداشت فرمود: وای بر تو به خدا سوگند کمتر از آنچه من دیدم به یعقوب رسید و او به خدا شکوه کرد تا انجا که فرمود: «یا اسفی علی یوسف؛ وااسفا بر فراق یوسف» (سوره یوسف، آیه 84)
جناب یعقوب تنها یک فرزند را گم کرده بود
«و انا رأیتُ أبی و جماعةً من اهل بیتی یُذْبَحون حَوْلی!؛ و من دیدمپدرم و گروهی از اهل بیتم را در کنارم کشته و سر بریده شدند...»[3]
5- ابو عماره نوحه سرا گوید: هیچ روزی نزد امام صادق علیه السلام از امام حسین علیه السلام یاد نمی شد که در آن روز حضرت متبسم دیده شود(بلکه در تمام روز محزون و گریان بود و مدام می فرمود:
«الحسین عَبْرَةُ کُلُّ مومنٍ؛ حضرت حسین اشک چشم (وسبب گریه و حزن) هر مومن است.»[4]
6- امام صادق علیه السلام فرمود: روزی امام حسین علیه السلام به محضر رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم شرفیاب شد حضرت به او نظر فرمود و او را روی زانوی مبارک خود نشانید و فرمود:
« إنَّ لِقَتْلِ الحسینِ حَرارَةً فی قلوبِ المومنینَ لا تَبْرُدُ أبداً؛ همانا به خاطر کشته شدن حسین علیه السلام حرارتی در دل های مومنین است که هرگز سرد نمی شود.»
پس فرمود: پدرم فدای کشته هر اشکی!
به امام عرض شد: یابن رسول الله کشته هر اشک یعنی چه؟
فرمود: هیچ مومنی متذکر او نمی شود مگر آنکه گریان شود.[5]
7- امیرالمومنین علیه السلام می فرمایند: روز قیامت هر دیده ای گریان و هر چشمی بی خواب و خوفناک است مگر دیده کسی که خداوند او را به کرامت و بزرگی مخصوص فرموده و بر گرفتاری های حضرت حسین  و خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم گریسته باشد و فرمودند: همانا خداوند به زمین توجه نمود و ما را اختیار کرد و برای ما شیعیان ما را انتخاب نمود. شیعیان ما را یاری می کنند با شادی ما شاد، و با حزن ما محزون می گردند، مال و جان خود را در راه ما می بخشند ایشان از ما هستند و به سوی ما بر می گردند.[6]
8- بعد از شهادت حضرت سیدالشهداء علیه السلام ابلیس لعین از خوشحالی پرواز کزد و تمام زمین را بگشت و یاران خود را جمع کرد و به انها گفت: ای گروه شیاطین! امروز به آرزوی خود رسیدیم و مردم را جهنمی کردیم مگر کسی که در این مصیبت گریه کند و به دوستی آل محمد علیهما السلام پایبند باشد. پس تا می توانید مردم را به شک اندازید و از این مصیبت باز دارید تا زحمت ما به هدر نرود.[7]
آری! از بهترین راههای رسیدن به کمال انسانی و اوج بندگی پروردگار ، گریه بر سالار شهیدان ابا عبدالله الحسین علیه السلام است. گریه ادای حق پیامبر و آل اوست و وسیله ی یاری آن حضرت می شود. گریه کننده به انبیای عظام و ملائکه مقرب و صالحان و عابدان تأسی نموده است چرا که انبیاء از آدم تا خاتم همه از گریه کنندگان بر آن حضرت بوده اند، و امید است در روزی که همه چشم ها گریانند؛ گریه کنندگان بر امام حسین علیه السلام مورد شفاعت پیامبر و آل او قرار بگیرند.
 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
 [1]بحارالانوار:101/323
[2]کامل الزیارات، 107 ب 35، ح1
[3]همان، ح2
[4]بحارالانوار، ج44، ص280
[5] مستدرک الوسائل، 10/318
[6] خصال، ج2،ص 625
[7]تذکرة الشهداء،ص 347

از حضرت امام سجاد علیه السلام روایت شده است که در روز عاشورا پس از حرکت سپاه دشمن به سوی خیمه ها، امام حسین علیه السلام شتر خود را خواست و بر آن سوار شد و فریاد زد: « ای مردم! سخنان مرا بشنوید و در جنگ شتاب نکنید تا شما را به آنچه حق شما بر من است موعظه کنم و عذر خود را برای شما آشکار سازم. پس اگر انصراف دهید سعادتمند خواهید شد و اگر انصراف ندهید، « خوب بنگرید تا کار شما باعث اندوه شما نگردد. آن گاه درباره من آنچه می خواهید انجام دهید و مهلتم ندهید» (سوره یونس، آیه 71)، « همانا ولی من خدایی است که قرآن را فرو فرستاد و اوست سرپرست و یار مردان شایسته» (سوره اعراف، آیه 196)

سپس حمد و ثنای پروردگار را بجا آورد و به آنچه شایسته بود از او یاد کرد و بر پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و فرشتگانش و پیامبران درود فرستاد و از هیچ سخنوری پیش از آن و پس از آن، سخنی بلیغ تر و رساتر از سخنان امام علیه السلام شنیده نشد. آن گاه فرمود: « اما بعد، پس نسب و نژاد مرا بسنجید و ببینید من کیستم.

آن گاه به خود آیید، خویش را سرزنش کنید و بنگرید آیا کشتن من و دریدن پرده حرمتم برای شما سزاوار است؟ آیا من پسر دختر پیامبر شما و فرزند جانشین او و پسر عمویش و اولین مؤمنی که پیامبر را تصدیق کرد نیستم؟ آیا حمزه سید الشهدا عموی من نیست؟ آیا جعفر بن ابیطالب که با دو بال در بهشت پرواز می کند عموی من نیست؟ آیا نشنیده اید که رسول خدا درباره من و برادرم فرمود: این دو سرور جوانان اهل بهشت هستند؟ اگر سخنان مرا تصدیق می کنید حق همین است.

و به خدا سوگند از روزی که دانسته ام خدا با دروغگوها دشمن است دروغ نگفته ام. و اگر مرا تکذیب می کنید به یقین در میان شما کسانی هستند که اگر از آنان بپرسید شما را به آنچه من گفتم آگاهی دهند. از « جابر بن عبدالله انصاری » بپرسید. از « ابا سعید خدری » و « سهل بن سعد ساعدی » و « زید بن ارقم » و « انس بن مالک » بپرسید تا به شما بگویند که این سخن را از پیامبر درباره من و برادرم شنیده اند.
آیا این گفتار رسول خدا صلی الله علیه و آله از ریختن خون من جلوگیری نمی کند؟
« شمر بن ذی الجوشن » گفت: اگر چنین است که تو می گویی من هرگز خدا را با عقیده راسخ عبادت نکرده باشم؛ (یعنی من نمی دانم چه می گویی.)
« حبیب بن مظاهر » به او گفت: به خدا سوگند من معتقدم که تو خدا را با تزلزل و تردید بسیار پرستش می کنی و من گواهی می دهم که تو راست می گویی و نمی دانی که امام چه می گوید! چرا که خداوند بر دل تو مُهر غفلت زده است.

امام علیه السلام فرمود: « اگر در این سخن تردید دارید آیا در این نیز تردید دارید که من پسر دختر پیغمبر شما هستم؟ به خدا در میان شرق و مغرب پسر دختر پیامبری جز من نیست؛ چه در میان شما و چه در میان غیر شما وای بر شما! آیا کسی از شما را کشته ام تا خون او را از من بخواهید؟ یا مالی از شما برده ام؟ یا قصاص جراحتی از من می خواهید؟» در این هنگام بود که همه آنان خاموش شدند و سخنی نگفتند.

آن گاه امام فریاد زد: « ای « شبت بن ربعی » و ای « حجار بن الجبر » و ای « قیس بن اشعث » و ای « یزید بن حارث » آیا شما به من ننوشتید که میوه ها رسیده است و باغها سرسبز شده است و با لشگری آماده برای یاری تو وارد خواهیم شد؟ »
قیس بن اشعث گفت: « ما نمی دانیم تو چه می گویی ولی به حکم پسر عمویت « عبیدالله » تن در ده؛ زیرا ایشان جز چیزی که تو دوست داری درباره تو انجام نخواهند داد.»

امام حسین فرمود: « نه به خدا، نه دست خواری به شما خواهم داد و نه مانند بندگان فرار خواهم کرد. ای بندگان خدا من به پروردگار خود و پرودگار شما پناه می برم از این که آزاری به من برسانید» (سوره دخان، آیه 20) به پروردگار خود و پروردگار شما پناه می برم از هر سرکش که به روز جزا ایمان نیاورد.
آن گاه شتر خویش را خواباند و به « عقبه بن سمعان » دستور داد آن را دور کند. پس از آن سپاه دشمن به سوی آن امام حمله بردند.

 

منبع: ارشاد مفید، ج 2، ص 100 - 102