تمامی حقوق مادی و معنوی این وبگاه محفوظ و متعلق به مدیر آن می باشد و کپی برداری از مطالب تنها با ذکر منبع مجاز است...
درباره ما
حرف هایی از جنس آرامــــــش
نویسنده
آماروبلاگ
» کل بازدید : 920932
» تعداد کل پست ها : 2231
» آخرین بروز رسانی : یک شنبه 4 شهریور 1397 
تعداد نظرات : 63 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ : جمعه 8 آبان 1394  عدد
جستجو
نظرسنجی
وبلاگ عطــــــــر خدا را چطور ارزیابی میکنید؟

موضوعات مطالب
آرشیو مطالب
پیوندهای وبگاه
نوای وبلاگ
امارگیر وبلاگ
مترجم وبلاگ

امکانات دیگر وبلاگ



جوان الائمه
+ نویسنده نازنیـــــــــن در جمعه 12 شهریور 1395  3:20 PM | نظرات(0)

 

این پسر محتضری که پدرش نیست 

فرق میان شب تار و  سحرش نیست

بسکه هلهله است زحجره خبرش نیست

غیر شعله بر تمامی جگرش نیست

بهر عطش آب بجز چشم ترش نیست

 

پا به سن گذاشتنش فلسفه دارد

سوختن و ساختنش فلسفه دارد

زود خمیده شدنش فلسفه دارد

غربت مثل حسنش فلسفه دارد

 

سوخته و آب شده بیشترش نیست

 

باز  آفتاب دل ماه گرفته ست

باز گریبان بی گناه گرفته ست

دست روزگار به ناگاه  گرفته ست

پنجه ی بغض  از  نفسش راه گرفته ست

 

حجره ی در بسته دوای جگرش نیست

 

درد بی کسیش مداوا شدنی نیست

ناله دوای تو نه تنها شدنی نیست

در  هجوم هلهله پیداشدنی نیست

چشم بسته اش دگر واشدنی نیست

 

منتظر  هیچکسی جز  پسرش  نیست

 

در به روی این  غریب خسته نبندید

آینه ی قلب او  شکسته نبندید

اشک راه دیده او بسته نبندید

مادر او پشت در نشسته نبندید

 

بسکه غریب است کسی دور و بر ش نیست

 

حنجرش  از ناله ی زیاد گرفته ست

بسکه هوای دل جواد گرفته ست

 

همسر او عشق  را به بادگرفته ست

اینهمه بی رحمی از که یاد گرفته ست؟

 

همسر این زندگی  همسفرش  نیست

 

رفت دلش کربلا لحظه ی آخر

شمرنشست و کشید  خنجر و حنجر

چوبه ی محمل براش شد لبه ی در ....

 

صابر خراسانی