۱- به زنی که درد زایمان دارد کف! آویزان نماید.
۲- مجرّب است. به زنی که درد زایمان دارد پوست تخم مرغ آرد شده محلول در آب بنوشاند.
۳- اگر برای زنی که درد زایمان دارد پنجال(پنجه!) کبوتر دود کند بچه فوراً ساقط می شود.
|
گنجينه اذكار اهل بيت(ع) | ||
|
۱- به زنی که درد زایمان دارد کف! آویزان نماید.
۲- مجرّب است. به زنی که درد زایمان دارد پوست تخم مرغ آرد شده محلول در آب بنوشاند. ۳- اگر برای زنی که درد زایمان دارد پنجال(پنجه!) کبوتر دود کند بچه فوراً ساقط می شود.
[ پنج شنبه 30 تیر 1390 6:43 PM ] [ نوراله رنگين ]
برای دفع سرعت انزال ناشی از حرارت(در افراد گرم مزاج)، ۶ پیمانه سبوس اسپغول را با ۱۰ پیمانه تخم خرفه و ۴ پیمانه گشنیز خشک آسیاب شده مخلوط کرده و بکوبد و هر روز ۴ پیمانه را با شیر تازه گاو مخلوط کند و علی الصّباح بنوشد [ پنج شنبه 30 تیر 1390 6:41 PM ] [ نوراله رنگين ]
۱- برای دور کردن عقرب و مار وحشرات موذی، زرنیخ،انغوزه،برگ یاسمین و زنجبیل را به مقدار مساوی مخلوط کرده و بکوبد و با سرگین تازه گاو مخلوط کند و گلوله ساخته در سایه خشک کند. در هر جا آنرا دود کند، این جانوران می گریزند.
۲- برای تسکین درد گزیدگی عقرب، محل زخم را با روغن گاو چرب کند. درد ساکن شود.
۳- مجرّب است. برای گزیدگی عقرب، اطراف مقعد را با روغن خوشبو چرب کند. درد ساکن شود.
۴- مجرّب است. برای گزیدگی مار، اگر داروی پاک پیدا نشد؛ مقدار ۲ مثقال از مدفوع دیگری گرفته(و به محل مالیده؟) وآنرا به آب فرو برد. زهر از بدن بیرون می شود.
۵- برای دور کردن کیک،اگر کبریت دراوند را در خانه دود کند، می میرند یا می گریزند.
۶- برای خارج کردن کیک از گوش،اگردر گوش راست رفته باشد بیضه چپ را در دست راست بگیرد و اگردر گوش چپ رفته باشد بیضه راست را در دست چپ بگیرد، بزودی بیرون می آید. ۷- برای دور کردن پشه،اگر گشنیز و گلقند را در خانه دود کند، می گریزند. اگر سپند نزدیک سر و پای شخص بگذارد، پشه به او نزدیک نمی شود.
[ پنج شنبه 30 تیر 1390 6:40 PM ] [ نوراله رنگين ]
در باره علم قیافه فلاسفه و حکماء از جوارح انسانی برای دریافت کردن اخلاق حسنه و صفات سیئه استفاده کرده اند. و با تجربه دریافته ند که هر عضو از اعضاء ظاهری نشانه ای است از صفات باطنی. بر صداقت این علم این حدیث را ذکر کرده اند: « کل طویل احمق الّا عمر و کل شِبَر فتنه الّا علی». البته این حدیث به گونه دیگری هم نقل شده است: « کل طویل احمق الّا احمد و کل قصیر فتنه الّا علی». حکایت: گویند مردی در کتاب خواند که ریش دراز نشانه حماقت است. ریش خودش خیلی دراز بود، به همین دلیل ریشش را در دست گرفت و جلوی چراغ برد تا زیادی ریشش بسوزد. وقتی شعله در گرفت تمام ریشش بسوخت. همین کار او نشانه حماقتش بود!؟ ************ علامات ************* سر بزرگ نشانه عقل و سخاوت است. کوچکی و ناهمواری سرنشانه حماقت و جهالت است. ادامه مطلب
[ چهارشنبه 22 تیر 1390 5:39 PM ] [ نوراله رنگين ]
درباره انگشتان: انگشت اول: انگشت اشاره–سبابه(تارجانی) * از نظر پزشکی با دستگاه تنفس و معده در ارتباط است. و برای درمان بیماری های تنفسی ، ریه و غیره بایستی سنگ های قیمتی را بر روی این انگشت به کار بریم. سفیر زرد ، مون استون و مروارید سفید بایستی بر روی این انگشت به کار روند. جهت بدست آوردن خواب عمیق، از مروارید سفید یا مون استون ،بر روی این انگشت استفاده می شود. * از نظر پزشکی ، با روده و امعاء ، ذهن ، مغز، کبد و بافت ذهنی در ارتباط می باشد. زمرد ، گمدها (لپیس لازولی) ، مون استون ، سفیر آبی، مرجان سفید، مروارید سفید ، الماس و زیر کون سفید ، بایستی بر روی این انگشت به کار روند . * انگشت سوم ، در رابطه با قسمت شادتر زندگی است.از نظر پزشکی ، با کلیه، معده، دستگاه تولید مثل و گردش خون ، در ارتباط است. یاقوت قرمز ،مرجان قرمز ، چشم گربه ، مروارید سفید، مون استون ، سفیر آبی و توپاز (یاقوت زرد)، بایستی بر روی این انگشت استفاده شوند . * انگشت کوچک تحت کنترل مستقیم ستاره مرکوری (عطارد-تیر) ، قرار دارد. از نظر پزشکی با قسمت های خصوصی بدن ، دستگاه تولید مثل ، زانوها ، ساق و پاها در ارتباط است . برای درمان بیماری های مربوط به قسمت پایین بدن ، بایستی جواهرات را بر روی این انگشت بکار برند . جواهراتی که برای سترن و راهوو ، استفاده می شوند ، بایستی بر روی این انگشت به کار روند زیرا این ها دوستان مرکوری هستند. سفیر آبی ، گمدها ، بایستی بر روی انگشت کوچک استفاده شوند. انگشت شست: ابهام * زهره، حکمران بر این انگشت می باشد.استفاده از انگشتر در انگشت شست ضروری نیست. [ چهارشنبه 22 تیر 1390 5:39 PM ] [ نوراله رنگين ]
دستان بزرگ: شاید تعجب کنید که صاحبان دستان بزرگ عاشق کارهای ظریف و کو چک هستند.این افراد مناسب کارهای تحقیقاتی که محتاج صبر است میباشند.آنان دویست دارند به ریشه هر چیز وارد شوند واز ریشه به میوه برسند. دستان کوچک : این افراد دنبال ایده های بزرگ هستند.دوست دارند امور بزرگ وجوامع را رهبری کنند.صاحبان این دست ها استعداد ترکیب کردن دارند و تنها با افکار خود زندگی می کنند. دست مناسب: دست خوب ، پهن و کوتاه یا درازوباریک است. دست پهن نشاندهنده ذهنی متعادل ،قضاوت صحیح ،عقل سلیم ،دیدی گسترده و درک عمیق است. دست دراز نشاندهنده فردی خیالپرداز با ذهن یک بعدی و فاقد تمرکز است. این افراد چند کاررا میخواهند باهم انجام دهند. انواع هفت گانه دست: 1. دست ابتدائی : خشن و زمخت، ناخن ها وانگشتان کوتاه ، کف دست سنگین،بزرگ وزخیم است. این دست خطوط کمی دارد. این افراد دارای ظرفیت وتوانائی ذهنی کم و خوی حیوانی هستند و کنترلی بر احساس شهوانی خود ندارند.ترسو ،تنبل ،خرافاتی وکند ذهن هستند.و استعداد هنری ندارند. 2.دست چهار گوش یا مربعی: در این نوع دست کف ، مچ ، پایه انگشتان و خود انگشتان چهار گوش است.از خصوصیا ت این افراد میتوان به پشتکار،دوراندیشی، نظم، سنت گرائی ، دقت در حساب وکتاب،وقت شناسی،صبر و پشتکار ،دید ماتریالیستی ،الهام ضعیف واستعداد و حس قوی اشاره کرد. اینان بیشتر به کاربرد چیزها اهمیت می دهند تا زیبایی آنها. از معایب این افراد میتوان به چاپلوسی ،خودبینی ،بی عاطفگی و خشک بودن اشاره کرد. البته بسته به نوع انگشتان ،شکل تپه هاو خطوط کف دست خصوصیات این افراد تشدید و یا تضعیف میگردد. 3. دست قاشقی شکل : دراین نوع دست مچ دست باریک و کناره های دست به سمت بالا گسترش دارند. انگشتان از هم جدا و در انتها باریک و سر پهن هستند.از خصوصیات این نوع دست میتوان به انرژی وابتکار،نوگرایی، مخالفت با سنت،استقلال و عمل گرایی اشاره کرد. 4. دست مخروطی شکل: انگشتان دست صاف و بند اول شبیه مخروط است. پایه انگشتان و دست پهن وانتها باریک می شود.به طور کلی سه نوع دست مخروطی وجوددارد: نوع اول: دست متوسط،نرم وشست کوچک است. این افراد به زیبایی ظاهر اهمیت میدهند وبا شور وشوق پیش می روند. شور وشوق،علاقه به آزادی ونو آوری و آسودگی ،احساسی بودن وغریزی رفتار کردن از خصوصیات مهم آنهاست. نوع دوم :
در ادامه مطلب مي توانيد مشاهده فرماييد [ چهارشنبه 22 تیر 1390 5:37 PM ] [ نوراله رنگين ]
- برای دستیابی به اسم اعظم از حضرت رسول صلی الله نقل است که: مابین بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ و اسم اعظم فاصله سفیدی و سیاهی چشم است. ۲- برای دفع بلیات از علّامه شیخ احمد؟ نقل است که:اگر کسی هنگام خواب بیست و یک مرتبه بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ را بخواند؛ خداوند در آن شب او را از شر شیطان و دزدان و مرگ ناگهانی محافظت می کند و جمیع بلیات را از وی دور می گرداند. ۳- برای رفع درد شیخ رحمه الله می فرماید:هر دردی که سه روز پیوسته صد مرتبه بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ را بخواند؛ به اذن الله تعالی آن درد زایل می گردد. ۴- برای برآمدن حاجات و رفتن نزد حکام روز پنجشنبه روزه بگیرد و افطار برخرما یا کشمش نماید. بعد ازنماز شام(مغرب) ۱۲۱ مرتبه بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ را بخواند و بعد نماز خفتن(عشاء) را بخواند؛ بعد برجای خود خواب شودو بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ را بدون تعیین عددبخواند تا خواب بر وی غلبه کند. صبح روز بعد(جمعه)بعد از نماز صبح ۱۲۱ مرتبه بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ را بخواند و نیز به این صورت و بدون خط خوردگی بنویسد(ب س م ا ل ل ه ا ل ر ح م ن ا ل ر ح ی م) و با خود همراه داشته باشد؛به اذن الله تعالی نزدخلایق عزیز و با هیبت و مطاع می گردد. ۵- برای صید ماهی بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ رابه صورت فوق بر لوح رصاص بنویسد و لوح را در دام صیاد نهد. از هر جا ماهیان درآن جمع شوند. ۶- برای حفاظت و رفتن نزد شخص جابر الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ را۵۰۰ مرتبه بر کاغذ بنویسد وبِسْمِ اللَّهِ را ۱۵۰ با بر آن بخواند و لوح را با خود دارد و بر آن شخص وارد شود. اگر الرَّحِیمِ را ۱۹۰ مرتبه بر کاغذ بنویسدو با خود دارد، در میدان جنگ هیچ بر وی کارگر نشود. ۷- برای رفع درد سر بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ را۲۱ مرتبه بر کاغذ بنویسد وکسی که درد سر دارد بر سر آویزد، در حال نفع بیند. ۸- برای برآورده شدن حاجات بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ رابه عدد حروف آن(۷۸۶ مرتبه) هفت روز پیوسته بخواند، حاجتش روا گردد. ۹- برای برآورده شدن حاجات بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ را ۵۰ مرتبه در روی ظالم بخواند، ظالم ذلیل گردد و شخص از شر ظلم او در امان بماند. ۱۰- برای توانگر شدن بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ را ۳۰۰ مرتبه و درود شریف را نیز ۳۰۰ مرتبه به وقت برآمدن آفتاب مقابل آفتاب نشسته و بخواند، یک سال بر وی نگذرد که توانگر گردد. ۱۱- برای محبت و دوستی بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ را ۷۸۶ مرتبه بر جام آب خواند و ازآن آب به مطلوب بخوراند، محبت آنها زیاد گردد. اگر به وقت برآمدن آفتاب به مدت هفت روز کسی که فهم نداشته باشد از این آب بنوشد، هر چه بشنود یاد گیرد. ۱۲- برای حامله شدن زن بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ را ۱۱۰ مرتبه بنویسد وزن بعد از حیض که غسل کند، آنرا باخود دارد و شوهر با او نزدیکی نمایدو تا ۶۰ روز تعویذ را از خود دور نکند؛ انشاء الله بار گیرد. ۱۳- برای حفاظت جنین بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ را ۶۱ مرتبه بنویسد وزن آنرا باخود دارد،انشاء الله اولادش نمی میرد.مجرّب است. نقل از: کتاب دعاء مستجاب ملّاجن گیردامغانی ۱۴- برای کسب شهرت در سرّالمستتر آمده است؛ اگر بخواهی مشهور شوی صبح بعد از نماز بی تکلم یک تسبیح بگو : بسم الله الرّحمن الرّحیم تا یک اربعین ختم است. بعد از آن هرگز ترک نکندو اتصال قطع نشود. این عمل را اجازه دادم، آثار عجیبه خواهد دید. [ چهارشنبه 22 تیر 1390 5:36 PM ] [ نوراله رنگين ]
صلوات نشانه محبت به حبیب خداست . [ چهارشنبه 22 تیر 1390 5:33 PM ] [ نوراله رنگين ]
نامهای خدا در قرآن مجموعهای از بیش از ۲۰۰ نام خداوند است که در قرآن ذکر شدهاند و اصطلاحا، ۹۹ تای آن «اسماء الحسني» یا نامهای نیکوی خداوند خوانده میشوند. هر چند که تعداد نامهای خدا، شامل صفتها و کلمههای مرکب، در قرآن و سنت از ۹۹ عدد خیلی بیشتر هستند، ولی مسلمانان اعتقاد دارند که گروه برگزیدهای از نامها (نامهای نیکو)، تعدادشان ۹۹ عدد است. از میان این ۹۹ نام، ۸۵ تای آن مستقیما در قرآن ذکر شده است. اما تعدادی از این نامها مستقیما در قرآن وجود ندارد. بعضی از محققان با رجوع به احادیث تا ۲۰۰ مورد از این نامها را یافتهاند. اسماء حسنی اسماء حُسنی را به ۳ گروه بخش کردهاند:
فهرست نامهای نیکوی خداوند
ادامه موضوع در ادامه مطلب [ چهارشنبه 22 تیر 1390 5:25 PM ] [ نوراله رنگين ]
نام های نود و نه گانهروایت است از پیغمبر ما صلی الله علیه و آله که وی گفت: «خداوند سبحانه و تعالی جلّ و جلاله را نود و نه نام است. هر که آن را بشمُرَد و دانسته باشد معانی آن را، اندر بهشت شود.» این معانی اشارت است که هر آنچه اندر اعتقاد به کار آید، اندر این اسماء مجموع است، ازیرا که اگر مجموع نبودی، نشان آن نبودی که آن کس که آن را بداند، اندر بهشت شود. سبب آن است که اگر کسی از اهل بهشت گردد، اندر شریعتِ ایمان است و اعتقاد درست، و این نام ها آن است که گویی «و لِلّهِ الاَسماءُ الحُسنی فادعُوهُ بِها». (اعراف، 180) و نیز«هُوَ اللّهُ الَّذی لا اِلهَ اِلاّ هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحیمُ المَلِکُ القُدُّوسُ السَّلامُ المُؤمنُ المُهَیمِنُ العَزیزُ الجَبّارُ...» (حشر، 23) بدان که جمله این نام ها بَر دَه قسمت است: قسمتی که دلالت کند بر ذات خداوند و هشت قسمت دیگر که دلالت کند بر صفتی از صفات وی و قسمتی که دلالت کند بر فعل وی. و بُوَد که نامی مشترک بُوَد میان هر دو قِسم یا بیشتر از این اقسام که یاد کردیم. و امّا آنچه پیداتر از آن یاد کنیم به توفیق خدا:
ادامه مطلب را حتما مطالعه بفرماييد [ چهارشنبه 22 تیر 1390 5:24 PM ] [ نوراله رنگين ]
با عرض پوزش از كاربران محترم به دليل اينكه مدتي توفيق ذكر ختومات و اذكار حاصل نشد . اين هفته به ذكر چند مورد از ختومات مفيد و اذكار مجرب بسنده مي كنيم .انشاءالله مورد استفاده قرار گيرد . ۱-دعا براى پيدا شدن گم شده ۲-ختم سوره مباركه واقعه جهت وسعت رزق :
۴- چند عمل باعث استجابت دعا است
منبع : گنجينه هاى معنوى : مؤ لف : رضا جاهد
ذکری برای بچه دار شدن مرحوم كلينى از حارث نصرى حكايت مىكند كه او گويد: «به امام صادق عليهالسلام گفتم: خاندان من همه منقرض شدهاند و من هم فرزندى ندارم. (كنايه از اين كه به من دعايى تعليم كن تا به بركت آن فرزنددار شوم).حضرت فرمود: در سجده بگو: «رَبِّ هَبْ لى مِنْ لَدُنْكَ ذُرِّيَةً طَيِّبَةً إنَّكَ سَميعُ الدُّعاء»، «رَبِّ لا تَذَرْنى فَرْداً وَانْتَ خَيْرُ الْوارِثينَ».حارث گويد: من به دستور حضرت عمل كردم و در سجدهام اين دو آيه را خواندم. خداوند به من دو پسر به نامهاى على و حسين عطا كرد.» كافى، ج6، ص8 و نيز مجمع البيان، ج7، ص61. على بن محمد صيمرى كاتب گويد: «با دختر جعفر بن محمد كاتب ازدواج كردم و او را بسيار دوست داشتم، اما از اين ازدواج فرزندى نصيبم نشد. به سراغ امام هادى عليهالسلام رفتم و داستان خود را براى او باز گفتم. او تبسّم كرد و فرمود: انگشترى فراهم كن كه نگينش فيروزه باشد و بر آن بنويس: «رَبِّ لا تَذَرْنى فَرْداً وَأنْتَ خَيْرُ الْوارِثينَ». صيمرى گويد: به دستور حضرت عمل كردم، يك سال نگذشت كه از آن همسر پسرى روزىام شد.» نور الثقلين، ج3، ص456. روايات ديگرى نیز درباره نحوه طلب فرزند در كافى، ج6، ص7 ـ 10؛ نور الثقلين، ج3، ص456. و ... آمده است.
[ چهارشنبه 22 تیر 1390 5:22 PM ] [ نوراله رنگين ]
سلامش کردم، جواب داد و فرمود: آیا آماده هستی شما را قبض روح کنم و ببرم؟ گفتم: آمادهام. بعد فرمودند: قدمها را شمردم و دیدم ده قدم شد. روح عزرائیل مرگ ای ابوذر در دنیا چنان باش که گویی غریبی هستی یا یک رهگذر، و خود را از اهل گور به حساب آور. چگونه در دنیا احساس غربت کنیم ؟! به راستی چطور ممکن است با اینکه انسان در دنیا دوست و رفیق دارد، فامیل و آشنا دارد، هم درس و هم بحث دارد و همنشین و اولاد دارد، اما احساس غربت کند، ظرافتهایی در کلام معصومین است، یعنی آنقدر اهل آخرت و اهل الله شوید که بودن شما با افراد عادی موجب ناراحتی تان شود و همیشه بخواهید که روحتان با بزرگان و اولیاءالله و ارواح طیبه باشد. آنجا که امیرالمومنین(ع) فرمود: «فزت و رب الکعبه» معنایش این نیست که من از غم و غصه های دنیا راحت شدم. علی علیه السلام را با دنیا چکار؟ خود او می فرمود: ما را چه به فدک. اگر حضرت مال دنیا می خواست، این همه سرمایه در دستش بود. برای چه انفاق می کرد؟ یک جهت ” فزت و رب الکعبه ” همین است که مولا امیرالمومنین مال این عالم نبود. خداوند این بزرگوار را مثل پیامبر صلی الله علیه و آله آورده بود گویی، در این دنیا غریب بود و من معتقدم آن مصیبتی که علی علیه السلام را زجر می داد مساله آخرتی و دینی مردم بود . ادامه مطلب را حتما مطالعه بفرماييد [ چهارشنبه 22 تیر 1390 5:15 PM ] [ نوراله رنگين ]
اسم شریف «ربّ» اسم مبارک و با عظمتی است که محبوبیّت آن نزد خداوند و انبیا و اولیایش غیر قابل انکار است. این اسم شریف، در لغت به معنای مالک آمده است. در لغت و ادبیات عرب، به کسی که مالک چیزی شود رب اطلاق میکنند: «من ملک شیئاً فهو ربّه». کلمة ربّ، به تنهایی (بدون اضافة به اسمی) فقط بر خداوند اطلاق میشود1 و اگر بر غیر خداوند اطلاق گردد، حتماً باید به اسمی اضافه شود؛ مانند کلام زیبا و توحیدی حضرت عبدالمطلب علیه السلام خطاب به فرمانده لشکر پادشاه حبشه. وی زمانی که فهمید شترهایش را برای خرابی خانة خدا به سرقت بردهاند، از آنها خواست شترهایش را به او برگردانند. فرماندة آنها به سربازانش گفت: «او ]=عبدالمطلب[ زعیم و رئیس قوم است، و من برای تخریب خانهای ]=کعبه[ میروم که آن را عبادت میکند. اگر عبدالمطلب از من میخواست آن را خراب نکنم، میپذیرفتم؛ ]ولی فقط آزادی شترهای خود را خواست[ شترهایش را به او برگردانید» حضرت عبدالمطلب علیه السلام در جواب فرمود: «أنا رب الابل و لهذا البیت ربٌ یمنعه»؛ من مالک شترها هستم، و برای این خانه نیز مالکی است که خود، مانع تخریب آن میشود».2 این جملة کوتاه و پرمعنا، بر کمال معرفت توحیدی آن بزرگوار، دلالت دارد. کلمة رب به معنای سیّد، مدبّر، مربّى، متمم، منعم، قیّم و صاحب نیز استعمال شده است.3 راغب اصفهانی گوید: الرب فی الاصل التربیه و هو انشاء الشیء حالاً فحالاً الی حد التمام؛4 رب در اصل به معنای تربیت کردن است؛ تربیتی که موجود مورد تربیت را به منتهای کمال برساند. بعید نیست اکنون کلمة ربّ در این معنا ظهور داشته باشد؛ چرا که استعمالش در این معنا بسیار زیادتر از معانی دیگر است، و این نحوة تربیت، مخصوص خداوند تبارک و تعالی است که میداند موجودات عالم هستی در سیر تکاملی خویش به چه چیز نیاز دارند و تنها او است که میتواند نیازهای ایشان را در مسیر رشد و تعالی برآورده سازد. ادامه مطلب را مطالعه بفرماييد [ چهارشنبه 22 تیر 1390 5:12 PM ] [ نوراله رنگين ]
دایمى بودن فضل خداوند ادامه موضوع در ادامه مطلب [ سه شنبه 21 تیر 1390 5:22 PM ] [ نوراله رنگين ]
یكی از زیباترین جلوه های ارتباط عاشقانه با خدا و اساسی ترین راه های سیر و سلوك ، ذكر است؛ یعنی مترنّم بودن زبان و قلب انسان به اسماء حُسنای الهی و شاداب نگه داشتن گل روح در زیرباران یاد حق. ذكرخدا، از یادبردن هستی محدود خویش در رهگذر یاد اسمای الهی است و تداوم و استمرار آن زنگار گناهان را از روی دل می زداید؛ زیرا غفلت و فراموشی حق تعالی ، ساحت دل را مكدّر می كند.ذكر خداوند آثار و ثمرات اعجاب آور و باشكوهی دارد كه هریك از آنها در سازندگی روحی و اخلاقی انسان تأثیر به سزایی دارد. این آثار عبارتنداز: 1- یاد خدا نسبت به بنده اولین اثر یاد خدا این است كه خدای متعال نیز انسان را یاد می كند. «مرا یادكنید تا شمارا یادكنم ». 2- روشنی دل خداوند؛ ذكرخویش راموجب نورانی شدن و بیداری دل ها می داند. مردن دل وافسردگی ازهولناك ترین سیه روزی هاست. یكی از موثرترین عوامل علاج مرگ دل و احیای دوبارة آن، پناه بردن به ذكر خداست؛ ذكرحق نور است و مداومت درآن ، قلب را از تاریكی و ناامیدی و قساوت نجات می دهد. 3- آرامش قلب به تعبیر قرآن طمأنینه و سكون قلب از جمله آثار مستقیم یاد خداست. «كسانی كه ایمان آورده اند و دل هایشان به یاد خداست، بدانید تنها با یاد خدا دل ها آرام می گیرد.» 4- خشیت و ترس از خدا از جمله آثار یاد خدا برای مومنان، خداترسی و خشیت می باشد. قرآن در این زمینه می فرماید: «تنها مومنان هستند كه هرگاه یاد خدا به میان آید، دل هایشان ترسان شود». یكی از موثرترین عوامل علاج مرگ دل و احیای دوبارة آن، پناه بردن به ذكر خداست؛ ذكرحق نور است و مداومت درآن ، قلب را از تاریكی و ناامیدی و قساوت نجات می دهد 5- بصیرت یافتن و شناخت شیطان یكی از عوامل اصلی سقوط انسان و سیه روزی او، افتادن به دام های ناپیدای شیطان است و ذكر حق به انسان بصیرتی می دهد كه وسوسه های پنهان و دام های ناپیدای شیطان را به سهولت بشناسد و در دام او نیفتد. 6- بخشش گناهان از آثار و ثمرات اخروی یاد خداوند ، مغفرت الهی می باشد كه شامل حال یادكنندگان خدا می گردد و اضافه برآن ، خداوند وعده اجر و پاداش بزرگ نیز به ایشان داده است. 7- حكمت و علم یكی دیگر از ثمرات ذكر ، پختگی عقل و كمال و حكمت است. ذكر باعث فروزان شدن قوه ادراك انسان و جوشش فكر و اندیشه می شود. جان فرد شایستگی این را پیدا می كند كه منعكس كننده حقایق غیبی در خود گردد و خداوند به اندیشه و عقل این افراد مدد رساند. در روایات و احادیث ما به جایگاه مهم ذکر و برخی اذکار شریف و آثار مهم آنها تصریح شده است که به برخی از آنها اشاره می نمائیم. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به اصحابشان فرمودند: آیا می خواهید شما را به بهترین و پاکیزه ترین کارهایتان نزد پروردگارتان، و رفعت دهنده ترین اعمال در درجات معنویات، و آنچه برای شما بهتر از درهم و دینار است، و آنچه بهتر از روبرو شدن با دشمنان و مقابله با آنهاست، راهنمایی کنم؟ همگی گفتند: آری ای رسول خدا صلی الله علیه و آله، ایشان فرمودند: آن ذکر کثیر خداوند متعال است.
[ سه شنبه 21 تیر 1390 5:17 PM ] [ نوراله رنگين ]
|
||