استاد میلاد رضایی مقدم مشاور کنکور در تهران برنامه ریزی برای کنکور98تضمینی کنکور مقاله کنکور98 برای کنکوری های 98 تضمین پزشکی کنکور98مشاوره تضمینی کنکور 02144387674 تعليم و تربيت در روانشاسي يادگيري(بخش اول) تغيير در رفتار در يك تقسيم بندي كلي با توجه به نظريات روانشناس برجسته ارنست هيلگارد مباني نظري موثر در تعليم و يادگيري در جامعه مدرنيسم به شرح زير است: تكنيك " PQRST" مخفف آن در زبان لاتين، " Preview " مرور اجمالي، " Question " سوال، " Read " خواندن، "Self-recitation" تلقين و تكرار " مي باشد. تكرار چندين باره مطالب درسي باوري غلط در ميان افراد به عبارتي ديگر تكرار بيش از حد و وسواس گونه عاملي غلط در يادگيري است و اين فرآيند موجب تحليل انرژي فرد و اتلاف زمان او مي شود.تكرار چندين باره مطالب ضمانت خوبي براي اطمينان از يادگيري عميق نيست.چراكه يادگيري عميق مطالب درسي تنها با مطالعه اصولي و استفاده از شيوه آموزش محور توسط دانش آموز با خودش مي باشد.بطوريكه بتواند تحليل صحيحي از آنچه كه در مدت زمان معين مطالعه نموده با بازگويي مطالب ارائه دهد. در بسياري از موارد كه افت تحصيلي دانش آموزان در مقاطع خاص تحصيلي به ويژه دوره متوسطه در ايران مشاهده مي شود،حاكي از اين امر مهم است كه دانش آموز و معلم در اين دوران و با توجه به شرايط سني دانش آموز ارتباط صحيحي برقرار نمي كنند. و فضاي يادگيري را بر مبناي پرسش و پاسخ و فعاليت كلاسي قرار نميدهند.و نيز در فضاي خانه،دانش آموز حمايتي از سوي والدين نمي شود و نگاه غالب اين است كه وي به قدر كفايت رشد كرده و كنترل امور درسي،مشاركت در فعاليت هاي درسي او،و نيز جلسات پرسش و پاسخ ديگرر براي او ضرورتي ندارد و كاربرد اين امور مهم را در همان دوران دبستان و احتمالا دوران مقطع متوسطه اول(مقطع راهنمايي)مي دانند. مهارت و اهميت پرسش كلاسي در يادگيري بهتر پرسش يكي از سادهترين و رايجترين مهارتها در تعاملهاي اجتماعي است؛ پرسش نوعي مطالبه اطلاعات ميباشد. كودكان براي شناخت اطراف خود و نيز كشف پديدههاي مختلف از پرسش استفاده ميكنند؛ همچنين معلمها براي ارزيابي تحصيلي شاگردان از پرسش بهره ميبرند. پرسش نقش مهمي در يادگيري و رشد بازي ميكند؛ لذا معلمان به اين امر از بدو ورود دانش آموزان در مدرسه جهت يادگيري موثر استفاده ميكنند.مهمترين عامل موفقيت معلم اين است كه به تمامي جوانب موضوع مورد تدريس خود به طور كامل مسلط و در تدريس صاحب نظر باشد. در صورتي آموزگار اين شرط اساسي را دارا باشد ميتوان اميدوار بود كه تمامي نقايص ديگر را برطرف مينمايد و يك معلم نمونه ميگردد. اما در صورت فقدان يا نقصان اين شرط اساسي به هيچ وجه نميتواند كار تعليم را به سطح مطلوبي برساند. لازم به ذكر است كه مطالعه كتابها، مجلات و مطالب مختلف مربوط به درس و كمك گرفتن از معلمين با تجربهاي كه همان درس را قبلاً تدريس كردهاند ميتواند در اين زمينه بسيار موثر باشد. اما، يكي از مهمترين دلايل بي رغبتي بچهها به سوال معلم ناشي از ترس در مقابل واكنشهاي منفي همكلاسي ها ميباشد. بايد دانست، در كلاس به علت آن كه پرسشگر پاسخ سوال را ميداند استرس شاگردان افزايش مييابد و اضطراب زياد ميتواند به فرايند يادگيري و نگرش دانش آموز نسبت به معلم آسيب برساند؛ در چنين شرايطي ممكن است تعامل شكل عادي خود را از دست بدهد. بنابراين معلم بايد به اين مسئله هنگام پرسش از شاگردان توجه نمايد و با ايجاد جوي صميمي و دوستانه، تعامل با بچهها را افزايش دهد.
يادگيري همره با "تغيير" است، به گونهاي كه بعد از كسب يادگيري موجود زنده (از جمله انسان) رفتارش (بيروني يا دروني) به يك روش يا حالت جديد تغيير مييابد. اين تغيير هم در رفتارهاي ساده و هم در رفتارهاي پيچيده ديده ميشود.
پايداري نسبي
درست است كه يادگيري همراه با تغيير است ولي هر تغييري يادگيري محسوب نميشود، بلكه تغييرات ناشي از يادگيري پايداري (Permanency) دارند؛ و تغييراتي كه پايداري نداشته باشند را نميتوان به يادگيري نسبت داد (نظير تغييرات ناشي از مصرف دارو يا مواد ، هيجانها ، خستگي و... كه پس از رفع اثر دارو ، موضوع هيجان يا رفع خستگي و...تغييرات نيز ناپديد ميشوند). فردي كه مسئله يا چيزي را ياد گرفته است تغييرات حاصل از آن را همواره با خود دارد و در مواقع لازم به اجرا در ميآورد.
تواناييهاي بالقوه
يادگيري در فرد نوعي توانايي ايجاد ميكند، بدين معني كه " تغييرات پايدار در رفتار" نتيجه تغيير در "تواناييها" است، نه تغيير در رفتار ظاهري. اگر طرف ديگر اين تواناييها هميشه مورد استفاده قرار نميگيرند بلكه بعضي مواقع بصورت بالقوه هستند و هر وقت موقعيت و فرصت استفاده فراهم شود؛ از حالت بالقوه خارج و به حالت بالفعل (عمل) در ميآيند. مثلا فردي كه دوچرخه سواري را يادگرفته است، اگر موقعيت دوچرخه سواري براي او فراهم نباشد اين توانايي بصورت بالقوه در فرد باقي ميماند و هر وقت موقعيت و فرصت دوچرخه سواري فراهم شود (مثلا يك دوچرخه در اختيار او قرار گيرد) اين توانايي از بالقوه به بالفعل (حالت عمل) در ميآيد. اين بدان معني است كه يادگيري هيچ وقت از بين نميرود.
تجربه
هر نوع تغيير در تواناييهاي بالقوه زماني يادگيري محسوب خواهد شد كه بر اثر "تجربه" (Experience) باشند، يعني"محركها" (عوامل) بيروني و دروني بر فرد (ياد گيرنده) تاثير بگذارد (نظير خواندن كتاب ، گوش دادن به يك سخنراني ، زمين خوردن كودك و فكر كردن در باره يك مطلب و ...) بدين ترتيب تغييرات پايداري كه در توانايي افراد بوسيله عواملي به غير از تجربه بدست ميآيد يادگيري محسوب نميشود. تغييرات پايدار غير تجربهاي بيشتر عوامل رشدي را دربر ميگيرند (نظير عضلاني شدن ، دندان درآوردن ، تغييرات بلوغ ، پير شدن و ...).
يادگيري يا وراثت
بحث در مورد نقش يادگيري و وراثت (Inheritance) به سه نظريه متفاوت كه هر يك طرفداران خود را دارند؛ منتهي ميشود. گروه اول از اين ديدگاه دفاع ميكنند كه "اين وراثت است كه رفتار و اعمال ما را شكل ميدهد و يادگيري نقشي زيادي ندارد. گروه دوم به نقش مطلق يادگيري تاكيد و وراثت را رد ميكنند. اما در دهههاي اخير نظريه سومي نيز مطرح گرديد كه در آن بر نقش "تعاملي وراثت و يادگيري" تاكيد شده است. هم از لحاظ نظري و هم از ديدگاه تحقيقي نظريه سوم بهترين ديدگاه و راهكار را دارد. از ديدگاه اين گروه هيچ كدام مطلق نيستند، بلكه آنها كامل كننده يكديگر هستند.
"انسان موجودي يادگيرنده است اما انسان چيزي را ياد نميگيرد، مگر آنكه قبلا در ساخت ژنتيكياش ، تواناييها و برنامه ريزيهايي وجود ندارند كه مستقل از توارث باشد و هيچ رفتاري وجود ندارد كه تحت تاثير يادگيري قرار نگيرد مثلا كودكان بعد از سن معيني شروع به "خزيدند ، ايستادن و راه رفتن" ميكنند (نقش وراثت) با اين حال در ابتدا نواقص و مشكلات زيادي دارند كه با گذشت زمان و در اثر تجاربي كه بدست ميآورند، آنها را اصلاح ميكنند (نقش يادگيري).
نظريههاي يادگيري
تداعي گرايي (Associationism)
تداعي سنت گرايي از ارسطو فيلسوف يوناني باقي مانده است كه در اواخر قرن نوزده و در اوايل قرن بيستم بصورت علمي و با عنوانهاي "شرطي سازي ، نظريههاي محرك - پاسخ و رفتار گرايي" در آزمايشهاي پاولف (Pavlov )، ترندايك ( Thorndike) و اسكينر (Skinner) و ..." مورد مطالعه واقع شده است. اين نظريات بر پيوند بين محركها و پاسخها تاكيد و يادگيري را حاصل آن ميدانند. اين نظريات "شناخت ، تفكر " و هر فرآيندي را كه قابل مشاهده مستقيم نباشد را مردود ميدانند.
يادگيري اجتماعي (Social Learning)
نظريه يادگيري اجتماعي شكل ديگري از نظريههاي تداعي گرا است كه در كارهاي البرت بندورا (Albert Bandura) و جوليان راتر (Julien Rotter) ديده ميشود. اين نظريهها هم بر رابطه "محرك- پاسخ" تاكيد دارند ولي در كنار آن بوجود "متغيرها و عوامل شناخت دروني" واسطه بين "محرك- پاسخ" اعتقاد دارند. اين كار آنها بازتاب و تقويت كننده رويكردهاي شناختي در روانشناسي است.
شناخت گرايي (Cognitiveism)
تاكيد "رويكرد شناختي" معمولا ، بر ادراك (Perception) ، تصميم گيري (Decision making )، پردازش اطلاعات و... است اين نظريهها در مخالفت با "تداعي گرايي افراطي" بوجود آمدند. در واقع اين نظريهها به جنبههايي از فرآيند يادگيري توجه كردند كه در نظريههاي تداعي گرا كنار گذاشته و حتي مردود اعلام شده بود. از نظريه پردازان اين حوزه ميتوان با نظريههاي (Gestalt)، پردازش اطلاعات و ... اشاره كرد.
حافظه و يادگيري
به نظر ميرسد انسان هر چه دارد (منظور پيشرفتها) از بركت وجود حافظه (Memory) دارد. در واقع اگر حافظه نبود، شواهدي هم براي وجود يادگيري در دسترس نبود. گفته شده اگر حافظه نبود انسان مجبور بود هر لحظه و هر روز روشن كردن آتش را ياد بگيرد. بدين ترتيب حاقظه و يادگيري بطور جداييناپذيري باهم ارتباط دارند. حافظه ، يادگيري را با ذخيره كردن تجربيات و يكپارچه كردن آنها تسهيل ميكند.
براي ثبت ، نگهداري و بازخواني موضوعات يادگرفته شده مراحل سه گانه "رمز گرداني (Coding)، اندوزش (Storage) و بازيابي (Retrieval) لازم است. و اين سه مرحله خود در قالب انواع سه گانه حافظه يعني حافظه فوري (Immediate Memory)، حافظه كوتاه مدت Short- Term Memory)) و حافظه بلند مدت (Long- Term Memory) مورد بررسي قرار ميگيرد.
فيزيولوژي يادگيري و حافظه
تمام اتفاقات مربوط به يادگيري (چه از نوع تداعي و چه از نوع شناختي) و تمام مراحل و فرايندهاي مربوط به حافظه در مغز انجام ميگيرد. تحقيقات زيادي درمورد محل و موقعيت نورونهايي كه با يادگيري و حافظه در ارتباط هستند، شده است تا به سوالاتي از قبيل "مكانيزم عصبي يادگيري و يادآوري چگونه است؟ ، چگونه خاطرهها نگهداري ميشوند؟ و... پاسخ داده شود.
اين تحقيات به نظريههاي زياد و متفاوتي مانند نظريه تثبيت (Consolidation Theory) ، نظريه سنتز پروتئين (Portion Synthesis Theory) ، نظريه ميانجيهاي عصبي (Neurotransmitter Theory) و... منجر شده است. اما باز هم اطلاعات و آگاهي انسان از فرايند دقيق اين اعمال ناقص است و پژوهشهادر اين زمينه ادامه دارد.
گستره روانشناسي يادگيري
كليد ورود به مطالعات و مباحث روانشناسي مطالعه و آگاهي از روانشناسي يادگيري است. روانشناسي يادگيري پايهاي براي درك و فهم ساير حوزههاي روانشناسي است و ساير حوزههاي روانشناسي نيز از نظريات و تحقيقات روانشناسي يادگيري استفادهاي وسيعي ميبرند. در كنار اين موضوع روانشناسي يادگيري در زندگي روزمره از كاربرديترين حوزههاي روانشناسي است مدرسه ، آموزشگاهها ، روشهاي تربيت كودك ، آموزش رانندگي ، روشهاي درماني و انتقال تجربيات از نسلي به نسلي ديگر به يادگيري و روشهاي آن وابسته هستند
چشم انداز اين علم
اين تفكر كه "در آينده از اهميت و جايگاه يادگيري كاسته خواهد شد"، محال است. توجه ، مطالعه ، اظهار نظر و نظريه پردازي در حوزه يادگيري و روشهاي آن از قدمتي چند هزار ساله برخوردار است و به نظر ميرسد اين وضع در آينده هم ، همين باقي خواهد ماند. انسان هميشه دنبال روشهاي جديد و بهتري براي يادگيري است. در حال حاضر پژوهشهاي مرتبط با "يادگيري شناختي" از پركارترين و مقدمترين حوزهها است و در آينده هم اين حوزه فعاليت بيشتري خواهد داشت.
مرحله P (مرور اجمالي):
در اولين گام مطالعه، مروري اجمالي بر كل مطالب مورد مطالعه كنيد تا از موضوعهاي اصلي آن تصوري پيدا كنيد. اين كار را مي توان با خواندن رئوس مطالب و سپس گفتارهاي اصلي و تصاوير و عكسهاي آن انجام داد.
مهمترين جنبه مرحله مرور اجمالي اين است كه مي توان خلاصه مطالب را در پايان هر فصل به دقت خواند و در مورد هر يك از نكاتي كه در اين خلاصه آمده است تامل كرد. خواه نا خواه به ذهنتان خطور مي كند كه بايد پس از خواندن مطالب جواب را پيدا كرده باشيد و دستاورد اين مرحله، به دست آوردن ديد كلي نسبت به عناوين فصلها و نحوه سازماندهي آنهاست.
مرحله Q (پرسش كردن):عناوين اصلي مطالب را به يك يا چند پرسش تبديل كنيد؛ پرسشهايي كه با خواندن آن گفتارها، به پاسخ آنها دست مي يابيد. بايد از خود بپرسيد: " مطالب عمده اي كه مولف مي خواهد در اين گفتار بيان كند، چيست؟ "
مرحله R (خواندن):در اين مرحله، گفتار مورد نظر را با دقت به معناي آن بخوانيد و بكوشيد جواب پرسشهايي را كه در مرحله Q مطرح كرده بوديد بيابيد، لذا بايد در مورد آنچه كه در دست مطالعه داريد تامل كنيد و آن را به مطالب ديگري كه مي دانيد ارتباط دهيد. پس مي توان واژهها يا عبارات كليدي را در متن علامت زد. اصولا مي بايست 10 الي 15 درصد متن را علامت زد زيرا در اين مرحله، هدف اين است كه واژهها يا مطالب اصلي متن مشخص شود تا بعد بتوانيد آنها را مرور كنيد. تا وقتي تمام گفتار و مطالب كليدي آن را نخواندهايد يادداشت بر نداريد اين كار كمك مي كند اهميت نسبي هر نكته را دريابيد.
مرحله S (تلقين و تكرار): پس از به پايان رساندن مطالعه مطالب بكوشيد تا نكات عمده آن را به ياد آوريد و اطلاعاتي را كه در آن مطرح شده است از حفظ بيان كنيد، درس پس دادن به خود، روش بسيار موثري براي تثبيت مطالب در حافظه است. مطالب را به زبان خودتان بيان كنيد و اطلاعات مطرح شده را از حفظ بگوييد. در نبود افراد بهتر است با صداي بلند اين كار را انجام دهيد اما اگر افراد ديگري هم حضور دارند مي توانيد اين كار را در ذهنتان انجام دهيد. مطلب را با متن مقابله كنيد تا مطمئن شويد كه آنها را درست و كامل به ياد آوردهايد. با تكرار يا از بركردن مطالب، متوجه مي شويد كه چه چيزهايي را به خاطر نسپردهايد. اين كار به شما كمك مي كند تا اطلاعات را در ذهن خود سازماندهي كنيد. پس از آنكه گفتار اولي به پايان رسيد مي توانيد به گفتار بعدي بپردازيد و باز هم مراحل S.R.Q را در مورد آن به كار بنديد. همين روش را تا پايان گفتارهاي يك فصل اعمال كنيد.
مرحله T (آزمون):پس از پايان مطالعه يك فصل، بايد از خودتان امتحان بگيريد و كل مطالب فصل را مرور كنيد. بنابراين يادداشتهاي خود را دوره كنيد و ببينيد كه آيا نكات اصلي را به ياد مي آوريد يا نه؟ بكوشيد تا دريابيد كه مطالب مختلف فصلها چه ارتباطي با هم دارند؟ در مرحله T ، ممكن است براي يافتن مطالب و نكات كليدي به كل فصل مراجعه كنيد و در اين مرحله بايد خلاصه فصلها را بخوانيد، همچنين به هر مدخلي جزئيات بيشتري بيفزائيد. مرحله T را نبايد به شب امتحان موكول كرد، بهترين زمان براي اولين مرور هر فصل، بلافاصله پس از خواندن آن است.
پژوهشهاي انجام شده نشان مي دهد كه روش (PQRST) بسيار مفيد بوده است، به گونه اي كه بر روخواني ساده مطالب فصل، از ابتدا تا انتها ارجحيت دارد، مرحله تلقين و تكرار در اين روش بسيار مهم است. به جاي چند بار خواندن مطالب بخش عمده زمان مطالعه را براي حفظ كردن فعالانه مطالب درسي كنيد.
پزشکی کنکور98
,میلاد رضایی مقدم
,استاد یزدانی مشاور کنکور باراد
,کنکور تضمینی باراد
,آدرس موسسه باراد
,هزینه مشاوره کنکور باراد
,کنکور تضمینی 98 پزشکی کنکور تضمینی باراد میلاد رضایی مقدم تضمینی
نوشته شده در : دوشنبه 16 بهمن 1396 ساعت :2:51 PM | توسط : نظرات (0)