|
بسيجيان راه حق تا ظهورت ايستاده ايم مولاي ما يا مهدي
|
[ پنج شنبه 29 دی 1390 ] [ 12:37 AM ] [ علیرضا حمزه ]
[ نظرات 0 ]
نگاهی به تاریخ ادیان حکایت از آن دارد که غیبت مختص به امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نبوده است؛ بلكه طبق بیان قرآن كریم و روایات فراوان تعدادی از پیشوایان گذشته از آن جمله حضرات صالح، یونس، موسی، عیسی، خضر علیهم السلام و... به علل و جهاتی غیبت كرده و از انظار مردم پنهان می شدند. درباره غیبت حضرت خضر علیه السلام، به تصریح قرآن كریم حضرت موسی علیه السلام قبل از غیبتش از مصر با او آشنا شده و از علم او بهره مند می شد. حضرت با اینكه از دیدگان پنهان بود، اما هرگز از حوادث و اوضاع زمان غفلت نداشت. طبق ولایت و اختیاراتی كه از جانب خدا به او داده شده بود، در اموال و نفوس تصرف می كرد و اوضاع را طبق مصالحی رهبری می نمود.(1) در داستان غیبت حضرت عیسی علیه السلام، یهود و نصاری بر كشته شدن حضرت اتفاق دارند، اما خداوند می فرماید: «وَ قَوْلِهِمْ إِنّا قَتَلْنَا الْمَسیحَ عیسَی ابْنَ مَرْیَمَ رَسُولَ اللّهِ وَ ما قَتَلُوهُ وَ ما صَلَبُوهُ وَ لکِنْ شُبِّهَ لَهُمْ وَ إِنَّ الَّذینَ اخْتَلَفُوا فیهِ لَفی شَکٍّ مِنْهُ ما لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلاَّ اتِّباعَ الظَّنِّ وَ ما قَتَلُوهُ یَقینًا * بَلْ رَفَعَهُ اللّهُ إِلَیْهِ وَ کانَ اللّهُ عَزیزًا حَکیمًا»؛ «و گفتارشان كه ما مسیح، عیسی بن مریم پیامبر خدا را كشتیم؛ در حالی كه نه او را كشتند و نه به دار آویختند، لكن امر بر آن ها مشتبه شد و كسانی كه در مورد (قتل) او اختلاف كردند، از آن در شك هستند و علم به آن ندارند و تنها از گمان پیروی میكنند و قطعاً او را نكشتند».(2) حضرت عیسی علیه السلام اكنون زنده و غایب است و طبق روایات در زمان ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از آسمان به زمین فرود می آید. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرموده است: « مهدی متوجه می شود كه عیسی فرزند مریم از آسمان فرود آمده و گویی از موهای سر و صورتش آب می ریزد؛ مهدی به او می گوید: جلو بایست و با مردم نماز بخوان، عیسی می گوید: نماز باید به وسیله شما اقامه شود؛ پس عیسی پشت سر مردی از فرزندان من ایستاده و نماز می خواند».(3) قرآن درباره غیبت ذوالقرنین نیز داستان مفصلی دارد و صفات ممتازی را نیز برای او بیان می كند، اما اینكه ذوالقرنین كیست، بیان نشده است. بسیاری از روایات اسلامی بیانگر آن است که او پیامبر نبود؛ بلكه بنده صالحی بود. در حدیثی از رسول خدا صلی الله علیه و آله آمده است: «همانا ذوالقرنین بنده صالح خدا بود و خداوند او را برای بندگانش حجت قرار داده بود. ذوالقرنین مردم را به طرف خدا دعوت كرده و آن ها را به تقوا و پرهیزكاری امر می كرد، اما آن مردم ضربتی به سمت راست سرش زدند و او مدت ها از نظر مردم غایب شد؛ غیبتی آنچنان طولانی كه گفتند مرده یا هلاك شده و معلوم نیست در كدام وادی سرگردان است، اما ذوالقرنین پس از غیبت طولانی مجدداً به طرف قومش بازگشت. این بار نیز مورد حمله قرار گرفت و آنان دومین ضربه را به سمت چپ سرش زدند. همانا آگاه باشید كه در میان شما كسی است كه همان روش و سنت ذوالقرنین را دارد. خدای عزوجل سبب و امكانات همه چیز را برای ذوالقرنین فراهم كرد و قدرتی در زمین به او داد كه او شرق و غرب را درنوردید، اما به زودی سنت و روش ذوالقرنین در قائم از اولاد من جاری خواهد شد و قائم شرق و غرب عالم را زیر فرمان حكومت خود می آورد. در اطراف جهان كوه و دشت و بیابانی نیست كه ذوالقرنین در آن قدم نهاده باشد، مگر اینكه مهدی در آن قدم خواهد گذاشت (و آن را زیر چتر حكومتش خواهد كشید). همه گنج ها و معادن زمین را خداوند برای قائم ظاهر می كند و او را به وسیله ترسی (كه در دل دشمنان می افكند) یاری خواهد كرد. قائم جهان را پر از عدل و داد می كند، همانطوری كه از ظلم و جور پر شده است».(4) علل غیبت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در حدیثی از امام حسن مجتبی علیه السلام آمده است: «هر كدام از ما در زمان خود بیعت حاكمان و طاغوت های زمان را از روی تقیه به عهده گرفته ایم، مگر مهدی كه عیسی بن مریم به امامت او نماز می گذارد. خداوند ولادت او را مخفی نگه داشت و برای او غیبتی در نظر گرفت تا زمانی كه قیام می كند، بر گردنش بیعت حاكمی نباشد» .(5) از این روایت و روایات دیگری از این دست بر می آید که آن حضرت به وسیله غیبت از یوغ بیعت با طاغوت های زمان آزاد می شود و تعهد و بیعت با هیچ حاكمی را بر عهده ندارد، تا بتواند در زمان قیام خود آزادانه تلاش كند. ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به عنوان منجی بشریت و كسی كه در كره زمین دین اسلام را بر تمامی دین ها پیروز می گرداند، به زمینه و آمادگی جهانی نیازمند است؛ زیرا روش و سیره آن حضرت مبنی بر رعایت امور ظاهری و حكم به ظاهر نیست؛ بلكه مبنی بر رعایت حقایق و حكم به واقعیات و ترك تقیه و مسامحه نكردن در امور دینی و احقاق حقوق و برقراری عدالت واقعی و اجرای تمام احكام اسلامی است. انجام این برنامه و انقلاب بزرگ و همه جانبه نیازمند ترقی و رشد بشر در ناحیه علوم، معارف، فكر، اخلاق و آمادگی جامعه برای پذیرش و استقبال این نهضت و لیاقت زمامداری آن رهبر الهی می باشد. از این رو جهان باید زمینه این پذیرش را داشته باشد تا این هدف محقق شود.(6) رسول خدا صلی الله علیه و آله در حدیثی فرموده است: «او (امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف) كسی است كه از یاران و شیعیانش غایب می شود؛ غیبتی كه در آن غیبت كسی در اعتقاد به امامت حضرت ثابت نمی ماند، مگر كسی كه خدا قلبش را به ایمان آزموده باشد».(7) در حدیثی از امام علی علیه السلام نیز آمده است: «به خدا قسم، من و این دو فرزندم (حسن و حسین) شهید خواهیم شد؛ خداوند در آخر الزمان مردمی از فرزندانم را به خونخواهی ما بر خواهد انگیخت و او مدتی غایب خواهد شد تا مردم آزمایش شوند و گمراهان جدا گردند، تا جایی كه نادان می گوید: خداوند دیگر نیازی به آل محمد ندارد» .(8) این گونه روایات بیانگر آن است که فلسفه غیبت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه شریف آزمایش مردم است. هر چند علت و فلسفه واقعی غیبت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف یكی از رازهای الهی است که جز خداوند و پیشوایان معصوم علیهم السلام كسی نسبت به آن اطلاع كافی و كامل ندارد، اما راز اصلی در غیبت قرار گرفتن امام را می توان فراهم نبودن شرایط ظهور، برای تحقق بخشیدن به آرمانی بزرگ، محفوظ ماندن از شر جباران و ستمگران و نیز سنجش اندازه پایبندی و پایداری آنان به دین و ولایت بر شمرد. پی نوشت ها: 1. کهف: 82 ـ 59. 2. نساء: 157 و 158. 3. عقد الدّرر فی أخبار المنتظر، ص38. 4. تفسیر نمونه، ج12، ص542 ـ 545. 5. بحارالانوار، ج 51، ص 132. 6. صافی، امامت و مهدویت، ج 3، ص 143ـ150. 7. بحار الانوار، ج 52، ص 101. 8. الغیبه، نعمانی، ص 141. [ پنج شنبه 29 دی 1390 ] [ 12:32 AM ] [ علیرضا حمزه ]
[ نظرات 0 ]
مهدی (عج) ساخته ی ذهن شیعه؟! (2)![]()
در مقاله قبل با عنوان " ماجرای ما و مستشرقین!" به بررسی انحرافاتی که مستشرقان در باب موضوع مهدویت در تاریخ به وجود آورده بودند صحبت کردیم و کوشیدیم نخستین منکران اصل مهدویت براساس منابع موثق اسلامی را در میان آنها نشان دهیم و به ریشه یابی عقاید و اصول آنها بپردازیم تا از این رهگذر اهداف و اعمال ایشان در مورد این موضوع را نشان دهیم . در این مقاله به بررسی دیدگاه های ابن خلدون یکی از علمایی که به طور صریح به رد و انکار اصالت مهدویت پرداخته می پردازیم. ابن خلدون عقیده ی مهدویت را ساخته و پرداخته مذهب شیعه می داند، اصالت و واقعیت آن در منابع اسلامی را به شدت مورد انکار قرار می دهد. دیدگاه های ابن خلدون به ویژه از آن جهت اهمیت دارد که غالباً مستشرقین از انکار ابن خلدون در بیان دیدگاه های خود بهره برده اند!
ابن خلدون کیست؟!عبد الرحمن بن خلدون اشبیلی (808-7320 ه.ق) در کتاب مشهور خویش با عنوان "مقدمه" در فصلی مستقل به طور مفصل به بررسی ادعای یکی از فاطمیون مصری درباره ی مهدویت پرداخته است و با عنوان"روشنگری درباره ی آن" به قول خودش به انحرافات این نظریه پرداخته است . به همین مناسبت به بحث درباره ی اعتقاد به مهدویت در اسلام نظر افکنده و به نحوی مبهم و غیر قابل قبول احادیث "مهدویت" را مورد خدشه و جرح قرار داده است . ابن خلدون که تعصب و عناد او نسبت به شیعه در کتابش کاملاً پیداست، هر کجا که از مهدویت سخن رانده به طور مبهم از کنار آن رد شده است! او احادیث شیعیان را به طور کلی به جرم شیعه بودن رد می کند و می گوید این احادیث به جرم "فساد مذهب" کنار گذاشته می شوند و به این ترتیب شیعه را فاسد المذهب می نامد
ادعای دروغین مهدی!سلسله ی فاطمیون مصر که از سال 296 تا 567 هجری قمری بر مصر و شمال آفریقا فرمانروایی داشتند، پس از شکست "اغلبیان" که از اهل تسنن بودند در سال 303، حکومت شیعی را تأسیس نمودند. ایشان شهری به نام "مهدیه" را بنیان گزاردند که معرف سرسلسله ی آنها شخصی به نام المهدی بالله بود. المهدی بالله از فرمانروایان مقتدر حکومت فاطمیون در مصر بود که از شیعیان اسماعیلی بودند. او با ادعای دروغین مهدویت سعی در فریب عامه ی مردم کرد و به اسم حکومت شیعی سالیان متمادی قدرت را در مصر و شمال آفریقا بدست داشت. ابن خلدون پس از بررسی احوال مهدی فاطمی سرسلسله ی فاطمیون مصر به تخطئه ی احادیث مهدویت و اساساً اصالت مهدویت در اسلام می پردازد و این موضوع را ساخته و پرداخته اذهان شیعیان می داند! (1)
![]() ابن خلدون ضد شیعه است! ابن خلدون که تعصب و عناد او نسبت به شیعه در کتابش کاملاً پیداست، هر کجا که از مهدویت سخن رانده به طور مبهم از کنار آن رد شده است ! او احادیث شیعیان را به طور کلی به جرم شیعه بودن رد می کند و می گوید این احادیث به جرم " فساد مذهب " کنار گذاشته می شوند و به این ترتیب شیعه را فاسد المذهب می نامد. عدم تتبع کافی و تنها کفایت به کتب مذهب خویش از جمله مواردی است که در این موضوع مورد اعتراض بسیاری از محققین قرار گرفته است. از جمله: "ابن خلدون به طور کلی منکر روایات مربوط به مهدی نیست. او با اینکه همه ی مآخذ رویات را در اختیار نداشته بیشتر به کتب حدیث مذهب مالکی که مذهب خود اوست، رجوع کرده و اندکی از روایاتی را که علمای اهل سنت درباره ی ظهور مهدی (عج) از پیامبر اکرم (ص) نقل کرده اند آورده است." (2)
تناقضات در کلام ابن خلدون!ابن خلدون خود در جایی می گوید: مشهور میان کافه مسلمانان در همه عصور گذشته این است که در آخر الزمان به ناچار فردی از خاندان پیامبر اسلام ظهور می کند و دین را تأیید می نماید و عدالت را آشکار می سازد و همه ی مسلمانان پیرو او می گردند و بر همه ی کشورهای اسلامی مسلط می گردد و مهدی نامیده می شود." (3) اما در جای دیگر می گوید: "این احادیث مهدی است که ائمه حدیثی درباره ی خروج او در آخر الزمان نقل کرده اند و اینها همه مورد انتقادند جز اندک یا اندک از اندک آنها." (4)
ادعای بدون تحقیق!ابن خلدون در اعتقادات شیعه به طور دقیق بررسی نکرده است و تنها اعتقادی را به آنها نسبت داده است. او در جایی می گوید: شیعه معتقد است امام زمان (عج) در سرداب حلّه غایب شده است." (5) در حالی که ابداً چنین چیزی نیست و شیعه چنین اعتقادی ندارد. زیرا اصولاً در زمان تولد امام مهدی (عج) نه خبری از حلّه بوده و نه اثری از شهر حلّه! این شهر را سیف الدوله در سال 459ق بنیان نهاد! انتقاد به ابن خلدون و به تبع او مستشرقین تنها توسط شیعیان نبوده است. بلکه بیشتر از ما، حق تقدم با دو تن از محققین اهل تسنن است که سخنان او را به نقد کشیده و بطلانشان را واضح نموده اند!
مستشرقین مقلدان ابن خلدون!شاید برای شما هم جالب باشد که بدانید بسیاری از مستشرقین که ما به برخی از آنها در مقاله ی قبلی اشاره کردیم، در انکار اصالت مهدویت و ادعای خیال بافی شیعه در این زمینه کاملاً رونویسی و تقلید از ابن خلدون نموده اند!! در حالی که حتی اهل تسنن نیز به اصالت این موضوع اشاره دارند. از جمله شیخ منصورعلی ناصف از علمای مشهور معاصر در کتاب خویش که مجموعه ی احادیث 5 صحیح از صحاح سته ی اهل تسنن است می گوید: "احادیث مهدی را گروهی از برگزیدگان صحابه پیامبر روایت کرده اند و بزرگان محدثان مانند ابو داود ترمذی، ابن ماجه، طبرانی، ابویعلی بزاز، امام احمد (حنبل) و حاکم (نیشابوری) رضی الله عنهم اجمعین در کتب خود آورده اند. کسانی که تمام احادیث مهدی موعود را ضعیف شمرده اند مانند ابن خلدون و غیره راه خطا پیموده اند." (6)
منتقدان ابن خلدون از غیر شیعه!انتقاد به ابن خلدون و به تبع او مستشرقین تنها توسط شیعیان نبوده است. بلکه بیشتر از ما، حق تقدم با دو تن از محققین اهل تسنن است که سخنان او را به نقد کشیده و بطلانشان را واضح نموده اند! همانند کتاب "ابرار الوهم المکنون من کلام ابن خلدون" از احمد بن محمد الصدیق و نیز کتاب "الازاعة لما کان و ما یکون بین یدی الساعة" از ابو الطیب بن احمد بن ابی الحسن الحسینی. همچنین بسیاری دیگر که در این زمینه کار کرده اند که در پایان سخنان یکی از ایشان را در نقد ابن خلدون به عنوان حسن ختام این بحث می آوریم: .... و اما ابن خلدون، به آنچه که درباره ی آن چیزی نمی دانسته پشت کرده و امور سیاسی و دولتی او را مشغول کرده و خدمت به خدمتگراران امراء وپادشاهان او را از واقعیت دور نموده است و لذا گمان کرده که مهدی پرداخته ی شیعه است." (7)
پی نوشت ها: 1- ذهنیت مستشرقین و اصالت مهدویت- حسین منظر- صص 66-58 2- فلسفه ی تاریخ ابن خلدون- محسن مهدی- ترجمه مجید مسعودی- بنگاه ترجمه و نشر کتاب- صص 323-322 3- مقدمه ی ابن خلدون- ص 311 4- همان منبع سوم- ص 322 5- همان منبع سوم – ص 199 6- شیخ منصور علی ناصف- التاج لجامع الاصول- ج 5 – ص 341 7- احمد محمد شاکر مصری – حاشیه ی مسند امام احمد حبنل- ج 5 – ص 197
[ دوشنبه 26 دی 1390 ] [ 4:35 PM ] [ علیرضا حمزه ]
[ نظرات 1 ]
[ دوشنبه 26 دی 1390 ] [ 4:31 PM ] [ علیرضا حمزه ]
[ نظرات 0 ]
|
|