به نام آفریننده مهدی (عج)

                           

به نام آفریننده ی مهدی﴿عج﴾

گفتمش نقاش را نقشی بکش از زندگی    با قلم نقش حبابی بر لب دریا کشید

گفتمش درد دلم را با که گویم ای رفیق   عکس مهدی﴿عج﴾ را کشید و به چه بس زیبا کشید

گویند آنچه از دل برآید ناخود آگاه بر دل نشیند. حال که فرصت شده با مولایم راز دل بازگو کنم فرصت را غنیمت می شمارم.

مولایم، سرورم، ای که با آمدنت اسلام تولدی تازه پیدا خواهد کرد.دعای لااله الاالله حقاً حقاً لااله الاالله تعبداً ورقاً را بگو و بیا. بیا و از چادر خاکی مادرت بگو، بیا و از ماه شب چهارده که مظلومانه شکافته شد بگو.

من از غم این دنیای هیچ و بی خانمانی چیزی نمی گویم غم دیگری بر روی سینه ما جوانان چنبره انداخته.بیا که محرم اسرار ما جوانان گنه کرده تویی مولا.بیا تا از شادی حضورت خیابان ها را چراغانی کنیم وآسمان چشمانمان برایت لحظه ای زیبا بارانی شود. ما را بر سر این چند راهه ها هدایت کن ای کسی که نامت هدایت کننده است.

بیا و نگذار ظلمت و سیاهی همانند مردابی ما را در خود فرو برد. بیا و دست پر محبت خود را بر سر ما بکش . به حرمت چادر خاکی زهرا﴿س﴾ یاری کن ما را تا چادر از سرمان نیافتد.

بغض گلویم را می فشارد و این بغض هنگامی می شکند که جارو کش مسجد سهله برای حضورت باشم. بیا،بیا که مادرم دیگر طاقت ندارد بس که برای ما دعا می کند ونام تورا می برد مولا. نگذار دل مادرم بشکند، بیا مولا.

تو ای صفای ضمیرم چرا نمی آیی؟         چرا بهانه نگیرم چرا نمی آیی؟

اگر حجاب ظهورت وجود تارمن است         خداک ند که بمیرم چرا نمی آیی؟

شنیده ام زمانی که خواهی آمد کنار کعبه آنقدر گریه می کنی که با صورت به زمین می خوری کاش می شد، کاش می شد که آنجا باشم و نگذارم چنین شود. الهی من به قربان قدمهایت شوم. بیا تا هر کجا قدم گذاشتی جای پایت شاخه ای گل نرگس بکارم و به اشک دیدگانم آبش دهم.

مولا، آقا سیه رویم اما در دلم امیدی هست که زنده ام می دارد و آن صدای پای براق تو است.

می دانم که می آیی.

                                     «اللهم عجل لولیک الفرج»





[ دوشنبه 22 تیر 1394  ] [ 11:00 AM ] [ ]
[ نظرات (0) ]