غربت خدا
چهارشنبه 16 شهریور 1390 1:21 PM
بنده ی من نماز شب بخوان و آن ۱۱ رکعت است خسته ام نمی توانم ۱۱ رکعت بخوانم . بنده ی من !دو رکعت نماز شب و یک رکعت نماز وتر بخوان خدایا خسته ام برایم مشکل است نیمه شب بیدار شوم . بنده ی من !قبل از خواب این ۳ رکعت را بخوان خدایا!سه رکعت زیاد است. بنده ی من فقط یک رکعت نماز وتر بخوان خدایا امروز خیلی خسته ام آیا راه دیگری ندارد؟ بنده ی من !قبل از خواب وضو بگیر و رو به آسمان کن و بگو یا الله خدایا من در رختخواب هستم اگر بلند شوم خواب از سرم می پرد. بنده ی من همان جا که دراز کشیده ای تیمم کن و بگو یا الله خدایا!هوا سرد است و نمی توانم دستانم را از پتو بیرون بیاورم. بنده ی من در دلت بگو یا الله ما نماز شب برایت حساب می کنیم. بنده بی اعتنایی می کند و می خوابد. ملائکه ی من !ببینید من انقدر ساده گرفته ام اما بنده ی من جیفه ی بالیل است و خوابیده است.دلم برایش تنگ شده است امشب با من حرف نزده است. دوبار اورا بیدار کردیم اما باز هم خوابید. ملائکه ی من !در گوشش بگویید پروردگارت منتظر توست پروردگارا !باز هم بیدار نمی شود .اذان صبح را می گویند .هنگام طلوع آفتاب است ای بنده ی من بیدار شو نماز صبحت قضا می شود. خورشید از مشرق سر بر می آورد خداوند رویش را بر می گرداند. ملائکه ی من حق ندارم که با این بنده قهر کنم.![]()