کرامت چیست؟ چگونه می‌‏توان در طریق کرامت گام برداشت؟ و انسان‏‌هاى کریم در نزد خداوند از چه مقامى برخوردار هستند؟
پرسش
کرامت چیست؟ چگونه می‌‏توان در طریق کرامت گام برداشت؟ و انسان‏‌هاى کریم در نزد خداوند از چه مقامى برخوردار هستند؟
پاسخ اجمالی

کرامت به معناى دورى از پستى و فرومایگى است و روح بزرگوار و منّزه از هر پستى را کریم گویند.....

 

کرامت چیست؟ چگونه می‌‏توان در طریق کرامت گام برداشت؟ و انسان‏‌هاى کریم در نزد خداوند از چه مقامى برخوردار هستند؟
پرسش
کرامت چیست؟ چگونه می‌‏توان در طریق کرامت گام برداشت؟ و انسان‏‌هاى کریم در نزد خداوند از چه مقامى برخوردار هستند؟
پاسخ اجمالی

کرامت به معناى دورى از پستى و فرومایگى است و روح بزرگوار و منّزه از هر پستى را کریم گویند.

 

کرامت در مقابل دنائت، ذلّت و خوارى است و براى رسیدن به قلّه بلند کرامت باید به سلاح تقوا و پرهیزگارى مجهّز گشت، و تقوا آن است که انسان از هر چه که او را به گناه وا مى‏دارد، دورى نماید.

 

به فرموده حضرت امیرالمؤمنین (ع): آن کس که تقوا پیشه کند به آنچه که دوست دارد جاودانه دسترسى پیدا مى‏کند، خدا او را در منزل کرامت خویش مسکن مى‏دهد. خانه‏اى که مخصوص خداست. سقف آن عرش پروردگارى و روشنایى آن از جمال الاهی و زائرانش فرشتگان، و دوستان و همنشینان پیامبران الاهی هستند.

پاسخ تفصیلی

کرامت به معناى دورى از پستى و فرومایگى است و روح بزرگوار و منزّه از هر پستى را کریم گویند.[1]

 

لئیم ضد کریم است.[2] لئامت و دنائت به یک معناست، لذا دنائت در برابر کرامت و دنى در مقابل کریم است.[3]

 

کرامت از دیدگاه معصوم (ع):

 

رسول مکرم اسلام (ص) می فرماید: خداى بزرگ کریم است و کَرَم را دوست مى‏دارد.[4]

 

‏امیرالمؤمنین على (ع) می فرماید: کسى که قبل از سؤال مى‏بخشد کریم است.[5] حوادث ناگوار در روح کریم اثر نمى‏گذارد.[6]

 

کریم انسانى است که از حرام اجتناب کند و از همه عیب‏ها منزّه و پاک باشد.[7]

انسان کریم از چیزى که لئیم به آن فخر مى‏کند بیزار است.[8]

کریم انسانى است که آبروى خود را با مال حفظ مى‏کند، ولى لئیم کسى است که مال را به وسیله آبرو حفظ مى‏کند.[9]

 

اگر کسى روح را به کرامت و عظمت بشناسد همه دنیا در چشمش کوچک مى‏شود.[10]

 

راه رسیدن به ساحت کرامت

 

به روشنى تقابل کرامت و لئامت در روایات ائمه دین (ع) بیان شد. کرامت، بزرگوارى و دورى از هر پستى و فرومایگى است چرا که وصفى ارزشى است و از اسمای حضرت حق است، اما در مقابل هر چه انسان را از بزرگ منشى و قرب الاهی دور سازد ریشه در دنائت و پستى و زشتى دارد. به فرموده رسول مکرم اسلام (ص): دوستى دنیا ریشه هر معصیت و ابتداى هر گناه است.[11] لذا دنیا، دنیا نامیده شد، چون که بى مقدارتر از هر چیزى است.[12] با توجه به این که قبلاً گذشت که دنائت در برابر کرامت و دنى در مقابل کریم است و چون دنى و دنائت و دنیا هم ریشه‏اند از این رو نمى‏توان کرامت و بزرگوارى را در دوستى دنیا جست و جو نمود. چرا که به فرموده حضرت امیر (ع): دنیا انسان را خوار و ذلیل مى‏کند.[13] کرامت نقطه مقابل ذلّت و خوارى است. باید براى رسیدن به قلّه بلند کرامت به سلاح پرهیز از گناه و دنیا طلبى و هوا و هوس، و در یک کلمه به سلاح تقوا مجهّز گشت. به فرموده امیرالمؤمنین على (ع): کرامت بدون تقوا حاصل نمى‏شود.[14]

 

به فرموده خداى بزرگ در قرآن کریم: با کرامت‏ترین (گرامى‏ترین) شما نزد خداوند با تقواترین شماست.[15]

و به فرموده امیرالمؤمنین على (ع): کلید کَرَم، تقواست.[16]

 

شناخت تقوا

 

به فرموده حضرت امیر (ع): تقوا آن است که انسان از هر چه او را به گناه وا مى‏دارد، دورى نماید.[17]

 

آن حضرت مى‏فرماید: همانا تقوا و ترس از خدا، داروى بیمارى دل‏ها، روشنایى قلب‏ها، درمان دردهاى جسم‏ها، مَرْهم زخم جان‏ها، پاک کننده پلیدى ارواح، روشنایى بخش تاریکى چشم‏ها، امنیت در نا آرامى‏ها و روشن کننده تاریکى‏هاى شماست. پس اطاعت خدا را پوشش جان، نه پوشش ظاهرى، قرار دهید و با جان نه با تن فرمانبردار باشید تا با اعضا و جوارح بدنتان در هم آمیزد و آن را بر همه امورتان حاکم گردانید. اطاعت خدا را راه ورود به آب حیات، شفیع گرفتن خواسته‏ها، پناهگاه روز اضطراب، چراغ روشنگر قبرها، آرامش وحشت‏هاى طولانى دوران برزخ و راه نجات لحظات سخت زندگى قرار دهید؛ زیرا اطاعت خدا وسیله نگه دارنده از حوادث هلاک کننده و جایگاه‏هاى وحشتناک که انتظار آن را مى‏کشید و حرارت آتش‏هاى برافروخته است. پس کسى که تقوا را انتخاب کند، سختى‏ها از او دور گردند، تلخى‏ها شیرین و فشار مشکلات و ناراحتى‏ها بر طرف خواهد شد و مشکلات پیاپى و خسته کننده آسان گردیده و مَجد و بزرگى از دست رفته چون قطرات باران بر او فرو مى‏بارند. رحمت باز داشته حق باز مى‏گردد و نعمت‏هاىالاهی پس از فرو نشستن به جوشش آمده و برکات تقلیل یافته فزونى مى‏یابند.[18]

 

کرامت و روح الاهی

 

قرآن کریم گوهر اصلى انسان را به عنوان یک موجود شریف و کریم معرفى مى‏کند که اگر انسان کریم بشود راه طبیعى خویش را پیموده و گوهر اصیل خود را بازیافته است و چون اطاعت و صعود، مناسب با گوهر اصلى انسان است، بنابراین، عصیان و سقوط بر انسان تحمیل است، اما کرامت چنین نیست؛ زیرا گوهر آدمى کریم است. خداى بزرگ مى‏فرماید: ما انسان را گرامى داشتیم.[19] چون در خلقت او گوهرى کریم به کار رفته است. اگر انسان مانند سایر موجودات فقط از خاک خلق مى‏شد، کرامت براى او ذاتى یا وصف اوّلى نبود. ولى انسان داراى فرع و اصلى است؛ فرع او به خاک بر مى‏گردد و اصل او به اللَّه منسوب است. خداى کریم در قرآن مجید روح را به خود نسبت داد و جسم را که به خاک و طبیعت مرتبط است. به طین منسوب کرد.[20] نفرمود من انسان را از گل و روح مجرّد خلق کردم، بلکه انسان را از گل ساختم، سپس از روح خود در او دمیدم و چون روح انسانى به خداوندى که معلم اکرم است، ارتباط دارد. پس سهمى از کرامت دارد و روح الاهی به معناى روح کرامت است.[21]

 

پاداش انسان‏هاى کریم

 

به فرموده حضرت امیرالمؤمنین على (ع): خدا شما را به پرهیزکارى سفارش کرد و آن را نهایت خشنودى خود و خواستش از بندگان قرار داده است. پس بترسید از خدایى که در پیشگاه او حاضرید و اختیار شما در دست اوست و همه حرکات و حالات شما را زیر نظر دارد.

 

 اگر چیزى را پنهان کنید مى‏داند و اگر آشکار کردید ثبت مى‏کند. براى ثبت اعمال، فرشتگان کریم و بزرگوارى را گمارده که نه حقّى را فراموش و نه باطلى را ثبت مى‏کنند. آگاه باشید آن کس که تقوا پیشه کند و از فتنه‏ها نجات مى‏یابد، و با نور هدایت از تاریکى‏ها مى‏گریزد و به آنچه که دوست دارد جاودانه دسترسى پیدا مى‏کند. خدا او را در منزل کرامت خویش مسکن مى‏دهد، خانه‏اى که مخصوص خداست. سقف آن عرش پروردگارى و روشنایى آن از جمال الاهی و زائرانش فرشتگان و دوستان و همنشینانش پیامبران الاهی هستند.[22]

 

 




تاريخ : یک شنبه 16 شهریور 1393  | 9:28 PM | نويسنده : حسین | نظرات 0