روزه فقط امساک از اکل و شرب نيست، بلکه شرائطي ديگر هم همراه آن است، تعهد و مسؤوليتهاي انسان در برابر روزه، اين فريضه الهي زياد است.
روزه چهار گروه مقبول نيست
حضرت صادق ( عليهالسلام) فرمود: لا صيام لمن عصي الامام، و لا صيام لعبد آبق حتي يرجع، و لا صيام لامراة ناشزة حتي تتوب، و لا صيام لولد عاق حتي يبر، (1) روزه نيستبراي کسي که امام و پيشواي خود را نافرماني کند و از او اطاعت ننمايد، و صحيح نيست روزه عبد فراري، تا مراجعت کند و به خدمتباز نگردد، و روزه زن ناشزه درست نميباشد تا توبه کند و در اختيار همسرش قرار گيرد و همچنين روزه فرزند عاق شده پدر و مادر تا خوب نشود و اصلاح نگردد، مورد قبول قرار نميگيرد، و روزه به حساب نميآيد، بلي يکي از ابعاد سياسي اين حديثشريف، اطاعت و فرمانبري پيروان و رهروان مسلمان از راهبر و پيشواي مذهبي است. که امروز اين واقعيت در حق رهبر کبير انقلاب که اين کشتي عظيم انقلاب را ناخدا است، و با امواج خروشان و سهمگين درياي پهناور گيتي در نبرد است. تحقق پيدا کرده است. که بر ما تمامي اقشار ملت از روحاني و کارمند و کشاورز و کارگر و ديگر طبقات مردم واجب و فرض است که گوش به فرمان اين رهبر بزرگ که خداوند بر ما منت نهاده باشيم، و از رهنمودهاي پيامبر گونهاش اطاعت نمائيم و از هر گونه انتقاد غير صحيح و اعتراضات نابجا که باعث تضعيف انقلاب و مقام رهبري است. بپرهيزيم، و پر واضح است، که مخالفتبا مقام رهبري و ولايت فقيه، مخالفت صريح با مقام والاي امام زمان (ارواحناله الفداء) ميباشد، و مخالفتبا امام زمان ( عليهالسلام) ، روزه و ساير عبادات مقبول حضرت حق تعالي نبوده و صحيح نميباشد.
فاطمه (ع) در آداب صائم سخن ميگويد
حضرت فاطمه (عليها السلام) سيده نسوان عالم در آداب روزهدار ميفرمايد: عن جعفر بن محمد عن آبائه عن فاطمه (عليهم السلام) : «انها قالت: ما يصنع الصائم بصيامه اذا لم يصن لسانه و سمعه و بصره و جوارحه» (2).
جعفر بن محمد (عليهما السلام) از آباء گرامش از فاطمه دخت گرام رسول الله (صلي الله عليهم اجمعين) روايت مينمايد: که حضرت زهرا (عليها السلام) فرمود: صائم با روزه خويش کاري نکرده (يعني حق روزه را ادا نکرده) هر گاه زبان و گوش و چشم و جوارحش را از (آنچه که بر آنها حرام است) حفظ نکرده باشد.
يعني روزه يک مسماي واقعي از حفظ شکم از کل خوردنيها و نوشيدنيها و مبطلات ديگر و خلاصهاي از اجتناب از گناهان و معصيتخداوند ميباشد، زيرا روزهدار بدون پرهيز از تمامي محرمات روزه واقعي را در خويش تحقق نبخشيده است.
پنجخصلت موجب افطار روزه و بطلان وضوء
اگر چه امروز فقهاي عالي مقام اين موارد را مبطل روزه و وضوء نميدانند زيرا کمتر کسي است در زمان ما و فرهنگ طاغوت زده و غرب زده ما از اين اوصاف رذيله بپرهيزد، آن خصال پنجگانه از بيان پيامبر گرامي اسلام چنين است: «خمس خصال يفطرن الصائم، و ينقضن الوضوء الکذب، و الغيبة و النميمة، و النظر بشهوة، و اليمين الکاذبة» (3)
پنج صفت است که روزه را باطل و وضوء را ميشکند، دروغ و غيبت و سخن چيني و نظر شهوت انگيز، و قسم دروغ.
اين اوصاف ذميمه براستي اثر معنوي و روحاني روزه و وضوء که يک عبادت است در اسلام خنثي ميکند، و اجر و ثواب روزه و وضوء را نابود مينمايد.
کيفيت روزه داري از صحف ادريس عليهالسلام
در صحف ادريس ( عليهالسلام) است:
«اذا دخلتم في الصيام فطهروا نفوسکم من کل دنس و نجس و صومو الله بقلوب خالصة صافية منزهة عن الافکار السيئة و الهواجس المنکرة فان الله سيحبس القلوب اللطخة و النيات المدخولة و مع صيام افواهکم من الماکل، فلتصم جوارحکم من الماعم فان الله لا يرضي منکم ان تصوموا من المطاعم فقط لکن من المناکير کلها و الفواحش باسرها» (4)
حضرت ادريس پيامبر ( عليهالسلام) در صحف خويش فرمود: هر گاه وارد ماه صيام شديد، پس خويشتن را از هر پليدي و ناپاکي پاک سازيد، (درون خود را براي پذيرش عبادت ويژه خداوند پاکسازي نمائيد) و روزه بگيريد براي خداوند با قلبي خالص و نوراني و پاک از فکرهاي بد، و صداهاي نامفهوم و بيمعني و زشت، زيرا خداوند حبس مينمايد دلهاي ناپاک و نيتهاي غير خالص شما را و دهنهاي شما نبايد فقط با امساک از خوردنيها صائم و روزهدار باشد. بلکه بايد جوارح شما از گناهان نيز روزه باشد (يعني اعضاء شما هم بايد از معصيتخدا امساک نمايد) و همانا خداوند راضي نميگردد و خشنود نميشود از شما به اينکه فقط از خوردنيها پرهيز کنيد، بلکه از کل منکرات و زشتيها بايد پرهيز نمائيد تا آنجا که تغيير حالت پيدا کنيد.
اثرات منفي غيبت و نمامي در روزه
امام رضا عليهالسلام فرمود:
«اجتنبوا الغيبة غيبة المؤمن، و احذروا النميمة، فانهما يفطران الصائم و لا غيبة الفاجر و شارب الخمر و اللاعب بالشطرنج و القمار» (5)
از غيبت مؤمن اجتناب کنيد، و از نمامي بپرهيزيد، براستي که غيبت و نمامي روزه صائم را باطل مينمايد، (و اثرات و ثواب روزه را زايل ميگرداند) ، ولي از فاجر و شارب الخمر و شطرنجباز و قمار باز غيبتي نيست، (يعني آنان از خود هتک حرمت نمودهاند، و آبرو از خويش بردهاند) .
و اما اينکه جدا غيبت و نمامي روزه را باطل مينمايد روزه کتيري از روزهداران باطل است ولي فقها فتوي به بطلان ندادهاند.
روزه حجاب زبان و گوش و چشم از گناه است
از فقه الرضا ( عليهالسلام) روايتشده که حضرت رضا ( عليهالسلام) در رابطه با شرائط روزه و روزهداري چنين فرمود: «و اعلم يرحمک الله ان الصوم حجاب ضربه الله عز و جل علي الالسن و الاسماع و الابصار و سائر الجوارح لما له في عادة من شره و طهارة تلک الحقيقة حتي يستربه من النار، و قد جعل الله علي کل جارحة حقا للصيام فمن ادي حقها کان صائما و من ترک شيئا منها نقص من فضل صومه بحسب ما ترک منها» (6).
بدان (اي روزهدار) خداي رحمتت کند، که براستي روزه ستر و حجابي است، که خداوند او را بر زبانها و گوشها و چشمها و سائر جوارح زده است، هر گاه معتاد بر زشتيها و شر و فساد باشند، (چون زبان و گوش و چشم و ساير جوارح هر گاه تحت کنترل دقيق ايمان و دين شخص باشند، از شر آنان کاملا در امان ميباشد) که طهارت (و حجاب صوم) بر اسماع و ابصار و غيره، او را از آتش جهنم ميپوشاند و حجابي محکم از آتش براي او خواهند شد. به تحقيق خداوند بر هر «آدم» خستهاي براي روزه گرفتن حقي مقرر فرموده است، پس اگر آن حق را اداء کند (و به خوبي حق روزهداري را به جاي آورد) هر آينه صائم و روزهدار است، (يعني به جاي آورده حق روزه را) و هر کس بعضي از آن شرايط را ترک نموده، از فضيلت و ثواب روزهاش به قدر و بحسب آنچه ترک کرده کاسته است.
شاعر پارسي زبان چه نيکو گفت
گوش بگشا لب فروبند از مقال
هفته هفته، ماه ماه و سال سال
صمت عادت کن که از يک گفتنک
ميشود ذو النار اين تحت الحنک
از يک سخن ناروا بر اثر پر گوئي، تحت الحنک مقدس به فضاحت ذو النار (کراوات) در ميآيد که حقا با مسما استيعني صاحب آتش ميشود.
از زني که با زبان شوهرش را بيازارد هيچ عبادتي قبول نخواهد شد
از منهيات رسول گرامي خدا (صلي الله عليه و آله) ميخوانيم:
«ايما امراة آذت زوجها بلسانها لم يقبل الله عز و جل منها صرفا، و لا عدلا، و لا حسنة من عملها حتي ترضيه، و ان صامت نهارها، و قامت ليلها، و اعتقت الرقاب، و حملت علي جياد الخيل في سبيل الله و کانت في اول من يرد النار، و کذلک الرجل اذا کان لها ظالما» (7)
فرمود: هر زني که شوي خويش را به زبان بيازارد، خداوند هيچ عمل و حسنهاي را از او قبول نکند، تا شوهر را راضي سازد، اگر چه در تمامي روزهاي عمرش روزه باشد، و تمامي شبهاي زندگيش را به نماز ايستاده باشد، و تمامي بندگان را آزاد سازد، و هميشه ملازم گردن اسبان (که حاکي از جهاد دائمي است) در راه خدا بوده باشد، اول کسي است که وارد آتش جهنم خواهد شد، و نيز اينچنين است اگر مرد به زوجه خويش ظلم نمايد، (يعني همه اين عذابها براي آن مرد نيز جاري خواهد بود. )
از آنجائي که روزه، دانشگاه اخلاق و تزکيه نفس و وسيله خود سازيست، لذا روزهدار بايد در اين دانشگاه از کليه آداب و برنامههاي تربيتي برخوردار، و در قيقتخود بايد يک معلم اخلاق بوده و بر اعضاء و جوارح خويش تسلط کامل داشته باشد.
چشم و گوش و زبان و. . . تو هم بايد روزه باشند
در اينجا معلم واقعي اخلاق و پيشواي ششم حضرت جعفر بن محمد (عليهما السلام) ميفرمايد: «اذا صمت فليصم سمعک، و بصرک، و شعرک، و عدد اشياء غير هذا، و قال: لا يکونن يوم صومک کيوم فطرک» (8) آنگاه که روزه هستي، پس بايد گوش و چشم و موي تو در حال امساک باشند (از گناهان و هر نوع معاصي که از آنها خواسته است پرهيز نمايند) امام چيزهاي ديگري غير از آنچه را نامبرده شمرد و سپس فرمود: البته نبايد روز، روزهداريت همانند روز افطارت باشد. (يعني اين قدر آثار تربيتي روزهات زود گذر نباشد، که هيچ گونه تفاوتي با روزهاي قبل و بعد از روزهات، جز امساک از خوردنيها و آشاميدنيها، نداشته باشي) .
در اينجا بي مناسبت نيست که از مفاد اين شعر استفاده کنيم.
گوش تواند که همه عمر وي
نشنود آواز و دف و چنگ و ني
ديده شکيبد ز تماشاي باغ
بي گل و نسرين بسر آرد دماغ
گر نبود بالش آکنده پر
خواب توان کرد حجر زير سر
ور نبود دلبر همخوابه پيش
دست توان کرد در آغوش خويش
اين شکم خيره سر پيچ پيچ
صبر ندارد که بسازد به هيچ
بنيان گزار اسلام حضرت ختمي مرتبت فرمود:
«ما من عبد صائم يشتم فيقول: اني صائم، سلام عليک لا اشتمک کما تشتمني الا قال الرب تعالي استجار عبدي بالصوم من شر عبدي قد آجرته النار» (9)
نيست (بنده) روزهداري که مورد شماتت و ملامت قرار گيرد، و او به ملامت کننده بگويد: من روزه هستم سلام بر تو و من شماتت نميکنم، آنچنان که تو شماتت ميکني، همچنان که خداوند تعالي ميفرمايد: پناهندگي جستبنده من به روزه از شر ديگر بنده من، به راستي پناه دادم او را از آتش جهنم و اين کلاس تربيتي روزه است که آدمي را تربيت مينمايد.
حقوقي که روزه از يک مسلمان دارد
در رساله حقوق، امام سجاد عليهالسلام حقوق افعالي را براي انسان ميشمرد، وقتي به روزه ميرسد و حقي که روزه، اين فريضه الهي از انسان متعهد و مسؤول دارد، اينگونه بيان ميفرمايد:
«و اما حق الصوم فان تعلم انه حجاب ضربه الله علي لسانک و سمعک و بصرک و فرجک و بطنک ليسترک به من النار. و هکذا جاء في الحديث: «الصوم جنة من النار» فان سکنت اطرافک في حجبتها رجوت ان تکون محجوبا و ان انت ترکتها تضطرب في حجابها و ترفع جنبات الحجاب فتطلع الي ما ليس لها بالنظرة الداعية للشهوة و القوة الخارجة عن حد التقية لله لم تامن ان تخرق الحجاب و تخرج منه، و لا قوة الا بالله» (10)
اما حق روزه آن است که بداني اين پردهاي است که خداوند در برابر زبان، گوش، چشم، فرج، و شکمت آويخته تا تو را از آتش بپوشاند، چنان که در حديث آمده «روزه سپر آتش است» ، اگر اعضاي خود را در پس اين پرده نگاه داري (و آنها را از گناه حفظ کني) اميد است (از عذاب) محجوب و محفوظ باشي و اگر اعضاء پشت پرده آرام نگيرد، و گوشه و کنار آن بالا رود، و عضوها براي تجاوز از حدود سرکشد، چشم نگاه شهوت انگيز کند، نيروها که بايد براي حفظ بدن بکار رود به راه ديگر مصرف شود، ممکن است، پرده پاره گشته بدن بيرون افتد (و طعمه آتش گردد) و لا قوة الا بالله، بلي روزه صحيح، سند شرافت، و معيار هوش، و نيروي اراده انسان است، از اين جهت ميتوان کند ذهني و ضعف اراده را متضاد با روزه دانست.
روزهداران سه درجه تقسيم ميگردند
در آداب و شرائط روزه و صائمين و نحوه روزهداري مرحوم فيض کاشاني رحمة الله عليه در کتاب محجة البيضاء خويش تقسيماتي قائل است و روزه آنان را به سه درجه تقسيم نموده است.
1- صوم العموم
2- صوم الخصوص
3- صوم خصوص الخصوص
اما صوم العموم، و آن نگهداشتن شکم و فرج از حرام و شهوات نامشروع ميباشد که آن امساک از تمامي خوردنيها و آشاميدنيها و مفطرات ديگر است که از اذان صبح تا اذان مغرب کل چيزهائي که روزه را باطل مينمايد اجتناب نموده، و روزه خويش را باطل نميگرداند.
و اما صوم الخصوص، و آن نگهداشتن گوش و چشم و زبان و دست و پا و ساير جوارح از کل معاصي و گناهان است، در اينجا مرحوم فيض تکيه به رواياتي ميفرمايند که ما در بخشهاي خود آوردهايم و به طور اشاره متذکر ميگرديم:
شرائط روزهدار از امام صادق (ع)
اول بستن چشم و حفظ کردن آن از نگريستن طولاني به سوي هر چيزي که نهي يا مکروه شده.
امام صادق ( عليهالسلام) فرمود: وقتي که روزه هستي بايد گوش و چشم و مو و پوست و ديگر اعضاي بدنت روزه باشند، يعني از گناهاني که بر آن اعضاء حرام شده اجتناب نمايند و حتي چيزي که قلب را به خود مشغول مينمايد و از ذکر خدا غافل ميسازد، بايد پرهيز کرد.
و يا در حديث ديگر امام ميفرمايد: نبايد روز روزهداريتبا روز فطرت مساوي و برابر باشد، که پيامبر (صلي الله عليه و آله) ميفرمايد: نگاه تير مسمومي از تيرهاي ابليس است، پس کسي که از لذت آن نگاه بگذرد، براي ترس از خدا، خداوند ايماني به او مرحمتخواهد فرمود، که حلاوتش را در قلب خويش احساس نمايد.
دوم حفظ زبان از هذيان، دروغ، و غيره است. مراء و جدال را رها کن، و خادم خويش را رنج نده و در حال روزه، با وقار و حليم باش، که هرزگي و هرزه گوئي تو را در حال روزه به جهال و ياوه گويان ملحق نسازد، که پيامبر (صلي الله عليه و آله) شنيد از زني که بجاريه خويش فحش و ناسزا ميگفت، در حالي که روزهدار هم بود، حضرت براي او دستور فرمود طعامي بياورند، فرمود به آن زن که بخور، عرض کرد يا رسول الله من روزه دارم حضرت فرمود چگونه روزهداري و حال آنکه به جاريهات نسبت ناسزا ميدهي و فحاشي ميکني، و به راستي روزه فقط امساک از طعام و شراب نيست.
داستان دو زن روزهدار که غيبت مردم ميکردند
روايتشده دو زن در عهد پيامبر (صلي الله عليه و آله) روزهدار بودند، در آخر روز حالشان از شدت گرسنگي و تشنگي وخيم شد و نزديک بود که تلف گردند، پس فرستادند کسي را پيش رسول خدا (صلي الله عليه و آله) که تا از آن حضرت اذن افطار بگيرند، پيامبر (صلي الله عليه و آله) ظرفي را فرستاد براي آن زنان، فرمود: به ايشان بگو که در داخل اين ظرف قي کنيد آنچه که خورديد، پس يکي از آندو قي کرد نيمي از آن ظرف را از لختههاي خون و گوشتخالص پر کرد، و آن ديگري نيز با قي و استفراق خويش بقيه ظرف را پر نمود، مردم از اين ماجرا به شگفت درآمدند و تعجب کردند، پيامبر (صلي الله عليه و آله) فرمود: اين دو زن از آنچه که بر آنها حلال بود امساک نمودند، و بر آنچه که بر آنان حرام بود روزه خويش را باطل نمودند، به اين صورت که نشستند در کنار هم ديگر، از مردم غيبت کردند، و اين است آنچه که پشتسر مردم گفتند که در اين ظرف است، از گوشتهاي آنان.
سوم- نگهداري گوش از شنيدن هر مکروهي، زيرا هر چيزي گفتنش حرام است، شنيدن و گوش فرا دادن به او نيز حرام است، و لذا به پيشگاه خداوند گناه شنونده دروغ و خورنده حرام يکسان است، که خداوند در قرآن ميفرمايد:
سماعون للکذب اکالون للسحت (11)
چهارم- نگهداشتن بقيه اعضاء و جوارح بدن است از قبيل دست و پا از مکاره و نگهداري شکم از شبهات و غذاهائي که مشتبه است در وقت افطار، پس معني ندارد که صائم از غذاي حلال پرهيز کند، سپس با فعل حرام افطار نمايد روزه خويش را (با دروغ و نمامي و غيبت) پس مثال اين صائم همانند کسي است که در يک شهر قصري بسازد و آنگاه شهر را خراب کند، که پيامبر (صلي الله عليه و آله) فرمود: چه بسا روزهداري است که از روزهاش جز گرسنگي و تشنگي چيزي عايدش نميگردد.
پنجم- از غذاي حلال وقت افطار آن قدر نخورد که معده پر شود که هيچ ظرفي مبغوضتر به پيشگاه خداوند از شکم پري نيست که از غذاي حلال پر شده باشد، که در نتيجه قدرت هيچ گونه عبادتي و بهره برداري از شبهاي پر فيض ماه رمضان نداشته باشد، و ثانيا اين عمل با روزهداري و دستورات روحاني و معنوي روزه و اثرات آن منافات دارد.
ششم- اينکه قلبش بعد از افطار مضطرب و معلق بين خوف و رجا باشد، زيرا نميداند که آيا روزهاش مقبول حضرت حق قرار گرفته يا خير، آيا با قبولي روزهاش جزء مقربين استيا با عدم قبولي روزه جزء آنهائي که مشمول خشم خداوند هستند ميباشد، پس اين است معني واقعي و باطني روزه، که اين نوع روزه در رتبه انبياء و اولياء گرامي خدا خواهد بود. (12)
پينوشتها:
1- وقايع الايام خياباني، ص 432.
2- بحار الانوار، ج 96، ص 295.
3- نهج الفصاحه، حديث 1459.
4- نقل از وقايع الايام خياباني، ص 431.
5- فقه الرضا ( عليهالسلام) .
6- مستدرک الوسائل، نقل از وقايع الايام خياباني، ص 432.
7- مکارم الاخلاق، ج 2، ص 368.
8- وافي ج 7، ص 33.
9- ماه مبارک رمضان، ص 173.
10- تحف العقول، رساله حقوق امام سجاد ( عليهالسلام) ص 295.
11- سوره مائده، آيه 42.
12- از کتاب شريف محجة البيضاء، ج 2، ص 130
روزه درمان بيماريهاي روح و جسم، موسوي راد لاهيجي،سيد حسين؛
سروش رمضان