ب) عوامل اقتصادی
مهمترین عوامل پیدایش فقر تحمیلی را باید در عرصهی اقتصادجستوجو كرد؛ وعامل اصلی در بین این عوامل،نوع روابط اقتصادی حاكمبرجامعه است.روابط ناسالم اقتصادی بر بسیاری از مردم تأثیر مینهد، شكافطبقاتی میان اقلیت پردرآمد و اكثریت تهیدست را فزونی میبخشد و ممكناست سرانجام اقتصاد كشور را فلج كند؛ برای مثال اجرای اقتصاد سرمایهداریدر كشورهای توسعه نیافته میتواند پیآمدهای زیانبار در پی داشته باشد؛پیآمدهایی كه هر یك از عوامل مهم ایجاد وگسترش فقر به شمار میآید.بخشی از این آثار عبارت است از:
1. توزیع ناعادلانهی ثروت
درجوامعی كه ثروتها و منابع طبیعی، كه بر اساس آیات قرآن كریم برایبهرهبرداری همهی مردم آفریده شده، در اختیار گروههایی خاص قرارمیگیرد و بسیاری از مردم از آن بیبهرهاند، فقر فراگیر میشود و بهتدریجفاصلهی طبقاتی فزونی مییابد. هرچند خصوصیات شخصی طبقات فقیر،چون تنبلی، بیكارگی، پایین بودن سطح فرهنگ و برخی از عوامل دیگراقتصادی و اجتماعی در تهیدستی بیشتر كمدرآمدها مؤثر است؛ ولی در اكثرموارد سبب اصلی ستم سرمایهدارانی است كه تنها به سود خودمیاندیشند.خداوند میفرماید: «بیتردید خداوند هرگز به مردمان ستمنمیكند و خود مردم بر خویشتن ستم روا میدارند.»
امام صادق (ع) نیز میفرماید: آنچه بر سر فقرا، نیازمندان،گرسنگان وبرهنگان میآید، همه در اثر گناه توانگران است.
در روایتی دیگر چنین میخوانیم: هرگاه میان مردم به عدالت رفتارمیشد، بینیاز میشدند.
این سخن میزان تأثیر بیعدالتی در تنگدستی جوامع را نشان میدهد. البتهمنشأ نابرابری اقتصادی و پدید آمدن فاصلهی طبقاتی را باید در مراحلمختلف قبل از تولید، تولید و توزیع جستوجو كرد. اسلام برای برقراریعدالت در این مراحل، با در نظر گرفتن استعدادها وتلاش متفاوت انسانها،رهنمودهایی ارائه داده است كه در فصل بعد مورد بررسی قرار میگیرد.
2. افزایش بیرویهی قیمتها
یكی از ویژگیهای اقتصاد سالم، ثبات نسبی قیمتهاست.تورّمهای لجامگسیخته آثار سوء فراوانی در ابعاد مختلف اقتصاد برجای مینهد. بخشی ازاین آثار در توزیع درآمدها، پسانداز، تولید، بودجهی دولت و موازنهی ترازپرداختها قابل مشاهده است كه هر یك به نحوی در پدیدهی فقر تأثیرمینهد. برخی از محقّقان اثر تورّم بر توزیع درآمدها را از دیگر موارد مهمترمیدانند و سبب فقر فراگیر و افزایش شكاف طبقاتی میشمارند. «لفتویچ»و «شارپ» میگویند:
تورّم برای بعضی به منزلهی مالیات و برای برخی دیگر به مثابه نوعی كمكمالی (سوبسید) است.
یكی از خصوصیات تورّم، ناهمآهنگی تغییرات قیمتها و درآمدهاست.بدین ترتیبكه بهای برخی از كالاها و درآمد بعضی از گروهها، با آهنگیشدید افزایش مییابد؛ در حالی كه بهای بخشی دیگر از كالاها و درآمد سایرطبقات بهكندی بالا میرود یا ثابت میماند. نتیجهی این عدم تناسب، فقیرشدن طبقات متوسّط و شدت یافتن فقر طبقات ضعیف است.
3. فقدان امكانات شغلی
بیكاری بلای اجتماعی ـ اقتصادی شناخته شدهای است كه به از دستدادن حیثیت و كاهش تولید و پسانداز میانجامد و از عوامل مهمّ پیدایش وتشدید فقر شمرده میشود. پایین بودن نرخ بیكاری از شاخصهای مهمتوسعهی یك كشور به شمار میآید و بههمین جهت، ایجاد فرصتهای شغلیبرای جویندگان كار یكی از اهداف سیاستهای اقتصادی است. البته چنانكهدر فقر ارادی اشاره شد، برخی از افراد، بهرغم وجود امكانات شغلی، بهسببتنبلی یا نداشتن تخصّص لازم بیكارند.
4. ضعف مدیریت و تخصّص نیروی انسانی
یكی از علل عمدهی فقر كشورها، فقدان مدیریت متخصّص و كاردان درامور اقتصادی است و چه بسا از این طریق زیانهای فراوانی به مسلمانان واردمیشود. آیات و روایات بسیار، مؤمنان را از سپردن كارها به غیر متخصّصانو ناآگاهان باز داشته است. در قرآن كریم میخوانیم:
و لا توتوا السفهاء امولكم الّتی جعل اللّه لكم قیاماً.
اموالتان را، كه خدا مایهی سامانیابی زندگی شما قرار داده است، در اختیاركمخردان قرار ندهید.
امام صادق (ع) غیر متخصّصان دخالتكننده در امور را در شمارخیانتپیشگان قرار داده است؛ زیرا هر دو سرمایههای كشور را نابودمیكنند. آن حضرت همچنین به ناشایستگانی كه امور مسلمانان را به عهدهگرفتهاند، هشدار میدهد.
5. بازدهی پایین و عدم كارآیی در تخصیص منابع
بیشتر اقتصاددانان اقتصاد را به معنای استفادهی بهینه از منابع كمیابمیدانند. هر كشوری كه از منابع خود بهتر استفاده كند، در توسعه موفّقترخواهد بود. استفادهی نادرست و غیر اقتصادی از این منابع اشكال مختلفیدارد؛ یكی از مهمترین این اشكال، كه بسیاری از كشورهای جهان سوّم با آندست به گریبانند، فروش منابع طبیعی بهصورت خام است. كشورهایثروتمند این منابع را به بهای ارزان میخرند و پس از انجام تغییراتی به بهایگزاف به صاحبان اوّلیهی آنها می فروشند.نكتهی قابل توجّه آن است كه گاهاز نیروی كار ارزان و نیز پسانداز همین كشورها در بانكهای كشورهایتوسعهیافته، برای تبدیل این منابع استفاده میشود. در این موارد، كشورهایثروتمند نقش دلاّلان ماهر را بازی میكنند؛واسطههایی كه در چهرهیدایههای دلسوزتر از مادر ثروتهای هنگفت كشورهای عقبمانده رامیربایند. و سرانجام با فروش فرآوردههای صنعتی به مردم این سرزمینها،اندك پولی را، كه در مقابل منابع و كار فراوان به آنها دادهاند، از آنان بازمیستانند.
استفادهی نادرست از منابع در كشورهای فقیر بدانچه گفته شد، محدودنمیشود. مصرفگرایی و بد تر از آن تهیه وبه كارگیری مواد مخرّبی كه اغلببسیار گران است، از موارد دیگر اتلاف منابع شمرده میشود؛ و كشورهایاستعمارگر در این جهت نقش اساسی دارند. بر اساس آموزشهای دینی،مسلمانان در حفظ اموال عمومی و استفادهی درست از آنها مسئولند و باید ازاسراف، زیادهروی و تدبیر نادرست در این اموال بپرهیزند.
ج) عوامل فرهنگی ـ اجتماعی
1. خودباختگی
گروهی از مردم كشورهای جهان سوّم، در اثر تبلیغات مسموم كشورهایثروتمند، دچار باورهای غلطی شدهاند كه نتیجهیی جز عقبماندگی و فقرندارد. خودباختگی در برابر كشورهای توسعهیافته، یكی از این باورهاینادرست است. خودباختگان چنان میپندارند كه كشورهای جهان سوم ازنوآوری، استعداد و نبوغ بیبهرهاند و همیشه باید منتظر بمانند تا نظریههایعلمی و اختراعها و اكتشافها از سرزمینهای توسعهیافته سمت جهان سوّمسرازیر شود؛ ناگفته پیداست این باور با واقعیت بسیار فاصله دارد؛ تجربهخلاف آن را ثابت كرده است و به طور معمول اختراعها واكتشافها پس ازسوختن و بیخاصیت شدن، در مسیر اجرای اهداف استعماری، در اختیارجهان سوم قرار میگیرد.
2. انحصاری بودن دانش و فنآوری
امروزه نقش دانش و فنآوری در توسعهی كشورها بر كسی پوشیده نیست.كشورهای جهان سوّم بهسبب باورهای نادرستی كه ذكر شد و نیز نبودنزمینههای اقتصادی پژوهش از این دو ابزار بیبهرهاند. كشورهای توسعهیافته،اغلب بهجهت خوی استعمارگرانهشان، از انتقال این ابزارها به جهان سوّممیپرهیزند.
یكی دیگر از نقشههای استعمار در جهان سوّم، فراهم ساختن زمینه برایفرار مغزهاست. نتیجهی این فعالیتها، عقبماندگی و فقر بیشتر اینكشورهاست.
3. ترویج گناه و متزلزل شدن باورهای دینی
چنانكه گذشت، بیایمانی و گناه از عوامل فقر شمرده میشود. تأثیر گناهو سستی ایمان در سطح جامعه بسیار بیشتر و روشنتر است. و آثار آن،علاوه بر گناهكاران، همهی مردم را در بر میگیرد. به همین سبب، یكی ازبرنامههای استعمارگران ونیز فرمانروایان خودكامه، ترویج زمینههای گناه درجامعه و تضعیف پایههای اعتقاد و ایمان مردم، بهویژه نسل جوان، است.
4. اعتیاد و...
ترویج اعتیاد در سطح جامعه، از دیگر عوامل اجتماعی فقر است. افكندنجوانان در دام اعتیاد، آسانترین و مؤثّرترین روش برای از بین بردنروحیهی انقلابی و تلاش و فعالیت در یك كشور است و دشمنان، برایرسیدن به اهداف خود، از آن بهره میگیرند. تجربهی هندوستان در زمانسلطهی انگلیس و نیز ایران پیش از انقلاب اسلامی نمونهی روشن بهكارگیریاین ابزار بهوسیلهی استعمارگران است.
نكتهی قابل توجّه در عوامل اجتماعی فقر، تأثیر متقابل آنها و پدیدهی فقردر یكدیگر است؛ یعنی چنانكه اعتیاد یا گناه سبب فقر میشود؛ فقر نیز آثاریچنین درپی دارد و به ترویج اعتیاد و ناهنجاریهای اجتماعی دیگر میانجامد.
«ضمیمه»
برای اندازهگیری نابرابری درآمدها در یك جامعه از شاخصی به نامضریب جینی(G) استفاده میكنند كه تغییرات آن بین صفر و یك است.زمانیكه G بین 3/0 تا 5/0 باشد، توزیع درآمدها نیمه متعادل است؛هنگامیكه بین 3/0 و صفر باشد، توزیع درآمد متعادل خوانده میشود؛و اگربیش از 5/0 باشد، توزیع درآمد نامتعادل است.ضریب جینی را از طریقمنحنی لورنز محاسبه میكنند. منحنی لورنز نشاندهندهی آن است كه چنددرصد از درآمد به چند درصد از جمعیت تعلق میگیرد.