مطلب زیبا
روزگاری آمدی و تمام وجودم ازآن تو شد،اما امروز هر آمدنی رفتنی نیز به همراه دارد و روزهای خوش،ماندنی نیستند و هر بهاری خزانی دارد.وهر طلوعی نیز غروبی.....
برای آن روزهای رفته و برای قلب شکسته ام که بی صدا و در سکوت بی انتهایش در اعماق سینه ام شکسته تر شد، می گریم و اشکهایم را برای تسکین دردهای بی امانم که وجودم را در بر گرفته مرهم می کنم و مفهوم چشمان پر اشکم را تنها برای آیینه معنا می کنم و رازش را تنها معبودم می داند و یگانه قلب رنجورم!
امان از لبخندهای زود گذر و آه از گریه های ناتمام....
امان از قلبهای سنگی و یخ زده و آه از قلبهای نازک شیشه ایی
امان از عشق و دوست داشتنهای دروغین و افسانه ایی
و آه از این روزگار فانی و پر از سراب...
